برای نیک آهنگ

وبلاگ را که خواستم بروز کنم دیدم با مزه ترین خبر، لگد زدن به اسب مرده «اصولگرایی» ست که زحمت کشیده و احمدی نژاد را از ریاست بر بانک مرکزی، جایی که قانونا در اختیار ریاست جمهوری ست برکنار کرده. باشد تا چند روز دیگر، بی محلی احمدی نژاد را نسبت به مجلسی ها شاهد باشیم و توبیخ شان از سوی خامنه ای. به نظرم رسید می بایست درباره چیز مهم تری نوشت. خودنویس امروز تبدیل به رسانه ای شده است که هرکسی، بی اغراق هر کسی، در آن فرصت یافتن مخاطب و شنیده شدن می یابد. لااقل من تا به امروز مشابه اش را در وب فارسی و همینطور فرهنگ ایرانی ندیده ام. این یک فرصت طلایی ست برای اینکه از دایره باطل و معیوب خبرگزاری های حزبی، مطبوعه جناحی، خبرنگار مزدبگیر خارج شویم. کاری که نیک آهنگ کوثر در حال انجام ش است. می دانم که شخصیت نیک آهنگ مطلوب خیلی ها نیست. با او مشکلات فراوان دارند و شخصا بعضی کارهایش را به هیچ وجه نخواهم فهمید. اما این یک کار را جدی بگیرید، منظورم پیگیری اخباری ست که به وضوح جهت گیری سیاسی ندارند. اجازه بدهید خبرنگاری آزاد و تحقیق گر، برای اول بار در ایران پا بگیرد. نیک آهنگ و خودنویس حزب نزده اند و روزی که بخواهند وارد فعالیت سیاسی بشوند اولین نفر خواهم بود که راهم را از ایشان جدا می کنم. دلیلی هم ندارم که خودنویس را دارای قصد و غرض سیاسی بدانم. شک نیست که آنچه آنها می کنند، تسویه حساب است. ولی مگر کوچک و بزرگ این نظام جهل و جور بدهکار یک ملت نیستند؟ وقتی نیک آهنگ از دهان شریک مهدی هاشمی می کشد که او در بیست و سه سالگی، رییس بزرگترین ترین پروژه نفتی ایران شده است، شخصا تعجب نمی کنم، موارد متعدد دیده و شنیده بودم که پروژه های موفق تجاری را با کمک اطلاعات و سپاه از دست صاحبان شان در آورده اند. یک افسر ارشد اطلاعات به آشنایی از ما پیشنهاد می کرد که رقبایش را با گذاشتن چند کیلو گرم هرویین در ماشین اش و گرفتن حکم اعدام اش از سر راه برداریم! ولی عموم مردم نمی دانند. برای کسانی که آینده ای برای این سیستم سراسر تبعیض متصوراند، نشر این اخبار هزینه دارد (ولی فقیه ویرجینیا، مشخصا از حفظ جمهوری اسلامی حرف می زند). برای افرادی که خود از دور یا نزدیک دستی بر آتش ظلم و فساد اقتصادی داشته اند، افشا شدن این موضوعات به صرفه نیست. طبیعی ست که مخالفین این نظام هم، راضی به انتشار «مخالف خوان»ی همچون نیک آهنگ نباشند. ولی کیست که نداند دموکراسی بقایش وابسته به خبرنگار افشاگر است. فکر می کنید اگر نیکسون توسط دو خبرنگار معمولی از کاخ سفید به زیر کشیده نمی شد، امروز ایالات متحده همین می بود؟ وقتی آن دو تا به انتهای راه ایستادند، کسی گفت که به شوروی وابسته اند و تضعیف روحیه مردم می کنند؟ تنها عنصر تعطیل نابردار در دموکراسی، مطبوعه آزاد است. بار قبلی که به بهانه «کنترل» اوضاع مطبوعات را بستند، پشت سرش موج اعدام آمد، امروز که اخبار به وضوح جهت دار و نثر مبتذل «جرس» و «رسا» تنها مدیای مخالف است ، بزرگترین خدمت به دشمن، ساکت کردن صدای امثال خودنویس و مدیرش نیک آهنگ کوثر است.

 

دوست دارید در ذهن تان او را مذهبی بدانید ، یا عاشق میکروفون، یا هرچیز دیگری. ولی هیچ یک از این ها نمی بایست مانع پیگیری اخباری از این دست بشود.

در همین رابطه : سفیر پناهنده شده جمهوری اسلامی را رفتنی می داند.

بخش سوم مصاحبه با شاکی مهدی هاشمی

Advertisements

2 responses to this post.

  1. درود
    خیلی دوست داشتم نظر تان را در مورد خودنویس بخصوص نیک آهنگ بدانم .
    من هم جز کسانی هستم که برخی از صحبتهای ایشان را نمی فهمم ولی به این اصل اعتقاد دارم که آگاهی اساسی ترین کار یک ژورنالیسم است و ودر راستای ایجاد آگاهی و اندیشیدن بدون استقلال فکری و سلب دمکراسی و خود سانسوری آب در هاون کوبیدن است .اما در مقابل افکار عمومی مهم ترین کار ژورنالیسم افشا گری و آگاهی ست و ایجاد دمکراسی در حوزه ی کاری خود است .در بعضی مواقع این دو کفه ی ترازو در خودنویس بالا و پایین میشوند و بیشتر کفه ی استقلال فکری سنگینی میکند اما با این وجود بدلیل همان افشاگریها که نوشتید خوانندگانش را پس نمی زند .
    با آرزوی موفقیت برای شما

    پاسخ

    • درود
      بله ، واقعیت این ست که همانطور که نوشتم، روزنامه نگاری مستقل در ایران وجود خارجی نداشته است. به همین دلیل با وجود گذشتن یک سده از انقلاب کبیر مشروطه، ایرانیان خود را صغار رجال سیاسی می پندارند. انقلاب های نوین، تنها بهره ای که می توانند داشته باشند، آزادی انسان است از قید و بند انسان های دیگر. از این نظر انقلاب اسلامی هیچ منفعتی نداشته است. اما نمی شود دست روی دست گذاشت. اگر حرکتی شروع شده که از همه انسان ها قداست زدایی کند، ادعاهای پوچ شان را با «استناد به مرجعیت» اقامه می شود را به سخره گرفته و همه را دعوت به اندیشیدن برای خود کند، می بایست همراهی اش کرد.
      یک جمله در آخرین مصاحبه کریستوفر هیچنز خواندم که بسیار تاثیر گذار بود، او می گفت که تصمیم عالی وجود ندارد، می بایست همیشه انتخاب کنیم که در آینده کدام افسوس را با خود داشته باشیم چون هر تصمیمی باعث یک افسوس خواهد بود.
      از این منظر همراهی نیک آهنگ می تواند تبعاتی داشته باشد ولی برای شخص من کم هزینه تر از کیش شخصیت پرستی ایرانی ست که آرمان خواهی یک ملت را یکصد سال است که به اسارت گرفته است.

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: