میلیونری در میان گرسنه ها

دیروز از زور بیکاری ، سینما رفتم ، دو فیلم دیدم که فکر کردم بهتر است اول در مورد فیلم بهتر بنویسم: زاغه سگ میلیونر. قبلا ً اینجا یک چیز کوچکی در مورد ش نوشته ام. اما این بار می خواهم در مورد خود فیلم بنویسم:https://i2.wp.com/www.timeoutsydney.com.au/film/newsinterviews/large-slumdog-millionare.jpg

زاغه سگ میلیونر ، یک ترکیب عالی از سینمای روایتی انگلیسی ست ( مثال های موفق ش Layer Cakeو RockNRollaاست ) با سینمای بالیوودی. البته زیاد تند نرویم ، احتمالاً به نسبت هشت به یک ترکیب شده اند. به هر حال ، داستان فیلم به شدت بالیوودی است. اگر بتوانیم از ورای شکل عالی روایی داستان و همینطور بازی کم نظیر کاراکتر ها به خود داستان بنگریم ، متوجه می شویم که یک نوع روایت هندی از «امید» است.

دنی بویل ، عالی بازی گرفته است از بازیگرانی که به احتمال فراوان اصلاً آشنایی با سینمای غربی ندارند. مطمئن نیستم که دستیاران هندی داشته یا نه.ولی عالی عمل کرده . می بایست به نویسنده هم آفرین گفت که تطبیق ش کم نقص از آب در آمده و به هیچ وجه توی ذوق نمی زند.

از میان بازیگران به نظر من ، آنیل کاپور بهترین نقش را ایفا کرده است .اما من بودم به احساس عالی دو پاتل نقش جمال است ،   ، بهت زدگی او در حین مسابقه که تنها و تنها بعد از دیدن سکانس های پایانی قابل فهم است ، بی نظیر است. البته شاید که این از بی تجربگی ش جلوی دوربین بوده باشد.ولی ستایش بر انگیز بود.

فریدا پینتو ، سوای از زیبایی شرقی اش ، بازی قابل قبولی ارایه کرده ، گرچه به دید شخصی من ، بخش مهمی از ارتباطی که شما با هرسه کاراکتر داستان یعنی سه تفنگدار برقرار می کنید ، بر دوش بازیگران خردسالی بود که برای هر کاراکتر ، از دو تایشان استفاده شد. آنها واقعا ً عالی بازی کردند تا بازیگر ، همراه ایشان سوار قطار سرنوشت جمال و لتیکا بشود.

https://i0.wp.com/www.firstshowing.net/img/slumdog-millionaire-FL-01.jpg

فیلم دارای طنزی نامتناسب با فیلم نامه است ، اما در جهتی مثبت : طنز ها بسیار خام و توی چشم ارایه می شوند ولی فیلم نامه ، قصدی دیگر داشته است.

از جالب ترین صحنه ها ، مقایسه ی عکس آمیتا باچان با توده مدفوعی ست که انتظار جمال را در تنها راه فرار ش از دستشویی می کشد.

یک سکانس با مزه دیگر ، کتک خوردن سلیم است که وقتی توریست های امریکایی را با خودش به دام دزدان قطعات ماشین اورده و زیر باد کتک راهنمای هندی توریست ها می افتد ، می گوید :»خوب شما می خواستین یک چهره ای از هند ببینین، بیاین ، این هند است» زن توریست امریکایی ، در حالی که سعی در دلجویی ش دارد ، خیلی جدی می گوید :» نه عزیزم ، اصلاً به همین دلیل می خواهم که به تو نشان بدهم که آمریکا معنی ش چیست ..» و با اشاره به شوهرش می گوید که به پسرک مقداری پول بدهد برای دلجویی. این لحظه من چهره بویل را تصور کردم که با این کنایه عالی به آمریکایی ها ، لابد حسابی پشت صحنه خندیده.

فیلم از معدود فیلم هایی بود که توانسته من را با قهرمان ش همراه کند. این اتفاق بسیار کم می افند و شاید خنده دار باشد اگر بگویم I Am Legendهم موفق به این کار شد. همین طور برای اولین بار در عمرم سکانس رقص هندی دیدم ، صحنه ای ست در انتهای فیلم که به نوعی ، ابراز ارادت به بالیوود است . اجرای آن هم اما ملهم از دیدی بسیار مدرن و انگلیسی است.

فیلم روایت یک هند بسیار خشن است. هندی که با وجود تمام تاریخ اش و با وجود دموکراسی ستایش شده اش ، زادگاه خشونت است ،علیه انسانیت. احتمالاً در لایه ای زیرین ، نهیبی ست به یک اندازه مهم به هندی ها و مابقی انسان ها ، که آنچه در هند قربانی می شود ، هندی نیست ، بشریت است و اخلاق ش. توصیف ساده شرایطی ست که انسان ها ، خوی انسانی شان را فراموش می کنند و احتمالاً یادآوری اینکه ما تنها در شرایط حداقلی «انسان» می مانیم ، اگر درجه خشونت از حدی بالاتر برود ، خوی حیوانیت ما بیدار می شود. قانون جنگل برقرار می شود و تنها کافی ست دورانی نسبتاً پایدار چنین بماند تا دیگر انسانیت را فراموش کنیم.

فیلم مرز های اخلاقی بسیار ساده ای دارد ، وقتی شکم تان گرسنه است ، برای زنده ماندن هر کاری کنید ، غیر اخلاقی نیست ، اگر اخلاقی نباشد. وقتی جماعتی عظیم در حال گرسنگی کشیدن هستند ، اخلاقی نیست عده ای دو لپی بخورند و مانند سکانسی در قطار به زور حلق بچه شان را هم پر کنند. حتی وقتی دو برادر را در تاج محل دنبال می کنیم ، شیطنت و جیب بری شان برای مان خیلی زننده نیست. به هر حال ، یک خطی معرفی فیلم در آنونس سینما این بود :» آنها زاده شده بودند که ببازند ، تقدیر شان اما پیروزی بود».

در مجموع ، این فیلمی ست که حتم دارم اسکار را از آن خود خواهد کرد ، با این کار نشان خواهد داد که لازم نیست فقط در ستایش انسانیت فیلم ساخت تا توجه همگان را جلب کرد.

Advertisements

One response to this post.

  1. Posted by maryam on مارس 9, 2009 at 22:06

    سلام قبل از هر چیز از شما سپاسگذارم که این گونه مطالب را تهیه و در دسترس ما قرار میدهید. حق با شماست. در حال حاضر من از نظر مالی و …… مشکلی نسبت به گذشته ندارم ولی تا این لحظه خشنود نیستم چرا که در اطرافم افرادی هستند که مشکلات فراوان دارند و با سیلی صورت خود را سرخ میکنند. در این حال چگونه من میتوانم از این امکاناتم لذت ببرم؟ البته تا جایی که بتوانم از هر جهت آنها را یاری میکنم چون من قبل از ازدواج تمام مشکلات آنها را داشته ام. من 100 % نا امیدم و اضطراب و افسردگی امانم را بریده. ای کاش هر چه زودتر مساوات و …… در کشور ما بر قرار شود. به امید آن روز البته اگر قلبم اجازه دهد که تا آن زمان زنده بمانم.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: