آیا جنگ در راه است؟

بعد از ترجمه هایی که از «جنگ به پا خواهد شد» و  «با یک تیر چند نشان زدن» گذاشتم ، انتظار این تعداد بازدید کننده را نداشتم که به لطف بالاترین فراهم شد ( و تو چه دانی که بالاترین چیست ) اتفاقا هدف من که بیشتر خوانده شدن این ها بود تا حدودی فراهم شد و کامنت هایی هم گرفت که پاسخ شان را به اینجا موکول کرده ام.اجازه بدهید نظر شخصی ام را هم در وبلاگ بنویسم.

برداشت شخصی ام این ست که بحران خارجی جمهوری اسلامی به مراتب خطری بزرگ تر است. توضیح می دهم :

در هر دو نوشته ، به نظرم وجه برجسته ، تصویری از وقایع هست که یک به یک چندان مهم تلقی نمی شوند. جمهوری اسلامی با بحران زاده شده و در بحران زیسته بنابراین دلیلی ندارد که فکر کنیم بحران جدید می تواند جمهوری اسلامی را با چالش اساسی یا فروپاشی مواجه کند. اما همانطور که قبل تر هم توضیح دادم ، جمهوری اسلامی امروز با سه معضل هم زمان دست به گریبان است. تا به اینجا کار فکر نمی کنم مخالفتی وجود داشته باشد. اما چه چیزی مشکلات خارجی جمهوری اسلامی را مهم تر و آنی تر می کند. اگر ترجمه ها را خوانده باشید توجه کرده اید که ابرناو امریکایی با همراه ناوگان جنگی چندین کشور دیگر ، با موافقت کشور های فراوانی همچون کشور های حاشیه خلیج و مصر با توجه به مرکزیت ش در دنیای عرب ، وارد خلیج فارس می شود. ناو های امریکایی در جنگ خلیج و همین طور در حمله به عراق مسئول انتقال نیروی پیاده به خط مقدم بودند ولی ظاهرا این بار قرار است مسئول حفاظت از نفت و امیرنشین های نفتی را تامین کنند.  ابرناو جنگی ترومن بیهوده یک اقیانوس را نمی پیماید. به علاوه حضور این همه نیروی نظامی به خودی خود حساسیت برانگیز است و به همین دلیل است که امیرنشین ها و ایرانی ها مرتب بر خالی بودن خلیج از نیروهای خارجی تاکید دارند.

از سوی دیگر ، به خاندان سعود سخنانی بسیار تند مبنی بر حذف ایران  توسط لوفیگارو نسبت داده می شود. چهار شرکت بزرگ نفتی اعلام می کنند که فروش بنزین را به ایران متوقف کرده اند. از همه تعجب آور تر ،انصراف شرکت استخراج کره ای از پروژه ای ۱.۲ بیلیون دلاری ست. این در حالی ست که ایالات متحده معترف است تحریم ها کاملا موفق نخواهد بود.  کسانی ممکن است از این سخن خرسند باشند ولی معنای مستتر در این حرف به مراتب خطرناک تر است : ایالات متحده از پیش می گوید که کارهای بیشتری برای مقابله با تهدید اتمی ایران لازم خواهد بود. همین طور می بایست همیشه این احتمال را مطرح کرد که وقتی اوضاع در ظاهر چندان بحرانی نیست چطور است که یک به یک شرکت ها دست از ایران می شویند؟ احتمال این نیست که هشدار در مورد بر باد رفتن سرمایه شان گرفته اند؟ یا احتمالا پاداش این کار را در روزهای بعد از جنگ خواهند گرفت در ساختن ایران؟ تحریم ها پروژه بمب اسلامی را شاید متوقف نکرده اند ولی اثرات زیادی بر صعنت نفت و گاز گذاشته اند و تامین مالی همه چیز از جمله این پروژه را به شدت سخت می کنند.

دولت اوباما مطابق قولی که او را به ریاست جمهوری رساند، نیروهای جنگی خودرا ( و نه همه نیروهایش را )  ظرف سه ماه آینده از عراق خارج خواهد کرد ، افغانستان با افزایش بسیار زیاد نیرویی که در ابتدای سال میلادی تجربه کرد تا حدودی به کنترل نیروهای غربی در آمده . همه اینها یعنی ماشین نظامی آمریکا تا حدود زیادی آزادی عمل برای  ورود به یک جنگ جدید پیدا کرده است. در روند تصویب قطعنامه هم برای ایالات متحده بیش رای منفی ترکیه یا برزیل ، اجماع جهانی مطرح بود. این اجماع کار را برای گرفتن تاییدیه مداخله نظامی در ایران از شورای امنیت یا ناتو محتمل تر می کند. اینجا بر خلاف عراق ، تقریبا همه سرویس های اطلاعاتی غربی متفق القول اند که برنامه اتمی وجود دارد. در این صورت کشورهای دیگر نباید چندان مشکلی برای مشارکت یا دست کم موافقت با حمله نظامی داشته باشند.

رهبری جمهوری اسلامی چند هفته قبل به جهان هشدار داد که نسبت به تهدیدات ایالات متحده نسبت به کره شمالی ساکت ننشینند. لابد مصرف ش در مذاکرات است که به حرف منطقی رهبرمان گوش کنید تا ما هم مذاکره کنیم.

سازمان اطلاعات مرکزی امریکا در گزارشی به روز شده به کنگره این کشور مدعی شد که گزارش یازده سازمان اطلاعاتی این کشور مربوط به ۲۰۰۴ غلط بوده و ایران در حقیقت بسیار به بمب اتمی نزدیک است. این خبر را هم به شکل وسیع منتشر کردند و مرتب در رسانه های امریکایی تفصیل و بحث درباره ش گذاشتند.

نشانه های بالا و دهها خبر دیگر را وقتی کنار هم می گذارم ، خطر حمله نظامی به ایران را بسیار واقعی می بینم. اصولا از زمانی که ایران بنای ناسازگاری را گذاشت و اردشیر لاریجانی با افتخار در حالی که رییس جمهوری هنوز خاتمی بود، شروع غنی سازی را در کنفرانس خبری اعلام کرد خطر حمله نظامی به ایران رنگ واقعیت گرفت. اگر تا امروز محقق نشد چندگانه بود که امروز هیچ یک دیگر وجود ندارند : مذاکره کنندگانی با سابقه تر که کنار گذاشته شده اند ، دولتی که ظاهرا با رای مردمی انتخاب شده بود و ستون فقرات ش تنها ۳روز بعد از انتخابات نمایشی لرزید ، زمین گیر شدن ماشین نظامی امریکا در عراق و در مقطعی در افغانستان ، رییس جمهوری  امریکایی که پایین ترین مقبولیت را میان مردم ش و جهان داشت ، قیمت سر به فلک کشیده نفت ، طی شدن مسیر مذاکره مستقیم پیشنهادی اروپا و اوباما .  اما امروز کمترین مانعی وجود ندارد ، بلکه مطابق نوشته ملیک کیلان در فوربس ، وجود این دولت تنها و تنها برای جهان ضرر است.

اما برخلاف دیگران من فکر نمی کنم از مخالفین حکومت و مردمان عادی داخل ایران کار چندانی بر می آید. مخالفین حکومت از هرچه بگویند و به هر چه اعتقاد داشته باشند در این یک سال به جهان نشان دادند که نمی توانند قدرت را به دست بگیرند. بنابراین تنها به عنوان آلترناتیوی بعد از حمله مطرح خواهند بود و بس.مردمان عادی هم علی رغم سلحشوری در خیابان که جهان را به احترام وا داشت ، به دلایلی که توضیح ش در این نوشته نمی آید ، در سرنگونی موفق نبودند یا میلی به سرنگونی نشان ندادند. با تمام احترامی که در طول یک سال برای مردم و حتی رهبران جنبش نشان داده ام ، فکر نمی کنم فرصتی کافی از سوی غرب برای پیشبرد برنامه سیاسی شان و در تنگنا انداختن دولت کودتا از طرق دموکراتیک داده بشود.

می ماند بحران سوم جمهوری اسلامی ، یعنی مشکلات اقتصادی . بحران اقتصادی که به لطف قیمت های نفت در بخش عمده ریاست جمهوری احمدی نژاد خود را پنهان کرد ، امروز با وجود تحریم ها و اعتراضات عمومی بیشتر دهان باز می کند و در حال بلعیدن ساختار دولت است. عده ای بر این نظرند که کشتی های جنگی تنها برای حفاظت امیرنشین هایند وقتی که تحریم ها ایران را در هرج و مرج فرو برد. شخصا نمی توانم بفهمم چطور این سناریو ، یعنی سقوط دولت و شورش ناشی از بی ثباتی اقتصادی می تواند اوضاع بهتری از مورد تهاجم نظامی قرار گرفتن باشد. اگر قرار ست این دولت نابود شود بهتر نیست اقلا فردایش در تهران به جای دارو دسته های تبهکاری نیروهای نظامی اموزش دیده رژه بروند؟ در مجموع اثر تحریم + بحران اقتصادی را برابر با حمله نظامی می بینم و فکر نمی کنم کسی دوست داشته باشد مختار بین این دو گزینه بشود.

در نهایت اینکه چند نفری از من پرسیدند که راه حل چیست؟ یک ماه قبل با دوستی فرانسوی-امریکایی گپ می زدیم و موضوع رسید به ایران و آزار و اذیت معترضین. من گفتم که تحریم های جدید در راه است . او هم گفت فکر می کنی موثر باشد؟ گفتم فکر می کنم بر خلاف ادعای حکومت ایران موثر است و البته که مردمان را هم در تنگنا می گذارد. او گفت پس راه حل چیست؟ وقتی راه حل پیشنهادی ام را گفتم با چشمانی گشاد شده از ناباوری نگاه ام کرد و گفت فکر می کنی شدنی باشد؟ گفتم البته. پیشنهاد من دقیقا معادل پیشنهاد نویسنده مقاله جنگ به پا خواهد شد بود. همه دیپلمات های ایرانی را اخراج کنید ، از سازمان ملل گرفته تا سفارت خانه ها. اجازه مسافرت را برای همه وابستگان به حکومت منوط به پذیرش پیش شرط ها بکنید و تا زمانی که جمهوری اسلامی شکست را نپذیرفته قدمی عقب ننشینید. جمهوری اسلامی برخلاف ادعایش بسیار به دنبال تایید جهانی ست و این تا حدودی به روح ظاهر پرست ایرانی بر می گردد. رییس پیشین سازمان انرژی اتمی می گفت بهترین روز زندگی ش وقتی بوده که ایران را از لیست کشور های حامی تروریسم خارج کرده اند.  احمدی نژاد با وجود ادعای خاکساری ش مرتب از محبوبیت ش میان ملل دیگر می گوید. غرب می بایست درهای اطلاعات را به سوی ایران بگشاید و تمام درهای دیپلماتیک را بروی ایران ببندد. به دوست امریکایی-فرانسوی ام همان موقع گفتم که البته چنین نخواهد شد چون این ناقض حیات بسیاری از بنیاد های اقتصادی سیاسی غرب است ولی امروز این یک گزینه آزاد سازی مردم ایران نیست ، تنها آلترناتیو واقعی جنگی خانمان سوز است.

تنها آینده نشان خواهد داد که چقدر از این پیش بینی ها و راه حل ها مفید خواهد بود ولی من فکر می کنم این آینده چندان دور نیست.

خوشحال می شوم نظرات شما را هم در این باره بدانم.

Advertisements

21 responses to this post.

  1. Posted by پیام on ژوئیه 4, 2010 at 13:32

    یک سوال

    جنگ افغانستان با حمله به برج های دوقلو شروع شد و جنگ صدام در ادامه همان مسئله و همچنین به بهانه وجود صلاح کشتار جمعی. که البته برای اثبات وجود آن شروع به جنگ روانی فراوانی کردند.
    اما مسئله اتمی ایران چیز جدیدی نیست ، کشوری همچون کره شمالی نیز بمب اتمی دارد.چه چیز باعث می شود افکار عمومی غرب این مسئله حمله به ایران و پرداخت هزینه های آن را قبول کنند؟ مگر افکار عمومی در کشورهایی مثل اروپا دائم بر سر برگشت نیروهاشان از افغانستان با دولت کشمکش ندارند؟

    پاسخ

    • پیام جان نوشته شما باعث شد که دو نکته اساسی را که جا انداخته بودم ، به نوشته اضافه کنم :
      گزارشی که از دهها کشور غربی و مسلمان می گفت که اکثریت مردم با حمله نظامی به ایران مشکلی ندارند و مسلمانان هم موضوعی اتمی را مهم می دانند. فکر می کنم رادیو فردا هم ترجمه فارسی ش را منتشر کرد.
      اینکه آماده سازی ذهنی امروز شروع نشده ، سال هاست تروریست ها در فیلم های هالیوودی فارسی حرف می زنند یا با ایران همکاری دارند.
      دوما ترسناک ترین خبر همین چند روز پیش منتشر شد ، ایالات متحده علی رغم حرکت غیر انسانی کره شمالی مبنی بر غرق کردن یک کشتی کره جنوبی با زیر دریایی ، آنها را از محور شرارت در آورد. لابد می دانید که در این محور ۳ کشور وجود داشت و عراق هم که فتح شد ، حالا محوری از شرارت وجود ندارد ، ایران اخرین سنگر شرارت است.

      در ثانی من فکر می کنم که برداشت ایرانیان از افکار عمومی غرب به اساس غلط است. افکار عمومی نظری در مورد اینکه می بایست آنجا لشکر کشید یا نه ندارند ، این مسایل به قدری پیچیده هست که هر کسی به مانند جمیع ایرانیان جرات ابراز نظر به خود نمی دهند بلکه می گویند مثلا به جای این خرج ، کمی به بهداشت عمومی برسیم. اهداف اولیه در مخالفت با جنگ ، داخلی و محلی ست نه انسان دوستانه یا جهانی.
      موفق باشید

      پاسخ

  2. دانیال خان ، تحلیلت قوی و در عین حال مستدل به شواهد عینی هست،اما یک جای این استدلال قدرتمند برای من همیشه لنگش داشته و اونهم ایستادن تمام قد حاکمان ایران در برابر دنیاست،من دار و دسته اینها رو نه با سعید الصحاف یکی میدونم و نه میتونم به عنوان غلام حلقه بگوش مصباح و تفکرات آخرالزمانی قبولشون کنم،اتفاقا این جنس رفتارهای این افراد رو ناشی از شناختشون ار فرهنگ عامه ایران میدونم.من احساس میکنم ،نقش ابر ناو ترومن در واقع دندان نشان دادن به ایرانه،به زعم من حلقه طناب دور گلوی این حاکمان در حال تنگتر شدن هست،مخصوصا وقتی راجع به نفت صحبت میشه (با توجه به شغلم) میتونم بگم این صنعت در هر دقیقه به فلج شدن نزدیکتر میشه.
    کلا با شاکله استدلالت مشکلی ندارم ولی احساس میکنم یک مقدار با دور تند به قضیه نگاه کردی و این پروسه به زعم من خیلی آرامتر به همین مسیر خواهد افتاد

    پاسخ

    • تشکر جناب سعید
      در باره اینها همان پنج سال قبل یا کمی زودتر بود که با کسی گفتگو می کردم بروی اینترنت ، و همین سوال را پرسیدم که اینها واقعا قصد ایستادگی دارند؟ یعنی به این حد مومن اند به این باور؟ او هم جواب داد اینها زیادی خوش بین اند. به مانند رییس جمهور کودتاچی شان که دایم همه چیز را تعبیر به خیر می کند ، اینها هم اصرار دارند که این حرف ها تهدید هست و تفنگ خالی فقط صاحب ش را می ترساند.
      در مورد دور تند هم من هیچ حرفی از بازه زمانی که این موضوعات درش عملی بشه نزدم. تنها اشاره ام به تخلیه عراق ظرف ۳ ماه بود که فقط اشاره به زمانی بود که ارتش آمریکا فارغ البال آمادگی حمله دارد. برآورد شخصی از اینکه این اتفاقات با چه سرعتی پیش بروند ندارم ولی فکر می کنم بسیار نزدیک است. اما همیشه اتفاقات پیش بینی نشده امکان وقوع دارند. همانطور که ۵ سال قبل اتاق جنگ کاخ سفید برنامه ایران را برای یک سال بعدش می ریخت.
      در کل فکر نمی کنم اگر هم سرعت این وقایع کم یا زیاد بشود، تاثیری در نتیجه بگذارد.
      موفق باشید

      پاسخ

  3. برداشت من از یرآورد زمانی شما ظاهرا اشتباه بوده و احتمالا ناشی از خطای استرسگذاری روی جملات متن،اما در کل کاملا با شما موافقم ،ما وارد سراشیبی ملایمی شدهایم که لحظه به لحظه شیبش بیشتر شده وشتاب ما به سوی دره ای عمیق بالا میگیرد،نکته اینجاست که حاکمانمان هم بجای ترمز گاهی بر پدال گاز پای میگذارند. تفسیرهای موجود برای این بحران سازیها تا بحال نتوانسته من را قانع کند که یک تئوری جامع برای این بازی وجود داشته باشد و اینجاست که من احساس میکنم این سراشیبی خطرناک به هرسو میتواند جهت بگیرد،از جنگ داخلی و تجزیه تا یک حکومت توتالیتر نظامی و پاک شده از رد روحانیت شیعه.در نهایت با جمله آخرتان موافقم و دوست دارم اشاره کنم به تعبیری که از اشتباه استراتژیک حاکمان در انتخابات پارسال شده است وآن تعبیرآغاز پایان جمهوری اسلامی در شکل فعلی آن است

    پاسخ

    • سپاس از نوشته تان.
      به نظر شخصی من هم علی رغم اینکه انتخابات جمهوری اسلامی را دشوار بتوان با معیارها انتخابات نامید ، انتخابات پارسال اخرین ش توسط جمهوری اسلامی بود. انچه پس از این رخ می دهد دیگر رویه یک مشت اهنین نظامی ست. همین حالا لایحه تجمیع انتخابات برده اند به مجلس و فعلا تا دو سال برگزاری هر گونه انتخاباتی را ممنوع کرده اند.

      پاسخ

  4. چند نکته

    چند نکته حائز اهمیت هست:
    1- این غربی ها هیچ وقت معنای شهادت را نفهمیده و نمی فهمند و بنابراین همیشه در تحلیل های خود عاجز هستند
    2- مگر الان وضع از جنگ تحمیلی بدتر است ، آن موقع تازه انقلاب شده بود ، تنها 1 میلیون نفر به جبهه ها رفت و حدود 39 میلیون زندگی خود را داشتند .
    ما با همان 1 میلیون 8 سال جنگیدیم در مقابل 17 کشور دنیا ،
    دوست من ما از 17 کشور دنیا اسیر داشتیم .
    آن موقع هم تحریم بودیم ، آمریکا هم ابر قدرت بود
    ما می توانیم
    ، ملت ما به حسین (ع) و مهدی (عج) اعتقاد دارند . جان بر کفند
    3- استراتژی های بسیاری برای نابودی آمریکا هست که در موقعش اجرا می شود ، همین حالا در جریان «شهرام امیری» پوشالی بودن سازمان سیا مشخص شد تا بماند مابقی

    اللهم ارزقنی شهادة

    پاسخ

  5. Posted by بابك on اوت 18, 2010 at 10:15

    تو ظاهر مي بيني و ما باطن معاملات پشت پرده در جريان است اين رويا پردازي تو هم از حس ظاهر پرستي ايراني سر چشمه مي گيره از پس پرده نگاه كن

    پاسخ

    • تشکر از اظهار نظر شما، لااقل کمی هم از اسرار پشت پرده که ما بی خبریم با ما در میان می گذاشتید

      پاسخ

  6. فکر می کنید مردم اون روحیه قبل رو دارند که بتونن گول این وعده ها رو بخورند

    پاسخ

  7. اینو بهتون بگم که چه جنگ باشه چه نباشه به حال ما فرقی نداره . اونی که استفاده برده گردن کلفت شده بره بجنگه. گرچه جنگ نباید زمینی باشه احتمالاً هوایی که کاری از دست هیچکس بر نمیاد

    پاسخ

  8. […] را به این خطر جلب کند ، در نوشته های دیگر این وبلاگ هم (‌اینجا و اینجا و اینجا) چنین هدفی دنبال می شود و تا اینجای کار […]

    پاسخ

  9. Posted by saeed on اکتبر 23, 2010 at 20:06

    to adame bi namoos v khahar kose ii hasti

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: