مردان با مرام و دل نازک

سیل پایان نیافتنی بحث و جدل و درگیری در وبلاگستان ایرانی بعد از مقاله جنجالی خانم صدر ادامه دارد. بی شک برای قضاوت نهایی در مورد اثرات نوشته اش بسیار زود می باشد ، همین حالا هم بحث ها ادامه دارد. اما به عنوان کسی که خودش چیزی در موردش نوشته و همین طور تقریبا همه نوشته ها را از همه جا ( از گوگل ریدر تا وب سایت های رسمی ) دنبال کرده ، یک سری روند هایی را متوجه شده ام :

. جامعه وبلاگستان فارسی دوباره بعد از مدت ها زنده بودن را تجربه کرد ! به قول آنتونیو گرامشی ، زندگی کردن ، جهت گیری ست. بی تفاوت بودن مردگی و رخوت است. این درست که وبلاگستان فارسی مرزها و خطوط واضح دارد و ردپای فرهنگ نوچه پروری را به راحتی می توان در نحوه جبهه گیری ها در هر موضوعی دنبال کرد. اما این بار بر سر این نوشته خانم صدر ، اتحاد هایی شکسته شد و عهدهایی بسته شد. برای تنوع سران وبلاگستان فارسی با وبلاگ های چند هزار هیتی را در لباس گانگستر ها داخل اتاقی نیمه تاریک تصور کنید که با محافظ وارد می شوند تا در مورد تیول شان با هم مشورت کنند.

. به جز خودم تنها یک نوشته از فردی به نام امین خواندم در گوگل ریدر که موضوع را جدی گرفته بود. از قضا از استدلال مشابهی استفاده کرده ایم در دفاع از خانم صدر : مسئولیت جمعی ما مردان در قبال جنایت سیستماتیک علیه زنان ، حتی اگر به شکل فردی هم تقصیری در آن نداشته ایم ، سنگین و انکار ناپذیراست. به جز این یک مورد هیچ نویسنده مذکر دیگری در دفاع از خانم صدر و ایده اش چیزی ننوشت.

.موافقین خانم صدر هم زنان بودند. برای شخص من بهترین مکملی که بر نوشته خانم صدر می شد یافت ، نوشته آیدا بود در پیاده رو. صدالبته که خانم صدر اثر عظیمی که زنان همدست فرهنگ ضدزن اعمال می کنند را در نوشته شان نیاورده اند و از خاطره ای که در این جا خواندم ظاهرا آن را کم اثر می شمارد. اما همانطور که بالاتر گفتم، این اصل موضوع را برای مردان حل نمی کند.

.میان زنان واکنش های احساسی تا حدودی قابل انتظار و درک است. به فراخنای یک تاریخ حقوق یک بخش از جامعه پایمال شده است ، ولی در جاهایی که من خواندم واکنش ها اتفاقا بسیار هم منطقی بود. این هم یک امتیاز مثبت دیگر برای زنان.

.زنان بسیاری به نوشته خانم صدر ایراد گرفته اند. از جمله شکل و نحوه مطرح کردن ، یا اینکه چرا محدود کرده اید به مردان . ولی من جایی نخواندم که زنی خانم صدر را بابت مطرح کردن موضوع ملامت کرده باشد.

.مردان واکنش دهنده اما داستانی به کل متفاوت دارند. این شوالیه های بامرام و دل نازک ، از اینکه با «مردان خیابانی» جمع بسته شده اند بسیار آزرده شدند. محمد وبلاگ ملکوت شروع کرد به گفتگوی تمدنی به سبک خاتمی که خانم صدر نوشته دوم اش را نوشت و گفت اصلا باب مذاکره فعلا بسته است. افراد دیگری از اینکه با صدیقی بروی یک صندلی نشانده اند شان دلخور بودند و یک گروه هم صحبت از ظلم به مردان کردند! تم های تکراری از اینها را که برای شما انتخاب کرده ام اینهایند:

«فمینیست ها همین طوری پاچه گیر اند» « آبروی فعالین واقعی زنان رو می برید و ارج کارشون رو زایل می کنید» «فرق ش رو در چشم تان می کنیم» «شما می خواهید با همه در بیوفتید» «درصد کسانی که آزار می دهند کم است و اقلیت اند» «ما دورو بر خومان را گشتیم اینطوری ها نیست» «ما و شما کردن ش مثل اقتدارگرایان ست.وحدت کلمه ش کو؟» «نوشته اش آنسویی است »

تناقضاتی که در تم نوشته هاست به قدر کافی روشن است. برای من فقط یک نکته جالب بود که در فرهنگ ایرانی ، ما عاشق با مرام بودن هستیم: مردانی که هیچ تلاشی برای حقوق زنان نکرده اند ، منکر بخش عمده تبعیض علیه ایشان اند ولی مرتب حرص می خورند که حق فمینیست های واقعی زایل نشود. فمینیست واقعی هم طبیعی ست که کسی است که مطابق شئونات مقبول قلم می زند و فعالیت می کند.

تاسف بار است دیدن فرصتی که از دست رفت ، تا بلکه روزی دیگر و فرصتی دیگر، فروریختن کاخ استبداد جنسی را شاهد باشیم.

این نکته را هم اضافه کنم که نوشته دوم خانم صدر را نسپندیدم و برخلاف اولی نشان از عصبانیت دارد که با این لشکرکشی سازمان یافته علیه ش دور از انتظار نیست ( آدمیزاد است و خطاکار ) ولی هم چنان اصل موضوع را عوض نمی کند : پذیرش مسولیت جمعی توسط مردان همچنان پس زده می شود. عده ای از مردان این نوشته را علامت آشکار دشمنی گرفتند و نوشته اول را مردود دانستند.اما نویسنده مهم تر است یا نوشته؟

* عنوان نوشته از همان نوشته امین در گوگل ریدر است.

Advertisements

6 responses to this post.

  1. من با شما در زمينه «مسئولیت جمعی ما مردان در قبال جنایت سیستماتیک علیه زنان» موافقم. حتي بايد بپذيريم: مادرون خودمان يك آيت الله صديقي يا متلك گو داريم. ولي اين ارتباطي با مقاله خانم صدر ندارد. ما (تمام ايراني ها) در برابر اعمال احمدي ن‍ژاد مسئوليم همه يك احمدي نژاد كوچك يا بزرگ دروني داريم ولي مسلما من انتظار ندارم منلا اوباما بگويد همه ايراني ها مثل احمدي نژادند و احمدي نژاد يكرو تر است. كاش كمي مقاله را تحليل مي كرديد. من از مقاله شادي صدر خوشم نيامد ولي در تمام وبلاگ هايي كه موافق بودند كانت گذاشتم و تلاش مي كنم تا از طريق خواندن بيشتر نظرات موافقان بتوانم موضع صدر را درك كنم. چون مطمئنم او براي اين نوشته دليل و منطق محكمي دارد كه پايش ايستاده است.
    در ضمن يك نوشته شامل جايگاه اجتماعي علمي نويسنده هم مي شود. اگر يك پزشك بگويد دعا از عمل جراحي بهتر است مسلم است بحث بيشتري راه مي افتد تا اينكه اين جمله را امام جمعه تهران بگويد.

    پاسخ

    • کاملا با هر دو نکته اساسی نظر شما ( موضع نویسنده ،قبول مسئولیت جمعی(موافق و همدل هستم. با همین قیاس کاملا حق هر کسی از جمله شما می دانم که از خانم صدر و لحن نوشته اش ناراضی باشد. به هر حال خود ام هم نوشتم که خانم صدر به خصوص درمطلب دوم اش به بیراهه رفته است. مدعای نوشته اول من هم این نبود که از خانم صدر دفاع کنم به خاطر اینکه اهمیت موضوع آپارتاید جنسی و توانایی مردان در پذیرش مسولیت ش،در مقابل یک شخصیت اجتماعی همچون خانم صدر به مراتب بیشتر است. بنابراین توصیه ام این ست که همه کاستی های نوشته خانم صدر را به پای اشتباهات فردی ایشان بنویسید ، این گونه به گمانم به راهی نمی رویم که جنبش مردسالار سراسری که علیه آن نوشته سازماندهی شد ، می خواهد.
      هم چنان بر اصل موضوع پافشاری می کنم که هیچ یک ، تاکید می کنم ،‌هیچ یک از نوشته های مخالفان خانم صدر که من خواندم ، صحبتی از پذیرش این مسئولیت اجتماعی نداشته است. ترس من این است که اصولا هیچ کدام شان وقوفی به این موضوع و اهمیت ش نداشته باشند.
      تشکر که به وبلاگ من آمدید
      با احترام

      پاسخ

  2. من از جواب دقيق و منطقي شما بسيار لذت بردم. اين جدا كردن لحن و ساختار نوشته از محتواي آن (البته بدون انكار ايرادهاي لحن) استدلال بسيار زيبايي بود. ممنون از نوشته خوبت. ممنون كه به وبلاگم سر زدي.

    پاسخ

  3. Posted by sarang on مه 7, 2010 at 13:58

    سلام
    منو ببخشید که در باب مسولیت سنگین دیدگاه مبهمی داشتم حالا منظورمو براتون مینویسم:
    دیدگاه شما در مورد قبول مسئولیت درست وانکار نا پذیر است و هیچگونه عذر وبهانه ای نمیتواند موضوع بحث را توجیه کند واساسا» برای داشتن یک جامعه ایده آل قبول مسئولیت در جهت از بین بردن ظلم اجتماعی وبر قراری برابری وعدالت است اما زمانی که احساس مسئولیت از طرف تمامی مرد ها و زنها رد میشود نتیجه ای جز کنش و واکنشهای اخیر نمی توان دید و دلیل این سردرگمی و نا عدالتی نبود یک رهبری پاک است و نتیجه آن جامعه ای بیمار گونه .
    اگر شما از همین خانم صدر سوال کنید که برای ازدواج با یک مرد چه شرایطی دارند به خوبی پی به این سردرگمی میبرید و همچنین اگر شرایط یک مرد برای ازدواج را به خانم صدر گفته شود چهره ایشان جالب و دیدنی است .که تاثیر تاریخ -فرهنگ-مذهب-جامعه به خصوص تعصب وایمان به جنس خودشان به وضوح قابل درک است .و تمامی این سردرگمی زنان و مردان نتایج تعلیم و تربیت و نداشتن الگوی مناسب در زمان بلوغ است .مثال : زمانی که متوجه خیانت دوست دخترم در زمان دانشگاه شدم با خودم قرار گذاشتم که مادرم با دید دینی و مذهبی خودش برایم همسری انتخاب کند.با تشکر

    پاسخ

    • سپاس از نظر شما
      بله، پر واضح است که موضوع زمینه عمیق اموزشی و اجتماعی دارد. کلا انسان مدرن در سایه آموزش است که مسول می شود و آزاد می شود و مختار عمل می کند.و صدالبته که این وضعیت در مورد ما فرزندان بزرگ شده در ایران صادق نبوده است. دید بنده به موضوع از نگاهی کانتی بود ، همه کوتاهی ها و گسست های تاریخی هم توجیه نمی کند که چرا بخش اعظم مردان و زنان این سرزمین همدست نظام آپارتاید جنسی هستند.
      اما در موضوع داشتن رهبری با شما موافق نیستم. یعنی نقش رهبری را این قدر حیاتی نمی بینم. کشورهایی موفق شده اند از تنگنای نکبت و عقب ماندگی بدون داشتن رهبری برجسته عبور کنند ، مثل سنگاپور یا مالزی. به علاوه اینکه روشنترین رهبر مردمی ایران دکتر مصدق است که او هم ناکام ماند. بنابراین من نقش نفرات را بسیار سنگین تر می بینم
      شاد باشید

      پاسخ

  4. Posted by sarang on مه 10, 2010 at 16:19

    سلام
    اما من نقش رهبری را مهم در اندازه مسءولیت میدانم رهبری پاک کاتالیزوری برای کمال است وهمواره نقش زیادی در جهت شناخت هر چه بهتر مسئولیت دارد و شناخت اولین و مهم ترین اصول کمال و رشد است .مثل : امیر کبیر که با مدیریت خاصی که داشت تو بدترین شرایط بالاترین سهم در رشد فکری و علمی و صنعتی در زمان قاجار داشت.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: