Archive for اکتبر 2008

جوانان آمدند و آسمان سقوط نکرد

خوب درست هست که یک خورده دیر هست نوشتن ، اما باید گفت بعد از مساوی ارزشمند جلوی بلغارستان و برد مونته نگرو ، بسیاری از مفسرین ورزشی ایتالیا ، نوشته اند که هیچ دلیلی ندارد وقتی بازیکن هایی مسنی مثل تونی نمی توانند انجام وظیفه کنند ، همین جوان ها جایشان را نگیرند.

این حرف ها در زمانی مربی گفته می شود ، که مشهور است که اصلا ً به زیر 30 ساله ها نگاه هم نمی کند. به هر حال ، دون مارچلو ، با برد دیشب از خودش رکوردس دیگر به جای گذاشت: ایتالیا تحت مربی گری او ، 30 بازی متوالی را نباخته است و این رکوردی ست که ازدهه سی کسی موفق به شکست ش نشده بود.

بازی با بلغارستان ، فشار بی امان بروی خط دفاعی بود که علی رغم بازگشت کانا ، بسیار جوان شده است. نتیجه نشان می داد که آن قدر ها هم که می گویند بی تجربه نیستند این جوانان

بازی با مونته نگرو ، به خصوص به دلیل وجود میرکو ووجینیچ ، مهاجم تیم رم ایتالیا که پیشتر در همین ورزشگاه ، برای لچه بازی می کرده است ، بسیار حیاتی بود ، او تمام نقاط ضعف تیم حریف را می شناسد. در حقیقت با اتکا به همین نقاط، او تک گل مونته نگرو را زد. اما ستاره میدان ، آلبرتو آکویلانی بود ، بازیکن آینده دار رم که با گل های زود هنگام ش ، نتیجه را برای ایتالیا نهایی کرد.

شاید اگر دیشب آکویلانی این قدر گل نکاشته بود ، مارکو آملیا ، دروازه بان کم تجربه ای که به جای Numero Uno در دروازه قرار گرفته بود ، ستاره میدان می شد. به نظر می آید که ایتالیا جانشین برای سلحشور دروازه اش دارد.

ایتالیا این بار بدون بوفون

ظاهراً مصدومیت شماره یک ، جدی تر از چیزی ست که تصور می شده ، بازی مقابل بلغارستان و همین طور بازی مقابل مونته نگرو رو باید بدون او ایتالیا به جلو برود.

بلغارستان برای بازی فردا در صوفیه ، مثل اینکه خیلی قضیه رو جدی گرفته است ، برای برد ، یک صد هزار یورو جایزه برای تیم ملی در نظر گرفته شده توسط فدراسیون.

مربی بلغارستان ، مارکوف ، می گوید که برای برد بازی خواهد کرد.

می ترسم دوباره اوضاع به همان بدی شود در آتزوری که در الان در یووه هست

حکایتی تلخ

نوشته ای را که اخیراً توسط پی ام یاهو از ابراهیم نبوی خواندم ، به علاوه این یکی به قلم فرهاد رجبعلی ، مسئله پیش روی اصلاح طلبان اسلامیست را کمی بغرنج می کند.

سوای از زبان بی طنز و پرکنایه ای که ابراهیم نبوی در آن نوشته به کار برده بود ، این یکی ، حاوی نکته ای نگران کننده بود ، خط امامی ها و چپ جمهوری اسلامی ، همیشه در نبرد با راست ، دورترین جریان ها نسبت به خود را ، که با ایشان ظاهراً همپیمان بوده ، به مسلخ راست می فرستد ، تا بلکه جایش از اینی که هست تنگ تر نشود. این داستان مرتب و دایمی از روز مرگ رهبرشان ادامه دارد.

اما این بار ، کمی خطرناک تر شده است ، می گویند انسان های ناچار ، دست به کارهای خطرناک می زنند ،ولو با جان و اموال دیگران. فرهاد رجبعلی ، با تکیه به این نکته که «همان طور که ايشان تاکيد کرده است، مردم ايران دارای تعلقات دينی عميقی هستند که صور آن را در جای جای زندگی شان می‌توان دنبال کرد؛ از مراسم شادی گرفته تا عزاداری. البته بر سر اکثريت يا اقليت آن جای بحث و ترديد وجود دارد، اما به نظرم همان اکثريت خاموش که دستيابی به دموکراسی را منهای خرافات می‌داند، به حتم بر سر رسيدن به عدالت و آزادی بيان با لايه ديگر جامعه به تفاهم رسيده است که به تعلقات دينی‌شان احترام بگذارد که به قول جناب خاتمی با يکديگر سازگاری داشته باشد.» پشت خاتمی ایستاده و حرف هایی را که استنباط وی از جامعه امروز ایران است به او نسبت داده ، تا به شکل غیر مستقیم ، تصویری از شرایطی که بر فرض مشارکت بیشتر اینان در قدرت به وجود می آید به دست دهد : برچسبی که از خیلی قبل تر ، ابتدا توسط کروبی به خود ایشان زده شد و باعث تایید صلاحیت بی دردسر وی شد ، و اعتراض گسترده و «افشاگری» فراوان به سبک خودشان علیه کروبی را رقم زد. حالا ، این ها می خواهند برای رد شدن از فیلتری که بسیار بعید می نماید محمد خاتمی را فیلتر کند ، محض اطمینان ، دین ستیزان را ودیعه همکاری بیشتر با راست سنتی در صورت سهیم شدن در چیزی که خود «10% قدرت سیاسی » در ایران می دانستند ، کنند. این رفتار از نظر ایشان شاید کاملاً توجیه شده باشد. ولی فراموش نکنید که ضربه مهلک دیگری بر پیکره نحیف جامعه سکولار ایرانی ست.

شک نیست که دین ستیزان ، بی خدایان یا اگنوستیک ها ، بخش بسیار کوچکی را از جامعه تشکیل می دهند ، اما وزن فرهنگی سیاسی این گروه، ابداً قابل صرفنظر نیست. به علاوه ، جامعه سکولار ایرانی ، خویشاوندی بیشتری باید با دسته های مذکور احساس کند تا با خط امامی ها و مردمسالاران دینی.بنابراین ، استراتژی اصلاح طلبان اسلامیست ، احتمالاً به انشقاق بیشتر در جامعه غیر دینی منجر نخواهد شد ، بلکه بخش بزرگ تری از جامعه سکولار را به سمت گروه دین ستیز متمایل خواهد کرد.

از سوی دیگر ، به فرض محال که اینان شریک قدرت شوند ، روند مهاجرت منتقدین وضع موجود آرامش نخواهد گرفت که هیچ ، سرعت هم خواهد گرفت ، چون تا اینجای کار ، تنها گروهی که به شکل واضح پیامی خصمانه برای سکولاریسم ایرانی در انتخابات آتی صادر کرده است ، همین ها هستند.

اینجا در مورد انتخابات نوشتن را هم کمی سبک سرانه و هم کمی زود می دانستم ، ولی فکر کردم ، در میان گذاشتن یک جلوه دیگر از فاحشگی سیاسی چپ جمهوری اسلامی ، عاقلانه تر است.

میهن عزیز مان

ایران تنها کشوری ست که در آن ، جریمه تلفن موبایل حرف زدن حین رانندگی ، ضبط ماشین ( خواباندن) است ولی با کسی که بزرگراه را دنده عقب می رود ، هیچ برخوردی نمی شود.

تهران بزرگت ترین شهری است در ایران که مردم برای تفریح کردن سوار ماشین می شوند و وارد دریای ترافیک می شوند.

ایران تنها کشوری ست که درآمد سالیانه فروش یک ثروت زیر زمینی اش ، از 70میلیارد دلار در سال فراتر می رود و آخر سال در صندوق دولت کسری بودجه باقی می ماند.

تهران بهترین شهر برای خرید اقلام ممنوعه و قاچاق ، زیر قیمت بازارهای منطقه ای و جهانی ست.

احتمالاً ایران آخرین کشوری ست که دموکراسی در آن فصلی ست.

یقیناً تهران ، کثیف ترین شهر جهان است ، سوای از آلودگی های فیزیکی ش.

ایران پرافتخار ترین کشور در داشتن مهاجران موفق در همه زمینه ها ، از فشن و مدل ، تا فضانوردی و جراحی های مایکروسکوپیک است.

تهران سر افراز ترین شهر در تغییرات نرخ زمین است.

تصور نکات بقیه با شما…

ببین ما روبا کیا آوردن سیزده بدر؟

شاهین نجفی کیست ؟

تا پیش از اینکه به طور اتفاقی به کارهای اخیراً منتشر شده شاهین نگاهی بیاندازم ، می خواستم که در مطلبی با نام «رپ خالص» به معرفی رپرهای برجسته ایران بپردازم ، اما «بامداد» شاهین ، مجبورم کرد که به او اولویت بدهم.

تا پیش از شاهین ، رپ ، سلاح اعتراض بود ، ولی ظاهراً یک جور عربده کشی بی هدف ، شاید نزدیک ترین کار به اعتراض هدفمند ، «بهرام» بود با «نامه ای به رئیس جمهور» یا «شهر هرت» از «پیشوا و آزاد». حتی کار اینها هم ، به مراتب مبتدی تر از کار شاهین بود. به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: