داشتم با خودم فکر می کردم ، برای اینکه در نگاه جامعه ایرانی ، دارای منزلت بمانید ، لازم نیست که مثلاً همواره دادخواه بشریت باشید ( احمدی نژاد سنگ بشریت را به سینه می زند ، خاتمی هم هرگز سخن از نجات بشریت نگفت ، هر دو هم کار خود را کردند ) ، یا مثلاً لازم نیست که پولدار یا بی پول باشید ( هاشمی رفسنجانی مثال گروه اول و احمدی نژاد مثال گروه دوم ) و اصلا ً حتی لازم نیست که ناطق خوبی باشید ( خاتمی بهترین ناطق تاریخ جمهوری اسلامی ست و احمدی نژاد ، احتمالاً بد ترین ایشان ) . تنها شرط لازم برای حفظ چهره ای مثبت از خود لازم است ، نوعی خصلت پهلوانی ست. فرمی تنزل یافته از سلامت نفس ، یک تعبیر سنتی از پاکدامنی سیاسی. نمی دانم نام ش چیست. ولی می توان توضیح ش بدهم:

احمدی نژاد و گروه ش ، هرچه خواستند با اقتصاد و سیاست این مملکت کردند ، ولی سقوط قابل پیش بینی شان ، در انتخابات آتی ، منتج از این رفتار نیست . بلکه ناشی از نوعی زهد فروشی و لوس بازی سیاسی ست. نوعی تفرعن که تنها در اولترا حزب الاهی ها می توان دید.احساسی که مردم از دیدن او دارند ، مربوط به مثلاً افتضاح مالی سه ساله اخیرش نیست ( که بخش عمده عامه از آن بی خبرند) ، بلکه ناشی از منش اوست.

در مقابل ، مثلا ً خاتمی ، به خصوص بعد از کناره گیری از کورس انتخابات ، منش و منزلتی نشان داد ، که اگرچه با دید یک سیاستمدار ، بچگانه و نامسئولانه است ، ولی در دید جامعه ایرانی ، به نوعی پاکدامنی سیاسی تعبیر می شود. نوعی برداشت عمومی ، که با سخنرانی های پیش از ورود میرحسین به صحنه ، به شدت در حال آسیب دیدن بود . حالا احتمالاً جامعه ایرانی ، خاتمی را دوباره یکی از کارکنان دارای رل مثبت در خود می بیند.

اینکه دو مثال از دو قطب سیاسی ایران زدم ، دلیل بر این نیست که این رفتار منحصر به الیت مذهبی سیاسی ایران است. این رفتار ، ملاک متر کردن تقریبا همه مردم ایران است. مثلا در رفتار اجتماعی ، می توان ردش را به وضوح دید، پدری که دختر شوهر می دهد ، سوای از تمامی فاکتور های عقلایی ، همیشه یک سری کنش های رفتاری را برای خود ملاک می گیرد که در صورتی که داماد موفق به نشان دادن ش بشود ، او را «شایسته» ارزیابی می کند. یا بازاری که برای گرفتن شریک اقتصادی ، سوای از پیشینه اقتصادی فرد ، یک سری ملاک اخلاقی هم دارد برای خودش.

در صحنه سیاسی ایران ، احمد زید آبادی ، نمادی از گروهی ست که به هر صورت ، توانسته این تصویر مثبت از خود را حفظ کند. او که به مانند دو همکار برجسته دیگرش ، مسعود بهنود و محسن سازگارا ، به زندان رفت ، برخلاف آن دو ، ایران را ترک نکرد و در نوشتن هم فعالیت ش را کم نکرد.مهم نیست که او چه قرائتی از اسلام را دنبال می کند یا در انتخابات ، چه جهت گیری سیاسی را دنبال می کند ، ظاهراً آنچه جامعه ایرانی به آن نظر دارد ، او دارد.

قطب مخالف او ، نوعی تفکر است که بهترین نام برایش «پراگماتیسم عشقی» ست ( عنوان یکی از آهنگ های کیوسک) ، و نماد این طرز تفکر ، سید ابراهیم نبوی ست. او که در انتخابات گذشته ، کاسبکارانه ، از کاندیدای اصلاح طلبان دفاع نکرد ، و وقتی در دور دوم ، او را حذف شده دید ، به در و دیوار زد که عالی جناب ش به قدرت برسد. او مدت هاست که جایگاه یک طنز نویس سیاسی را با هرزه نویس اجتماعی تاخت زده است.  تفکر پشت او ، که مدت مدیدی را در حیات سیاسی اجتماعی خود «تقیه» کرده ست فکر می کنند که استریپ تیز سیاسی ، فضلیت اخلاقی ست. بی پروا از «سود شخصی» و » اهداف حزبی» صبحت کردن ، شما را صادق نمی کند ، وقیح می کند.

شک دارم اگر عقبه فکری نبوی از میر حسین حمایت کند ، هیچ سودی به وی برسد. همانطور که در دوره قبلی ، حمایت او از هاشمی ، بخش مهمی از معترضین به وضع موجود را ، علیه هاشمی خانه نشین کرد.

زمانی نبوی نوشت (نقل به مضمون ) : خوبی ماهواره این بود ، که وقتی مردم از خیابان خارج می شدند و شعار سرنگونی سر می دادند ، اما با دیدن اپوزیسیون ، گفتند قربان همین رژیم. ، فکر می کنم امروز نبوی هم بخشی از همان اپوزیسیون منفور شده است ، چه بخواهد چه نخواهد. مردم طنز آلوده به تبعیض ش را می خوانند و پوزخند می زنند ، ولی نوبت به انتخاب که شد ، راه خود خواهند رفت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: