Archive for فوریه 2010

کینه از برخورداری غیر خودی ها

بی بی سی فیلم منتشر نشده ای از شب حمله به کوی دانشگاه را به نمایش گذاشته است.

یکی دو نکته در موردش به نظرم جالب آمد :

. به نظر می آید که درز این ویدیوی مشکوک یا از بولتن های خبری داخلی ست که وزارت اطلاعات تهیه می کند ، یا از سوی خود بسیجی ها/نیروی انتظامی. تصویری که از دستگیری نشان داده می شود ممکن است که با استانداردهای انسانی نخواند ، ولی از نظر ایشان نشانه «رافت اسلامی» ست که فقط با باتوم فرد دستگیر شده را می زنند و سراغ شیشه نوشابه نمی روند. لابد باید تشکر کرد از سردارانی که یکی یکی هم در حال بازنشسته شدن هستند.

. ابزارهایی که دست بسیجی ها و لباس شخصی ها دیده می شود برای من جالب بود :تقریبا همه شان دوربین های حرفه ای حمل می کنند ( عکس هنری می خواستند بگیرند که با دوربین های کامپکت عملی نبوده؟) به علاوه تقریبا همه مسلح اند. یکی شان که از همه جالب تر است ، یک تفنگ پینت بال دارد ، لابد با خود آورده تا عناصر اغتشاش را علامت بگذارد.

.حرف هایی که از دهان شان بر فیلم ثبت شده هم داستانی جالب است : هر چند سال یک بار رسم است که لباس شخصی ها و حزب خدایی ها ، قاطی می کنند و شکیبایی شان را از دست می دهند ، چون همه سوبسید ها و امتیازاتی که برای ایشان جهت ورود به این کوی و استفاده از امکانات ش برقرار شده ظاهرا جبران کمبودهای استعدادی شان را نمی کند . دوپینگ حکومت به ابعاد خجالت باری برای حقنه کردن «خودی» ها رسیده است ، دو دهه بعد از پایان جنگ هنوز سهمیه رزمنده و بسیجی رسما اعمال می شود و همه اینها مازاد بر سفارش هایی ست که یکی دو صفر ! از رتبه بعضی ها بر می دارد تا بتوانند از این امکانات استفاده کنند. اما هم چنان بنا به اعتراف حکومتی ها بیش از هفتاد درصد دانشجویان مخالفت علنی با حاکمیت دارند.ظاهرا در این امکانات نسبتا محقر کوی ، حقارتی نهفته است که آتش حسد این ها را روشن نگه می دارد ، میانه فحش ها می توانید رد این حسادت را بیابید ، وقتی بر سر دانشجوی کتک خورده و بر زمین مانند تروریست انداخته شده فریاد می زند که «فکر کردی که چی ، اومدی اینجا که چی».

به نظر نمی رسد که بحث بر سر برخورداری یک گروه از جوانان از امکانات دولتی و محرومیت گروه دیگر باشد : حزب خدایی ها برای خودشان سهمیه دارند ، ان هم تقریبا از همه جا. بودجه های سرسام آور سازمان های بسیج و رزمندگان و مساجد و سازمان تبلیغات اسلامی و … بخشی ش خرج دوربین های آخرین مدل و ابزار ضدشورش می شود. بیشتر ظاهرا شکایت از برخوردار بودن یک عده ای دیگر ، علی رغم بی اعتقادی شان است. اعتراض شان را بخواهیم فروبکاهیم به یک اصل ، می شود وفاداری به پیشانی قدرت. اینکه چرا یک عده علی رغم مخالفت با نهاد قدرت، «برخوردار»اند. دستور العمل و سخنرانی و بخش نامه های چند ماهه اخیر برای پاکسازی را هم باید نوعی دلجویی از این تفکر دانست.

از لابلای بدوبیراه و تصاویر خشونت آمیز ، می شود یک تئوری تمام قد سیاسی استخراج کرد. وفاداری محض به قدرت برای برخورداری ، یا چیزی که زمانی نام ساده ش فاشیسم بود.

Advertisements

میدان بلا

خوب مدتی بود که در مورد فیلم ننوشته بودم ، این فیلم The Hurt Lockerرا یک ماهی می شود که دیدم منتها فرصت نشد اینجا درباره ش بنویسم که دیدم از همه عقب مانده ام و همه ازش تعریف کرده اند

میدان ( قفس) بلا ، ساخته کاترین بیگلو ، یکی از بهترین فیلم هایی بود که امسال دیدم. با وجود طولانی بودن فیلم ، با وجود به ظاهر کلیشه ای بودن موضوع،با وجود بازی کردن شدید با احساسات آدم .

به خواندن ادامه دهید

ضدانقلاب رسمی

رئیس پلیس تهران می گوید کسانی که مخالفت کرده اند ، ضدانقلاب رسمی ، کمونیست…. هستند.

جماعت لطفا از این به بعد غیر رسمی ش باشید ، چون ظاهرا ایشان هم قبول دارند که غیر رسمی ش زیاد هست ( مثل همه چیز دیگر در ایران ) و اشکالی هم از نظر پلیس ندارد.

ویراستاری جنسیتی

یک اتفاق جالبی افتاده است :

مطلب قبلی را که نوشتم برای خودنویس فرستادم که منتشر شود . ویراستار خودنویس هم شیطنت کرده و در عنوان نوشته ، کلمه جنسی را داخل پرانتز گذاشته است و به عنوانی که من پیشنهاد داده بودم اضافه کرده است. لابد فکر می کرده که مفهوم بهتری می رساند ، من هم مشکلی با این ویراستاری ندارم.

منتها اولا بیشترین بازخورد ممکنه را در خودنویس از میان چند نوشتهام داشته ام : ۵ کامنت. یکی دو تای اولی که تلاش کرده اند به شیوه منبری سر عقل ام بیاورند و رویشان می شد لابد درخواست توبه و استغفار هم می کردند. یکی دو نفری هم نوشته اند که ادعای من صحیح نیست و جراحی برای خانم ها هم انجام می شود. از ایشان تشکر کردم و نوشتم فکر می کنم منظور صرف انجام ش نبود ،‌می خواستم صریح تر بنویسم که اگر به اقای خمینی می گفتند که قرار است که از جماعت زن ها اختصاصا مرد تولید کنیم ، واکنش ش چه بود؟ ولی خوب اصل موضوع پا برجاست : تعداد عمل های تغییر جنسیت در ایران غوغا می کند به خاطر اینکه کمترین کنترلی به روی موضوعی که به لحاظ علمی هم همچنان بحث برانگیز است نمی شود . تازه این حقیقت را در نظر بگیرید که یک همجنس گرا را در ایران اعدام می کنند ولی فقط کافی ست که این جراحی را بپذیرد تا بتواند خیلی راحت با هم جنس هایش رابطه برقرار کند. این یک فاجعه است چون فرد هویت جنسی ش را هم گم خواهد کرد. و این موضوعی بود که به کرات در کلاس های روانشناسی و خصوصا روانپزشکی مان در موردش بحث شد. یک استادی می گفت که داریم تلاش می کنیم مثل ایالات متحده رضایت دو روانپزشک حاذق ، شرط تشخیص و انجام عمل باشد. یعنی امروز نیست هنوز در میان همه. شرط همان فتوای «مترقی»ست که می شود باآن تاقچه بالا گذاشت.

از این ها همه بگذریم : بازدید نوشته تنها در ۳ روز نزدیک به ۷۰۰ بوده است ! ببینید این شیطنت جناب ویراستار ما را به کجا ها که نمی برد.

اصل نوشته در خودنویس

پی نوشت : مستندی که در کامنت های خودنویس به آنها اشاره شده است اینجا قابل دسترسی ست.

از افتخارات ج ا یکی کم

در جمهوری اسلامی ، خیلی چیز ها اسباب افتخار است ، ولی عجیب ترین ش ، استناد به یک فتوا مربوط به ۱۹۶۳ از ایت اله خمینی ست که جراحی «تصحیح» جنسیت را مجاز شمرده است. در ایران ، بر خلاف بسیاری کشور ها ، ترانس سکشوال ها حق دارند که «درمان» بشوند. در حقیقت دکتر میر جلالی به خبرنگار بی بی سی گفته است که بیش از ۴۵۰ «بیمار» را درمان کرده است. در حقیقت بعد از تایلند که به شکلی معجزه آسا آماری بالا از ترانس سکشوالیسم دارد ، ایران بالاترین آمار جراحی ها را دارد.

بی بی سی و سی ان ان ، در مقاطعی با آب و تاب اخباری تهیه می کردند که در قلب حکومت اسلامی ، در جایی که همجنس گرایی به راحتی مجازات اعدام در پی دارد ، می شود که درخواست «درمان» ترانسکشوال بودن را کرد. و این را در تمایز با مثلا انگلستان قرار می دادند که حتی بعد از انجام جراحی ها ، به شما اجازه تغییر جنسیت در اوراق هویت تان را نمی دهد.

البته به لحاظ عملی ، جراحی های «تصحیحی» تنها بروی افراد مذکری که می خواهند به مونث تغییر جنسیت دهند انجام می شود ، چون در طول آموزش پزشکی و همین طور در تمام مدتی که در رسانه ها در مورد ش خوانده ام مورد برعکس ش را مشاهده نکرده ام. اینجا هم آپارتاید جنسیتی برقرار ست ، ولو اینکه چشم هیجان زده ژورنالیست خارجی نادیده گرفته باشدش.

تفسیر های فلسفی اینکه چطور می شود از «طول» فرد کم کرد و بر میانگین «عمق» در جامعه افزود بماند برای علاقه مندان به تحقیقات اروتیسیسم اسلامی ، فقط همین قدر بنویسم که هیچ مطالعه کنترل شده ای بروی جراحی های بی شماری که در ایران انجام شد ، تا آب رفته به جوی بازگردد انجام نشد . در مجامع آکادمیک کارایی این روش «درمانی» برای مدتی طولانی  مورد بحث بوده است  . حالا که یک دولت در این راه قدم برداشته است اوضاع حداقل در اروپا و احتمالا ایالات متحده تغییر خواهد کرد.

دولت فرانسه و همین طور کمیسیون های پزشکی ش ، بالاخره معترف شدند که ترانسکشوال بودن جزو خانواده بیماری های انحراف های جنسی نیست. بنابراین درمان یا احیانا جراحی بروی این افراد ، به لحاظ اخلاق پزشکی مشکل ساز خواهد شد.

می بایست از دکتر میر جلالی بپرسیم که هم چنان به «درمان» شان ادامه می دهند یا نه!

پاسخ احمدی نژادیسم اقتصادی

این روزها البته کسی که بتواند اخلاقا از نظام حاکم بر ایران دفاع کند را بسیار به سختی می توان یافت . اما قبل تر ها ، وقتی هنوز اندکی مشروعیت بر شاخه نظام باقی مانده بود ، کسانی استدلال می کردند که در صورتی که دولت ایران بتواند با متوقف کردن رشد بازار آزاد ( به معنای مطلق ش ) به گروهی از محرومان برسد اعمال ش به لحاظ اقتصادی توجیه پذیر است. البته این حرف ها مال پیش از کودتاست ولی جالب بود که عده ای متعصبانه می نوشتند و می گفتند که «مدل چینی» رشد و توسعه که علی رغم سرکوب گسترده آزادی های دموکراتیک و نقض بی رحمانه حقوق بشر به دست آمده ، در غرب هم طرفداران فراوان دارد ، چرا که تنها در کمتر از دو دهه موفق شده بیش از یک صد میلیون نفر را از فقر مطلق بالا بکشد.

همین جا یک عذرخواهی رسمی به دولت ضدبشری چین بدهکار می شوم که انضباط مالی و انسجام سیاسی شان را با بلبشویی که ایران ، جمهوری اسلامی می نامد مقایسه کردم . اما قصد ام این بود که بگویم ، حتی اگر که چنین باشد ، و جمهوری اسلامی و احمدی نژادیست ها ، موفق می شدند که  به قیمت سرکوب آزادی بیان و نقض حقوق بشر چهارده میلیون نفری که زیر خط فقر هستند را نجات بدهند ، جواب من تنها یک جمله از نویسنده محبوب ام ، جان استوارت میل بود :

« یک انسان ناراضی بودن به مراتب بهتر از یک خوک راضی بودن است . سقراط به طلب نرسیده بسیار بهتر از ابله در ناز و نعمت است.»

دستگیری های فله ای

مانده ام که شیوه جمع آوری همه کس از همه جا که چند هفته ای ست در ایران جاری ست و دارد به عادت تبدیل می شود ، به زندان های سبک سیبری شوروی کمونیستی ختم می شود یا ناپدید شدن های دایمی سبک پینوشه شیلی یا حتی اعدام های دست جمعی هر کسی که چیزی می داند ( از نت موسیقی تا زبان خارجی ) حکومت خمر های سرخ ختم می شود؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: