مردی در آینه

چند روزی هست که با سواستفاده از فرصت فراغت ام چند تایی کتاب و کتاب صوتی دست گرفته ام. از میان شان جالب ترین ش کتاب مردی در آینه هست.

نویسنده کتاب خانم کرول جروم ، خبرنگار شبکه CBC کاناداست در دهه هفتاد میلادی ست ، که بر حسب اتفاق با صادق قطب زاده ، مرد اسرار آمیز انقلاب ایران آشنا می شود و به او دل می بازد و با او به ایران می آید ( در هواپیمایی که آقای خمینی را بهمن ۵۷ به ایران رساند ) و چند بار بعد تر به ایران می آید و به جاهای مختلف سفر می کند و جبهه جنگ ایران و عراق را می بیند و با به زندان افتادن قطب زاده تلاش فراوان به دوستان صادق می رساند تا او را خلاص کند و نهایتا مسببین صادق را هیچ وقت نمی بخشد.

تا اینجای داستان هیچ نکته ای که آشنایان انقلاب ایران ندانند ندارد. اما موضوع رابطه ویژه او با صادق است.  یک رابطه عاشقانه و انسانی که به اعتراف خودش باعث می شده اغلب جایگاه خبرنگار بی طرف ش را از دست بدهد ولی به عوض ش روایتی دست اول از انقلاب ایران به دست می دهد. چیزی که به دلیل نبرد خونین میان بخش های مختلف انقلابیون ، تقریبا اثری از آن باقی نمانده است. در روایت رسمی انقلاب ، مردمی به پا خاستند و همه جهان مقابل شان صف کشید ولی بر همه پیروز شدند. در روایت شخصی اما موضوعات اصلا سیاه و سفید نیست : برای رفتن به ایران ، صادق با وزیر امور خارجه فرانسه دیدار می کند و اطمینان می دهد ایت اله منافع فرانسه را در دولت جدید تهدید نخواهد کرد ، صادق با دو مامور بلندپایه CIA دیدار می کند و به ایشان نیز اطمینان می دهد. در جایی دیگر وقتی صادق با درخواست مدیر ایرفرانس برای نیم میلیون فرانک نقد مواجه می شود دو ساعت بعد با چمدانی پر از پول بر می گردد و نمی گوید پول را از کجا تهیه کرده. لایه های ناگفته این انقلاب فراوان است و اسباب تاسف است که از این جور نوشته ها به قدر کافی وجود ندارد.

به لحاظ فکت ها ، به شخصه تلاش زیادی کردم که مدعاهای نویسنده را با با منابع دیگر تطبیق بدهم. البته باید توجه کنید که بخش مهمی از اطلاعاتی که در کتاب هست از زبان دیگران شنیده شده است : صادق گزارش دیدار با خمینی را به او داده یا در مصاحبه ای بعد از مرگ صادق دوستی واقعیتی را فاش کرده. با این حال تنها یک جا به یک اشتباه برخوردم که بسیار هم مشکوک هست : در کتاب در مورد میرحسین موسوی و علی خامنه ای که نخست وزیر و رییس جمهور بوده اند می نویسد که رابطه خویشاوندی دارند ، موضوعی که دوبار دیگر در نوشته های قبل و بعد از انتخابات ایران دیدم و هیچ وقت هم تکذیب نشد. هنوز هم نمی دانم واقعا رابطه خانوادگی وجود دارد یا به صرف همشهری بودن چنین اشتباهی رخ داده.

تجربه شخصی یک زن کاملا نا آشنا به فرهنگ ایرانی هم بسیار جالب است: او از اینکه در ملاقات ایت اله در نوفل لوشاتو به مثابه جنس دوم به قسمت زنانه رانده می شود عنان از دست می دهد و به ظلمی درونی شده میان زنان اعتراض می کند. اما هم او ، در زیر درختانی کنار جاده اصفهان و کنار چای و قلیان راننده ش ، ایران را درون قلب خودش می یابد. اینکه ساده گیری و خوش مشربی ایرانی نقطه قوت فرهنگ ایرانی است درسی خوب برای کسانی ست که با ارایه برداشت رحمانی از دین اسلام در مغرب زمین در صدد فروش یخچال به اسکیموها هستند.

عنوان کتاب هم اندکی برای خواننده ایرانی نامفهموم هست . عنوان کتاب به بخش دوم کتاب معروف الیس در سرزمین عجایب ست که آلیس این بار از طریق یک آینه به سرزمینی عجیب پا می گذارد که همه چیز در آن برعکس است . نویسنده در جای جای کتاب ، ورود به ایران و درگیر شدن با مسایل ایران را به آن تشبیه می کند و رازگونه بودن شخصیت صادق را به در آینه بودن ش تشبیه می کند.

کتاب مربوط به میانه دهه هشتاد میلادی ست ، با این حال عجیب است که تا به امروز میان ایرانیان تا به این حد ناشناخته مانده است. وبلاگ دست نوشته ها دست به ترجمه آن برده است که البته در توضیح اولیه ش صحبت از حذف جاهایی که نیازی به ایشان نیست کرده بود ، محدودیت های معمول را می فهمم اما فکر نمی کنم نسخه ای از این کتاب که سانسور شده باشد ، در متعادل کردن روایت رسمی از انقلاب کمکی بکند. امیدوارم که با ترجمه ای درخور و کامل و انتشار وسیع ش ، به درک بهتری از انقلاب بهمن برای نسل جوان کمک بشود.

جاهای دیگری که درباره این کتاب نوشته اند : شادی صدر ، دست نوشته ها

Advertisements

2 responses to this post.

  1. از اشاره و منبع و لینکی که به وبلاگ من دادید ممنونم. باید یک توضیح بدم و اون اینکه من چیزی رو به معنای رایج سانسور نکردم و قرار هم نیست بکنم. همونطور که توضیح دادم به نظرم اگر مثلا تشبیه چشمان آیت الله خمینی به هیولا توسط نویسنده کتاب (و نه یک نقل قول تاریخی) حذف شود این به روشن شدن تاریخ هیچ لطمه ای نخواهد زد. شما که کتاب را خوانده اید حتما می دانید که مثلا چشمان احمد خمینی به چه تشبیه شده است!

    پاسخ

    • ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ. ﺑﻠﻪ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻨﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﻣﺪﻧﻈﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﻻ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻓﻦ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﺳﺖ
      ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: