درباره الی

از سالن سینمای پردیس پارک ملت که بیرون آمدم ، بخش مهمی از بینندگان شال سبز سیدی به تن داشتند ، یا به جای روسری با به عنوان accessory. در عین حال ، یکی دو نفری هم از هدر شدن پول شان برای این فیلم بی سروته می گفتند. همه اینها اما  نمی توانست فکر من را از فیلمی که خرس نقره ای برلیناله را ربوده منحرف کند.

رعنا آزادي ور، ماني حقيقي، احمد مهران فر، گلشيفته فراهاني،‌ پيمان معادي، مريلا زارعي، شهاب حسيني و ترانه عليدوستي - درباره الي

تا پیش از این ، با دیدن فیلم های شهر زیبا ، چهارشنبه سوری ، دایره زنگی می شد حدس زد که هنر اصلی فرهادی ، در نشان دادن روابط «واقعی» ست. چیزی که سه دهه ای می شود که از سینمای جدی ایران ، رخت بر بسته است. سانسور بخشی از زندگی مردم ؛ یعنی زمانی که به خانه شان می روند ، در تمام سال های بعد از انقلاب ، امری معمول و پذیرفته شده بوده است. به شکلی که کارگردانان ، با مهارتی در حد بند بازی ، تلاش کرده اند با دور زدن این محدودیت ، فیلمی شبیه به واقعیت بسازند. اما اغلب این تلاش تبدیل به بندبازی دلقک ها می شود: فیلم به حدی دور از واقعیت است که تصور اینکه در هر وضعیتی ، مثلاً یک سکانس فیلم در جایی از ایران رخ بدهد برای بیننده دشوار می شود. امثال فرهادی ، توانسته اند بروی این فاصله عمیق میان تصویر دلخواه حاکمیت و آنچه «واقعاً» رخ می دهد ، پل بزنند. اما همانطور که نوشته ای در اعتماد ملی توصیف کرده بود ، واقعی بودن ، کمترین مزیتی ست که فیلم فرهادی شایسته ش است.

درباره الی ، چیزی فراتر از روایتی واقعی ست. درباره الی بازگویی روایتی واقعی و به شدت لمس شدنی از روابط انسانی ست.

اصغر فرهادی که در کارهای گذشته ش یک راوی امین نشان داده بود ، حالا وارد ژانری با قابلیت همه فهمی شده است: پسیکو آنالیز آدم های معمولی. داستان تنها روایت یک تراژدی نیست ، بلکه تکیه اصلی بر انسان هاست. انسان هایی که سوای از تراژدی اطراف شان و علی رغم پاسخ احساسی و درک شدنی شان به تراژدی ، مرتب در حال گمانه زنی بر سر موقعیت خود در جمع اند و مدام مراقب تصویری هستند که جمع از دارد. این کاری ست بس دشوار در یک فیلم سینمایی  که اصغر فرهادی از پس ش بر امده. شاهد این ادعا که فیلم فرهادی مربوط به جامعه ما تنها نیست  و اینکه روابطی فراتر از مرز های زبان را به تصویر کشیده ، خرس نقره ای برلیناله است. و همین طور جشنواره پر امید ترایبکا ، که رابرت دنیرو مجری ش است.


اگر کمی گیج شده اید اجازه بدهید توضیح بدهم :

مانی حقیقی که در کودکی در فیلم جنجالی ابراهیم گلستان بازی کرده بود ، کنعان را با کمک فرهادی در بخش های زیادی ساخته است و در این فیلم ، درباره الی ، به ایفای نقش شوهر گلشیفته پرداخته است. در عین حال ، پیمان معادی که فیلم نامه نویس و بازیگر بوده است نیز به جلوی دوربین آمده است. ترانه علیدوستی که به نظرم کم رنگ ترین ایفای نقش ش در همین فیلم بوده است ، سومین کار را با فرهادی به اتمام برده است. گلشیفته ، سوپراستار سینمای ایران هم با کمال افتخار به تیم بازیگران اضافه شده است. البته همین گلشیفته بود که بخت زیادی از درباره الی در جشنواره گرفت و اگر انتخابات ریاست جمهوری را در نظر نگیریم ، هنوز هم مستعد است که به جای خود فیلم ، مردم بروند و جنجال بوجود امده بر سر او را در فیلم بجویند که به نظر من بسیار بی انصافی ست.

تنها چیزی که من نتوانستم روشن کنم ، بازیگر نقش آرش پسر کوچک است که نامش متین فتوره چی است . آیا او فرزند نادر فتوره چی ست؟

شیوه حرکت دوربین در این فیلم به سیاق دایره زنگی ست که فرهادی همکار فیلم نامه نویسی ش بوده و سوای از اینکه کارگردان ش زن وی است ، به راحتی می شود جای پای وی را دید. حتی می شود جای پای فرهادی را در کنعان مانی حقیقی هم دید.

بازی ها عالی ست ، در سکانسی که دوربین و بوم از چهار مرد فیلم که برای توضیح فاجعه به سمت صابر ابر رفته اند ، به راحتی می توانید استرس را در حرکات چهار نفر بخوانید ، در حالی که نه صدایی در کار است نه حتی بازیگران رویشان به دوربین است.

نقش ها عالی تعریف شده است ، مریلا زارعی شایسته ترین فرد برای ایفای نقش زن میانسال و بچه داری ست که به هم دانشگاهی ش دل بسته و زندگی پر فراز و نشیب را با وی پشت سر گذاشته است. گلشیفته فراهانی با کاراکتر نارسیسیت ش ، شایسته ترین فرد برای ایفای نقش بانوی جوانی ست که به نتایج عملش فکر نمی کند. مانی حقیقی نشان داده که هیچ کسی نمی توانست نقش مرد میانسال و جا افتاده فیلم را به این خوبی بازی کند. پیمان معادی نیز در بروز خصیصه های شوهر مریلا زارعی ، یکه تاز بوده است.زوج سوم هم با وجود فرصت کم در تبیین نقش خود ، عالی ظاهر می شوند و از این نظر باید به هر دو تبریک گفت.

تنها نقطه تاریک بازیگری ، به نظر من خود ترانه است در نقش. البته شاید کمتر بشود به کسی که قرار ست که موضوع یک فیلم شود و در یک سوم ابتدای داستان از فیلم بیرون می رود خرده گرفت که چرا نقشی کمرنگ داشته است . ولی فکر می کنم به جز چهره پر رمز و راز و جذاب ترانه ، دلیل دیگری برای انتخاب ش نبوده است. وگرنه قوت بازیگری ترانه را می توانید در چهارشنبه سوری ببینید.

فیلم یک ضعف جدی دیگر هم داشت : نمی شد در نیمه ابتدایی داستان ، از شوخی های پشت هم افراد ، دلزده نشد. این همان جایی ست که قرار بوده فیلم قوی باشد ( روایتی واقعی ) ، ولی فکر می کنم بیشترین دلیل ش ، یک جور ناپیدایی انجام داستان ، در زمانی بوده که نیمه اول فیلم فیلمبرداری می شده ( فرهادی گفته که فیلم نامه را تکه تکه به بازیگران می داده است و خودش هم برای سرانجام ش ، تصمیم قطعی نداشته ). با این حال ، این هم یک نقطه ضعف اساسی برای فیلمی نیست که یک تماشاچی بسیار مشکل پسند ش را راضی از سالن بیرون فرستاده. کسی که  بعد از چهارشنبه سوری به دیدن یک داستان «واقعی» در سینمای ایرانی به شت بدبین بود.

امیدوارم تب انتخابات مانع از دیده شدن این فیلم برجسته تاریخ سینمای نوین ایران نشود. کلاً آخرین سینمایی نسل قدیم ایران که از سوی جهان و همین طور داخل ایران جدی گرفته می شد ، کیارستمی بود که تقریبا ً همه اتفاق نظر داریم تمام شده است و به تاریخ پیوسته است. موج نو سینمای ایران ، ولو به همت یکی دو نفری همچون فرهادی و قبادی و پناهی ، حرف هایی فراتر از مرز برای دنیا دارد. امیدوارم که شنیده شود.

در همین زمینه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: