یک فیلم بیست

بیست

روز گذشته را به دیدن فیلم بیست درخشنده و کاهانی گذراندیم.فیلم البته که نمی تواند نمره بیست بگیرد ، به خصوص از سلیقه مشکل پسند من. ولی به شدت فیلمی پر کشش است.

داستان فیلم به تمامه در یک تالار عروسی و عذا می گذرد. کاراکتر ها ، خودشان را به ندرت با کلام معرفی می کنند. در حقیقت بخش ابتدایی فیلم به جز کلام بی چهره دکتر که خطاب ش به آقای سلیمانی ست ، تا مدت ها هیچ کلامی از 5 بازیگر اصلی فیلم نمی شنوید که این ستودنی ست.

خمسه پرستویی

فیلم به تمام معنا ، یک فیلم Noir است. تا به حال ، تقریبا تمام تلاش های سینمای ایرانی برای ساخت یک درام نوآر به شکل مضحکی تبدیل به چیز دیگری شده ، مثال ش ، ستاره می شود است. اما کاهانی و درخشنده موفق شده اند که یک سبک جدی و در عین حال متفاوت را به سینمای ایرانی وارد کنند.

بیست ، خالی از اشکال نیست. در واقع ، می شود به عدم پرداخت شخصیت واقعاً زاید فیلم ، یعنی پسر آکاردئون نواز اشاره کرد که ضعف بزرگ فیلم است. بازی افتضاح ِ نابازیگران نقش های حاشیه ای هم واقعاً نا امید کننده است ، مثلا ً در سکانس های ابتدایی ، در مجلس عزا ، میهمان متعرض از پس یک دیالوگ ساده بر نمی آید. یا در سکانس خانه فیروزه ( با بازی مهتاب کرامتی ) ، مرد صاحبخانه اصلاً معلوم نیست چرا این قدر بد دیالوگی که قرار نیست حتی جلوی دوربین خوانده شود را می خواند. هرچه بازی بازیگران اصلی پرداخت شده ، انگار وقتی برای بازی های حاشیه ای اصلاً گذاشته نشده ، که به فیلم صدمه اساسی زده است.

خمسه

در امتداد دیگر نوشته های فیلمی ام ، باید بگویم که این فیلم ، شعور بیننده را به هیچ نمی گیرد، و بر خلاف قبلی ها ، حتی قدمی فراتر هم می گذارد ، فیلم خیلی از قضاوت ها را هم به عهده بیننده ش می گذارد. شاید به همین دلیل است که در سالن سینما، تماشاچی مبتذل پسند ایرانی ، خمیازه می کشد و وسط فیلم تلفن حرف می زند. فیلم سرشار از تک صحنه هاست. اگر لحظه ای غفلت کنید ، از دست شان می دهید.

هرچه پلات اصلی داستان غیر جذاب و بی مایه است ، پنج قهرمان داستان ، پرجاذبه و قابل دنبال کردن اند. اینها افرادی به شدت واقعی هستند . یعنی لازم نیست که به زور خوشگلی شبه سوپر استار های ایرانی به خورد تماشاچی شان بدهید.

موج نو سینماگران ایرانی ، اغلب در مسیر احراز از ابتذال فراگیر سینما، به راه های غریب می روند ، شبه سوپر استار های محبوب مردم را در نقش منفی می نشانند و در ساخت سعی دارند از «کلیشه» احراز کنند ، غافل از اینکه خود تعریف کلیشه ای جدید اند. در بیست خبری از این ابتذال نیست.

پنج قهرمان داستان برای من یک اندازه کشش داشتند ، مهم داشتن یک Agenda ( متاسفم که معادل فارسی درستی برایش نیافتم ) است که هر کدام با تمام وجود دنبالش می کنند : فرخ علی رغم بی میلی ذاتی ش به زندگی ، با تمام وجود به پایان کار تالار واکنش نشان می دهد . میثم  هم با اینکه جای خواب ندارد ، رویای ستاره شدن دارد و گرفتن دختر همسایه دهاتی اش. بیژن با تمام بی رغبتی که در زندگی دارد ، یکسره عاشق فیروزه است ، فرشته به همین زندگی ظاهراً نکبت ش به شدت وابسته است ، فیروزه مصمم به استقلال داشتن و در دل و روده جامعه مرد سالار حل نشدن است و نهایتاً آقای سلیمانی به فکر سلامت بودن خودش است.

نکته ای دیگر که گفتن ش خالی از لطف نیست ، روابط انسانی ست ، عواطف و ارتباطات انسانی ، که اغلب بر دوش حرکات و میمیک صورت است تا دیالوگ ، بسیار زمخت و خشن است ، به دلیل اینکه بسیار واقعی ست. اصولاً آن درجه از انسانیت و عاطفه که به دروغ در فیلم های دیگر به جامعه ایرانی نسبت داده می شود ، در چنین فضای خشونت بار اجتماعی ممکن نیست. انسانیت انسان ، در مقیاس اجتماعی وقتی مجال بروز می یابد که حداقل هایی از رفاه در سطح جامعه قابل رویت باشد.

فیلم حتم دارم به دلایل بسیار ، پذیرش مناسبی در گیشه ( که معیاری از اقبال عموم ست ) نخواهد داشت. در توضیح علت ش همین بس ، که علی رغم وابستگی پنج کاراکتر به همدیگر و فرو رفتن عالی در نقش ها ، دو سیمرغ فیلم را خمسه و کرامتی بردند که از قضا ضعیف ترین ها بودند.

یکی از دلایل عدم موفقیت احتمالی این فیلم ، هم گیشه شدن با بلاهت روزگار ماست «اخراجی های 2″ ، ساخته کسی که ترور هنرمندان و متفکران را موجه می دانست ، گیشه ها را در می نوردد و هر شب با سانس فوق العاده یک نیمه شب ، نادانی ملت را تغذیه می کند. به جلوی گیشه سینما که رسیدم ، سیل بلاهت مرا با خودش می برد : » خانم دو تا بلیط بدید برای اخراجی ها بدهید.-نداریم – خوب پس برای بیست ما رزرو داشتیم.بلیط های اون رو بدهید» ، «خانوما آقایون ، بلیط برای اخراجیا ، فقط باسه سانس 1 مونده»

وب سایت رسمی فیلم

این مطلب هم در مورد بیست است

Advertisements

One response to this post.

  1. […] داستان اصلی را نیمه کاره رها کند. بر خلاف فیلم بیست که اینجا درباره اش نوشتم، اینجا نابازیگری رواج ندارد و به جز یک […]

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: