Archive for مارس 2009

مردی کوچک

خوب ، علی دایی هم که دست به کاری غیر ممکن زد و تیم ایران رو در آستانه حذف از مسابقات جام جهانی قرار داد.

خیلی ها وقتی که تیم ملی در برابر عربستان در خانه خودی تحقیر شد ، به شکل متناقضی خوشحال بودند ، یک عده به این خاطر که مربی باندباز و بی سواد و پرمدعا و بی فرهنگی که شعور دیگران رو مرتب زیر سئوال می بره و تنها با رفاقت مدیر شده ، به قول یک دوستی «پوزه ش به خاک مالیده شد» . یک عده هم از این بابت که رییس باندباز و متکبر ش ، که بعد از گل اول ایران برای ملت مانند پیشوا دست تکان می داد ، سرافکنده و روسیاه از استادیوم خارج شد.

صدهزار نفری آزادی ، تبدیل به نماد ناکامی ورزش ایران ، وشاید اغراق نباشد که بگوییم ، سیستم مدیریتی کشور شد.

علی دایی اما این وسط برای من خیلی جالب بود. او که در طول همه این مدت و با وجود تذکر دوست و دشمن ، مرتب حرف از برتری می زد ، وقتی چشم هایش را باز کرد که به قعر برخورد کرده بود. دیگر هم کاری از دست ش ساخته نبود. اما واکنش مدافعان ش از همه چیز جالب تر بود ، می گفتند که ظاهراً علی آبادی و باندش پشت سر دایی و در مقابل فدراسیون ایستاده اند ، ولی اولین کسانی که به دایی محترمانه گفتند تشریف ش را ببرد ، همین باند علی آبادی بوده است. بعد هم که دیده اند نمی رود ، چراغ سبز اخراج ش را به فدراسیون داده است. فاتحه او را باید در فوتبال ایران خواند. ایرانی ها بسیار سخت می بخشایند.

به نظر من ، علی دایی می تواند عبرتی باشد برای همه کسانی که با حرص و آز و خود بزرگ بینی ، می خواهند همه چیز شوند و هیچ برتر از همه رده ای هایشان نیستند ، مگر در رفیق بازی و نادیده گرفتن قواعد.

Advertisements

جنگ مقدس

بعد از گرد و خاک اساسی که جناب اردوغان در داوس به پا کرد ، و با توجه به چرخش سیاست خارجی ایالات متحده در خاور میانه ، سیل اتهامات علیه IDF که همان ارتش اسرائیل است سرازیر شده است . میان این همه اتهامات هولناک یکی ش خیلی بامزه است ، بر طبق گزارش Independant ظاهراً خاخام های ارتش که قبل از جنگ ، وظیفه دمیدن روحیه در سربازان را به عهده دارند ، به سربازان می گفته اند که نبرد پیش رو «جنگ مقدس» است. ما یکی که خنده مان گرفت ، ما هنوز هم به هفت سال جنگ بی نتیجه مان با عراق می گوییم «دفاع مقدس» ، اشکالی هم پیش نمی آید. به خواندن ادامه دهید

جایی برای رشد کردن

سخن بعد از برگشت سرزده اش و نوشتن یک خطی که خوب است و نمی تواند توضیح بدهد که چرا غیبت داشته ،یک مطلبی نوشته و در آن در مورد اینکه چطور می شود یک عده که وبلاگ هایشان تنها مجرای ارتباطی شان با یکدیگر است ، این قدر برای همدیگر دل نگران بشوند از خود سئوال پرسیده و به زعم خودش هم پاسخی داده.

به خواندن ادامه دهید

کیش و مات شطرنج سیاسی ایران

صفحه شطرنج سیاسی ایران ، با خروج خاتمی به مراتب واضح تر شده است. خاتمی در یک حرکت ناپلئونی حریف ، کیش و مات صحنه را ترک کرد ، گرچه خودش هم چندان از اوت شدن ناراحت نبود : در ایران رییس جمهور شدن هم با تعارف و بفرما همراه است.

محتمل است که خاتمی با خلف وعده و ورود به عرصه انتخابات میر حسین ، متوجه گاوبندی شده و مختصر آبروی باقی مانده را خرج تنور سیاسی نظام نکرده باشد ، یا شاید هم اساساً به قول پدرمان به دنبال یک در-رو بوده است.

واکنش رمانتیسیست های خاتمی چی بسیار جالب توجه است : امثال بابک داد که تا دیروز صبحت از تقسیم پست و مقام ها و استراتژی برای دولت خاتمی می کرد ، امروز هم بدون آوردن خم به ابرو ، صبحت از فعالیت انتخاباتی خاتمی می زند و از سیاست وقاحت یا وقاحت سیاسی استفاده می کند. نورسیدگان روزنامه نگار این طیف ، حسابی آب و روغن قاطی کرده به حال قهر به نزد عبداله نوری رفته اند ، فراموش کرده اند که تا دیروز صبحت از عبداله نوری ، باعث ناله و فغان و اتهام زنی خود ایشان می شد ، از این باب ، نشان دادند که انصافاً از بسیاری از سیاستمداران نظام «سیاسی» تر اند.عده ای هم عاقلانه به صحنه می نگرند و بی رو دربایستی سخن از معامله میر حسین با بیت برای تضمین سلامت انتخابات در قبال حذف نامزدی که رهبری صریحاً بارها از کاندیداتوری منع اش کرده بود ( خاتمی ) می زنند و توصیه به کنار کشیدن از این مهلکه سیاسی-اخلاقی می کنند ، یا بی تعارف ، یا با کاندیدا کردن نوری که روشن است از صافی رد نمی شود.

البته برای این نتیجه گیری بسیار زود است و تقریباً برای من هم مسلم است که صحنه انتخابات ، هنوز کاندیداهای جدید تری به خود خواهد دید ، ولی خیال می کنم که جمهوری اسلامی از یک نبرد دیگر هم پیروز بیرون آمد : اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، شورای نگهبان مجبور به حذف کاندیداهای دو حزب مجاهدین انقلاب و مشارکت شد ، این بار یک مرحله جلوتر ، خود فعالین سیاسی این گروه ها ، با دخیل بستن به میر حسین و ندانم کاری بی پایان و رویاپردازی بلاهت بارشان ، به دست خود تمامی کاندیداهای اصلاح طلب را حذف کردند.

کروبی به وضوح صبحت از تابعیت از رهبری زده است. احمدی نژاد نیاز به توضیح ندارد ولی ، میر حسین هم ظاهراً در توافقی وارد صحنه شده که در صورت جذب آرا ، امکاناتی برابر احمدی نژاد ( صدا و سیما ، تیم وزارت ) به او تفویض شود. به زبان ساده ، رای دهندگان ، تنها و تنها حق انتخاب از یکی از کاندیداهایی را دارد که حتی قبل از شورای نگهبان ، خودشان علنی و واضح صبحت از تبعیت از ولی فقیه کرده باشند. شما خودتان به ته لیست امثال قالیباف و رضایی یا هر سرداری با همین قد و قواره را اضافه کنید.

رهبری ایران ، نشان داده که به هیچ وجه ، در شرایط حساس کنونی ، تمایلی به بازی کردن ندارد و ریاست جمهوری ثابت قدم و «همراه» می خواهد تا روز های سخت پیش رو را بی سروصدا بگذرانند. اگر نارضایتی انباشته شده طبقه شهری که خواسته هایی عموماً سیاسی دارند را به حساب نیاوریم ( آنطور که تاریخ نشان داده می شود به حساب نیاورد ) می شود گفت تصمیم ، کاملاً به جا و در جهت منافع رهبری ایران بوده است.

Religolous

دو شب قبل این فرصت دست داد تا فیلم Religolous ، پر فروش ترین مستند سال قبل را که حتی کاندید اسکار هم نشد ببینم. فیلم به شیوه ای ساخته شده که انگار راوی داستان ، بیل ماهر ، را در یک سفر معنوی دنبال می کند.

https://i0.wp.com/www2.cegep-fxg.qc.ca/biblio/cinema/Illustrations/2009_Fevrier/Religolous.JPG

اما حقیقت ، این فیلم که توسط خالق بورات ساخته شده ، روایت اعتراض عمیق کمدین مشهور و دارای برنامه شبانه در شبکه HBO به نام بیل ماهر است به سه دین سامی و به خصوص مسیحیت اونجلیکال.

به خواندن ادامه دهید

برای امید رضا

خبر مرگ غیرمنتظره یک وبلاگ نویس دیگر ، تنها چیزی بود که می توانست اوضاع سال در حال عبور را در ذهن ناظران بدتر کند. دستگاه تواب ساز امنیتی ، که به جهت رعب انگیز شدن دارای اختیار تام است و کاملاً فراقانونی عمل می کند ، بعضی وقت ها دست ش در می رود و این طوری دسته گل به آب می دهد.

برای حاکمیت ، تصفیه این دستگاه یا حتی قانونی کردن ش  ، به معنی نابود کردن ش است. ظاهراً حاکمیت امید تمام ناشدنی به این ماشین خشن بسته است و علی رغم قدیمی و به روغن سوزی افتادن ش ، و با وجود اینکه می داند اصلاً بهینه عمل نمی کند ، هرگز حاضر به تعویض ش با گونه ای نو نیست.

سالی که گذشت  ، ایران با رکورد دار نابود کردن فیزیکی گروهی کرد که وجه مشترک شان ، تحصیل کرده بودن ، در همین سیستم تربیت شدن ، و بالاخره وب لاگ نویس بودن بود.

با توجه به تعطیلی دو هفته کشور ، بعید است که فشار داخلی قابل توجهی به حاکمیت برای این قتل وارد شود ، اما بهترین فرصت برای کاندیداهای ریاست جمهوری فراهم شده است که قانون گرایی خودشان را نشان بدهند. مطابق قوانین اسلامی هم ، کسی که محاکمه شده است ، در زندان مسئولیت جان و سلامتی ش ، بر عهده مسئولین زندان است. کاندیدای ریاست جمهوری می تواند وعده پیگیری چنین پرونده ای را بدهد.به شکل کاملاً قانونی.

نظام تا به امروز نشان داده که این خدمتگزاران وفادار ش را «لو» نمی دهد و به هیچ چیزی نمی فروشد. امروز اما کسانی که به این کارها گمارده شده اند ، بسیار رده پایین تر از مثلاً سعید امامی هستند ، به قول معروف هنوز ترفیعات را طی نکرده اند تا مثل اسلاف شان ، در پست و مقام و منصب بنشینند و برای ما فلسفه ببافند.فعلاً کار عملی دارند و در این مرحله است که شاید بشود کمی بر این ماشین فشار وارد آورد.

در شادی سال نوی خود، به یاد امیدرضا هم باشید.

برده شده

جای شما خالی ، همین الان از دیدن Taken فارغ شده ام. یک اکشن تمام عیار که توصیه به دیدن ش را برای همه دارم.ظاهراً فیلم در اروپا زودتر اکران شده است ولی در در حال حاضر دی وی دی ش در تمام دنیا در دسترس است.

https://i2.wp.com/www.britannica.com/blogs/wp-content/uploads/2009/02/taken-film.JPG

داستان فیلم بسیار همه فهم طراحی شده است ، یک مامور پیشین CIA که همه چیزش را داده تا با دخترش باشد ، با اکراه می پذیرد که دخترش سفری را با دوست ش به پاریس داشته باشد و در لحظاتی که دخترش در پاریس دزدیده می شود ، متوجه این جنایت می شود. بقیه ش را حدس بزنید.

یک فیلم سراسر هیجان و خشونت.هیچ غیر منتظره نیست که فیلمی که در اروپا تولید شده را نام بوک بوسون را در میان تهیه کنندگان ش ببینید. لیام نیسن نقش پدر سابقاً  CIA را بازی می کند.مگی گریس ، بازیگر رحلت یافته سریال لاست ، به راحتی نقش یک دختر هفده ساله را بازی می کند در حالی که بیست و پیج ساله است.و فمکه جنسن بازیگر سریال نیپ تاک و ایکس من ، نقش مادری که مامور سی آی ای را به خاطر نبودن ش در زندگی برای یک میلیونر پولدار ترک کرده بازی می کند.

https://i0.wp.com/3.bp.blogspot.com/_Pmk7ab8K18M/SKrOwfI5-II/AAAAAAAAA5Y/c0l3q9pj1mI/s400/taken-maggie-grace-5.jpg

فیلم به شما اجازه نمی دهد که حتی در مورد کاراکتر ها قضاوت کنید ، تا بیایید که در مورد زیادی سخت گیر بودن پدر در مورد دختر فکر کنید ، دختر را به اسارت برده اند ، تا بیایید در مورد رفتار این مامور اسبق فکر کنید ، با او در لذت بردن از آدم کشی ش شریک می شوید. از معدود فیلم هایی ست که خاطر آسوده ، ادم کشی و فراقانون بودن ستاره داستان را تایید خواهید کرد و از زجری که قربانیان ش می کشند لذت خواهید برد. او فراقانون است چون قانون نسبت به یک بی عدالتی واضح کور شده است :قاچاق انسان ، برده داری مدرن است.مهم نیست که برده داران برای شان مهم ترین عامل زنده ماندن برده هایشان است و این در فیلم رعایت نمی شود ، این یک روایت قهمرمانانه از حقیقیتی ست که دور و بر ما در جریان است.

https://i0.wp.com/www.channel4.com/film/media/images/Channel4/film/T/taken_xl_03--film-A.jpg

به گزارش سازمان ملل متحد ، سالانه بیش از هفتصد هزار زن خلاف میل شان قاچاق می شوند تا به ارایه سرویس های جنسی بپردازند. بخش مهمی از این ها از جهموری های تازه استقلال یافته از شوروی تامین می شدند ، ولی این فیلم و خط سیر داستان ش این مسئله را نشان می دهد که قربانی می تواند یکی از شما باشد.

ضد قهرمان داستان چهره ندارد ، او هیچ یکی از بد من ای فیلم نیست ، همه شان است. برای همین وقتی که مامور اسبق سی آی ای ما یکی شان را در نهایت خونسردی می کشد ، ته دلمان به او آفرین می گوییم.

این فیلم با سیاه و سفید کردن قضایا بی شک هدف ش آگاهی دادن به گروهی ست که این تجارت پرسودو غیر قانونی را سیراب می کنند : مشتریان صنعت فاحشه گری. بنابراین اگر خواننده این وبلاگ هستید ، قبل از رفتن به این جور جاها فیلم را ببینید . این یک مثال عالی از فیلم هایی ست که به شما می گوید مختارید میان یکی از خوب و بد ، تنها یکی را انتخاب کنید

فیلم را دیده اید؟ چه فکر می کنید؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: