بفرمایید وسط

دارم فکر می کنم سه دهه که مخالفین از رهبر حزب سیاسی تا خواننده و رقاص مملکت را ترک کردند تنها و تنها در فکرشان این می گذشت که وقتی رسیدیم آن ور چطوری مبارزه کنیم. خوب حالا ظاهرا بهترین فرصت فراهم شده :‌

از خواننده و آهنگ ساز تا فعال سیاسی  و تا پیر و پاتال های حزبی همگی طرف جنبشی را گرفته اند که نه سر دارد و نه دم (‌به معنای واقعی کلمه )‌ یعنی تنها می ماند اینکه کسانی که با استفاده از آزادی کشورهای مقصد بتوانند حرف هایی که قابل گفتن در ایران نیست را زد. یازدهم سپتامبر هرچه نداشت یک خوبی داشت آن هم این بود که احتمال اینکه کشوری دست ایران را برای ترور های برون مرزی باز بگذارد (‌انچنان که اروپا در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی باز گذاشت تا صغیر و کبیر را از صفحه روزگار محو کنند )‌ بسیار اندک است. نظم و امنیت جهانی دیگر جای اراذل این جبهه آزادی بخش و آن ارتش ملی برون وطنی نیست. بنابراین دست این وری ها بسیار بازتر است.

این جنبش خواننده خودش را دارد (‌خطی کشیده است میان کسانی که حرفی از جنبش در آهنگ هایشان بود با انها که سر در برف کرده اند )‌ همینطور این جنبش برای خود سیاست مدار دارد فیلسوف دارد هنرپیشه دارد و هیات دولت در زندان دارد. اشتباه نکنید من موافق به قدرت رسیدن اصلاح طلبان حکومتی نیستم ولی دارم می گویم آلترناتیو این نظام را خودش با حماقت ش تولید کرد.

این مصاحبه خواندنی را از آرش سبحانی بخوانید. بهترین چیزی که نوشته :‌تا براندازی این کودتاچی ها نباید به چیز دیگری فکر کرد.اگر برای مخالفت بیرون امده اید بفرمایید این هم گوی و این هم میدان

(عکس از رادیو زمانه است )

اگر فرصت شد خواهم نوشت چرا نباید از گرفتن صفت برانداز خجل بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: