بی بی سی و برنامه هایش

برنامه پرگار بی بی سی را درست پیش از سفر طولانی مدت ام نگاه کردم و فرصت نشد درباره ش بنویسم. پرگار یوسفی اشکوری و آجودانی را آورده بود که درباره روحانیت و روشنفکران صبحت کنند. در این برنامه آجودانی یک افتضاح به تمام معنا بود. با همسر در پرواز صحبت می کردیم و داستان برنامه را برایش گفتم و هر دو به این نکته رسیده بودیم که آجودانی سمبل اساتید دانشگاهی ایرانی ست. همه چیز دان و مغرور ، در موضعی اخلاقی که خود را مجاز به توهین آشکار به همه می دانند و در انتهایش هم یک دلجویی می کنند. آینه «پدر سخت گیر و مهربان» فرهنگ ایرانی اند. در طول برنامه آجودانی همه جور نسبت ناروایی به اشکوری داد و در مقطعی با اشاره انگشت لفظ آخوند شپشو را بر زبان آورد.  وقتی دید به قدر کافی توهین نکرده گفت که چرا بی بی سی آرامش دوستدار را نمی آورد. او یک انتقاد بسیار اساسی نسبت به نو اندیشی دینی را اینگونه لکه دار کرد : اینکه اجماع کاملی میان مذهبی ها هست که به کل آرا دوستدار را سانسور کنند. سروش یکی دوباری به زبان شعر به به دوستدار طعنه زده که آرامش نمی آورد و از این حرف ها ، در حالی که این مزخرف گویی ها که در میان مذهبیون کاملا رواج دارد جایش بالای منبر است نه بحث منطقی. هیچ یک از نواندیشان در توان خود نمی بینند که به قول انگلیسی ها گاو نر آرای دوستدار را از شاخ ش بگیرند و مستقیم روبرو شوند با آن. به هر حال با این کار آجودانی فقط خودش را خراب کرد و اشکوری با اینکه با آرایش موافق نیستم ولی در این بحث پیروز بود. این برای خود آجودانی هم بسیار آسیب زننده بود ، چرا که بیننده منطقی حتی ممکن است به صحت ادعای به نظر من در خور توجه او ( اینکه روشنفکری جاده صاف کن به قدرت رسیدن مذهبیون بوده ) شک کند.

موضوع دیگر برنامه عالی ست که ژیارگل تهیه کرده . داستان دو سرباز به نظرم یکی از بهترین ابزار های ترمیم زخمی ست که جنگ ایران و عراق بر بدن این دو کشور گذاشته است. در دوران دبیرستان ، رسم بود که سربازان از جبهه برگشته را برای تزریق فرهنگ شهادت به معلمی ما می گذاشتند. این افراد اما به جای یاد دادن این جور حرف ها ، اغلب سعی می کردند که در لفافه به ما بگویند که چه گذشت. یکی دو مورد هم بودند که علنا از جنایات هولناکی می گفتند که به هیچ وجه با قرائت رسمی حکومت همخوانی نداشت ، مثلا یکی شان می گفت که بسیجی که با یک بسیجی دعواش شده بود در عملیات می زد و خلاص ش می کرد و این قدر شیر تو شیر بود که نگاه نمی کردند مقتول از پشت گلوله خورده. یا اینکه چطور برخلاف تبلیغات رسمی ، خیلی ها برای مصرف مواد مخدر بی دردسر به جبهه رفته بودند. کسانی که جنگ را تقدیس می کنند می خواهند که خوراک انسانی ماشین جنگ را برای همیشه آماده نگه دارند. علی رغم میل باطنی ام می بایست بگویم که خیل عظیمی از ایرانیان که جنگ ایران و عراق را متفاوت از هر جنگی در دنیا می بینند هم آگاهانه یا نا آگاهانه در چنین مسیری قدم بر می دارند. زخم های جنگ التیام یافتنی نیستند تا زمانی که خانواده شهدا به جای گرامی داشتن نام کشته هایشان ، از جنگ دفاع کنند. یاد جنگ دور از حقیقت در ذهن مردمان خواهد ماند تا وقتی که عده ای «فرمان امام» شان را دلیل کافی برای جنگیدن بدانند.  در نهایت تصویری از برنامه در ذهن ام ماند که هر دو کشور ایران و عراق ، با تصور پیروی از دستور خدای قرآن به جان هم افتادند. نماد تاریخی از جنگ های مذهبی و احزاب خدا.

Advertisements

8 responses to this post.

  1. Posted by سعید on سپتامبر 21, 2010 at 17:18

    با تندخویی غیر منطقی آجودانی موافقم،اما مساله مهم برای من اینجا بود که آجودانی پنبه روشنفکری ایران رو هم زد با همون خشونت و بلکه بیش از اونچه به روحانیت نشون داد.

    پاسخ

    • بله قربان من هم همانطور که نوشتم به نظرم تئوری آجودانی نزدیک ترین روایت به واقعیت تاریخی ست و شایسته تامل فراوان. ولی موضوع این ست که روح ایرانی در رفتار آجودانی باعث دافعه برای شنونده ای همچون من می شد که به نظرم جالب نبود ، ضمن اینکه آجودانی داشت به یک نماینده حاضر توهین می کرد و اجازه دفاع هم نمی داد ، سوای اینکه اصلا بعضی حرف هایش اصلا انتقاد نبود ، توهین محض بود
      با احترام

      پاسخ

  2. درود
    امیدوارم سفر ,خوش گذشته باشه , همیشه شما رو آنلاین ببینیم.اجازه بدید قبل از هر چیزی از شما خواهش کنم که فکری برای فونت دیدگاهها بکنید و رحمی به چشمهای خوانندگان.من برنامه ی بی بی سی را ندیدم ولی در مورد پاراگراف دوم و جنگ ایران و عراق باید بگویم شما هم در بعضی مواقع تفکر رادیکالی نسبت به اتفاقات گذشته ایران دارید مثلا من فکر نمی کنم با آن همه شیر تو شیر بودن دوران جنگ کسی بخواهد با اسلحه آن هم از پشت و به قصد انتقام کسی را بکشد اتفاقا تبلور احساسات در زمان جنگ آن هم در بین ایرانی ها که تازه داشتند همدیگر را برادر صدا میزدند و یه جورایی به این باور رسیده بودند با عقل جور در نمیاد من حدود 6 یا 7 رمان از زمان جنگ خوانده ام نه اون هایی که فیلمنامه یا در استان قدس و یا ارگانهای دولتی چاپ میشوند بلکه رمان نویسانی که خود درگیر همان مستنداتی هستند که خود ما هستیم در برنامه ی صدا و سیما که به مناسبت عید فطر پخش میشد ابرهیم حاتمی کیا و حسین بهزاد رمان نویس و مورخ جنگ ایران و عراق با مجری نادر طالب زاده بحث خوبی داشتند که حسین بهزاد از عملیاتی صحبت میکرد که تله فیلمی ساخته شده بود و رزمندگان اسلام بدون تلفاتی بر سربازان عراقی پیروز میشوند و جشن میگیرند که طبق اظهارات بهزاد هیچ عملیاتی مانند آن عملیات تلفات نداشته و بعد از پیشروی ایران در خاک عراق حدود یک هفته در محاصره بودند و بعد از آن بعلت مسمومیت غذایی و غیر از دفاع از جانشان با اسهال و استفراغ شدید و باشلوارهایی کثیف کشته و یا اسیر میشدند و درپایان آن عملیات شکست خورده و با تعداد کمی از سربازان برمیگردند و یا تجاوز سربازان ایرانی در عملیات مرصاد به سربازان زن مجاهدین خلق اینها و در مقابل آن من کسی را میشناسم که در زمان رفتن به جبهه همسر و فرزندان او با فروختن تمامی اموال شوهرش در زمان جنگ زندگی کرده و در آخر همسر آن زن شهید شده و حتی دیگر پشتوانه ای برای ادامه زندگی نداشتند … همه اینها برداشت کلی از جنگ نیست و نمی توان ملاک قرار داد اما میتوان متوجه شد که استفاده ابزاری از جنگ و چهره ایمان به بت چقدر زشت است .اما همیشه بعد از جنگ روایتها شکل دیگری است مثل روایت سواحل نورماندی توسط اسپیلبرگ در سرباز رایان که باز هم تنها به قاضی رفتن است .
    موفق باشید

    پاسخ

    • تشکر قربان.
      در مورد اندازه فونت هایش در اسرع وقت نگاه می کنم گرچه هیچ اطمینانی ندارم که راه حل ش چیست اگر راه حلی کسی می شناسد بسیار خوشحال می شوم راهنمایی ام کند.

      درباره روایت جنگ بنا را بر این می گذارم که منظور شما از لفظ رادیکال ، تندروی بوده است والا شخصا در اکثر موارد خود را لااقل در بحث های تئوریک می بایست رادیکال ( به معنی واقعی کلمه ) بود. در صورتی که برآورد من از نقد شما درست باشد ، می بایست بگویم که من هیچ اصراری به درست بودن برداشت ام ندارم ، به هر حال من تاریخ شناس نیستم و تنها برداشت شخصی ام را نوشته ام. در این مورد خاص ، می بایست بگویم که تنها تجربه های شخصی با جبهه رفته هایی بسیار انسان و خوش قلب بوده که برایتان نقل کرده ام. یکی شان یک رییس گردان بود که بعد از جنگ سرایدار مدرسه شده بود چون جوانی ش را در جبهه سر کرده بود و تحصیلات نداشت و حاضر نشده بود مثل مابقی شان که بدون کمترین آگاهی عصاکش نوجوانانی مثل من شدند ، نان بازویش را می خورد. همه در خوش قلبی و رافت و انسانیت ش هم داستان بودند و شخصا هیچ دلیلی برای شک کردن در روایت ش ندارم.به خصوص که او این روایت را از سال های پایانی جنگ که همه بی انگیزه شده بودند نقل می کرد.
      از نگاهی دیگر ، من هرگز منکر انسانیت بسیاری از سربازان ایرانی و احتمالا عراقی نیستم. برعکس چندین مورد هم از همین جبهه رفته ها شنیدم. نمی خواهم وزن را به «شنیده» ها بدهم ولی فکر می کنم که صحیح است که هیچ حرفی را از حکومتی که بر جنگ نام مقدس می گذارد نباید باور کرد و بنابراین در این موضوع من ترجیح می دهم که منبع ام چیزی غیر از گفتار رسمی باشد. این روش به نظر خودم چندان دور از روش آکادمیک نیست ، در تحقیق علمی هم وقتی بی طرفی یک منبع قابل اثبات نباشد یا خلاف ش ثابت شده باشد شما می توانید و می بایست کنار بگذاریدش. آنچه ظاهرا به دلیل خلاصه نویسی ظاهرا درست منعکس نشد این ست که هیچ جنگی مقدس نیست ، بی شک مردان و زنانی که حاضر شدند از جان خود بگذرند تا ایران به کنترل خونخوار ترین رهبر عرب قرن بیستم نیوفتد شایسته بزرگترین تقدیرهایند. می بایست برایشان یادبود گرفت و نامشان را گرامی داشت. می بایست از ایشان مجسمه ساخت و همه جا نصب کرد. ولی همیشه هم باید یادمان باشد که جنگ مقدس نیست. جنگ یگانه تهدید کننده «تمدن» بشری ست. جدا کردن سلحشورانی که برای این سرزمین جان داده اند یا جانبازی کرده اند ، سوای از تقدیس جنگ و جنگ آوری ست.
      موفق باشید

      پاسخ

  3. Posted by پیام on سپتامبر 23, 2010 at 23:07

    درود

    من یه دوست عراقی دارم که پدرش در جنگ ایران و عراق اسیر شده بود. خودش میگه انقدر خوش رفتاری باهاشون کردند که پدرش داوطلبانه به جنگ نیروی های عراقی برای ایران میره.

    به نظر بنده برنامه ای که از دو اسیر بود جالب نبود ، چه کسی شروع کننده جنگ بود؟ ایران و یا صدام؟ اعراب کم مانده طلبکار هم باشند

    پاسخ

    • من فکر می کنم که تقریبا هیچ کسی نمی خواهد حرف این مستند بی بی سی را بشنود. حرف این مستند این نبود که پدر این دوست عراقی شما ورود خارجی نداشته ، یا مثالی که من زده ام در مورد رزمنده ها در پست ام ، سنخ نمای این جنگ طولانی و خانمان سوز بود. این مستند ادعای بزرگی ندارد ، تنها می گوید که بر خلاف اسطوره سازی های دستگاه پروپاگاندای رژیم ، این جنگ دو سوی سیاه و سفید نداشته است. دهها سند مبنی بر جنایت های ایرانیان که خلاف کنوانسیون های جنگ است ثبت شده است. برای اثبات این مدعا فقط و فقط کافی ست که یک مورد نشان بدهیم که جنایتی علیه سوی دیگر ماجرا ( عراقی ها )‌صورت گرفته تا این مستند «موفق» شود.
      اینکه ما همراه رژیم در یک سوی جنگ بوده ایم دلیلی نیست که نتوانیم بی طرفانه قضاوت کنیم.
      موفق باشید

      پاسخ

  4. Posted by پیام on سپتامبر 24, 2010 at 16:11

    جنگ جهانی دوم هم دارای جنایاتی از هر دو طرف بود ف چه آلمان نازی چه متفقین.

    چه طور هنوز بعد از پنجاه سال به یاد آن جنگ ها فیلم می سازند و دفاعی مقدس را به رخ می کشند اما ما ایرانی ها که یک مشت وحشی به کشورمان حمله کردند و هر نوع جنایت جنگی که خواستند انجام دادند حق چنین کاری نداریم؟

    در همین مدت عراق هیچ یک از اعضای حذب بعث را برای حمله به ایران محاکمه نکرد. من فکر می کنم همه اینها برنامه ریزی هایی است که چه حالا و چه صد سال دیگر نه تنها خسارات مالی به ایران پرداخت نشود بلکه ایران قربانی به نوعی متهم ردیف اول هم قرار بگیرد!!

    این فعالیت هایی که بنده می بینم بیشتر بوی دلارهای نفتی عرب ها را می دهد تا برنامه ای خوب برای ایرانیان

    پاسخ

    • متوجه نشدم که جنایت بار بودن جنگ جهانی چه ارتباطی به ایران دارد. فیلم ساختن در مورد جنگ ها یک چیز است و تقدیس جنگ ها چیز دیگر. شما یک فیلم از جنگ جهانی به من نشان بدهید ، یا یک نوشته بیاورید که فاتحان ، جنگ را مقدس نامیده باشند. البته که رژیم فاشیست آلمان صبحت از جنگ کردن برای آرمان مسیحیت می زد ولی همگی فاتحان به شدت دقت داشتند که این جنگ تنها برای آرمان های آزادی قلمداد بشود ( دقت کنید که می گویم قلم داد شود ، فعلا بحث از منبع ش نیست ). از نظر من هر کسی که جنگی را مقدس نشان بدهد در حق ملت ش مرتکب «خیانت» شده است. هیچ چیزی مقدس نیست ، از همه مهم تر ، کشتن انسان های دیگر. هر کسی می خواهد آینده ای روشن و متمدن داشته باشد می بایست به خود و فرزندان ش بیاموزاند که هیچ چیز مثبتی در گرفتن جان دیگری نیست ، حتی اگر این دیگری ، متجاوز باشد. خشونت یک سرپایینی ست که فقط کافی ست قدم اول را برداریم تا به انتهایش در بغلتیم ، همانطور که امروز در چنین حضیضی بسر می بریم.
      بحث مستند و همین طور من این است که هر دو طرف جنگ به لحاظ اخلاقی سقوطی آشکار داشتند. بر خلاف ادعای دستگاه پروپاگاندای ایران ، هیچ جنایت جنگی نبود که ایران انجام نداده باشد بنابراین هیچ برتری اخلاقی نسبت به عراق نخواهند داشت.

      موفق باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: