یک نه دیگر

خاتمی بالاخره اعلام کرده است که «می آید». نطقی که به احتمال زیاد ، همه آنچه در آینده از خاتمی خواهیم شنید ، از میان همین نطق انتخاب خواهد شد برای فهم ورود خاتمی بسیار مفید است. می توانید اینجا ، متن ش را بخوانید.

خاتمی می گوید علی رغم میل باطنی می آید. سوای از اینکه ورود او شکل بسیار کدخدایی و خودبزرگ بینانه دارد ، شخصاً حال بسیار بدی از شیوه اعلام کاندیداتوری ش به من دست داد. تقریبا کوچک و بزرگ ، در جمهوری اسلامی ، علاقه ای در زبان به مقام و منصب شان ندارند و تنها به دلیل «اصرار»  و بر خلاف «میل باطنی» بر سر کارند. خاتمی هم چه انتخاب بشود چه نشود ، یکی دیگر از آنهاست.

از سوی دیگر ، خاتمی هدف ش را از شرکت ، و احتمالاً ریاست جمهوری ، کارکرد در چارچوب همین قانون اساسی می داند. مقایسه ش کنید با نطق های اطرافیان خاتمی در دو دور اول ش و لوایح دوقلویش که هدفی جز تعدیل قانون اساسی و منطبق کردن ش با حقوق بشر نداشت. این یک عقب نشینی واضح است. خیال می کنم که خاتمی به رای دهندگان ش این دین را دارد که توضیح بدهد چرا از آن خواسته ها عقب نشینی کرده است. در صورتی که خواسته های قبلی اش را غلط می دانسته ، توضیح دهد که از عمل گذشته اش پیشمان است.

خاتمی درست یک ماه قبل ، با بیزاری جستن از «سکولاریسم» خواهان بازگشت به ارزش های انقلاب و تفکرات امام اش شد. اگر که بشود این ها را تبلیغات برای رد شدن از صافی شورای نگهبان «قانون اساسی» دانست ، باز هم سخت است از سخن هایش ، خاتمی را بازشناخت. اگر نقل بالا را علاوه بر سخنان ش پس از دیدار با رهبری و احتمالاً کسب رضایت ضمنی ایشان انجام شد ، علاوه کنیم و ندانیم که گوینده کیست ، سخت بشود حدس زد که او از طیفی تحول خواه از داخل حاکمیت است و یکی از سیاهی لشکر های استبداد نیست ، یک «تدارکات چی».

در بخش دیگری از سخنان ش خاتمی، آشکارا با مطالبات حامیان ش فاصله می گیرد ، او می گوید که «نسل جوان، پويا، متعهد و عاقل ما سرمايه بزرگی است قبول دارم که متاسفانه نتوانستيم آنطور که بايد و شايد از اين سرمايه استفاده کنيم.» به نظر می رسد که اینجا هم طرفداران خاتمی گفته های او را بر لبه تیغ قدم زدن تعیبر خواهند کرد. چیزی که در متوسط ترین سیستم های انتخاباتی هم پذیرفته نیست. معلوم نیست در صورتی که وی الان نتواند خلاف میل عده ای صبحت کند ، بعد از ریاست جمهوری و نماینده شدن از طرف تمام مردم ایران ، چگونه می خواهد چنین کند.

در تمام متن نطق خاتمی ، اثری از «دموکراسی» نیست ، ظاهراً به مردم سالاری فروکاسته شده ، لابد از نوع اسلامی اش. اینکه به روشنی خاتمی اعلام کند که خواستار دموکراسی نیست ، البته معیاری بسیار خوب است برای رای دهندگان ، اما می بایست مطمئن شد که همه سخن وی را بشنوند ، و نه اتاق های فکری که از سخنان ایشان ، مبانی لیبرالیسم را استنتاج خواهند کرد.

خاتمی همچنین رابطه ای مستقیم میان دین و اخلاق بر قرار می کند:«در جامعه‌ای که انقلابش دينی است و نظامش افتخار وابستگی به دين را دارد؛در درجه اول بايد اخلاق حاکم شود» او با تجاهل می گوید که اگر فرهنگ رسمی و غیر رسمی در مملکتی شکل بگیرد نشان بیماری ست. به نظر نمی آید اینجا دیگر مسئله جلب رضایت صافی مذکور باشد ، اینجا خاتمی کمی تملق «ایرانی» را گفته و با او ناصادق است. از این بد تر ، او می گوید که ضرر دین ، اولین «ضرر»است.

عجیب ترین بخش سخنان ولی ، جایی ست که حیثیت و حرمت را مشروط بر دینداری می داند. رییس جمهوری بهتر است روشن کند برای تضمین اینکه «مومنین» با حیثیت و محترم ، حقوق خود را استیفا خواهند کرد ، می خواهد از کدام یک از ابزار های سابقاً امتحان شده استفاده ببرد؟ گزینش؟ پرسش نامه دینی؟ مصاحبه حضوری؟ یا روش های جدیدی اختراع شده است؟

خاتمی همین طور ، آزادی ها را هم مشروط می داند، لابد قید ش ، شریعت است ، از نوع اسلامی و با مارک شیعه ایرانی.

خاتمی هم چنین ریاکارانه می گوید که از هیچ یک از شعار هایش عقب نشینی نکرده است. امیدوارم خبرنگاری شجاع باشد تا ماه های آینده این سئوال مهم را از آقای رییس جمهوری احتمالی دوباره بپرسد.

مابقی سخنان خاتمی بیشتر رتوریک است :«هر کسی که روی کار می‌آيد، بايد بداند که در جمهوری اسلامی روی کار می‌آيد، با پذيرش نظامی که وجود دارد و آن را قبول دارد روی کار می‌آيد، با پذيرش اينکه در اين نظام رهبری جايگاه خاص و ويژه خود دارد و با پذيرش اينکه چارچوب، سياستهای کلی است و جهت حرکت کشور مشخص است و حتی علاوه بر پاسداشت موفقيت و جايگاه رهبری حتما بايد به دغدغه‌های ايشان نيز توجه داشته باشد.» سخنران های دیگر ، دوباره شروع به موعظه کرده اند و طرفداران خود را توصیه به رعایت اخلاق کرده اند.

می شود به تقریب گفت خاتمی دلیل اصلی ورود ش را به انتخابات ، به درستی در این بخش از نطق ش خلاصه کرده است:

«قبل ازهر چيز بايد ايران را حفظ کرد و سپس به ترتيب اولويت‌هايی که برای کشور وجود دارد به سمت تحقق اهداف برای پيشرفت نظام و انقلاب و مردم حرکت کرد.» البته که بهتر می بود روشن می کرد با چه ابزاری چنین هدفی دارد. عده ای معتقدند که منظور از ایران ، انقلاب و تئولوژی برتری طلبانه شیعی ایرانی ست و منظور از اولویت ، رسیدن به سلطه خاورمیانه ای این تئولوژی در صورت «معامله بزرگ» با غرب است.

قبل تر هم نوشته بودم ، فهم یک مشکل ، و شناخت ابعاد ش ، لزوما به ارایه راه حل از آن نمی انجامد . ولی اوج حماقت است اگر که به صرف فهم صورت مسئله ، خود را ملزم به به یافتن راه حل سریع اش بکنیم. مسئله این است که خاتمی حتی بدون گفتن این مسایل هم به احتمال بسیار زیاد ، از صافی شورای نگهبان عبور خواهد کرد. تنها می ماند پذیرفتن این حقیقت تلخ که ، هرکه رو در روی احمدی نژاد قرار بگیرد ، انتخابات را خواهد برد( با در نظر گرفتن شرایط امروز جامعه). مردم در دوم خرداد 76 نشان با رای خود نشان دادند که چه چیزی را نمی خواهند. آیا این بار ، مردم با یک رای بزرگ دیگر ، دوباره تاکید خواهند کرد که آنچه 4سال قبل خواسته اند را حالا نمی خواهند یا اینکه این بار ، با عدم مشارکت گسترده ، نشان خواهند داد که «چه می خواهند».

در همین زمینه ، نوشته فریبا داوودی مهاجر .می شود با توجه به خواسته هایی که وی مطرح می کند ، ریاست جمهوری آینده ایران را متر کرد.

نامه تشکر و تقدیر از اظهار قبول با اکراه خاتمی

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by سینا on فوریه 9, 2009 at 14:25

    بازم که می گی هر کی رو بروی احمدی نژاد قرار بگیره تو انتخابات برنده میشه!!!:D
    هنوزم سر اون شرط هستی؟:دی

    پاسخ

    • سلام
      بله قربان ، هنوز هم حاضرم بر سر برنده شدن هر کسی که روربروی احمدی نژاد قرار بگیرد شرط بندی کنم.
      البته مسئله این است که حرف من ، دقیق نیست ، چون فاکتور تقلب انتخاباتی از عهده پیش بینی من خارج است ولی شک ندارم که به لحاظ رای گیری ، چنین خواهد بود. می دانم که احتمالا غیر ممکن است در صورت شرط بندی بتوانیم ثابت کنیم چه کسی برنده شده ولی منظور من از نوشته ام ، این است که حاکمیت هم به خوبی از جایگاه احمدی نژاد در جامعه با خبر است.
      موفق باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: