Archive for مه 2009

….

می گویند این روزها همه دست به استریپ تیز سیاسی زده اند ، شما چطور؟

یک تذکر

در بحث های تمام نشدنی امروز مان  که بی شک انتخاباتی هم هست  مرتبا یک اشتباه عمدی تکرار می شود:

چهار سال قبل وقتی که دور اول انتخابات ریاست جمهوری با تقلب گسترده و آشکار باعث راه یابی احمدی نژاد به دور دوم شد این مسله را هزار باره تکرار کردم که نتیجه انتخابات را قطع نظر از شیوه عجیب دو مرحله ای و نیمه آزاد بودن ش می بایست با در نظر گرفتن این نکته آشکار تفسیر کرد که احمدی نژاد مطلوب حتی مردم ایران هم نبود. انتخاب مردم ایران حتی پس از مایوس شدن از اصلاح طلبان بر سر کار کروبی چانه زن و هاشمی در سایه بود نه احمدی نژاد . اگر این گونه به قضیه نگاه کنید خواهید فهمید که تحریمی ها و کسانی که در انتخابات شرکت نکردند مطلقا ْ‌نمی توانند مسول نتیجه باشند. از سوی دیگر در این انتخابات هم می شود فرض کرد که بخشی از جامعه ایرانی خواهان شرایط پیشین اند و بخشی دوست دار یک تغییر رادیکال. اما گروهی که از شرایط امروز ایران راضی باشند تخیل وجودشان هم مشکل است وقتی ریاست جمهوری خودش اقرار دارند که مشکلاتی بر سر راه ش است و شرایط امروز مطلوب نیست.

فراموش نکنیم که دو اصل تغییر ناپذیر است :

. شرایط سیاسی همیشه نامطلوب خواهند ماند به دلیل ساده که توسعه سیاسی بیش از شش دهه است که عقب افتاده است

.جامعه ایرانی یک دست نیست و هرگز نمی شود که یک به صورت یک واحد ان را دید و تفسیر کرد. اما در این انتخابات خیلی راحت می شود دید که عزمی مصمم به غلبه بر نماینده حاکمیت در قوه مجریه وجود دارد

سفرنامه ها

اولین چیزی که در ترک سرزمین مادری دلت برایش تنگ می شود وضعیت اسفناک اینترنت و قطع شدن ها و شما مجازبه دیدن … نمی باشید است.

دمی از انتخابات

بنا نداشتم در مورد انتخابات بیشتر بنویسم ، ولی دموکراسی فصلی ست دیگر ، الان از میوه ش استفاده نکنیم ، کی بکنیم؟

دو مطلب تا به اینجای کار ، از میان نوشته های تحلیلی برای من بسیار جالب بوده است ، یکی نوشته رضا خجسته رحیمی ، در گویا ست که به دفاع از سروش پرداخته ، یکی هم سلسله مطالبی ست که نیما راشدان قول ش را داده و اولین نوشته ش را به تحریمی ها ایراداتی وارد کرده است.

رضا خجسته رحیمی ، نویسنده ای که چهارسال پیش در همین ایام در مصاحبه ای جنجالی ، از زیر زبان سروش بیرون کشید که او حامی کاندیدای خاتمی چی ها نیست ، این بار به دفاع از سروش برخاسته که :

«سخن سروش بسيار روشن است. او به سخن آمده است تا با سخن متفاوت خود نشان دهد که در اين زمانه غريب، چگونه روشنفکران که بايد فضاساز باشند، فضازده عمل می‌کنند و متاثر از فضای غالب سخن می‌گويند که چگونه روشنفکران پيشرو، پيرو می‌شوند که پيشرو بودن ضرورتا به مفهوم همراهی با آنانی نيست که خود را پيشرو می‌خوانند که شرط انصاف، آن نيست که همراهی با جمع را بر دفاع از حقيقت و مظلوم ترجيح دهيم.»

کسانی که در میان دانشجویان و فعالین سیاسی به استقلال سیاسی و فکری مشهور هستند ، یک به یک به اردوی شیخ الیگودرزی تمایل پیدا می کنند ، حتی تا همین جا هم اسامی پر آوازه ای همچون عباس عبدی ، کدیور و زید آبادی ، که از قضا همگی پرونده سازی برایشان شد و مصونیت آهنین در دوران اصلاحات نداشتند ، اعلام حمایت کرده اند.

به نظر می آید این افراد ، دلیل اصلی رجحان شان را در این مسئله خلاصه کرده اند که شیخ ، توافق پنهانی با رهبری نکرده است ، کاری که میرحسین موسوی بعد از خروج زورکی خاتمی و به نعل و میخ زدن هایش در سخنرانی ها ، قویا ً به آن متهم است. پاشنه آشیل میر حسین ، همین مسئله است که عموم مردم ، او را به عنوان کاندیدای رهبری بشناسند ، تمام تلاش ستادهایشان می بایست بر این باشد که تا زمان انتخابات ، فاصله وی را با راس هرم زیاد کنند.

یک حکم حکومتی ، معین را برای آحاد مردم بلا موضوع کرد ، چنین اتفاقی اینجا هم دور از ذهن برای شیخ ، نیست ، گرچه بسیار نا محتمل است. به نوعی ، حاکمیت ، از نظر احساس خطر برای  اوتوکراسی ش ، شیخ را در جایگاه خاتمی 76 می بیند.

در نگاهی وسیع تر ، تقریبا ً چند چیز تا امروز روشن شده است :

.هیچ طیف فعال سیاسی ، انتخابات را تحریم نخواهد کرد ، سیاست تحریم در دوره قبل شکست نخورده است ، بلکه شرایط امروز به شدت با دوره قبل تغییر کرده است. پیش بینی اینکه حاکمیت از بی عقلی احمدی نژاد بر سر عقل می آید ، درست نبوده است و مردم ظاهراً تصمیم دارند که از کوچک ترین فرصت باقی مانده ، شبه انتخابات هم برای کمک به ماندن این حکومت استفاده کنند.

.میر حسین کاندیدای رهبری ست ، او به هیچ وجه از شرایط موجود سهمی برای وی قایل نیست. اما به خوبی می داند نزدیکی به راس هرم ، او را به عنوان نیمچه اصلاح طلب هم بلا موضوع می کند.

.شیخ ، اصلاً سخنران خوبی نیست ، حتی سیاست مدار خوبی هم نیست ولی شرط اول مبارزه سیاسی را داراست : او به یاران ش پشت نمی کند. او پشت پرده زدو بند نکرده است و اعتقاد دارد حتی در شرایط نابرابر هم ، قادر به شکست اقتدار سیاسی ست.

نکته آخر: کسانی که آینده خود را در این سرزمین جستجو نمی کنند ، بهتر است که محترمانه در این انتخابات ساکت بمانند. برای خانه اجاره ای که قصد ترک ش را دارید ، تصمیم نگیرید که سقف ش را بلند کنیم یا کوتاه. اجازه بدهید  ، وفق منش دموکراتیک ، کسانی که تصمیم به ماندن در این سرزمین را دارند ، برای آینده خود تصمیم بگیرند ، در غیر این صورت هیچ تفاوتی میان شما با اقتدار سیاسی حاکم ، در بی اعتمادی به نظر اکثریت نیست.

جمهوری ناممکن ها

نمی دانم بدذاتی ام است یا رقت قلب ، ولی برای بهمن خان قبادی بیشتر از رکسانا خوشحالم که آزاد شده است. شاید به خاطر نامه سراسر احساس بهمن بوده. فرصت نمایش احساسات هم حتی از رکسانا دریغ شد.

حالا با این حکم ، چند مسئله جالب اثبات شده :

1. در این مملکت همه چیز چانه ای است ، می شود امیدوار بود که مثلا ً وقتی 4 نفر را به قتل برسانید و مطابق قوانین اسلامی به 4 دیه محکوم شوید ، اگر پافشاری کنید ، یکی دو تایش با ببخشند. به همین قیاس می شود امیدوار بود که وقتی جاسوس کشوری دیگری می شوید ، اگر گرفتار شدید ، یک مقداری چانه بزنیم ، محکومیت مان سبک شود

2.نسبت ها در این مملکت معنا ندارد ، جناب موسویان متهم به فروش اسناد محرمانه می شود ، بعد ش مدعی العموم ش ازش رسما ًعذر خواهی می کند ، رکسانا را اول 8 سال زندان می برند ، بعد آزاد می کنند . قبوض جریمه رانندگی تان نیم میلیون تومان است ، اولین اعتراض نصف ش می کند.

3.قوه قضاییه واقعا  ًمستقل است ، منتها از منطق.

معمای عربی

داستان درد ناک شیخ زاده جلاد و شکنجه گر امارات و اوبظبی، امروزه نقل محافل اینترنتی ست.

بعضی ایرانی ها ، که لابد از رشد قارچ گونه و برق آسای امارت دوبی در حسد می سوخته اند ، با خوشحالی نشان می دهند این ویدیو را ، که ببینید ، این ها «آدم» نشده اند.

بعضی خارجی ها ، دهشت زده از این تصاویر ، که احتمالاً درجه خشونت ش ، تنها انکیزیسیون های قرون میانه را به یاد می آورد ، با خود به فکر فرو می روند که این همسایه یا هم کلاسی ما که اصالتاً عرب است ، یعنی تعطیلات کریسمس که می رود خانه ، به این تفریح ها می پردازد؟

به خواندن ادامه دهید

یاس فلسفی 2

می گید که غنی سازی حق مسلم ماست مخالفان ش  ضد ملی هستند ، باشه

می گید اوضاع همیشه این طوری نمی مونه ، یک دفعه قبل هم این طوری شده بود ، درست شد ، باشه

می گید ماهواره امید ماموریت ش موفقیت آمیز بود ، نپرسید چی بود ماموریت ، باشه

می گید میرحسین خاتمی ست در پوستین رجایی ، باشه

می گید احمدی نژاد هم دلش پاک بود ، نیت ش ناپاک ، باشه

…..

با فروش 7 میلیاردی «اخراجی های 2 » چه کنیم به لحاظ فلسفی؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: