اشکال دموکراسی

به تازگی از شنیدن کتاب » واقعا ً ما چقدر احمق هستیم ؟ واقعیت در مورد رای دهنده  آمریکایی » فارغ شده ام ( تعجب نکنید ، این روز ها همه کتاب ها را با صدای شیرین یک کاراکتر رادیو یا تلویزیون ، می شنوند ، شما چطور؟ ) و بای بگویم یکی از بهترین کتاب هایی بود که در سال اخیر خوانده ام یا شنیده ام ( بیشتر شنیده ام )

https://i1.wp.com/farm4.static.flickr.com/3146/2582994229_335ea1f3f5_o.jpg

کتاب نوشته ریک شنک من هست ، ژورنالیستی که با دقتی تحسین شده ، جزییات روان اجتماعی و روح زمانه ( Zeitgiest ) جامعه آمریکایی را زیر نظر گرفته و حقایق بس تلخی را در این زمینه برای خواننده ش مطرح می کند.

https://i0.wp.com/www.bobedwardsradio.com/storage/rick%20shenkman.jpg

در کتاب ، شنک من ، ادعا می کند که سیاست ، به معنای آمریکایی آن دست مایه یک مشت شومن شده است که تلاش می کنند با جلب توجه جامعه آمریکایی و با دمیدن بر اسطوره هایی مثل » مردم» ، «آزادی» و از همه مهم تر ، «دموکراسی» تلاش می کنند تا بر موج سیاسی سوار شوند و برنامه های ضددموکراتیک و گاهاً مضر به حال انسان امریکایی و بشر را پیش ببرند.

من از گرایش سیاسی نویسنده اطلاع ندارم ، ولی باید بگویم که در این نوشته ، با شهامت ، نقش پسرک کم سن و سال را بر عهده گرفته و بر سر درخت داد می زند که پادشاه لخت است.

او به خوبی اشاره می کند که از تصمیم های جمعی احمقانه ، به هیچ وجه توسط سیاسیون انتقاد نمی شود ، همیشه خود سیاسیون متهم به بدکاری می شوند و مردم عموماً خوب خوانده می شوند.

او همینطور به مشکلاتی اختصاصی تر جامعه امریکایی ، همچون نا آگاهی و بی توجهی عمیق آمریکا به مسایل بین الملل اشاره می کند.  او می گوید که تنها یک هفته پیش از حمله به عراق از میان امریکایی هایی که در یک نظر سنجی مورد پرسش واقع شده بودند ، فقط 13درصد می دانستند که عراق کجای نقشه است. او همین طور به شوکی که جامعه امریکایی را بعد از حملات یازده سپتامبر در بر گرفت اشاره می کند : اینکه مهم تر از بربریت نمایش داده شده در این حمله ، شوک این مسئله بود که آمریکایی ها فهمیدند که چقدر میان مردمان جهان منفور اند. او این تقصیر را متوجه سیاست مداران می داند که با خواندن داستان به گوش مردم امریکا ، چنین وانمود کردند که امریکایی ها منفور اند ، چون مخالفان شان ، از آزادی و خوبی آمریکایی متنفر هستند.

او همین طور در مورد برعکس شدن روند های دموکراتیک در تاریخ ایالات متحده سخن می گوید: او اشاره می کند که در امریکایی که «پدران پایه گذار» برای مردم در نظر گرفته بودند ، همیشه تلاش بر این بود که توده ناآگاه ، نتواند به اقلیت ثروتمند زور بگوید.

اما جایی در میانه راه ، چیزی گم شد : اصل آگاهی و جوهره کار سیاسی. او عواملی چندگانه را نام می برد و حتی پای حضور میلیونی تلویزیون را در خانه آمریکایی مقصر می داند . حالا روند کاملاً برعکس شده ، با اینکه او هیچ اشاره به این قضیه نمی کند ، ولی یک مثال ، خیمه شب بازی برقرار شده توسط هالیوود را بهتر از حتی حضور ریگان در کاخ ریاست جمهوری به تصویر می کشد : آرنولد شوارتزنگر.  این کاراکتر باد شده توسط هالیوود ، به این دلیل ظاهراً محبوب و فرماندار شد ، که تنها و تنها ، بازیگر خوبی بود.

https://i0.wp.com/4.bp.blogspot.com/_j9oDqG2zBGE/SH9KNY41ieI/AAAAAAAABdw/SsjrqkCJwxo/s320/floridavoter.jpg

( عکس تزیینی ست ، رای دهنده ای فلوریدایی ، با افتخار می گوید » این انتخاب من بوده ست که یک رای دهنده احمق باشم» )

در این کتاب ، شنک من ، انتقادی جانانه هم از دموکراسی می کنه. تا به حال ،و به خصوص تا قبل از همه گیر شدن روند های دموکراتیک ( در معنای حداقلی شان ) همیشه سئوال این بود که وقتی یک عده را مسلط به سرنوشت همه می کنیم ، چه کسی باید از آنها حساب رسی کند؟ این عده حساب رس ، توسط چه کسان دیگری حساب رسی می شوند؟ و به همین ترتیب این سئوال ادامه می یافت.

تصور می شد که دموکراسی ، کلید حل این معماست: مردم ، ناظران نهایی هستند . آنها هستند که با نظارت دایمی خود ، حتی می توانند رییس جمهور را هم از کاخ بیرون کنند. اما در طول پنجاه سال اخیر ، روندی به ادعای شنک من ، مصیبت بار ، شروع شد : این گروه حسابرس ، به شدت قضیه را شوخی گرفته و به جای بررسی دقیق یا حتی گذرا ، ترجیح می دهد «پروفورمانس» سیاسیون را ارزیابی کند.

شنک من با این استدلال که حسابرسی توسط مردم از سیاسیون ، کاملاً شکست خورده است ، ادعا می کند که می بایست روشی جدید پیدا کنیم ، که به اهداف پدران موسس جمهوری نزدیک باشد : یک جمهوری تمام عیار ، که اکثریت ، تلاش می کنند تا با آگاهی تصمیم بگیرند. او حتی پیشنهاد می دهد برای اعطای حق رای ، یک آزمون دانش شهروندی گرفته شود ، تا بعداً نتایج نظر سنجی ، این طوری آبروریزی نکنند :

بخش عمده مردم امریکا ( بیش از 50% درصد شان ) تنها دو تا از سه شاخه دولت شان را می شناسند . یعنی حتی نام های executive, legislative , judiciaryهم بی خبرند.

او البته این پس روی واضح را در نسل ها با شواهد نشان می دهد : در زمان ریاست جمهوری ترومن ، تبلیغات انتخاباتی برای سوادی در حد کلاس 11 طراحی می شد ، امروز تبلیغات ریاست جمهوری هر دو حزب ، بر مبنای دانش یک کلاس هفتمی است.

در آخر ، او توصیه های به غایت عجیب هم می کند : اضافه کردن بخشی به آموزش که همه را مجبور کند از اخبار ملی یا حتی بین المللی با خبر باشند.

به هر حال ، این کتاب به همه دوست داران دموکراسی  و به خصوص به کسانی که سئوال هایی در ذهن شان دارند توصیه می شود

Advertisements

One response to this post.

  1. Posted by ahwaztaxi on اوت 5, 2009 at 02:00

    Please provide a link for the podcast or the pdf or both if you don’t mind.
    Today I just heard about this book from 4 of my friends including you.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: