بچه مسلمان

اکبر گنجی در حال نوشتن سلسله مقالاتی ست به اسم سلطانیسم فرهنگی. اینجا قصد بررسی ش را ندارم ولی وقتی مجموعه یادداشت ها و خاطراتی که از سال های ابتدایی انقلاب جمع آوری کرده و به قلم امثال هاشمی و خامنه ای و لاجوردی و بهشتی و اینهاست را می خوانم ، یک نکته جالب به ذهن ام رسید:

همگی این افراد ، اهل برچسب زنی هستند ، یعنی مثلا طرفداران بازرگان را لیبرال می خوانند ، چیزی که بیچاره هزار بار ازش اعلام برائت کرد و واقعا هم خط فکری ش نبود . یا مجاهدین را کمونیست می دانند ، که کم ترین ربط را به کمونیست ها دارند. با این روند برچسب زنی می توانید حدس بزنید که دیگر کسی از یاران انقلاب در میان نمی ماند به جز عمله استبداد خمینی و حزب جمهوری اسلامی. اما لفظ مورد استفاده برای اینها هم به نوع خودش جالب است : بچه مسلمان !

آیا بچه مسلمان هم نوعی فحش است؟ در دستور زبان افرادی که در بالا نام بردم که ظاهرا چنین است ، آنها می گویند دانشجویان و چریک ها و استادان و دولتی ها و … مخالف بودند و اگر «بچه مسلمان» ها نبودند انقلاب بر باد رفته بود. این یعنی بچه مسلمان ها هیچ یک از مشاغل و رده های اجتماعی را نداشتند.

سی دهه بعد لفظ بسیجی ظاهرا جای ش را گرفته است چون اکثر بچه مسلمان ان دیگر تمایلی به حمایت از انقلاب و داد فریاد کردن و قمه کشی ندارند و اکثرا کت شلواری شده اند یا توی ایران با سپاه بیزینس می کنند یا از کشور خارج شده اند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: