ارشاد به سبک ایرانی

داشتیم در خیابان کنزینگتون لندن قدم می زدیم که یک آقایی با یک سری برگه به سمت ما امد و چون ظاهرا خیلی مطمن نبود که ایرانی هستیم با شک به انگلیسی گفت که فارسی بلدید اقا؟

من هم گفتم بله . او هم سلام کرد و دست ام را فشرد و گفت تا حالا هیچ فکر کرده اید که چرا بعضی وقت ها احساس تنهایی می کنید؟‌

تازه این جا بود که شست ام خبر دار شد که گیر ارشاد چی ها افتاده ایم.

مرد جوان شروع کرد به صحبت که چرا نمی توانیم با خدا درست ارتباط برقرار کنیم و از این حرف ها . من هم که تا به حالش جلوی خنده ام را گرفته بودم گفتم خوب اگر ما اصلا خدا را قبول نداشتیم تکلیف چی می شه؟‌

مرد جوان یک کمی دست پاچه شد . شروع کرد به کمی اسمان و ریسمان بافتن و مرتب کتابچه ای که دست ش بود را ورق می زد . اول سعی کرد از رویش برایمان بخواند که متاسفانه با تپق فراوان تقریبا نامفهوم شد. بعد سعی کرد از حفظ بگوید که باز هم چیز خنده داری از آب در امد . من نگران بودم که همسرم که به نظر می آمد خیلی از شرایط راضی نیست یک چیزی بگوید و طرف هم ناراحت بشود می خواستم یک طوری قضیه را درز بگیرم . ولی مگر اجازه می داد ؟‌

ناگهان همسرم خیلی جدی و بلند وسط حرف ش پرید و گفت :‌شما ایران بوده اید اصلا؟‌

او هم که فکر می کرد به هدف زده با اطمینان گفت من ده سال است ایران را ندیده ام. حدس ش این بود که ما با انتقاد از اوضاع موجود در ایران در حقیقت راه را برای استدلال او باز خواهیم کرد. حدس من هم این بود که الان ست که همسرم جوش بیاورد.

ولی نتیجه کاملا غیر قابل پیش بینی شد :

همسرم گفت اینها را که شما می گویی در کتاب های دبستان و راهنمایی می گویند . یک مقداری پیشرفته تر هم. نمی شه دنبال یک استدلال بهتری بروید که اقلا برای ما جذاب باشه؟‌

من نمی دانستم بخندم یا خداحافظی کنم. خلاصه اوضاع خنده داری شده بود. بیچاره شروع کرد که من خودم در بیمارستان کار می کنم و بدن انسان فلان است و بهمان است.

ما هم که دیدیم بیچاره حسابی به خاکی زده گفتیم خیلی ممنون و موفق باشیدو از این حرف ها. بلکه دست از سرمان بردارد.

طرف ول کن نبود . می گفت خدایی وجود داره و می دونی اسم ش چیه؟‌من هم باز مرتب می گفتم خیلی ممنون از لطف شما (‌بین حرف های او )‌و در حالیکه ما در حال دور شدن بودیم بلند فریاد زد :‌یهوه.

یهوه نام خدای دین یهود است ولی ظاهرا در کتاب عهد عتیق (‌بخش اول انجیل )‌هم به همین نام نامیده می شه. وانگهی دین یهودیت که الان عضو جدید نمی پذیره.

بعدا که در مورد ش فکر می کردیم دلمان سوخت .حدس می زدیم جوانک با پذیرش خدای جدید احتمالا حق ماندن در کشور را پیدا کرده و لابد جزیی از قضیه هم تبلیغ است.

اما نکته جالب در باره این تیپ آدم ها این ست که فکر می کنند که حقیقتی ثابت وجود دارد ٫‌آنها کشف ش کرده اند ٫‌و دیگران اگر به آن آگاه شوند حتما قبولش خواهند کرد. کلی فرض کنار هم شد. با کمال احترام باید بگویم فکر می کنم خدای ایشان هر اسمی هم داشته باشد تنها وسیله ای ست برای برتری دادن به خودشان که ما اول یافتیم ش. اگر ایمان بیاورید خیلی خوب است ولی ما متقدم تریم.

شما چه فکر می کنید؟

Advertisements

5 responses to this post.

  1. Posted by پیام on اکتبر 24, 2009 at 16:17

    عجب داستان جالبی بود,چنین مواردی حتی در اینجا که مهد اخوند ها هست هم پیش نمیاید که کسی گیر بدهد در خیابان برای آموزش وجود خدا.

    اما نکته جالب فعالیت مسیحیان ایرانی است که به شدت برای تبلیغ افزایش یافته. کاملا برای بنده مشخص است که مطمئنا از یک منبع رسمی تغذیه می شوند .

    اما می گم شما زیاد از دور به ایرانی ها نمی خورید ها :دی طرف خیلی باهوش بوده.

    پاسخ

    • شما از کجا در مورد ظاهر من توانستید قضاوت کنید؟‌
      البته این بیچاره هم شک داشت و خیلی دو به شک گفت که فارسی صبحت می کنید. من هم دلم نیامد گفتم شاید راه گم کرده باشه.نگو تازه راه را پیدا کرده بود

      پاسخ

  2. گیر «شاهدان یهوه» افتاده بودید که یک گروه بنیادگرای مسیحی است عجیب و غریب است. آخر سریش و کنه هستند و استدلال هایشان هم اول ساده لوحی و هالویی! این گروه تازگی ها برای مسلمانان ایرانی (سابق) جالب شده است که نمی دانم دلیلش چیست.
    بدخواهی می گفت که اگر کسی با اینها برود، «کیس» پناهندگی اش خوب می شود و شانس قبولیش بیشتر!

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: