در پس زمینه سیاست

به موازات جنگ پنهان و پر فراز و نشیبی که طبقه متوسط شهری علیه دولت کودتا در پی گرفته ، جنگی دیگر و شاید به همین اندازه تعیین کننده در گرفته که آهنگ کند ش می تواند ناظر بیرونی را به راحتی به اشتباه بیاندازد : نبرد قدرتی بی سابقه میان به ارث برندگان کودتا یعنی بیت خامنه ای ، سپاه و باند احمدی نژاد ، فوق محافظه کاران به رهبری باند لاریجانی ( رییس مجلس ) و نهایتا روحانیت سنتی .

بحران های اصلی که هر کدام به تنهایی کافی ست تا دولت مستفر کودتا را به زیر بکشد به شکل کلی در نگاه ناظرین به ۳ بخش تقسیم شده است : جنبش فراگیر طبقه شهرنشین ( می شود خلاصه ش کرد به تهران ، گرچه در تعمیم ، دقت قربانی می شود ) ، بحران سیاست خارجی که در شرایط کنونی می شود به برنامه اتمی ایران خلاصه ش کرد ( گرچه دوباره این خطر هست که موضوع را ساده ببینیم ) و نهایتا جنگ پایان ناپذیر قبضه قدرت.  از میان این سه ، همواره کمترین وزن به اخری داده شده است در حالی که در مقاطعی به نظر می آید که اگر این آخری از بقیه مهم تر و تعیین کننده تر نباشد کم اثر تر نیست.

در جنگ قدرتی که فاتحان کودتاچی به راه انداخته اند ، بی شک بی اختیار ترین گروه و «اسب مرده» این مسابقه گروه لاریجانی و اصولگرایان است. قبل تر هم نوشتم که موقعیت ایشان بسیار دشوار است اما حمایت اخیر جنتی از مصوبات مجلس ، که موضع گیری کاملا مخالف نظر خامنه ای ست ، می تواند بخت ایشان را برای غلبه بر دولت فوق تندروی احمدی نژاد زنده کند ، اگر بیت مانند همیشه به نفع احمدی نژاد مداخله نکند. از سوی دیگر تحرکات سپاه برای کنار زدن روحانیت سنتی که در دوره اول رییس جمهوری کودتا بسیار با احتیاط و همراه با عقب نشینی بود روندی بسیار شتاب زده گرفته است. احمدی نژاد دیگر به خود زحمت نمی دهد که رضایت دایناسورهای حوزه علمیه راجلب کند و ظاهرا با همان صافی گلپایگانی و یکی دو اولترا سنتی هم خوش اند . در اقدامی بی سابقه هم مصباح را امام خواندند که با سرکوب فوری نیروهای تحت امر خامنه ای وادار به عقب نشینی شدند. از جانب دیگر هم ، بر خلاف یکی دو مورد دعوای لفظی که با رییس مجلس داشت و برای همدیگر درس قانون دادند ، حالا موجودیت همدیگر را علی السویه می گیرند و نیازمند دخالت مرتب و دایمی خامنه ای برای خروج از بحران های خودساخته اند. از سوی دیگر ضلع دیگر قدرت یعنی روحانیت سنتی که پست هایی کلیدی مثل شورای نگهبان و مجلس خبرگان قانون اساسی را در اختیار دارد هم ، خواب های شومی برای رقبا دیده است و عجالتا با مکلا های مجلس پیمان بسته اند تا دلقک رهبری را شده برای مدتی کوتاه سر جایش بنشانند. این دقیقا بر خلاف رویه قبلی این گروه بود که حمایت تمام قد از کاندیداتوری احمدی نژاد کردند و به اعتراض های ضمنی مجلسی ها وقعی نگذاشتند.

برای خواننده سطور ممکن است مرزبندی های فرض شده در این نوشته مفهوم نباشد و مصادیقی بر رد ش در اخبار و وقایع روزانه بیابند. با این حال توجه به این نکته ضروری ست که در دولت بر آمده از کودتا ، صلابت اتحاد ها به اندازه آرا تقلبی ست. پیمانی که امروز بسته می شود ، فردا به تضمین فلان آیت اله یا بهمان پیشنهاد رانت اقتصادی ابطال می شود.  پس جای تعجبی ندارد که به مانند کلاف در هم تنیده ، روابط هر لحظه شکلی جدید به خود بگیرد.

در روند تحولات جاری ایران ، آنچه در «پس زمینه» و با آهنگی آهسته و با پوشش اندک خبری رخ می دهد ، شاید در آینده روشن شود که دست کمی در تحولات دموکراتیک از حضور میلیونی مردم در حمایت از دموکراسی خواهی نداشته است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: