Archive for ژانویه 2010

برخی….

در تمام این روزهای تاریک ، دیدن یک کور سوی امید هم غنیمت است ولی ممکن است اتهام ساده اندیشی یا خوش بینی بی پایه را متوجه آدم کند. من اما فکر می کنم واکنش حزب مشارکت ، شخص میر حسین و کروبی و خیلی ها از رده و دسته فکری ایشان ، به اعدام این دو جوان بخت برگشته ، اگر نه ایده آل ولی قابل تحسین بوده است.

لازم است که البته از میان ادبیات مخصوص به خود ایشان ، به قول انگلیسی ها لابلای خطوط را بخوانید :  ایشان «ذره» ای قرابت را با این افراد انکار می کنند ( شما بخوانید طهور و نجس سیاسی ) اما در عین حال جبهه مشارکت ایران می نویسد که : «حکم اعدام برای هر کسی که صادر شود مایه تاسف است» این یعنی آدم خواری را تخطئه کردن.  آنها نوشته اند که بیش از همه «طرفداران انقلاب اسلامی» از این وضع نگران هستند. و هشدار می دهند که «انقلاب» در خطر ست ، اما یادشان نمی رود که لزوم پاسخگویی به «همه ایرانیان» را به رئیس قضا یاد آوری کنند.

در متن خبری که میرحسین و کروبی این اعدام ها را محکوم کردند ، نیز چنین جمله ای به چشم می خورد :«مهدی کروبی و ميرحسين موسوی ضمن اعتراض به تداوم وضعيت موجود نسبت به احکامی که بدون رعايت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نيز ابراز تاسف کردند»  توجه به محل کلمه برخی به دید نویسنده بسیار حیاتی ست : از روز اول انقلاب با محل قرار گیری این «برخی» ، برخی را که هر روز وسیع تر شد ولی در نگاه رسمی هم چنان «برخی» ماند را از حقوقی بدیهی شان محروم کردند. حالا اولین بار است که این برخی پیش از شهروندان قرار می گیرد و نه اعدام ها. یعنی اعدام به شکل عام مذموم است . این دست پایین ، یک جهش بزرگ است در ادبیات ، اگر بدبین باشیم و یک شروع خوب است در بازنگری ایدئولوژیک اگر خوش بین باشیم.

تحول در ادبیات سیاسی منجمد این گروه تجدیدنظر طلبان اسلامیست ، گامی بلند برای ایشان و همین طور جامعه ایرانی ست که تنها و تنها به مدد فرمان بریدگی فاشیست های ایرانی در حال وقوع است. لازم به تذکر نیست برخلاف سنت سیاسی ایرانی که بی تغییر ماندن مانیفیست را افتخار می داند ، تجدید نظر طلبی در عرف مدرن سیاسی ، پیشرو بودن است.بنابراین هرگونه برداشت تحقیر آمیز از این نوشته خارج از منظور نویسنده خواه بود.

این متن در خودنویس هم منتشر شده است.

Advertisements

خط اغتشاش

برای ثبت در تاریخ : نتیجه سخنان خاتمی مبنی بر جدا کردن خط خود از خط اغتشاشگران :  دو بخت برگشته را به دار آویخته اند.

امیدوارم که جناب خاتمی خوشحال شده باشد که خط ها دارد جدا می شود.

کسانی را گرفته اند و احتمالا هیچ کس ، حتی دادستان جلاد یا رهبر هم دقیقا نمی داند چند نفرشان را اعدام خواهند کرد. قطعا همه را اعدام نخواهند کرد ، چند تایی ابد می گیرند تا معلوم شود که سازش بی نتیجه هم نبوده. در عین حال هیچ کسی هم نباید از خود بپرسد که اگر یکی مجازات ش اعدام است ، چرا بقیه نباشد. البته اگر مدتی در ایران زنده بوده باشید (شرم ام می آید نام ش را زندگی بگذارم ) ، می دانید که همه چیز به خواب شب قبل میرغضب بستگی دارد.

از این فضای هولناک فاصله بگیرید و در ذهن تان تصورش بکنید : یک عده ای در بند اند ، خود حاکم قادر مطلق هم نمی داند چند تایی شان عمرشان به دنیا نیست. شما را یاد کجا می اندازد؟ حکومت های سلطانی قرون میانی؟ اشتباه نیامده اید ، اینجا حکومت اسلامی ایران است.

امثال و حکم

«آدميان از هيچ چيز روي زمين به اندازه تفكر نمي ترسند –بيشتر از نابودي – حتي بيشتر از مرگ … تفكر ويرانگر و طغيانگر است، مهيب و هولناك است، تفكر نسبت به تعصبات، نهادهاي جاافتاده و عادت هاي آسايش بخش بي رحم است. تفكر به قعر جهنم سرك مي كشد و نمي هراسد. تفكر عظيم، چابك و آزاد است، نور جهان است، و شكوه بشر» – برتراند راسل

 

ابتدای راه

پشت سر اخبار ضد و نقیض است که می رسد. خاتمی به نیابت از همه مخالفان ، بدون گرفتن وکالت، نامه عاشقانه می نویسد و در کوچه رهبری می اندازد. شیخ کروبی هم جوگیر می شود و برای باز شدن باب توافق هم که شده ، حرف از قبول دولت دارد. حالا انگار کسی منتظر به رسمیت شناسی اوست.

به دید نویسنده اما ، موضوع را اصولا زد و بند نمی دانم. قبل تر هم در «خواص بشنود» نوشتم که اهمیت این تلاش ها برای جنبش سبز ، هیچ است. چرا که این مذاکرات در غیاب منافع ایران و تنها در جهت نجات حکومتی غریق اوضاع بد اقتصادی و فشار خرد کننده تحریم ها صورت می گیرد. با تصویب لایحه هدفمند کردند یارانه ها ، خوش بین ترین نمایندگان دولت هم تورم پیش رو را ۳۰-۴۰درصد تخمین می زنند. دورجدید تحریم ها در راه است . رکود شدید اقتصادی در بیش از یک سال گذشته ، بسیاری از موسسات بانکی و دولتی را به مرز ورشکستگی کشانده . بعید نیست با چنین آمار و ارقامی ، مثلث خاتمی ، میرحسین و کروبی تصمیم به نجات «اصل» انقلاب شان گرفته باشند ، چیزی که از روز اول هم وعده ش را می دادند. احتیاط واجب شاید وجوب دینی داشته ولی شرط عقل هم هست ، آنگاه که از روز اول هم بخش مهمی از صدای معترضین حمایت خود را مشروط و محدود اعلام می کردند.

به کسانی که غمازی خاتمی با اعصاب شان بازی کرده نوشته مسعود خان بهنود توصیه می شود تا چند صباحی بروند به فضای حماسی. افراد کم شماری هم که خون ندا و سهراب و ده های دیگر را هدر رفته می بینند ، آرامش توصیه می شود و نگاه به عقب.

اینکه آیا «خواص» شنیده است یا نه ، و اینکه اندرونی بیت رهبری دوباره روی آرامش خواهد دید یا نه را تنها و تنها آینده روشن خواهد کرد ، ولی می توان از بلندای فریادهای جمهوری ایرانی حدس زد که ما تازه در ابتدای راه هستیم.

توافقی علیه دولت ایران؟

اورشلیم پست گزارش می کند که دو-ویک ، رهبر برجسته حماس که سه سال را در اسارت اسرائیلی ها به سر برده ، اعلام کرده که حاضر است موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد . به علاوه حماس آماده است تا اساسنامه اش را ملغی کند . دلیل این کار این ست که در اساسنامه تاسیس حماس ، هدف نابودی اسرائیل به صراحت امده بود. بعد از به قدرت رسیدن حماس در فلسطین ، اتحادیه اروپا ارسال هرگونه کمکی به ایشان را منوط به پذیرش حق حیات اسرائیل کرده بود. این اتفاق تقریبا مصادف شد با به قدرت رسیدن محمد احمدی نژاد در ایران و سرازیر شدن کمک های مالی و نظامی به به حماس و حزب اله. دو-ویک گرفتن کمک مالی از ایران را تایید کرده است ، این در حالی ست که دولت ایران همواره کمک مالی را انکار کرده است. اما دو-ویک گفته است که حاضر ست این کمک ها را از کشورهای دیگر و مشخصا از اتحادیه اروپا دریافت کند.

https://i1.wp.com/4.bp.blogspot.com/_u2O1MqQ9rDo/Ss07e3A11DI/AAAAAAAAEcU/I5ihVlWOYoU/s400/dwaik_300_01.jpg

تحریم حماس که به فاصله کمی بعد از درگیری های خونین میان سازمان آزادیبخش فلسطین و حمله اسرائیل به غزه ( تحت کنترل حماس ) صورت گرفت ، باعث بروز بحران انسانی در این منطقه شد . اسرائیل علی رغم فشار بین المللی حاضر به باز کردن غزه برای انتقال کمک های ضروری ، حتی سیمان و آهن آلات نشد . استدلال اسرائیل این بود که حماس با توجه به اساسنامه اش ، مطابق قوانین بین المللی وضعیت «دشمن» را برای اسرائیل دارد و از این وسایل برای تقویت قوای نظامی اش استفاده می کند. با این حال ، حاصل این حصر هزاران کشته و فلج شدن اقتصاد غزه برای مدت بیش از دو سال بود.

حماس آخرین مخالف رسمی موجودیت اسرائیل بوده است. مقامات جمهوری اسلامی با تمام تناقض گویی ها ، همواره گفته اند از نظر مردم فلسطین حمایت خواهند کرد.

بررسی موضوع اما از نظر روابط نزدیک حماس و دولت ایران جالب توجه است : خالد مشعل ، دبیر سیاسی حماس که بارها به ایران سفر کرده و در تبعید در سوریه به سر می برد ظاهرا از طرح دو-ویک حمایت کرده است . واسطه ای مصالحه هم یک بیلیونر انگلیسی ست که بزرگترین حمایت کننده حزب کارگر انگلستان است و همین هفته به وزیر خارجه انگلستان گزارش خواهد داد. او امیدوار است که با تقویت این روابط ، حماس را از تبدیل شدن به یک خطر برای منافع غرب دور کند. صحبت از نتایج این پذیرش نمادین اسرائیل ، بدون خبر شدن از واکنش تهران بسیار دشوار است ، ولی اگر این موافقت بدون جلب رضایت دولت ایران و با هدف تغییرات استراتژیک در حماس صورت گرفته باشد ، دولت ایران یکی دیگر از متحدان ش را از دست داده است .

از سوی دیگر ، میانجی گری انگلستان با توجه به اوضاع تیره روابط ایران و انگلستان هم نشانه ای بد برای تهران ست. فرض اینکه حماس با مطلع شدن از اوضاع راکد اقتصاد ایران ، قیمت نفت و بحران سیاسی که دولت ایران دست به گریبان آن است از حمایت دولت ایران نا امید شده و در چرخشی اساسی به سوی غرب متمایل شده است ، ایده ای رادیکال و برای تند رو های ایران احتمالا بسیار نا امید کننده است . دولت ایران همیشه در مذاکرات با غرب از حماس به عنوان کارتی موثر استفاده می کرده است. توقف مذاکرات اتمی ایران نشانه ای دیگر بر توافق بدون اطلاع تهران است. با همه این حرف ها ، بخش مهمی از این توافق مربوط به طرف اسرائیلی ست : نظرسنجی های اخیر در اسرائیل  مخالف مذاکره با دولت فلسطینی بوده است اما جو جامعه یهودی خارج از اسرائیل به سوی مذاکره متمایل است. باید دید لابی یهودی در اروپا و امریکا چه تصمیمی در قبال این قدم مثبت می گیرد.

این مطلب در خودنویس منتشر شده است

کشف گودری

برای اینکه میزان ارادت و علاقه ام را به مطالب گودر نشان بدهم ، سیستمی اختراع کرده ام :

. به مطالبی که شیوا نوشته شده اند ، حرف دارند و زمینه ای مشترک با پیام شان دارم ، هم لایک می دهم و هم به اشتراک می گذارم.

. به مطالبی که استاندارد نوشتاری را رعایت کرده باشد ، به شعور خواننده احترام گذاشته باشند اما با نظرش موافق نباشم تنها اشتراک می گذارم.

.به مطالبی که یا شیوایی نوشته ندارند ، یا مینی مال اند و یا محتوای آنچنانی ندارم ، تنها لایک می دهم.

. به مطالبی هم که بیش از ۱ صفحه کامل باشند به کل هیچی نمی دهم ! مگر اینکه آشکار باشد نویسنده چند برابر وقت تایپ کردن را صرف فکر کردن ش کرده است.

به نظر شما چطور است؟ حالا نیایید بگویید اصلا گودر چیست!

خواص بشنود

هیچ حیا نمی کنند. شخص اول مملکت از چانه زنی پشت پرده خسته شده آشکارا چانه زنی برای بخشایش رقبای هم مسلک ش را به جلوی چشم مردم آورده است.

این «خواص» که بچه اش را فراری داده و نتوانسته محلل جمهوری اسلامی بشود ، صد البته میر حسین موسوی و یا شیخ کروبی نیست. آنها در دید خامنه ای جایی ندارند. منتها وقاحت بی نهایت خامنه ای باعث شده که آشکارا در مقابل حق حیات ، از رقبایش درخواست به رسمیت شناختن نتیجه انتخابات را داشته باشد.

باز هم می گویم ، «خواص» کسی نیست که دوفاکتو احمدی نژاد را در بیانیه هفدهم ش قبول کرده همین طور کسی نیست که می گوید کارمندان اطلاعات احمدی نژاد از جانش حفاظت نمی کنند. «خواص» کسی ست که احمدی نژاد را هیچ وقت هم قد و قواره خودش ندیده که حتی در قبال انواع و اقسام اتهام زنی ها به خود و خانواده ش ، جواب ش را بدهد ، بلکه به پدر معنوی ش نامه شکایت آمیز نوشت. این «خواص» باید قبول کند که انتخابات سالم بود ، تا آقای خامنه ای راضی شود.خواننده می بایست از خود بپرسد چرا؟

اشتباه خامنه ای ظاهرا این ست که واقعا جنبش خیابان را مربوط به «خواص» می داند. او فکر می کند که واقعا سرنخ مخالفین در دستان خواص است. این «خواص» که صفتی هوشمندانه برای این عمود خیمه نظام است ، نشان می دهد که برای ادامه سلطه مادی و معنوی بر جمهوری اسلامی ، همکاری آن خواص لازم است. در عین حال این صحبت های امروز خامنه ای نشان می دهد که «خواص» قبل تر ها شیطنت هایی برای جارو کردن جمهوری اسلامی از زیر پای خامنه ای صورت داده ، یا لااقل توانسته اند خامنه ای را متقاعد کنند که چنین بوده.

به دید نویسنده ،برای جنبش برابری خواهی سبز ایران ، این ساخت و پاخت ها کاملا بی تاثیر است.دلیل به صحنه آمدن ش نه برای تضعیف روحیه هواداران جنبش است ، نه برای میدان دهی به رهبران سابقا حکومتی این جنبش. دعوایی ست که حداکثر می شود بر سر نتیجه ش شرط بندی کرد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: