در باب مسئولیت جمعی

خانم شادی صدر در نوشته ای به مناسبت شوخی گسترده ای که این سوی جهان در جریان هست و آن را ممه لرزه گذاشته اند ، یک مطلب جدی نوشت .

منطق نوشته بسیار همه فهم و ساده هست : مردان ایرانی ، در بهترین حالت هم زنان را برابر با خود نمی دانند. مهم اعتقادات مردان یا باورهایشان نیست البته. مهم این است که آمار و ارقام سخن از نابرابری واضح جنسیتی در ایران می دهد. در کشور های دیگر اسلامی که اوضاع برای مطالعه و تحقیق فراهم تر است و تحقیق کننده به زندان نمی افتد ، آزار و اذیت جنسی زنان به ارقام هولناکی اشاره می کند . عده ای همواره مقایسه میان کشورهای اسلامی با هم را نادرست می دانند ولی یک نظرخواهی ساده از زنان و همسران تان نشان می دهد که اوضاع در ایران خیلی نباید متفاوت باشد. «سرطان» آزار جنسی در ایران محصول هزار و یک علت است. اما تنها جایی که شاید بشود با آن مبارزه کرد ، فراخواندن مردان ایرانی به تعقل و پذیرش مسئولیت است. ناآشنایی با حقوق زنان و برآمدن از یک فرهنگ مطلقا مرد سالار دلیل عدم پذیرش مسئولیت نیست. صبحت هم اقلا در مقاله خانم صدر از اینکه عده ای آزار نمی دهند و عده ای می دهند نیست. خانم صدر تلاش می کند که به ما مردان نشان دهد گرفتار چه سرطان صعب العلاجی در جامعه مان هستیم : تجربه شخصی ، معیاری درست در قضاوت امری همگانی نیست ، ولی در مورد نگارنده ، نگاه مردان تحصیل کرده و فرنگ رفته هم به زنان خجالت بار است. موضوع فقط طرفداری از آپارتاید جنسی حاکم بر ایران به پشتوانه قواعد مصرح اسلامی نیست ، که البته در جای خود بسیار نگران کننده است که قشر تحصیل کرده ایرانی همچنان می خواهد روابط خود را با جنس مخالف از متون مذهبی استخراج کند. بلکه قضیه زمینه ای عمیق و فرهنگی دارد ، به شکلی که در مقاله خانم صدر هم به آن اشاره شده است.

نوشتار کوتاه حاضر نمی کوشد که دفاع از خانم صدر را بر عهده گیرد ، برپایه باور نگارنده ، برابری جنسیتی جنگی ست که خانم ها خود می بایست پیش ببرند. به علاوه سوابق خانم صدر شجاع ترین ها را هم به احترام وا می دارد. هدف از این نوشته ، در انداختن بحثی ست که نوشته های سفسطه آمیز و سبک سرانه ای از این دست با تمام قوا تلاش دارند از آن احراز کنند : اینکه غده بدخیم هرزه انگاری جنس دیگر ، با تمام وامداری اش به باورهای مذهبی اسلامی و حمایت فرهنگ شوونیستی ایرانی ، دست آخر توسط مردان است که اجرا می شود. فراخوان پذیرش مسئولیت جمعی برای یک معضل اجتماعی که در فرآیند آن حقوق بخشی از جامعه ( زنان ) پایمال شده فرصتی ست برای بلوغ اجتماعی یک ملت. بلوغی که در خیابان های سال ۸۸ علایمی آشکار از آن در زمینه سیاسی مشاهده شد و جهان را به فکر واداشت. واکنش های مردان تا اینجا به نوشته های خانم صدر اما انگار نشان از این دارد که برای این یکی زمینه ها هنوز فراهم نیست.

صمیمانه امیدوارم که این چنین نباشد.

Advertisements

4 responses to this post.

  1. Posted by sarang on آوریل 28, 2010 at 15:29

    یه روزی صندلی جلو تاکسی نشسته بودم از پشت سر صدای خانمی رو شنیدم که گفت نگهدارید بعد از نگه داشتن تاکسی اون خانم بایه چیزی شبیه به بیل پول کرایه خودشو ریخت تو دست راننده تاکسی راننده که از قیافش میشد فهمید که ناراحت شده گفت خانم وایسا باقی پولتون خانم هم که انگار انتظار نداشت وایساد راننده هم با انبردست یه دون بیست و پنج تومانی رو گذاشت تو بیلش.
    با مقاله علمی خانوم صدر به نتیجه ای نمی رسیم اصلا» همه ما میدونیم چی نمی خواهیم ولی نمی دونیم چی میخواهیم و چه کاری برای خواستمون کردیم.
    مقاله خانم صدر مثل ترور میرزای کرمانی است وما امیر کبیر نداریم .

    پاسخ

    • متوجه بخش اول نوشته شما نشدم. تجربه شخصی شما بود؟ این مربوط به نوشته من بود؟
      به نظر من مقایسه میان نوشته و ترور فیزیکی کمک به فهم موضوع نمی کند ، موضوعی که من مطرح کرده ام بسیار ساده است : مردان نمی خواهند واقعیتی را قبول کنند ، تا بدین وسیله زمینه پذیرش مسولیت اجتماعی فراهم شود.
      موفق باشید

      پاسخ

  2. […] همین حالا هم بحث ها ادامه دارد. اما به عنوان کسی که خودش چیزی در موردش نوشته و همین طور تقریبا همه نوشته ها را از همه […]

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: