چرا مسلمان نیستم

در تعطیلات تابستانی میهمان کتابی بودم که تصمیم گرفتم در این پست معرفی کنم :

چرا من مسلمان نیستم نوشته ابن وراق . نام نویسنده که واضح است برداشتی از نویسنده و متفکر منتقد اسلامی ، محمد ابن وراق است از قرن ۹ است ، برای حفظ جان نویسنده استفاده شده است و او با وجود اینکه در مراکز تحقیقاتی کار می کند و ۶ کتاب دیگر هم چاپ کرده است ، هنوز تلاش می کند هویت ش را برای حفظ جان ش از حملات اسلامیست ها پنهان نگه دارد. ظاهرا اصلیتی پاکستانی دارد و در انگلستان تحصیل کرده است. انگیزه نوشتن کتاب آنطور که نویسنده گفته است ، فرمان قتلی بود که برای نوشتن آیات شیطانی توسط آیت اله خمینی صادر شد. او می گوید که بیش از فتوای قتل ، واکنش کرخ کننده و انفعالی اندیشمندان غرب و هم دردی و حمایت از توحش فتوای صادره ، به جای همدردی و همراهی با نویسنده کتاب بوده است که او را بهت زده کرده است. «او خودش باید می فهمید دارد چه کسانی را تحریک می کند» پاسخ بسیاری از این اندیشمندان بوده که او را بسیار مبهوت کرده است. کتاب در سال ۱۹۹۵ منتشر شده است و از این جهت ، از معدود کتبی ست که بسیار پیشتر از اینکه ستون های دود از برج های تجارت جهانی به آسمان بروند ، لزوم برخورد تمدن غربی با اسلامیست ها را پیش بینی کرده است.

نویسنده در کتاب در چندین فصل ، ضمن توصیف اتفاقات صدر اسلام ، به قدرت رسیدن خلفای راشدین و بسیاری از اتفاقاتی که بعدتر مبنای سنت و حدیث ( پایه های شریعت اسلامی ) قرار گرفتند می پردازد. در فصل های بعدی نویسنده این ایده را طرح می کند که شخصیت محمد و سازمان یافتن دین ش، دو قرن بعد از مرگ ش توسط نویسندگان مسلمان شکل گرفته تا بتواند در مقابل ادیان پیچیده تر و پیشرفته تر جوامع مغلوب مسلمین دوام بیاورد. برای این ایده او طیف وسیعی از استدلال ها را می آورد. در فصل های دیگری ، نویسنده به تاریخ زندقه و کفرگویی در اسلام می پردازد و نشان می دهد که دهری گری و ضداسلامی بودن به هیچ وجه ارتباطی به دوران مدرن ندارد بلکه برعکس، چیزی به قدمت اسلام است. برای این موضوع وی با در نظر گرفتن این حقیقت که تقریبا تمامی شواهد و آثار زندقه از صفحه تاریخ اسلامی برای حفظ یکپارچگی دین پاک شده ، به معرفی یکایک زنادیق برجسته اسلامی می پردازد و هیچ جای شگفتی نیست که بزرگترین فتح اعراب بیابان، ایران زمین سهم عمده ای در میان زنادقه دارد. نام های برجسته ای همچون ابن سینا ، ابن راوندی ، ابو علا معیری و بالاخره فخر عالم پزشکی ایران ، محمد زکریای رازی همگی از ایران طرح می شوند. نهایتا در بخش دیگری نویسنده به این موضوع می پردازد که تلاش برای نوسازی دین اسلام تلاشی بی فایده است و نهایتا منجر به برچیدن دین اعراب بیابانگرد منجر می شود.

 

در نگاهی کلی ، کتابی خواندنی ست برای هر مسلمانی. نام کتاب ، عرض ارادتی ست به برتراند راسل و کتاب مشهورش : چرا مسیحی نیستم. در جای جای کتاب اشاره به نویسندگان معتبر اسلامی هست و همین طور نویسندگان منتقد اسلام ، مهم ترین اثری که نویسنده از کتب فارسی معرفی کرده است فکر می کنم بیست و سه سال علی دشتی ست. جالب بود که از طریق این کتاب فهمیدم که علی دشتی ، در کهولت سن و با مشکلات فراوان جسمی ، به تلافی نوشته اش در ابتدای انقلاب بهمن در ایران به زندان افتاد و همان جا فوت شد. از نظر آکادمیک ، کتاب در بعضی جاها بسیار فاخر و حرفه ای نگاشته شده و در جاهایی دچار غیر حرفه ای گری ست. به شکلی که خواننده عامی چون من هم متوجه مشکلات استدلالی یا احیانا نوشتاری کتاب می شود. اینها به معنی غلط بودن مدعای نویسنده نیست ، تنها می اندیشم که او یک حرف درست را بد زده است و برای اثبات این ادعا می شد دلایل محکم تری آورد. در قیاس با بیست و سه سال ، کتابی به مراتب منسجم تر و قدرت مند تر است.  شخصا فکر می کنم درخشان ترین بخش کتاب ، تسلط نویسنده بر تمامی اقوام غیر عرب مسلمان است. برداشت نویسنده از انقلاب اسلامی ایران بسیار دقیق و بی طرفانه است.

شخصا بهترین یادگاری ام از کتاب ، شناخت فخر ایرانیان، ذکریای رازی ست. در مقایسه با ابن سینا ، رازی یک زندیق تمام عیار بود و محمد و دیگر پیامبران ادیان سامی را شارلاتان های ریشویی می دانست که خودشان را از عقل آدمی بالاتر می دیده اند. شاید به همین دلیل باشد که کتاب گرانسنگ رازی در زمینه طب ، یعنی الحاوی را کنار گذاشته اند و قانون ابن سینا را به کودکان ایرانی به عنوان منبع طب قرون میانه معرفی می کنند. رازی به قدری تندرو بوده است که از مجموع ۲۰۰ کتاب نوشته شده توسط وی تنها انگشت شماری از آن امروز در دسترس است و مابقی را سوزانده اند. تنها مدارکی که از کفر او باقی ست ، از طریق نویسندگانی ست که ردیه بر برهان های رازی نوشته اند. با این حال شخصیت تاریخی و درخشان او فراتر از همه رقبای حقیر و حکام خودکامه ش در تاریخ قابل لمس است. به نظرم غیر مذهبی های ایرانی می بایست رازی را به جایگاهی برابر با عمر خیام برسانند.

خواندن این کتاب را به همه دوستان توصیه می کنم با توجه به اینکه پیدا کردن این کتاب هم به دلیل اینکه سال ها قبل نگاشته شده و هم اینکه شرایط تهیه ش در ایران فراهم نیست ، یک نسخه الکترونیکی ش را اینجا می گذارم. تلاش می کنم با نویسنده تماس بگیرم و رضایت ش را برای عرضه نوشته ش فراهم کنم.

 

 

 

Advertisements

10 responses to this post.

  1. این کتاب رو نخوندم ،ممنون بخاطر معرفیش،ولی 23 سال علی دشتی در این زمینه و بزبان فارسی یکی از بهترینها بوده،کتابی که بطور غریبی با پادرمیانی امام موسی صدر در لبنان به چاپ رسید.

    پاسخ

    • نمی دانم چرا ، ولی به نظر من یکی که بیست و سه سال به مراتب مبتدی تر نوشته شده و این نوشته ، لااقل از نظر ادبی فاخر تر است. به هر حال ، کتاب علی دشتی هم با توجه به اینکه هیچ کس دیگری تلاشی در این زمینه نکرد ( به جز زنده یاد شجاع الدین شفا ) غنیمتی ست.

      پاسخ

  2. درود
    ترس، احساس گناه، و وجدان ناراحت بندگان، عطرهایی معطر برای دماغ خدایان قدرت طلب هستند…آزادی باعث میشود که انسان به شکار خدایان برود و آنها را از تخت عاج خود پایین بکشد و خلع ید کند.
    {ژان پل سارتر }
    ممنون از معرفی کتاب و همینطور زکریای رازی اما من خواننده وبلاگ شما تسلط کافی بر زبان انگلیسی ندارم میتوانید کتاب را به زبان فارسی برای دانلود بگذارید .

    پاسخ

    • نقل قول تان از سارتر فقید تحسین برانگیز است. ممنون از شما. با کمال تاسف اما من نسخه ترجمه این کتاب را ندارم. فکر هم نمی کنم کسی دست به کار ترجمه ش شده باشد. هم سالیان فراوان گذشته است و با وجود اینکه موضوعات مطروحه در جهان اسلام هم چنان همین موضوعات است ، ولی در ایران خط فکری غیر مذهبی ها به مراتب پیشرفته تر از همتایان شان در خاورمیانه است.

      پاسخ

  3. Posted by arthas on اکتبر 22, 2010 at 23:32

    سلام
    من این کتابو نخوندم ولی در مورد 23سال باید بگم کتاب
    خیانت در گزارش تاریخ
    مصطفی حسینی طباطباعی
    جواب همه شبهات این کتابو داده

    اگه قراری بی طرف به قضیه نگاه کنیم

    پاسخ

    • سلام
      کتاب مورد اشاره شما می بایست به هدفی بلند دست پیدا کرده باشد ، چرا که نجات دین شریف از نگاه تند و بی رحم نقد، تلاشی بی وقفه است برای مسلمانانی که در دنیای آزاد زندگی می کنند. کنجکاو هستم بدانم نویسنده از حکومت اسلامی جایزه ای ،صله ای ، چیزی هم دریافت کرده یا بی مزد بوده و بی منت…
      موفق باشید

      پاسخ

  4. Posted by شهرام رندآبادی on اکتبر 23, 2010 at 19:56

    چگونه تواند بود که نام ابوالعلا معری فیلسوف عرب شام از ایران سر بر می‌آورد؟

    پاسخ

    • سبک نوشته من ظاهرا این موضوع را القا کرده است که من ادعا کرده ام ابوعلا ایرانی بوده است. گرچه ابوعلا زمانی در ایران سپری کرده است اما او همانطور که نوشتید ظاهرا اصل شام است که به هیچ وجه عرب به حساب نمی آمده اند. اشتباهی که با موج پان عربیست ها راه افتاد تا هویتی یگانه به مسلمانان خاورمیانه بدهد این تصور را ایجاد کرده است که هرکسی عربی حرف بزند عرب است. در حالی که ساکنین سوریه کنونی عرب نبوده اند و نیستند.
      موفق باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: