مصطفی علیه اکبر

نامه اخر تاجزاده به شکل غم انگیزی مشابه نوشته های اکبر گنجی از زندان و به خصوص یک سال بعد از آزادی ش است. اکبر هم اشتباهات خودش را داشته است ولی زمانی که مانیفیست ش را منتشر کرد تنها ایرادی که می شد از سیل انتقادات پذیرفت این بود که او از بقیه جلو زده است. حالا اما ظاهرا مصطفی خان هم به جاهایی رسیده است.

صرفنظر از تمام کاستی ها، حرکت تاجزاده بسیار شجاعانه است و راه را برای پیروی مابقی همفکران ش ( طیف مذهبی سیاسی که به غلط چپ گرا خوانده می شوند ) باز می کند. در پی اوضاع پرتلاطم این روز ها به نظرم وظیفه هر فعال سیاسی ست که با آغوش باز از او حمایت کند. برداشت شخصی من این ست که کسانی که به حق خواهان روشن شدن جنایت های متعدد جمهوری اسلامی و در صدرشان کشتار۶۷ می باشند ، خواهان پذیرش مسولیت اند ونه لزوما به زندان افکندن جمیع دست اندرکاران ش. نوعی دادگاه های حقیقت مشابه رواندا. تاجزاده هم هر چند گذرا به اشتباهات از جمله همین نسل کشی اشاره کرده است و از ان ابراز پشیمانی کرده است. پذیرش این عذرخواهی گامی دیگر در پیوند زدن ملتی ست که با تلاش سی ساله جمهوری اسلامی  به چهل تکه تقسیم شده است ، اما بر هیچ کس نباید اجبار شود.

از دید دیگر ، مقایسه یک سال اخیر برای فهم دست آوردهای جنبش اعتراضی مردم ایران بسیار مفید است: چه اتفاقی افتاده که مواضع سیاسی بخش عمده اصلاح طلبان دیروز ( از میر حسین و کروبی تا تاجزاده ) تا به این حد به نظرات اکبر گنجی نزدیک شده است. درسی که سال ها در و بر قدرت بودن به ایشان نتوانست بدهد ، یک سال با مردم بودن موفق  شد که بیاموزاند. در این بخش صمیمانه امیدوارم تجدید نظری هم در تئوری های حزبی شان مبنی بر لزوم همیشه در قدرت بودن بکنند.

یک نکته هم جالب است که در طول سال اخیر ، اعتراضاتی به رهبران جنبش به صورت خاص و به اصلاح طلبان سابق به شکل عام شروع می شده ، بعد طبیعتا از طرف طرفداران شان مورد انتقاد قرار می گرفته که این چه وقت صحبت کردن از این چیز هاست و بعد از مدتی ، رهبران با در نظر گرفتن همان اعتراضات بیانیه می داده ند یا در مصاحبه ای درباره اش سخن می گفته اند. به نظرم دو موضوع قابل ذکر است :‌اول اینکه این شیوه سیاست مداری که فرد صرف نظر از صحبت های همسنگران ، آنچه درست می داند را انجام بدهد . دوم هم اینکه این روند نشان می دهد که موضوع از دو حال خارج نیست : یا اعتراضاتی که علیه رهبران درباره گذشته شان و رابطه شان با جمهوری اسلامی مطرح شد ، سخن عام جنبش و جمهور مردم است یا اینکه سخن اقلیتی ست به شدت قدرتمند در سپهر سیاسی. امیدوارم که اولی باشد.

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by sarang on ژوئن 21, 2010 at 13:27

    سلام
    اتفاقا» دومی است . اگر شما به عکس العمل مردم نسبت به بیانیه های آقای موسوی دقت نمایید متوجه این قضیه خواهید شد حداقل در خبرها.
    اینکه آقای تاجزاده از اعدامهای سال 1367 پشیمان است و آقای موسوی هنوز هم پشیمان نیست و اصلا» اتفاقی نیفتاده که پشیمان باشد بعلت اینکه آقای موسوی و آقای تاجزاده شباهت بسیار زیادی به بازجو از جهت اصول سیاسی و اخلاقی می باشند و تفاوت فقط در زمان بوده و محل قرار گرفتن نفرات بعنوان متهم است . و خدا را شکر که حداقل آقای تاجزاده دستگاه تواب سازی را تجربه نکرده اخه هنوز هم ایشان ودیگر چپی ها و سیاسی مذهبیای الکی که فقط نام کتابهای دکتر شریعتی و سر فصل های ان را حفظ کرده اند مغز فندوقیشان هنوز کار میکند برای اینکه یکی از تاکیدات دکتر شریعتی در تفسیر شهادت و جهاد بر علیه ظالم این بود که دین در سرزمینی که ظالم قدرت نمایی وزور ازمایی می کند معنا ندارد.که مثال امام حسین ع را که در زمان حج بود و حج خود را ناتمام برای شرکت در واقعه عاشورا رها کرد به زیبایی بیان میکند .و سوال من از شما ودیگران این است که ایا ما سیاسی مذهبی در کشور داریم واصلا» انسانی مسلمان وشیعه در این سرزمین وجود دارد که حالا بخواهیم در مورد متهم بودن آقای تاجزاده و موسوی و گنجی صحبت و بحث شود ؟
    و ایا خود آقای گنجی در پشت مرزها آیا دارای شجاعت است که حالا هر کسی تا اقدام به نوشتن چیزی میکند ایشان جوابیه و در مورد ان مقاله مینویسند و شجاعت را بنا به مقتضیات خودشان تقسم بندی میکنند و به زیر پایشان نگاه نمیکنند تا متوجه جنس خاک ش شوند ؟
    ویک سوال دیگه من در تمام صحبت های خمینی دقت کردم ایشان در همان پاریس زیر درخت هلو یا سیب یا سنجد و هندوانه مگر چی گفته بقول خانم پارسی پور فقط خبر نگاران زن ایرانی و اروپایی را نصیحت به حفظ حجاب میکردند غیر از این بوده …و در زمان ورود شان نیز بت دیگری وبت پرستان دیگری را تحویل ایران دادند.
    با تشکر

    پاسخ

    • درود
      گمان می کنم در توصیف اوضاع کمی جانبدارانه عمل کرده اید : بخش مهمی از اصلاح طلبان پیشین ، خود مدعی پیروی از شریعتی اند و تفسیری رادیکال چون تفسیر شما را قبول ندارند.
      به علاوه اگر تفسیر شما از شریعتی قبول باشد ، می بایست گفت در هیچ جای عرصه تاریخ ، دین جاری نبوده است چون به تقریب می شود گفت تاریخ داستان زورگویی عده ای بر عده ای دیگر بوده است. برداشت شما از حقیقت دین ، دین را دست نیافتنی می کند. طوری که انگار نه خانی امده و نه خانی رفته. در حالی که دین یک واقعیت است در پنهای تاریخ وجود داشته و کارکردش را اعمال کرده. اعمال قانونی کلی مثل اینکه هر زمان زور در کار باشد دین وجود ندارد تنها باعث انکار یک واقعیت تاریخی می شود

      درباره گنجی هم گمان من این ست که سابقه مبارزه گنجی را در نظر نمی گیرید ، گنجی سال ۶۱ در شرف اعدام به دلیل قرار گرفتن در مقابل ولی امر بود ( کسان دیگری این ماجرا را بازگو کرده اند ) و در دهه هفتاد زندان رفت و در دهه هشتاد هم تا سرحد مرگ جلو رفت. از هم مهم تر ، در نوشته گنجی تصریح شده که معیار شجاعت ، مواجه با خود است. واقعیتی تاریخی به نام جمهوری اسلامی وجود دارد و شکل گرفته . گنجی تنها فراخوانی صادر کرده که با آنچه در گذشته کرده اید روبرو شوید. شجاعتی که شما گنجی را متهم به نداشتن ش می کنید موضوع نوشته گنجی نیست. کسی از اینکه بگوید کار ما در حمایت ایت اله اشتباه بود زندان نمی رود ، سهل است شاید اصلا گریبان ش را هم رها کنند.

      درباره خمینی هم اجازه بدهید به فکت های تاریخی اشاره کنیم ، به مصاحبه های چندگانه ای که او به خصوص تا قبل از ماه فوریه در نوفل لوشاتو کرد. او گفت – گرچه سخن در دهان ش گذاشتند- که جمهوری ما چیزی مثل همین جمهوری های اروپایی ست و مانند فرانسه. او همین طور گفت قرار بر این ست که نظر مردم شرط باشد. او تصریح کرد حق آزادی بیان برای همه هست. اما او بعدا زیر همه ش زد
      موفق باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: