Archive for آوریل 2009

برای رکسانا

از مزایای به زندان افکندن یک جاسوس که این قدر بی عقل بوده که برای مسایل امنیتی مانند حقوق زنان و تبعیض های جنسیتی ، رفته بوده و در مملکتی که برای کارت بسیج هم فیها خالدون ات را می گردند ، درخواست کارت خبرنگاری داده بوده ، یکی اش این است که همه دنیا تصویری مورد نیاز موافقین سیاست اشغال نظامی علیه ایران را در ذهن مجسم می کند :

ایران گروگان گیر

به خواندن ادامه دهید

تندور در قلب تهران

خوب فضای وبلاگ را که این روز ها فرصت نمی کنم زود به زود آپدیت کنم ، با نقل یک رستوران عالی در تهران عوض کنیم :

رستوران تندور  ، واقع در هتلی در خیابان اردلان ، بعد از میدان هفتم تیر.

این رستوران که تماماً غذاهای هندی دارد ، از مدت ها قبل مشغول دادن سرویس این چنین بود ، اما بعد از نام آوری امثال دهلی دربار و یکی دو رستوران دیگر بالای شهر ، به حاشیه رانده شد. به خواندن ادامه دهید

نامه به رییس جمهوری بعدی

حالا که همه در حال مطرح کردن درخواست هستند از رییس جمهور احتمالی ، من هم فکر کردم اگر که یک نامه بنویسم و درخواست هامو برای اینکه در صورت تضمین به انجام ش ، رای ام را به کاندیدا بدهم مطرح کنم.

کاندیدای ریاست جمهوری دهم ،

با سلام و تحیات و آرزوی موفقیت برای شما و رقبای تان ، به عنوان یکی از دانش آموختگان ایرانی ، درخواست های خود را صریح و بی پرده با شما در میان می گذارم. در صورتی که بتوانید سازوکاری معرفی کنید ، که خواسته ها من را بعد از انتخاب شما ، تضمین کند ، رای من یک نفر را خواهید داشت.

من به عنوان دانش آموخته دانشگاه سراسری ، درخواست روشن و واضحی دارم : رفع هر گونه مانع قانونی و اداری ، برای ادامه تحصیل و مهاجرت به خارج از کشور.

در جریان تلاش برای نیل به این هدف ، متوجه وجود انواع و اقسام موانع قانونی و حقوقی بر سر این راه شدم . البته که خواسته از شما می بایست منطقی باشد ، مثلا ً اینکه از شما بخواهم دید کارکنان وزارت خانه ها و کارمندان دانشگاه ها را نسبت به کسانی که تلاش می کنند از مملکت خارج شوند را عوض کنید و مانع شوید با انواع و اقسام توهین ها و بی توجهی ها ، هرگونه تردیدی در رفتن را از بین ببرند، خواسته ای یکسره غیر منطقی ست. با این حال ، منآمادگی دارم در صورتی که موانع قانونی و دولت ساخته ء این راه برداشته شود ، همه گونه تحقیر و بدرفتاری افراد مذکور را به جان بخرم.

واضح است که خطاب این نامه نمی تواند ریاست کنونی جمهوری ، محمود احمدی نژاد باشد ، که بخش عمده این مشکلات را دولت وی ساخته و پرداخته است و آزموده را آزمودن خطاست. وضع به گونه ای ست که بخش مهمی از همراهان من در این مسیر ، اعتقاد دارند دولت وی مسئول این مهاجرت سیل آساست ( من این گونه نمی اندیشم ) .

آقای کاندیدای ریاست جمهوری ( خانم که مطمئناً نمی توانید باشید ) ، لطفاً پیش از گفتن هرگونه سخنی که لحن ملامت و موعظه یا تشویق به «ساختن وطن» داشته باشد ، لحظه ای درنگ کنید و به من به عنوان انسانی با قوه تشخیص بنگرید ، در صورتی که چنین کنید ، حتم دارم که تصدیق خواهید کرد ، سخن از جنس موعظه اگر می خواست اثر کند ، در این بیست و چند سال کار خود را کرده بود.

در صورت موافقت شما ، آماده شنیدن برنامه شما برای تسهیل مهاجرت دانش آموختگان خواهم بود.

ارادتمند

( دوستان دانش آموخته ( از بس رفته ایم در ادارات ، دیگر زبان مان نمی چرخد بگوییم فارغ التحصیل ) دیگر هم اگر می خواهند می توانند این متن را امضا کنند یا به کاندیدا ها ارسال کنند . به قول یک وبلاگ بچه های در تلاش برای مهاجرت ، اندکی صبر ، سحر نزدیک است.)

یک فیلم بیست

بیست

روز گذشته را به دیدن فیلم بیست درخشنده و کاهانی گذراندیم.فیلم البته که نمی تواند نمره بیست بگیرد ، به خصوص از سلیقه مشکل پسند من. ولی به شدت فیلمی پر کشش است. به خواندن ادامه دهید

داشتم با خودم فکر می کردم ، برای اینکه در نگاه جامعه ایرانی ، دارای منزلت بمانید ، لازم نیست که مثلاً همواره دادخواه بشریت باشید ( احمدی نژاد سنگ بشریت را به سینه می زند ، خاتمی هم هرگز سخن از نجات بشریت نگفت ، هر دو هم کار خود را کردند ) ، یا مثلاً لازم نیست که پولدار یا بی پول باشید ( هاشمی رفسنجانی مثال گروه اول و احمدی نژاد مثال گروه دوم ) و اصلا ً حتی لازم نیست که ناطق خوبی باشید ( خاتمی بهترین ناطق تاریخ جمهوری اسلامی ست و احمدی نژاد ، احتمالاً بد ترین ایشان ) . تنها شرط لازم برای حفظ چهره ای مثبت از خود لازم است ، نوعی خصلت پهلوانی ست. فرمی تنزل یافته از سلامت نفس ، یک تعبیر سنتی از پاکدامنی سیاسی. نمی دانم نام ش چیست. ولی می توان توضیح ش بدهم: به خواندن ادامه دهید

آنچنانی

تنفر برانگیز ترین کلمه زبان فارسی از نظر من ، «آنچنانی» است. وقتی می خواهند در مورد صفت یا فعلی که موضوع بحث است ، صحبت کنند ، یک «آنچنانی» هم چاشنی ش می کنند ، تا نارضایتی و مخالفت خود را هم ابراز کنند. سوای از کراهت و وسواسی که این کلمه بر می انگیزد ، احساس شخصی من این است که این کلمه احتمالاً ابداع شده توسط اولترا مذهبی ها ، یک جور «برائت از منکر» ضمنی هم هست. یعنی فکر می کنند اگر در مورد یک چیزی که آیین شان در موردش منفی بافته ، صحبت می کنند ، می بایست برای تقرب به آیین ، دوری خود را هم اعلام کنند.

هرچه موضوع بحث ، در آیین تابو تر باشد ، احتمال استفاده از آنچنانی زیاد تر است. مثلا اگر در مورد دگرباشان و همجنس گرایان صبحت بشود و نتوان در یک جمله میزان تنفر خود را خلاصه کرد ، می گویند : » این گونه آدم ها با روابط «آنچنانی» شان ….»

در دوران تحصیل ، به قدری این لفظ برایم آزار دهنده بود که وقتی یک مربی تربیتی استفاده ش می کرد ، انگار داخل معده ام را گربه ای پنجول می کشید. جالبیش اینجا بود که می شد سلسله ای از صفات یا افعال را هم با این آنچنانی همراه کرد » موی آنچنانی ، لباس آنچنانی…»

واقعاً مسخره است که وقتی همه می دانند که موضع آیین شما نسبت به یک مسئله چیست ، شما از هر فرصتی برای نشان دادن تذبذب خود و همین طور ناتحملی عقاید دیگران ، استفاده کنید.

وقتی غلطی جا می افتد

https://i0.wp.com/danieljafari.persiangig.ir/tone%20maahi.jpg

تقریبا همه افرادی که من دیده ام ، کنسرو ماهی تون (Tuna Fish) را به تخفیف ، تن ِ ماهی می نامند. یعنی فکر می کنند به آن ظرف با روکش قلعی ، می گویند تون. مسخره است و در عین حال اسف بار ، به این دلیل که روزنامه معتبر پایتخت هم در یک خبر ویژه وقتی می خواهد به مردم «آگاهی» دهد  ، طوری متن را می نویسد که هیچ کسی نتواند لاپوشانی کند که ایشان اصلاً خبر نداشته که به آن ظرف ، کنسرو می گویند ( به معنی نگه دارنده ).

وقتی روزنامه پایتخت که مدیرش فعلاً لقمه ریاست جمهوری را پس زده و مرتب سرمقاله های چاله میدانی-رمانتیک برای مان می نویسد که دوباره و صدباره بفهمیم که «ما می توانیم» ، روزنامه ش را چنین نخبه گانی می گردانند ، انتظار دارید ساکن کنونی کاخ خیابان پاستور ، وزیران ش را از میان چه کسانی انتخاب کند؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: