هول حلیم

آیت اله خامنه ای دعوت به وحدت کرده اند ، آن هم در دیدار با شعرا ( بیابید پرتغال فروش را ) ، خواستم بگویم نظر بنده هم به نظر جناب قابل نزدیک تر است که می فرماید این دعوت شامل غیراصول گرایان ( بخوانید خودی ها ) نمی شود. برادران اصلاحات چی سابقا حکومتی یک موقع هول نکنند.

Advertisements

6 responses to this post.

  1. Posted by علیرضا on اوت 28, 2010 at 13:20

    بابا بی خیال تو 4 تا خط دو غلط داشتی.

    آیت اله …. آیت الله
    پرتغال ….. پرتقال

    اون کشور پرتغاله مجید جان

    پاسخ

    • درباره پرتقال حق با شماست. اما آیت اله را تلاش می کنم همیشه اینطور بنویسم. دلیل ش هم یک مقداری شخصی ست. نوشته های قبلی وبلاگ را بخوانید متوجه می شوید.
      ولی در کل ظاهرا مینمالیسم به ما نیامده

      پاسخ

  2. سلام علیکم.
    درباره ی پرتغال/پرتقال:
    ظاهراً در اصل، این دو املای فارسی، یک املا در زبان purtugues دارد. اما در فارسی، تقریباً بر حسب نیاز، برای نام کشور، املای پرتغال، و برای نام میوه، املای پرتقال را به کار می برند.

    درباره ی ترجیح املای آیت اله هم، هیچ پاسخی مسموع نیست ای دکتر گرامی. من تقریباً مجتهد هستم در رسم خط.

    اما وحدت. وحدتهای داخلی و خارجی ای که ایران، به آنها دعوت می کند، چندان همراه با اخلاص نیست. توجه کنید به یکی از نوشته های سابق بنده:

    پیشنهاد: برگزاری ی مراسم برائت از مشرکین، با حضور مسلمان، و حتا غیر مسلمانان، از تمام دنیا، در ایران
    بسم الله الرحمان الرحیم. عید سعید قربان را به تمام مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم.
    حضرت آقای عبدالله واعظ جوادی (مشهور به عبدالله جوادی آملی)، صهبای صفا، نشر مشعر، 1371:
    «… مردم ایران سالهای متمادی به مکه مشرف می شدند (یطوفون حول تلک الأحجار التی لا تضرّ و لا تنفع) اما این فرزند برومند نبی اکرم حضرت (ص 138) امام خمینی ــ رضوان الله تعالی علیه ــ حج را به عنوان گوشه ای از اسلام ناب شناخت، «من تمام الحج لقاء الإمام» را شناخت، مسألۀ تولّی و تبرّی حج را شناخت و آن را تبیین کرد، حج ابراهیمی را تشریح کرد. حج منهای برائت را «حج جاهلی» دانست، حج با برائت از شرک و مشرکین را را «حج ابراهیمی» معرفی نمود. (ص 139)
    … شما موظفید پیام اسلام، پیام امام و پیام مقام معظم رهبری را با زبانهای گوناگون به مسلمانان دنیا بفرستید. (ص 140)
    … مبادا فریب خورده بگویی: من مکه رفتم، حجرالأسود را بوسیدم که این حجر نیز به فرمودۀ امام باقر همچون سایر احجار «لا تضر و لا تنفع» است. (ص 140)
    … … حضرت امام ـ ره ــ اگرچه بعد از انقلاب به مکه مشرف نشد امّا حج را اقامه کرد. امام سجاد ــ علیه السلام ــ در آن سفر تاریخی به منی نرفت و گوسفندی را ذبح و یا شتری را نحر نکرد ولی در مرکز قدرت امویان در شام فرمود: «ما به منی نرفتیم ولی منی مال ماست، (انا بن مکة و منی). (ص 141)
    … یک میلیون نفر آمدند به مدینه آمدند، زیارت کردند و رفتند، آیا ما هم باید این چنین باشیم؟ ما با مردم روی زمین فرق داریم. تنها کشوری که ولایت علی و اولاد علی ــ علیهم السلام ــ در آن است کشور ماست. تنها کشوری که به عشق شهادت آزادیش را تضمین کرده است کشور ماست. (ص 238)
    قرآن و حرمین در اسارت نامحرمان … کسانی که قبل از انقلاب حج مشرّف شده اند، ذلت و اسارت را از نزدیک دیده اند. الان هم مشرف شده اند و عزت اسلام را می بینند. حدود سال 50 یا 51 بود که به حج مشرف شدیم وضع به گونه ای دیگر بود … قبل از (انقلاب و) حکومت من مراسم عبادی، نماز جماعت و جمعه، زیارت (ص 240) حرمین و حج بود، ولی دین در اسارت بود. (ص 241)
    امروز هم می بینیم حرمین در اسارت بیگانگان است، الآن هم مسجدالحرام اسیر است، حرم مطهر رسول اکرم ــ ص ــ اسیر است. (ص 241)»

    پایان نقل بیانات حضرت آقای جوادی ی آملی.
    سؤالات متواضعانه و مخلصانه ی این ناچیز از حضرت آقای جوادی ی آملی، همراه با یک پیشنهاد:
    ــ به نظر حضرت عالی، چرا مرحوم آقای خمینی در دوران رهبری اش به حج مشرف نشد، و نیز حضرت آقای خامنه ای در دوران رهبری اش به حج مشرف نشده و اصولاً از ایران خارج نشده است؟
    ــ شما از طرفی می فرمائید بعد از انقلاب ایران افرادی که به حج می روند عزت اسلام را آن جا می بینند، و از طرفی می فرمائید حرمین الان در اسارت است. اگر قبل از انقلاب ایران حرمین در اسارت بوده و الان هم در اسارت هست، پس ذلت سابق و عزت فعلی، از چیست؟ آیا چون در زمان مراسم حج، بعثه ی رهبر جمهوری ی اسلامی ی ایران در عربستان سعودی فعالیت می کند، آن جا عزت مشاهده می شود؟
    ــ آیا طبق تفکر حضرت عالی، و استنباط احتمالی از بیانات حضرت عالی، اسلام و حضرت آقای خمینی و حضرت آقای خامنه ای (و نیز خود حضرت عالی که گوینده ی این مطلب هستید؟) در طول هم هستند؟
    ــ آیا طبق تفکر حضرت عالی، و استنباط احتمالی از بیانات حضرت عالی، حج مشرف نشدن امام سجاد و حج مشرف نشدن حضرت آقای خمینی، قابل مقایسه هستند؟ با عرض معذرت، با عرض پوزش، با عرض عذرخواهی: بنده هم حج مشرف نشده ام، و ظاهراً از کوچکترین و روسیاه ترین اولاد رسول الله هستم، و شیعه ی دوازده امامی هم هستم. آیا وَجهی دارد بنده حج نرفتنم را با حج نرفتن امام سجاد مقایسه کنم؟
    ــ و اما پیشنهاد:
    بنده پیشنهاد می کنم با توجه به اعتقاد و التزام راسخ حضرت آقای خمینی و حضرت آقای خامنه ای به انجام شدن مراسم برائت از مشرکین «به هر قیمت»، و با توجه به این که ظاهراً علما و مبلّغان ایران نمی توانند آن طور که میل دارند، در حج سخن خود را به اطلاع دیگران برسانند، علاوه بر و جدای از انجام شدن مراسم برائت از مشرکین به طور ناقص و غیر کامل در عربستان سعودی، مراسم برائت از مشرکین هرساله در زمانی مشخص در ایران انجام شود. از مسلمانان، و حتا شاید غیر مسلمانان، از تمام کشورها، دعوت کنند بیایند ایران، مثلاً تهران، و آزادانه، شعارهایی را که طبق جهان بینی و ایدئولوژی ی خود می پسندند، با صدای بلند سر بدهند، و خوف نداشته باشند که عربستان + آمریکا آنان را قتل عام کند، بلکه مطمئن باشند حاکمیت ایران اجازه می دهد افراد در مراسم برائت از مشرکین، هر طور که تفکر و جهان بینی و ایدئولوژی ی خودشان است، شعار بدهند و سخنرانی کنند.
    با توجه به این که برای حل مشکل مردم فلسطین، حضرت آقای خمینی (= فردی غیر فلسطینی) پیشنهاد داد مراسمی انجام شود، که این مراسم لزوماً در سرزمین فلسطین نیست و شاید در ایران شدیدتر از خود فلسطین است، بنده گمان می کنم انجام دادن مراسم برائت از مشرکین در خارج از حرمین شریفین و در خارج از زمان حج، منع عقلی و شرعی ندارد.

    با نثار صلوات و قرائت فاتحه برای مرحوم حضرت آقای خمینی، و احترام به حضرت آقای جوادی ی آملی.

    پاسخ

    • جناب سید عباس
      با پوزش فراوان کامنت به قدری طولانی ست که من نتوانستم فرمایش شما را درک کنم. اگر لطف کنید و خلاصه تر بنویسید یا صرفا نظر خودتان را فکر می کنم برای من هم ساده تر است.

      پاسخ

  3. درباره ی فرمایش شما در کامنت وبلاگ بنده:

    خب می بینید عملاً مجاز بودن یا نبودن تعدد زوجات، به ظاهر آیه ی قرآن و فتوای مجتهدان نیست. می بینید عملاً، طلاق فقط طبق گفتن فلان جملات از طرف مرد و زن نیست.
    من مذهبی هستم. دموکرات هم هستم. در جامعه ی دموکرات، هم من مذهبی می توانم برهان و استدلالم را بگویم، و هم افراد غیر مذهبی. اگر اکثر افراد جامعه ای، مخالف چندهمسری باشند، و اراده کنند و قانون منع چندهمسری را بگذرانند، بر فرض دموکراتیک بودن جامعه، من نوعی هم می توانم تلاش کنم و همفکرانم را جمع کنم و از طریق رسانه ها و احزاب و پارلمان آزاد و مردمی (و نه پارلمان فرمایشی و نمایشی) حرفم را به اطلاع اکثریتی که نظرشان مخالف من است برسانم و اگر چنان شد که اقلیت فعلی بعد از مدتی و با فرایند دموکراتیک و آزاد، تبدیل به اکثریت شد، آنگاه نظر من نوعی می شود قانون.

    الان موضوع «ولایت فقیه»، که طبق قانون اساسی ی 1368 «لایتغیر است»، این که در قانون اساسی ی مشروطیت نبود. صدها سال سلطانها حاکم بودند در جوامع اسلامی.

    اگر تمام مقدرات سیاسی و اجتماعی ی مردم، به دست خود مردم باشد، خطرناک باشد، خب تمام مقدرات مردم در دست چه کسی و چه نهادی باشد، که خطر کمتر باشد یا خطر اصلاً نباشد؟

    پاسخ

    • سید عباس گرامی
      ظاهرا نتوانسته ام موضوع را به خوبی منتقل کنم. من نوشته بودم که شما چه فکر می کنید؟ به شخصه یک لیبرال دموکرات تا پای جان هستم. بنابراین مقدرات مردم تنها و تنها می بایست در ید اختیار خودشان باشد. منظور من ادامه همان سئوالی بود که در وبلاگ نیکوماخوس مطرح شده: دموکراسی تمار عیار به معنی لیبرالیسم است ، یعنی بالغ شدن انسان و از قید و بند همه نیروهای سلطه جو خارج شدن. این رهایی به سوی نیروی متافیزیکی که شما خدایش می خوانید نیست ، بلکه رهایی از اوست. او هرچه نباشد بزرگترین «پدر مهربان ملت» خویش در تورات و انجیل و تا حدودی قرآن است. سئوال من به این اعتبار همچنان باقی ست. برای رجوع به آرای مردم چه خط قرمزی قایل هستید؟

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: