دمی از انتخابات

بنا نداشتم در مورد انتخابات بیشتر بنویسم ، ولی دموکراسی فصلی ست دیگر ، الان از میوه ش استفاده نکنیم ، کی بکنیم؟

دو مطلب تا به اینجای کار ، از میان نوشته های تحلیلی برای من بسیار جالب بوده است ، یکی نوشته رضا خجسته رحیمی ، در گویا ست که به دفاع از سروش پرداخته ، یکی هم سلسله مطالبی ست که نیما راشدان قول ش را داده و اولین نوشته ش را به تحریمی ها ایراداتی وارد کرده است.

رضا خجسته رحیمی ، نویسنده ای که چهارسال پیش در همین ایام در مصاحبه ای جنجالی ، از زیر زبان سروش بیرون کشید که او حامی کاندیدای خاتمی چی ها نیست ، این بار به دفاع از سروش برخاسته که :

«سخن سروش بسيار روشن است. او به سخن آمده است تا با سخن متفاوت خود نشان دهد که در اين زمانه غريب، چگونه روشنفکران که بايد فضاساز باشند، فضازده عمل می‌کنند و متاثر از فضای غالب سخن می‌گويند که چگونه روشنفکران پيشرو، پيرو می‌شوند که پيشرو بودن ضرورتا به مفهوم همراهی با آنانی نيست که خود را پيشرو می‌خوانند که شرط انصاف، آن نيست که همراهی با جمع را بر دفاع از حقيقت و مظلوم ترجيح دهيم.»

کسانی که در میان دانشجویان و فعالین سیاسی به استقلال سیاسی و فکری مشهور هستند ، یک به یک به اردوی شیخ الیگودرزی تمایل پیدا می کنند ، حتی تا همین جا هم اسامی پر آوازه ای همچون عباس عبدی ، کدیور و زید آبادی ، که از قضا همگی پرونده سازی برایشان شد و مصونیت آهنین در دوران اصلاحات نداشتند ، اعلام حمایت کرده اند.

به نظر می آید این افراد ، دلیل اصلی رجحان شان را در این مسئله خلاصه کرده اند که شیخ ، توافق پنهانی با رهبری نکرده است ، کاری که میرحسین موسوی بعد از خروج زورکی خاتمی و به نعل و میخ زدن هایش در سخنرانی ها ، قویا ً به آن متهم است. پاشنه آشیل میر حسین ، همین مسئله است که عموم مردم ، او را به عنوان کاندیدای رهبری بشناسند ، تمام تلاش ستادهایشان می بایست بر این باشد که تا زمان انتخابات ، فاصله وی را با راس هرم زیاد کنند.

یک حکم حکومتی ، معین را برای آحاد مردم بلا موضوع کرد ، چنین اتفاقی اینجا هم دور از ذهن برای شیخ ، نیست ، گرچه بسیار نا محتمل است. به نوعی ، حاکمیت ، از نظر احساس خطر برای  اوتوکراسی ش ، شیخ را در جایگاه خاتمی 76 می بیند.

در نگاهی وسیع تر ، تقریبا ً چند چیز تا امروز روشن شده است :

.هیچ طیف فعال سیاسی ، انتخابات را تحریم نخواهد کرد ، سیاست تحریم در دوره قبل شکست نخورده است ، بلکه شرایط امروز به شدت با دوره قبل تغییر کرده است. پیش بینی اینکه حاکمیت از بی عقلی احمدی نژاد بر سر عقل می آید ، درست نبوده است و مردم ظاهراً تصمیم دارند که از کوچک ترین فرصت باقی مانده ، شبه انتخابات هم برای کمک به ماندن این حکومت استفاده کنند.

.میر حسین کاندیدای رهبری ست ، او به هیچ وجه از شرایط موجود سهمی برای وی قایل نیست. اما به خوبی می داند نزدیکی به راس هرم ، او را به عنوان نیمچه اصلاح طلب هم بلا موضوع می کند.

.شیخ ، اصلاً سخنران خوبی نیست ، حتی سیاست مدار خوبی هم نیست ولی شرط اول مبارزه سیاسی را داراست : او به یاران ش پشت نمی کند. او پشت پرده زدو بند نکرده است و اعتقاد دارد حتی در شرایط نابرابر هم ، قادر به شکست اقتدار سیاسی ست.

نکته آخر: کسانی که آینده خود را در این سرزمین جستجو نمی کنند ، بهتر است که محترمانه در این انتخابات ساکت بمانند. برای خانه اجاره ای که قصد ترک ش را دارید ، تصمیم نگیرید که سقف ش را بلند کنیم یا کوتاه. اجازه بدهید  ، وفق منش دموکراتیک ، کسانی که تصمیم به ماندن در این سرزمین را دارند ، برای آینده خود تصمیم بگیرند ، در غیر این صورت هیچ تفاوتی میان شما با اقتدار سیاسی حاکم ، در بی اعتمادی به نظر اکثریت نیست.

Advertisements

2 responses to this post.

  1. شخص کروبی مشکلی‌ ندارم ولی‌ هنوز صداش از زمانی‌ که تو مجلس حکم حکومتی را خوند تو گوشم مونده و این اذیتم می‌کنه

    فقط اینکه مهاجرانی و ابطحی رفتن باهاش خیلی‌ برام جالبه. چون از مریدان شخصی‌ مهاجرانی هستم

    سروش که دیگه به جای خودش. برام شخصیت مهمی‌ نیست ولی‌ قابل احترامه

    حالا جدا از اینا دربارهٔ موسوی اگر این چیزا درست باشه خیلی‌ دستمون برا انتخاب تنگ می‌شه

    محسن هم که مثل همیشه اومده تا ناراضی‌های اون طرف رو جم کنه زیر چتر خودش که یک وقت به جناح چپ ملحق نشان

    پاسخ

  2. اشتباه نکنید ، تقریبا ً همه کاندیدا های موجود ، به دلیل مشارکت در روندی غیر دموکراتیک به نام «جمهوری اسلامی» ، تقریباً به یک اندازه گذشته ای سیاه دارند. شیخ اصلاحات به مراتب بیشتر از میرحسین در ساخت حاکمیت فعال بوده و بالنتیجه ، قابل پرسشگری. مسئله اینجاست که برای کسانی که زندگی شان در این سرزمین است ، مسئله امروز ، حساب کشی از به قول اکبر اعلمی «200 نفر عزیز کرده که همه پست های حاکمیت را در طول سی سال میان خود رد و بدل کرده اند » نیست. گرچه امیدوارم روزی نوبت آن هم برسد. ولی اکنون و امروز ، مسئله شان بقا است.
    مهاجرانی دیپلماتی قدر است ، ولی به شدت از شخصیت ش بیزار هستم .
    با شما در مورد ژنرال موافق هستم ، گرچه تقریباً تمامی تحلیل گران سیاسی ، غیر از این می اندیشند و می گویند که رضایی بخش هایی از رای احمدی نژاد را می ریزاند ، ولی من فکر می کنم امثال رضایی ، قالیباف ، لاریجانی و یا حتی هاشمی ، تنها و تنها ، رای هایی که راضی به احمدی نژاد ها نیستند ولی در عین حال به دلیل پس زمینه مذهبی حاضر به رای دادن به دست چپی ها هم نیستند ، جمع می کند. رای آنها در غیاب این نیمچه کاندیدا ها ، یا سوخت می شود یا به صندوق رقیب منظور می شود.
    به هر صورت ، توجه شما را به انتهای این نوشته جلب می کنم که «کسانی که آینده خود را در این سرزمین جستجو نمی کنند ، بهتر است که محترمانه در این انتخابات ساکت بمانند.»
    فکر می کنم برای خیل مهاجرانی که مصمم به ترک این سرزمین هستند ، با کنار کشیدن از این صحنه ، وجدانی آسوده تر رقم بخورد
    موفق باشید

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: