در برنامه اخیر بی بی سی ، عبدی کلانتری هم شرکت داشت. به نظرم دیدنی ست. موضوع هم داغ و روز است ، دیانت ما عین سیاست ماست.
اما به نظر می رسد که در روند برنامه پرگار دچار دو مشکل شده است از دید من :
اول اینکه به شکل پیش فرض کسی که غیر دینی هست نزدیکتر به دوربین و در یک زاویه پشت به دوربین می نشیند و مدافعین دینی دورتر از دوربین. به نظرم درست نیست که برنامه دارای «جا» برای هر کسی بشود. روند پرسش کردن ها هم اغلب اوقات باعث از هم گسیختن روند بحث می شود به جای اینکه باعث روان تر شدن بحث بشود. هر دو به نظرم کوتاهی تهیه کنندگان است ، گرچه تا همین جا پرگار به نظرم بهترین میزگرد های سیاسی اجتماعی فارسی را برگزار کرده.
دوم البته تقصیر از بی بی سی نیست و اشکال اسلامیست هاست. مهم نیست که دیدگاه مخالف اسلامی که آورده اند سکولاریست است یا آتییست است و برای ایشان مهم هم نیست که او چه می گوید ، مهم در حرف ش پریدن و پوزخند زدن در میانه صحبت هایش و از همه بدتر جلوی دوربین درس دادن و ارجاع دادن تاریخی ست. در برنامه های متعددی از پرگار شاهد بودیم که مدافعین اسلام با تعصب خاص مسلمانان ، چهره برنامه را آلوده کردند. فکر می کنم به جز زمانی که داریوش محمد پور در پنل متخصصین بود ، مابقی اوقات این توهین ها اختصاص به پنل مخاطبین دارد. تنها او بود که به خود اجازه داد خطاب به میهمان دیگر برنامه بگوید درس تاریخ تان را درست نخوانده اید. جای شگفتی نیست که او هم پایوری دین می کرد ولی جای شگفتی خواهد بود اگر مخاطبین آماتوری چون او دوباره توسط بی بی سی به صندلی متخصصین راه پیدا کنند. بار اول کوتاهی از بی بی سی فارسی نیست و شرط بر برائت همه است ولی تکرار دعوت از این قماش متعصبین که جلوی دوربین هم انتحار ادبی-اخلاقی می کنند که دین در معرض خطر را نجات بدهند در نگاه بیننده جایگاه مدراتور را به شدت مخدوش خواهد کرد.
در طول این برنامه ها ، جایگاه مخاطبین شباهت مضحکی به جلسه های مذهبی داخل ایران که توسط گروه های فشار مورد حمله قرار می گیرد پیدا کرده است. متاسفانه بی ادبی تبدیل به مشخصه مذهبیون شده و ظاهرا توجه ندارند که بینندگان به تدریج در خواهند یافت که تنها کسی که در میانه یک بحث فلسفی جلوی دوربین نعره می زند و دست در هوا تکان می دهد و دیگران را کم فهم و درس نخوانده و مهاجم به ارزش ها می داند افرادی هستند که اتفاقا علاقه شدیدی به اسلام دارند. شیطنت ذهنی البته تئوری انقراض فکر را که در توصیف حملات تروریستی مسلمانان علیه غرب طرح شده به ذهن متبادر می کند : تنها کسانی استفاده از هر سلاحی را ( اخلاقی یا غیر اخلاقی ) مجاز می شمرند که انقراض خود را به چشم خود می بینند. بر خلاف تعلیمات خویشتنداری و حفظ آرامش، مخاطبین مذهبی که در پنل حاضر شده اند بی استثنا در مقابل چالش های نظری شان ، که لاجرم پرسش از دین محبوب شان است عنان از دست داده اند و گاها توهین آشکار کرده اند. پرگار می بایست برای طاعون انتحار ادبی-اخلاقی خصوصا در برنامه های سیاسی ش فکری هرچه سریعتر بکند.
