Archive for دسامبر 2009

آینه ای برای مخالفین

عکس هایی که خبرگزاری های کودتا منعکس کرده است حاوی نکات ظریفی ست . اما جزوشان ، این نیست که استفاده ابزاری از زن مجاز است یا نیست ، به این دلیل ساده که جمهوری اسلامی معطل تایید یا تکذیب کسی نمی ماند . کسانی که استفاده ابزاری از هر شی یا موجودی را برای جمهوری اسلامی ممکن یا ناممکن می دانند ، هنوز جمهوری اسلامی را نشناخته اند.

اما برای من دو نکته جالب بود :

۱. یک سری آدم هپروتی هستند که به واقع حواس شان اینجا ها نیست و منظورشان هم فرصت طلبی نیست. یک مقداری زیادی عاشق مطرح شدن هستند و تفکر انتزاعی بسیار محدودی دارند. از اینها بهترین دلقک ها را می شود ساخت. بستگی دارد که چقدر کارگردان خبره باشد.این یکی را نگاه کنید :

از وی عکس های دیگری هم به دست امده که ظاهرا پای ثابت تجمعات است ( با تی شرت سفید و عکس خمینی). من را یاد آن مردک موذی می اندازد که از ایران فرار کرد و خودش را رهبر اپوزیسیون دانشجویی جا زد ( چیزی که وجود خارجی نداشت) و به کمک کابینه بوش جلوی سنای امریکا هم حاضر شد و از «رژیم شنج» صحبت کرد. می بینید که تردستی می خواهد بازی گرفتن.

۲. ظاهرا  از خودی ها مایوس شده اند ، چسبیده اند به مخالفین . دیگر بسیجی هایی که حنجره می درند ظاهرا جذابیتی ندارد برایشان ، تصمیم گرفته اند مخالف را بازسازی کنند. در این مواقع است که می توانید برداشت همراه با کینه و حقارت ایشان را از مخالفان شان مشاهده کنید :

نمی خواهم متهم به پیشداوری از ظاهر انسان ها بشوم ، ولی نمی گذارند دیگر. ایشان تصورشان از مخالفین شان خانمی آرایش کرده و یک مشت موی بیرون است با صورتی به لطف جراحی پلاستیک استاندارد ( نه زیبا ) شده. از حسرتی که از عکاس به عکس ش منتقل شده می گذرم ، فراتر از لغات است. به این توجه کنید که برداشت ایشان از مخالفان بی شمارشان ، همین تک تصویر است. البته فهم نکته ظریف بینی نمی خواست : سخنرانان مراسم تعارف را کنار گذاشته بودند و برای شیرفهم کردن حتی از لفظ رهبری هم استفاده نمی کرده اند ، فقط می گفتند خامنه ای.

برای ایشان نظام به خامنه ای فروکاسته شده ، برای حفظ او ، فعلا برنامه حجاب و اراذل و اوباش و هدفمند کردن یارانه و ونزوئلا همگی زاید اند.

حاشیه نروم ، افسوس دارد برداشتی که ذهن بیمار این عده از مخالفان شان دارند. حالا هم که قرار شده پا عقب بگذارند ، از حجاب کسر کرده اند. حدس اینکه در ذهن بیمار و حسرت زده ایشان چه چیزی اولویت دارد با شما .

عکس ها از یک وبلاگ و خودنویس

پی نوشت:

مطلب در خودنویس هم منتشر شده . خواستم بگویم که آنجا هم یک کسی آمده و نوشته که کجا این بابا عکس دیگری دارد . برای اینکه خیلی دردسرتان ندهم از روی دست محمود خان فرجامی ، شما را به دیدن این اسطوره خنده دعوت می کنم

معما

برای من یکی تقریبا مسجل شده که تا پایان هفته یکی از سران فتنه رو دستگیر می کنند. خاتمی مصونیت داره به دلیل اینکه از اول هم توی دستشویی سازمان ملل حسابی آشنا و رفیق پیدا کرده. کروبی هم تیم محافظاش قاتی اند ، نزدیک بشن تبدیل به فیلم های هالیوودی می شه ، می مونه نخست وزیر جنگ که هرچی آدم نگاه می کنه می بینه ایده آل دستگیر شدن و محاکمه هست.

شما چه فکر می کنید؟

MOPS

یکی بالاخره پیدا شد که وبلاگ کم بازدید ما را مورد عنایت قرار بدهد. ظاهرا در این شلوغی که می بایست مشغول حفاظت از ناموس ولایت در کف خیابان باشند ، مهلکه را ول کرده اند و وضوی سایبری گرفته اند برای ادای دین الهی به مخالفان ولایت. توصیه های من به کسی که خود را ایرانی معرفی کرده است ولی من به شکل کوتاه MOPS می خوانم ش :

۱. بگردید لابلای زلال احکام ، راه و روش دقیق برخورد با معاندین سایبری را بیابید . اینطوری بدون آمادگی به خط مقدم نزنید سردار.

۲. می دانم عادت دارید همه جا با فریاد حرف بزنید ، اینجا هم ظاهرا چنین حقی را پیش فرض گرفته اید. ولی اجازه بدهید اولین کامنت شما یک ربع روی زمین بماند و بعد بنویسید که تایید دیگر چیست.

۳.اگر در نهایت امر ، با توجه به مسولیت خطیر عربده کشی و مبارزه با اغتشاش ، کمی وقت آزاد یافتید اقلا یکی دو پست وبلاگ را بخوانید که شعارنویسی به منزله کامنت گذاری تان مثل دیوار نوشته های توالت های دوران دبیرستان ما نشود.

مزاحم اختصاصی وبلاگ من ، به اینجا خوش آمدید.

برای بقا

آذر نفیسی در وصف ندا ، که نفر دوم در لیستی شده است که به عقیده نیوزویک در دهه گذشته کره خاکی را زود ترک کرده اند ، می نویسد :

«ندا فعال سیاسی نبود . تنها خواسته ش زندگی ای بود که بسیاری از ما ارزش اش را فراموش کرده ایم. در واقعه مصیبت بار مرگش ، تبدیل به نماد زندگان شد. کنایه آمیز این ست که ژریم که بر سر کار آمد تصور داشت که کسی مثل ندا نمادش است و نه اینکه نماد ما باشد. آنها باور داشتند کسی مثل ندا ، از کسی مثل من ابراز انزجار کند. اما حقیقت این ست که کسی که بیش از همه جلوی خشونت این انقلاب ایستاده است ، فرزندان این انقلاب اند ، از نسل جوان ، همانند ندا آقا سلطان.دختری که فلسفه می خواند ، کلاس آواز می رفت و میل دایمی داشت که عاشق بشود ، و در تظاهراتی که تنها نظاره گرش بود به قتل رسید.

مبارزه امروز در ایران ، تنها سیاسی نیست ، برای بقا است. به این دلیل که تنها بر علیه سرکوب سیاسی نیست بلکه خواسته مردم مبنی بر داشتن حرمت انسانی ست و حق انتخاب نوع زندگی . وقتی همه آزادی ها و اجزای زندگی مایملک حکومت می شود ، مبارزه شما اگزیستانسیل ( ذات گرایانه ، وجود گرایانه ) می شود. دلیل اینکه نسل ندا چنین استثنایی ست همین است.نسل من آزادی های داشته اش را بی اهمیت می دانست. من اگر می خواستم آزاد بودم که آواز بخوانم و اگر می خواستم آزاد بودم که فلسفه بخوانم. نسل ندا هزینه آزادی های شخصی شان را با جان شان پرداخت کردند.»

در این میانه پرمصیبت ، کمی هم روحیه لازم است.

واگذاری غنی شده ها

در میانه کشتار معترضین حکومت ، وزیر خارجه دولت کودتا لاف زنان شرایط ابرقدرت ها رو رسما پذیرفت

به کجا چنین شتابان

حاکمیت معترض جان و مال مردم در ماه محرم شده است. سوای از رسوایی قم و نجف آباد و اصفهان ، حالا مردمانی که به لطف سیمای ملی همه چیز را وارونه دریافت می کردند می بایست از خود بپرسند که حرمت ماه حرام چرا نگه داشته نشد.

با تصمیمات اشتباه ، ظاهرا یک حاکمیت جور بی عملی بخش سیاسی مخالفین ش را می کشد.

ادوار مجلس

یک عده ای را از خانه ملت بیرون انداخته اند ، مدت ها پیش ، چون برایش خواب دیگری دیده بودند. قصد هم ندارند که خانه را پس بدهند ، حالا این عده واکنش شان چه باشد خوب است؟ مجمعی زنده اند (به قول جوانان) مشتی پلنگی ، با وب سایتی هم نام ( ادوار نیوز ) .

مثل این می ماند که کسی پراید بخرد و آرم بی ام دبلیو رویش بنصبد!

اوریژینالیته را کی جوابگو ست؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: