Posts Tagged ‘ندا’

اسطوره دیگری شکست ، باز هم ندا

پیشاپیش از اینکه در این نوشته لینکی به نوشته دیگران نمی دهم پوزش می خواهم ولی گفته ها و نوشته ها در این باره اولا بسیار راحت قابل دسترسی هستند و دوما تنها سندی بر جمود فکری بخشی از نیروهای سبز است.

مسیح علی نژاد می نویسد که ندا آقا سلطان امروز دوباره کشته شد ، با سفر کسی که نامزدش هم نبود به اسراییل. معلوم نیست اگر واقعا خبری از رابطه نبوده چرا این قدر برآشفته اند. خواهر ندا مصاحبه می کند و می گوید که آنها بی شک اگر ندا کشته نمی شد با هم زندگی می کردند. مادر ندا شجاعت را تمام می کند و می گوید که هر کسی به هر جا دلش خواست سفر می کند یا نمی کند. ابراهیم نبوی شیرجه می زند و بقایای روحیه اسلامیست ش را بیرون می ریزد ، آنتی سمیتیسمی که فرزند حرامزاده همخوابگی اسلام گرایان و استالینیست هاست.

تصویری جدید جلوی چشمان شما می نشیند : ندا با وجود اینکه رفته است ، هنوز برای ما قهرمانی می کند. قهرمان تصادفی ما ، هنوز هم دست از بت شکنی بر نمی دارد ،هرچند ناخواسته. ندا با نگاهش اسطوره نظام اسلامی و مقدس مابی ش را شکست. حالا دوباره اسطوره دیگری را از اخلاق مداری اسلامیست های «خوب» می شکند و آنها را رسوا می کند. برخلاف گفته مسیح ، ندا کشته نشد ، بلکه اسطوره دیگری را نابود کرد.

موضوع اسرائیل تابویی ست که هیچ کسی دوست ندارد به آن نزدیک بشود. وقتی ولی فقیه سبز ها ، کدیور به ایالات متحده می رود و کرسی می گیرد قهرمانی کرده ولی وقتی کاسپین به اسرائیل می رود به آرمان های جنبش خیانت کرده است. کسانی که اول بار به امریکا رفتند هم به جاسوس جمهوری اسلامی بودن متهم شدند . اما به محض اینکه عده دیگر هم این نعمت نصیب شان شد ، صدای اعتراض شان هم خوابید. حتم دارم اگر اسرائیل اجازه ورود مخالفان بیشتری از نظام را بدهد ، اعتراض ها هم کم خواهد شد و چه بسا اسرائیل بعد از ایالات متحده دومین مرکز قدرتمند ایرانی های ضدحکومت شود. رفتار شرم آور اسلامیست های سبز در قبال ماکان فاقد استدلال است. در تاریخ مدرن ایران ایالات متحده بسیار آسیب بیشتری رسانده تا اسرائیل. در واقع به یاد نمی آورم که اسرائیل دست به عملی در قبال ایران زده باشد. صد البته که اسرائیل تمام تلاش های شیطنت امیز سپاهی ها و فاشیست های اسلامی را ناکام گذاشته ولی عملی خلاف منافع ملی ایران انجام نداده است.

موضوع نقض حقوق بشر در اسرائیل چیزی نیست که آقایان تازه کشف ش کرده باشند . در واقع فعالیت ارگان های غیر دولتی در دنیا به مراتب بیشتر از اظهار فضل آقایان برای فلسطینی ها موثر واقع شده. اسلامیست های سبز ، کمترین تاثیری بر مراکز تصمیم گیری بین المللی برای کاهش رنج و درد فلسطینی ها نداشته اند و تنها ژست اسرائیل ستیزی را مصادره کرده اند. اگر قرار به تنظیم روابط خارجی بر اساس نقض حقوق بشر است امروز بزرگترین ناقض حقوق بشر با فاصله بسیار کره شمالی ، سودان ، چین و لیبی و البته خود ایران ست که اتفاقا ایران روابط بسیار خوبی با بقیه دارد. تا زمانی که هیچ اعتراضی متوجه سرکوب غیر انسانی در چین و کره شمالی نیست ، و رییس مجلس ایران در اقدامی خجالت بار برای حمایت از عمر البشیر جنایت پیشه بعد از صدور قرار بازداشت توسط دادگاه حقوق بشر به این کشور سفر می کند ، صحبت از حقوق فلسطینی ها و جنایات اسرائیل علیه بشریت تنها ریاکاری ست.

ابتدای راه

پشت سر اخبار ضد و نقیض است که می رسد. خاتمی به نیابت از همه مخالفان ، بدون گرفتن وکالت، نامه عاشقانه می نویسد و در کوچه رهبری می اندازد. شیخ کروبی هم جوگیر می شود و برای باز شدن باب توافق هم که شده ، حرف از قبول دولت دارد. حالا انگار کسی منتظر به رسمیت شناسی اوست.

به دید نویسنده اما ، موضوع را اصولا زد و بند نمی دانم. قبل تر هم در «خواص بشنود» نوشتم که اهمیت این تلاش ها برای جنبش سبز ، هیچ است. چرا که این مذاکرات در غیاب منافع ایران و تنها در جهت نجات حکومتی غریق اوضاع بد اقتصادی و فشار خرد کننده تحریم ها صورت می گیرد. با تصویب لایحه هدفمند کردند یارانه ها ، خوش بین ترین نمایندگان دولت هم تورم پیش رو را ۳۰-۴۰درصد تخمین می زنند. دورجدید تحریم ها در راه است . رکود شدید اقتصادی در بیش از یک سال گذشته ، بسیاری از موسسات بانکی و دولتی را به مرز ورشکستگی کشانده . بعید نیست با چنین آمار و ارقامی ، مثلث خاتمی ، میرحسین و کروبی تصمیم به نجات «اصل» انقلاب شان گرفته باشند ، چیزی که از روز اول هم وعده ش را می دادند. احتیاط واجب شاید وجوب دینی داشته ولی شرط عقل هم هست ، آنگاه که از روز اول هم بخش مهمی از صدای معترضین حمایت خود را مشروط و محدود اعلام می کردند.

به کسانی که غمازی خاتمی با اعصاب شان بازی کرده نوشته مسعود خان بهنود توصیه می شود تا چند صباحی بروند به فضای حماسی. افراد کم شماری هم که خون ندا و سهراب و ده های دیگر را هدر رفته می بینند ، آرامش توصیه می شود و نگاه به عقب.

اینکه آیا «خواص» شنیده است یا نه ، و اینکه اندرونی بیت رهبری دوباره روی آرامش خواهد دید یا نه را تنها و تنها آینده روشن خواهد کرد ، ولی می توان از بلندای فریادهای جمهوری ایرانی حدس زد که ما تازه در ابتدای راه هستیم.

برای بقا

آذر نفیسی در وصف ندا ، که نفر دوم در لیستی شده است که به عقیده نیوزویک در دهه گذشته کره خاکی را زود ترک کرده اند ، می نویسد :

«ندا فعال سیاسی نبود . تنها خواسته ش زندگی ای بود که بسیاری از ما ارزش اش را فراموش کرده ایم. در واقعه مصیبت بار مرگش ، تبدیل به نماد زندگان شد. کنایه آمیز این ست که ژریم که بر سر کار آمد تصور داشت که کسی مثل ندا نمادش است و نه اینکه نماد ما باشد. آنها باور داشتند کسی مثل ندا ، از کسی مثل من ابراز انزجار کند. اما حقیقت این ست که کسی که بیش از همه جلوی خشونت این انقلاب ایستاده است ، فرزندان این انقلاب اند ، از نسل جوان ، همانند ندا آقا سلطان.دختری که فلسفه می خواند ، کلاس آواز می رفت و میل دایمی داشت که عاشق بشود ، و در تظاهراتی که تنها نظاره گرش بود به قتل رسید.

مبارزه امروز در ایران ، تنها سیاسی نیست ، برای بقا است. به این دلیل که تنها بر علیه سرکوب سیاسی نیست بلکه خواسته مردم مبنی بر داشتن حرمت انسانی ست و حق انتخاب نوع زندگی . وقتی همه آزادی ها و اجزای زندگی مایملک حکومت می شود ، مبارزه شما اگزیستانسیل ( ذات گرایانه ، وجود گرایانه ) می شود. دلیل اینکه نسل ندا چنین استثنایی ست همین است.نسل من آزادی های داشته اش را بی اهمیت می دانست. من اگر می خواستم آزاد بودم که آواز بخوانم و اگر می خواستم آزاد بودم که فلسفه بخوانم. نسل ندا هزینه آزادی های شخصی شان را با جان شان پرداخت کردند.»

در این میانه پرمصیبت ، کمی هم روحیه لازم است.

قاتل ندا

عکس ندا در این ویدئو از قبلی ها زیبا تر ست . آفرین بر انتخاب کننده اش.

پدر ندا صراحتا  می گوید دولتی ها در قتل دخترش مسولند. عده ای که رذالت را از رییس جمهوری منتصب شان به ارث برده اند سیرک خیابانی راه می اندازند. وای به روزی که عدالت بر این ها تلخ بیاید. وجدان را بلعیده اند و حیا را قی کرده اند.

کاسپین و ندا

گاردین مصاحبه ای داشته با معشوقه ندای ایران.Vigil for dead Iranian student Neda Agha-Soltan

بخوانید ش.

برای ندای ایران

کالج کویینز دانشگاه آکسفورد با کمک خیرین ،‌ یک کمک هزینه تحصیلی برای رشته فلسفه در مقطع تحصیلات عالی به یادواره ندای ایران تاسیس کرده است. ندا با تیر جهل هم وطنان ش از فرصت اتمام تحصیلات ش در فلسفه محروم شد ،‌بلکه دیگر هم وطنان ش از این فرصت استفاده ببرند.

جهت یادآوری عرض کنم که در مغرب زمین ،‌معمول است که کسی که می خواهد کار خیری انجام بدهد ولی حاضر نیست پول به کلیسا و دیگر ارباب دین بدهد ،‌ معمولا مبالغی هنگفت را در اختیار یک دانشگاه می گذارد که از طریق درآمد ناشی از سرمایه گذاری آن مبالغ یا مصرف مستقیم ش ، دانشجویانی که شایستگی ش را داشته باشند بتوانند از کمک هزینه تحصیلی برخوردار شوند.

در این مورد هم ،‌دانشجویان ایرانی در اولویت قرار گرفته اند ،‌گرچه مسجل نیست ولی معمول این ست که مثلا یک هندی ثروتمند وقتی چنین کمکی می کند در خواست می دهد که هندی ها در اولویت دریافت باشند ،‌بلکه یک هندی دیگر در بخت را بروی خود گشوده ببیند. از این جهت ،‌حدس می زنم این بخشش از سوی جامعه ایرانی انجام شده باشد. به هر صورت در فضای آکادمیک غرب ،‌ ایرانی های برجسته کم نیستند ،‌اما به دلایل بسیار تا به امروز موردی را من مشاهده نکرده بودم که هیچ یک برای هم وطنان شان چنین قدمی برداشته باشند.

این هم از برکات کودتای تیر ماه امسال است که حتی این گروه هم عافیت نشینی را صلاح ندیده اند . جایی خواندم که امر سیاسی یعنی همین : موضوعی که همه را به واکنش وا می دارد و جهت می دهد.مبارک مان باشد.

بحران وجوب

اول این نوشته فل سفه را بخوانید.

صرف نظر از کل مطلب که به نظرم جالب هم نوشته شده است ، بخش ابتدایی ش نظر من را جلب کرد. در سیمای دین تاریخی ، تمنای بشریت نهفته است ، نه حقیقت کائنات.

تمنای وجود انسان نمونه وار ، دیده شدن ظلم بوده است و تمام کتب «آسمانی» که چنین وعده کرده اند ، به این دلیل بوده که از پیش ترش ، نیازش احساس می شده و خریدار داشته.

با توسعه فراگیر علم ، خدا از بسیاری جاها استعفا داده است : پیشتر ادعا می شد که شفا دست خداست ، ظاهراً آنتی بیوتیک ها نظری غیر از این دارند. همین آفت ظاهراً به ساقه تصور ایرانی – اسلامی ما هم زده است و عنقریب است که این شاخه کهنه و بی بار را بیفکند . این اتفاق را تلاقی انفجار رسانه با طغیان مردم نوید می دهد . وقتی چندین و چند مورد از قتل ها ثبت می شود و صدها دستگیری با شرح و تفصیل و تصویر درز می کند و عامه بی دردسر از پشت کامپیوتر شان از نظرات دوست و دشمن با خبر می شوند ، به نظر می آید که جای خدای بینا و شنوا تنگ شده است.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 312 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: