آرامش دوستدار را بشناسیم

زمانی دراز بود که اشتیاق داشتم برای شما از آرامش دوستدار بنویسم و او را به خوانندگان وبلاگ معرفی کنم.

آرامش دوستدار ، نویسنده ایرانی ست که سالیان درازی را در آلمان زندگی کرده است و در چهار کتاب مشهور ش ، موسع نظریه ای ست که احتمالا مهم ترین آنتی تز تفکرات عبدالکریم سروش ، رویزیونیست اسلامی ست.

وب سایت دوستدار ، تقریبا خالی از هر گونه مطالب شخصی ست. تنها یک عکس از او در وب سایت است که در همه جا کنار صفحه ظاهر می شود. تنها باری که من مطلبی غیر نوشته از وی دیدم یا شنیدم مربوط به وقتی بود که حسین مهری در برنامه رادیویی ش یک ساعتی را با او گپ زد و نظرات ش را جویا شد.

در هیاهوی بعد از انتخابات ایران ، وب سایت دوستدار که از قبل تر کمتر هم فعال بود کاملا خاموش بود. تا امروز که این مقاله اندیشیده را منتشر کرد. این هم از مزایای ایرانی بودن ست که تاریخ مان هم به دو برهه قبل و بعد از آن افتضاح تقسیم شدهاست ها. به هر حال تا به حال همه گل کاشته اند از شاعر رهبر که حالا نامه سرگشاده می نویسد و حرف های کفر آمیز می زند ، تا عطا خان مهاجرانی که به قول دوستدار برای خالی نبودن عریضه ، از کشتار ۶۷ تبری می جوید. کار دوستدار اما چیز دیگری ست.

برای اینکه بدانید چرا این نوشته متفاوت است نیاز است که مقداری از وی پیشینه داشته باشید.

ویکی فارسی دوستدار را صاحب چهار کتاب می داند.

اولی ملاحظاتی صرفا اکادمیک اند و در «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» ست که یازده سال بعد ، پایه های نظریه دینخویی خود را تشریح می کند. در این کتاب دوستدار به این مسئله می پردازد که چرا ایرانیان به مصیبتی گرفتار اند که هرچه تلاش می کنند یارای رهیدن ندارند. در درخشش های تیره ، دوستدار اولین نشانه ها از نقد جدی به آثار و ادبیات مکتوب ایرانی را نشان می دهد و با انتقاد هایی گزنده از مفاخر ادب و هنر ایران ، تز دینخویی را به آنها هم گسترش می دهد. نظریه دینخویی به شکل خلاصه این ست که به دلیل زیست در یک فرهنگ به شدت نازا ، ایرانیان تمایلی قابل توجه به ناپرسایی و نااندیشی دارند . به طوری که به شکلی اساسی صفت اندیشیدن را شایسته روشنفکران ایرانی نمی داند. او در این تشخیص ، همه ایرانیان را به یک اندازه مقصر می داند و به خصوص با نشان آوردن از نمونه های بیشمار ، که شاخص ترین شان مشارکت در انقلاب اسلامی ست ، روشنفکران سکولار ایران را هم به یک اندازه مبتلا می داند.

با همه اینها دوستدار مدعی یافتن پاسخی به مشکلات نیست. او تنها یابنده علت است و معترف ست که راهی بس دشوار بر سر راه است. آخرین کتاب او ، خویشاوندی پنهان که اخیرا چاپ شده نیز به نوعی به بسط همین رابطه میان غیر مذهبیون ایرانی با همتایان مذهبی شان می پردازد.

خوب بعد از این مقدمه بلند ، باید بگویم که اگر نوشته ای در تخطئه این جنبش در وب سایت ش می دیدم ، به شدت مایوس می شدم . به خصوص که اخیرا این سو و آن سو ، نوشته های کمابیش جدی در نقد آرایش دیده ام ( نه از جنس چس ناله های سروش البته ).

کلنجار ذهنی من ادامه داشت تا این مقاله را خواندم. دوستدار به خوبی توانسته ضمن برجسته کردن مشکلاتی که هنوز هم پابرجا هستند ، ستایشی فاخر و اندیشمندانه از جنبشی که یتیم است اما هزاران مدعی دارد بکند.

نکته جالب دیگر برای من ، برداشت من از نوشته ش در باب عمر این جنبش بود : طبق برآورد من این جنبش فرونشستنی نیست. او هم می نویسد : «… در حال حاضر حربه ی نرم اما ساینده مردم ، اگر مقاومت شان بپاید…»  البته که نوشته از حالت یوفوریک من ِ جوان خالی ست . اما شما لابلا ی سطور را بخوانید.

او همچنین به خوبی تعبیر ضدشعار را برای رفتاری غریزی که از جامعه ایرانی سر می زند را برگزیده است. به جز این از یک دانشگاهی انتظاری نمی شود داشت : توصیفی دقیق از رخ داده ها.

نوشته با لحنی بسیار رک شروع می شود : یادآوری گذشته ای که به هیچ فروخته شد ، در رویای تحقق اسلام ناب. فکر می کنم به حد کافی در اینجا نوشته ام که کاملا به مشکلاتی که فردای این نظام ادامه خواهد داشت نوشته ام. منتهی نوشته دوستدار برای اینکه چرا باید این رژیم برود ، به حد کافی روشن ست.

ضربه نهایی را ، دوستدار در انتهای نوشته اش وارد آورده است : اگر انتباه و پشیمانی در کار است میان حکومتیان سابق ، هیچ یک تا به حال دست به خودکشی زده اند؟ خودکشی ، موضوعی به شدت بحث انگیز در دیدگاه پزشکی و اخلاق است. اما به قول نیچه اینجا صحبت از فراتر از خوب و بد است. اینجا خودکشی به روایت دوستدار مقصدی ست که از راه ناممکن شدن زندگی بدون دیروز برای امروز و فردای مسببان نگونبختی دیگران فراهم می شود. آیا به مانند خیلی از رهبران سیاسی که در جاهای مختلفی از دنیا ، خودکشی کردند تا از گذشته سیاه شان جدا شوند ، نابکاران ایرانی هم چنین خواهند کرد؟

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by سیاوش78 on سپتامبر 20, 2010 at 16:54

    دکتر پی امی که دادی باعث شد بیایم و یه سر به سایت خوبت بزنم و از مطالبت بهره بگیرم.
    شوربختانه اکثر دوستانم تقریبا با آقای دوستدار ناآشنا بودند.
    البته الان وضع کمی بهتر است.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: