استادی از هند

بی بی سی یک برنامه دیگر هم بروی کانال یوتیوب ش قرار داده که با حضور جنجالی یک عالمه آدم مهم و غیر مهم قرار داده. خود برنامه جالب هست. منتها موضوع جالب ترش این هست که یک استاد مطالعات استراتژیک در هندوستان را هم دعوت کرده بودند. این استاد در میانه صحبت یک استدلال عجیب و غریب کرد ، برای حرفی که کاملا درست بود : هدف نهایی گفته اش این بود که سرکوب دارای حد است. این حرف مختص جمهوری اسلامی نیست ، هیچ حکومتی نمی تواند به معنای واقعی کلمه خشونت بی حصر نشان بدهد و تنها در مقایسه با سرکوب گران دیگر است که می شود گفت چقدر سرکوب ، خشونت آمیز بوده است. گوینده اما در میانه بحث قافیه را واگذار کرد : یک بار گفت که اگر در انگلستان نخست وزیر را ترور کنند فردا چه می شود در این کشور ( منظور همین انگلستان بود ) و در مقایسه گفت که جمهوری اسلامی از خود خویشتن داری نشان داد که حکومت نظامی اعلام نکرد. تا انجا که من می دانم در چندین کشور دموکراتیک دنیا ، رهبران کشور ترور شده اند. اقلا معروف ترین ش که نوک زبان همه هست جان اف کندی ست . وقتی کندی به تیر مشکوک گرفتار شد ، نه حکومت نظامی اعلام شد و نه گارد ملی شلوغ ش کرد. بلکه تمام مردم در بهت فرو رفتند و بدنه دولتی هم به جای نقشه کشی برای اعدام های دسته جمعی ، هدف اصلی ش مشروع نگه داشتن دولت بود( معاون اول در پای هواپیما سوگند ریاست جمهوری خورد ).  بعدتر که با اعتراض مخاطبین قرار گرفت این استاد از هندوستان امده ، داد و فریاد ش را بیشتر کرد و همان حرف ها را دوباره زد.

نهایتا وقتی یک از پرسش کنندگان در برنامه قبل از سوالش او را با احمدی نژاد مقایسه کرد ، از کوره در رفت و مهملی بافت که مطمئن هستم در شرایط عادی حتی قبولش هم نمی کرد : گفت که اعدام های ۶۷ واکنش به حمله به خاک ایران بود !!! این را که آقای خمینی با سواد اکابری ش هم گفته بود ، دیگر این همه زحمت نمی خواست که تا هندوستان بروید تا این نتیجه را بگیرید.

به هر حال موضع گیری بی دلیل او را به قهقرا برد و احتمالا از دیدن این ویدیو شرمنده خواهد شد ولی برای من هم آموزنده بود که به هر دست آویزی برای اثبات حرف درست متوسل نشوم.

Advertisements

3 responses to this post.

  1. Posted by آرش جودکی on مه 17, 2010 at 00:12

    دوست عزیز، مرگ همیشه استادی از آلمان نیست، آنگونه که پل سلان می‌گفت. تازگی‌ها که بیشتر استادی از ایران است و گاهی هم استادی از هند.

    پاسخ

    • جناب جودکی عزیز
      به راستی که مرگ استادی ست از ایران. به مانند همیشه ، کامنت های شما هم برایم آموزنده است و اسباب آشنایی با پل سلان شد
      بسیار مفتخر کردید که به وبلاگ بنده سر می زنید
      پاینده باشید

      پاسخ

  2. من هم اون برنامه رو دیدم رفیق. اتفاقا می خواستم در مورد همین کارشناسی که از کشور هند اومده بود مطلبی بنویسم، اما از یک طرف صحبت های خانم صدر به نظرم در اولویت اومد و از طرف دیگه توی این چند مدت اخیر اونقدر مطلب دردسرساز نوشتم که به نظرم رسید بهتره زیاد تند نرم و کمی احتیاط کنم. اما چرا احساس می کنم نوشتن در مورد این کارشناس هندی دردسر سازه:
    .
    متاسفانه به دلیل اینکه طی بیست سال گذشته (منظورم از ماجرای اعدام های 67 به بعد است) هیچ گاه فرصت یک گفت و گوی سالم در این مورد به وجود نیامده، تنها نگاهی که امکان پیدایش داشته است نگاهی سیاه و سفید بوده که در دو طرف دعوا به چشم می خورد. یک طرف حاکمیت اسلامی است که مخالفینش را حتی پس از اعدام هم رها نمی کند و به قول معروف در «لعنت آباد» دفنشان می کند و حتی به سنگ قبرشان هم رحم نمی کند. طرف دیگر اما طیف گسترده تری است. از آنانی که یکی از عزیزانشان را در جریان این اعدام ها از دست داده اند، تا آنان که به دلیل آنچه کشتار و قتل عام می دانند از چنین وقایعی و از عاملان آن منزجر هستند و دست آخر کسانی که تنها از چنین اتفاقی به عنوان دستاویزی سیاسی بهره می برند.
    .
    من از مخالفین اعدام هستم و چنین مجازاتی را تحت هیچ عنوانی نمی پذیرم. من هم از کسانی هستم که اطمینان دارم در جریان اعدام های دهه شصت نه تنها در مورد بسیاری از زندانیان منصفانه قضاوت نشد و مجازات های سنگینی را متحمل شدند که حتی در موارد بسیار زیادی افرادی کاملا بی گناه به بالای دار فرستاده شدند. حجم شکنجه و برخوردهای خشن با زندانیان که دیگر گفتن ندارد.
    .
    اما هیچ کدام از این موارد سبب نمی شود که اشتباهات طرف مقابل را از یاد ببرم. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و ترور بهشتی، سپس انفجار دفتر ریاست جمهوری و ترور رجایی و باهنر آنچنان ضرباتی به نظام وارد کرده بود که بدون انتقام گیری هیچ درمانی نداشتند. منصفانه نبود که شما ترور جان اف کندی را مثال زدید. آمریکا کشوری با ثبات بود که هیچ کس قصد سرنگونی حکومتش را نداشت. با ترور کندی هم قرار نبود چیزی تغییر کند. ضمن اینکه همه اینها هم به کنار، در نهایت آمریکا کشوری از جهان اول است. اما ایران کشوری جهان سومی است که باید با همتایان خود مقایسه اش کرد. ضمن اینکه جمهوری اسلامی در دهه شصت هنوز تثبیت نشده بود و اتفاقا هدف ترورها و بمب گذاری ها هم سرنگونی این رژیم بود. با همه این اوصاف من گمان می کنم شما بخشی از نظر کارشناس هندی را اشتباه متوجه شدید. ایشان اتفاقا تاکید داشتند که جمهوری اسلامی، حتی در دهه شصت و علی رغم آن همه انفجار باز هم حاضر به برقراری حکومت نظامی نشد که اظهار نظر درستی هم بود.
    .
    در نهایت اگر نظر خودم در مورد آن برنامه را بخواهید عرض می کنم که من در آن لحظات کوتاهی که میان کارشناس هندی و تعدادی از حاضرین درگیری ایجاد شد شگفت زده شده بودم و شهامت و شجاعت کارشناس هندی را می ستودم. متاسفانه فضای سیاسی-اجتماعی کشور ما چه در داخل و چه در خارج اجازه نمی دهد که در برابر اعدام های سال 67 موضع سومی (به جز آن دو موضعی که در بالا گفته شد) اتخاذ شود. در چنین مواردی حاکمیت بلافاصله فرد را به حمایت از منافقین و تروریست ها متهم می کند (همان گونه که امروز موسوی را متهم می کنند) و جریان اپوزوسیون نیز بلافاصله فرد را به مزدوری و یا حمایت از جنایت متهم می کنند. اما مسئله نه آن است و نه این.
    .
    این یک حقیقت غیرقابل انکار است که اعدام های 67 تنها و تنها پس از انجام عملیات مرصاد صورت گرفتند. زمانی که سازمان مجاهدین رسما و عملا دوش به دوش ارتش عراق به خاک کشورش حمله کرد حجت بر خیلی ها تمام شد و اتفاقا مواضع کسانی که سعی می کردند آرامش را به کشور بازگردانند تضعیف شد. فراموش نکنید مهندس بازرگان در سال 60 و حتی پس از قیام 30 خرداد چه دفاعی از بچه های سازمان می کرد. اما زمانی که همین گروه به خاک کشور حمله کردند امثال بازرگان در چه وضعیتی قرار گرفتند؟ طبیعی بود در چنین شرایطی آن گروهی که اعتقاد داشتند تنها راه مبارزه با مجاهدین قتل عام تمامی اعضای آن است قدرت گرفتند و هیچ مخالفی در برابرشان باقی نماند و نتیجه آن شد که آقای خمینی حکم داد حتی به پخش کننده روزنامه هایشان هم رحم نکنند.
    .
    واکنش طبیعی لزوما واکنش مطلوب و عقلانی نیست. اگر به من به گوش شما سیلی بزنم می توان درک کرد که شما هم تلاش می کنید یک سیلی (احتمالا هرچه محکم تر) به من بزنید. این یک واکنش طبیعی است اما لزوما مطلوب و مورد تایید نیست. اعدام های 67 یک واکنش کاملا طبیعی به نادانی ها و بی خردی های مسلسلی سازمان مجاهدین بود که از سال 60 آغاز شده بود. هرچند واکنشی شنیع، متعفن و البته غیر انسانی بود. متاسفانه دنیای سیاست با ایده آل های حقوق بشری کمی فاصله دارد.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: