پیش گویی بیانکونرو مآبانه

خوب حالا که همه را هیجان انتخاباتی گرفته، من هم می زنم به سیم آخر و پیش بینی هایی را برای دور اول انتخابات می کنم  ، هرچه باداباد:

1. انتخابات دو مرحله ای ست ، در این مسئله شک نداشته باشید . چه سرنوشت این انتخابات با تقلب رقم بخورد ، چه شخص اول مملکت دستور تقلب گسترده را صادر نکند ، انتخابات به دور دوم کشیده می شود. پیروزی احمدی نژاد یعنی نادیده گرفتن این همه پتانسیل نفرتی که در شهر های بزرگ خودش را ظرف هفته اخیر نمایان کرده. با مزمن کردن این هیجان ، می توان در موقعیتی دست بالا تر ، از خجالت ش با تقلب در آمد.

2. احتمال تقلب همچنان جدی و واقعی است. در نوشته اول ام در این وبلاگ در مورد انتخابات 88 ، نوشتم که هرکه جلوی احمدی نژاد بایستد ، برنده است. البته برداشت عجیبی که توسط بعضی خوانندگان شد ، این بود که من مطمئن هستم که تقلب صورت نمی گیرد. من منظورم آرای واقعی بود. یعنی فکر می کنم در صورتی که تقلب حتی به صورت جزیی و در حد صندوق و حوزه باشد هم ، قطب مخالف احمدی نژاد هر که باشد رای می آورد. این حدس من به خودی خود نشان می دهد که دلیل این برتری ، به ضعف عملکرد خود احمدی نژاد بر می گردد تا نبوغ رقیب اش. با این حال ، خوبی انتخابات ایران ، هرچه که نباشد ، این است که صفحه شطرنج سیاسی ایران را کمی از مه غلیظی که آن را پوشانده است می زداید. مثلا ً تا دوم خرداد 76 ، هیچ کس نمی توانسته به قطعیت بگوید که اختلاف میان هاشمی رفسنجانی و خامنه ای تا چه حد جدی ست.یا انتخابات نهم ریاست جمهوری نشان داد که چطور یک گروه با اعلام آمادگی تام ، می تواند همه زیر مجموعه های دیگر راست را جا بگذارد. دقت کنید که به همین دلیل می گویند «دموکراسی فصلی». این بیرون افتادگی ها ، البته منحصر به حواشی انتخابات ( مشخصاً یک ماه قبل تا یک هفته بعد از پایان ) است و نه بیشتر. به بیان دیگر ، انتخابات برای ما شفافیت نمی آورد ، بلکه تنها بعضی چیز ها را روشن می کند.در این انتخابات ، حدس می زنم می شود تا حدودی فهمید که سنبه سپاه و نیروهای امنیتی پرزورتر است یا شخص خامنه ای. اگر خامنه ای با تقلب مقابله کند ، نشان می دهد که شخص اول مملکت باقی مانده است. در صورتی که تقلب دوباره رییس جمهور ولایی را از صندوق ها بیرون بکشد ، می شود حدس زد که گرداننده اصلی مملکت کسی جز اوست. بنابراین ، تقلب را دست کم نگیرید.

3.کروبی از دست رفته است. دو عامل اصلی سقوط او به عنوان جدی ترین رقیب موسوی ، در خود او مجتمع بود : دیسکورس منبری و جوش آوردن غیر دیپلماتیک. حداقل یکی از این دو صفت به عنوان نقطه قوت این شیخ مطرح می شد. من فکر می کنم با این انتخابات ، حیات سیاسی کروبی هم به پایان رسیده است ، او سنی دارد که خود به خود او را وارد لیگ دایناسور ها می کند. در ابتدای انتخابات ، به خصوص به دلیل اینکه شیخ هنوز بالای منبر نرفته بود و پا منبری هایش آدم های بسیار برجسته ای بودند ، این تخمین به وجود امده بود که او می تواند نماینده گروهی باشد که زیر علم سبز سیدی نمی رود و در عین حال به ریاست جمهوری ولایت مدار هم راضی نیست. این تخمین ، او را مستعد جمع آوری آرا دو گروه مهم صحنه سیاست می کرد : تحریمی ها ، اصلاح طلبان. اصلاح طلبان البته ، با موج سبز سیدی ، سوار بر خودروهای وارداتی رفتند. اما تحریمی ها ، اگر که جذب کروبی نشوند ، مقصرش بیان ضعیف و استراتژی مفتضحانه شیخ و تیم ش، چه در مناظره و چه در فیلم انتخاباتی اش است. بهتر است که با شیخ خداحافظی کنیم .

4.برنده اصلی کمپین انتخابات ، محسن رضایی ست ، حدس من این ست که او بخش مهمی از آرای احمدی نژاد را از حاشیه رای دهندگان به وی ، و نه هسته تندروی اطراف ش ، جمع آوری کرده است. او هم مانند احمدی نژاد ، ولایت مدار است ، سپاهی بوده و حالا از انقلاب سهم می خواهد ، ولی ظاهراً به مراتب بهتر بلد است خواسته ش را بیان کند.

5. موسوی ، میر حسین موسوی. او رمز پیروزی و بازگشت به قدرت طیف دوم خردادی از چپ مجاز سیاسی ایران است. او نه بلد است که درست سخن بگوید ، نه خطابه خوب می خواند ، نه چندان توجهی به معیار های دنیای مدرن دارد ، نه کمپین کردن بلد است ، نه قولی برای بهبودی اوضاع سیاسی داده است ولی در عین حال ،بخش اعظم آرای مخالف احمدی نژاد را به صندوق خود واریز کرده است. این هم از عجایب روزگار ایران زمین است. به هر حال ، انتخاب موسوی ،هفته ای شادی می آورد که شاید مقارن با نتایج فوتبال شود و به دو سه هفته بکشد ( خوشحالی ناشی از انتخاب نخست وزیر دوران جنگ توسط نسلی که حتی او را تا ماه پیش ندیده بودند ، چیزی ست در ردیف خوش حالی از گل خداداد عزیزی : بردیم شان ) ؛ یکی دو ماهی صرف افشا گری علیه خراب کاری دولت احمدی نژاد می کند تا دل مردم زده بشود و نهایتاً دوباره همه از هیجان می افتند و به سر زنده بودن بر می گردند. اینجاست که دوباره عده ای خود را در ستیز با روندی نابرابر و خردستیز می بینند و سیل مهاجرت به مسیر خود ادامه می دهد.نتایج دیگری هم برای این پیروزی متصور است ولی این نتیجه از دید من اهمیتی ویژه دارد.

6. احمدی نژاد ، به خانه می رود ، اگر که کودتایی در راه نباشد. در صورتی که در مقابل اراده مردم ، تسلیم شوند ، احمدی نژاد به کنج خانه ش بر می گردد تا در طول امسال شاهد اخراج و مرخص شدن تقریباً همه مدیران ش در بدنه دولت بشود ، و با اتوبوس مدیران جدید بیاورند برای سازمان ها. او می رود به خانه و از تلویزیون مشغول تماشای حملات سیمای ضرغامی به دولت نو تاسیس می شود ، بدون اینکه خودش نقش موثری در رهبری جبهه مخالف دولت داشته باشد، او دوباره به عنوان نیروی یدی در دادگاه های مطبوعات علیه روزنامه ها شکواییه تنظیم می کند و به عنوان مدعی العموم فعال می شود ، ولی هرگز چهره سیاسی نخواهد بود. این را خود او خواسته وقتی که از شان ریاست جمهوری برای کارهایی چون بزغاله خواندن مردم استفاده کرده است. این مرد کوچک و خود بزرگ بین ، احتمالاً برای همیشه در تاریخ پر فراز و نشیب ایران فراموش می شود ، تا مردم بزرگ ایران یادشان نیاید چنین کسی را بر مسند نشاندند.

در دفاع از شکست احتمالی او، باید همه جا این نکته را برای مردان سیاسی ایران خواند که : بخش مهمی از کوهی که جلوی رییس جمهور بر مسند قدرت قرار دارد ، خاصیت تاریخی ایرانی در ضدیت با قدرت مستقر ست. در ذهن ایرانی ، دولت چیزی ست بسیار کثیف و چرک زده که بهتر است که به جای درمان ش ، از ریشه درش بیاوریم.هر ریاست جمهور دیگری هم در دور دوم چهارساله ش ، علاوه بر تمام انتقادات موجود به نوع مدیریت ش ، می بایست جوابگوی اشکالاتی باشد که متوجه سیستم اند تا او ، به قولی می بایست تقاص آن 85% دیگر از قدرت را که مطلقه است هم پس بدهد. ظاهراً این بخش توسط کسانی که احمدی نژاد را به قدرت رساندند مورد توجه کافی قرار نگرفته بود

7. تحریم ، در این انتخابات بسیار نا محتمل است. حدس من این است که مشارکت به رقمی برابر 70% در دور اول می رسد.نیروهایی که نخواهند وارد بزرگترین بازی سیاسی شوند ، البته بسیار متنوع اند و از قشر فوق مرفه که مطلقاً توجهی به این 15% اختیارات سیاسی باقیمانده ندارند را شامل می شود تا گروهی همچون نادر فتوره چی یا علی معظمی . به هر حال ، می شود که فکر کرد در همین گروه هم ، چون خود جامعه ایرانی ، همه جور آدمی پیدا می شود.عدم رونق سبد تحریم ، دوباره به کاراکتر بی نظیر ریاست جمهوری ایران بر می گردد. او برای خودش تا نهایت حد ممکن دشمن تراشیده است. او می توانست بر سر موضع بماند ولی رفتار یک کودک پنج ساله را جلوی 50 میلیون بیننده تلویزیونی ایران نداشته باشد. خود کرده را تدبیر نیست.

خوب یک شنبه سعی می کنم دوباره یک پست بنویسم و ببینم چقدر پیش بینی ها درست از آب در آمده .البته که بعضی از پیش بینی ها نیازمند زمان است.

Advertisements

8 responses to this post.

  1. Posted by دلا on ژوئن 13, 2009 at 10:52

    فعلا که پیش بینی های همه به حقیقت نپیوسته و …
    واقعا نمی دونم چی بگم
    شما اوضاع کنونی رو چگونه می بینید؟

    پاسخ

    • قربان شما را به دومین پیش بینی ام اشارت می دهم. قرار هم بر این گذاشتم که روز یک شنبه ( فردا ) در مورد پیش بینی هایم بر اساس رخداده ها بنویسم. اگر اینترنتی بر قرار بود چنین خواهم کرد.
      اما کوتاه بنویسم که اولاً امروز تکلیف خیلی چیز ها روشن شد:
      دیروز اسلامیت نسبت ش را با جمهوریت روشن کرد ، کاری که در تمام این سی سال نکرده بود
      دیروز افسانه «رای بدهیم این قدر که سیل آرا ، تقلب را بشوید» شکست ، بد هم شکست
      دیروز تکلیف بسیاری از جوانان پر امید معلوم شد

      بنده اوضاع را فعلاً اینگونه می بینم.

      پاسخ

  2. Posted by احسان on ژوئن 15, 2009 at 15:43

    دمت گرم، 3 4 تا پیش بینی تا الان دیده بودم، مال شما از همه درست تر دراومد، هیچ کدوم به کودتا اصلا فکر هم نکرده بودن. به موسوی هم گفته بودن همچین قضیه ای ممکنه اتفاق بیفته، ولی باور نکرد. عبدالله نوری هم همچین قضیه ای رو پیش بینی کرده بود که درست دراومد

    پاسخ

    • قربان بنده را مجبور کردید یک بار دیگر هم پست خودم را بخوانم. البته که بنده در چندین مورد پیش بینی مرتکب اشتباه شدم. مثلاً علی رغم مکرر کردن احتمال کودتا ، هرگز و هرگز تصور نداشتم که احتمالش تا این حد جدی ست.
      اجازه بدهید در مورد ش مفصل تر در یک پست بنویسم
      موفق باشید

      پاسخ

  3. Posted by دلا on ژوئن 19, 2009 at 20:35

    بله هر روز هم به جای بهتر شدن اوضاع … شکافی که ایجاد شده جبران ناپذیره و من واقعا نمی تونم حدس بزنم چه چیزی در انتظار ماست!

    پاسخ

  4. با عرض پوزش ، باید بگویم که فکر نمی کنم اوضاع خیلی هم بد باشد. به دلیل حوادثی که پشت سر هم آمد ، پست مرتبط به این پیش بینی را عامداً به تعوبق انداختم. در اولین فرصت مفصلاً می نویسم که چرا فکر می کنم اوضاع خیلی هم بد نشده.

    پاسخ

  5. Posted by دلا on ژوئن 21, 2009 at 20:09

    از جهتی که دست خیلی ها داره رو میشه خوبه اما کشته شدن مردم اصلا خوب نیست

    پاسخ

  6. بله ، کاملاً با شما موافق هستم که هیچ چیزی تراژیک تر از دست رفتن جان یک انسان ( صرفنظر از مقام و مرام و عقیده اش ) نیست. متاسفانه دیروز هم که خواستم دست به کار نوشتن بشوم ، تصویری دخترکی که به دوردست نگاه می کرد ، تسخیر ام کرد . تلاش می کنم به زودی بنویسم ، ولی قبل از هر چیزی ، در مورد او.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: