«فرارگاه» پزشکان منحرف

پیشاپیش می بایست معلوم کنم که هدف این نوشته یک تحقیق جورنالیستی نیست، از آن دسته که لفظ «کردانیسم» را به لغات روزمره وارد کرد، که جمهوری اسلامی بی تعارف معدن پایان ناپذیر این گونه سوژه هاست. این نوشته کوتاه تلاش می کند تا تنها با آوردن یک نمونه بارز، ضعف های محوری سیستم اداره ای که بر پایه یک ایدئولوژی ناکارا بنا شده را برجسته کند.

دانشجویان رشته پزشکی و کارکنان مرکز پیوند حلزون گوش و بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان رسول اکرم، به خوبی به یاد می آورند که چطور آقای دکتری که یک بار از دانشگاه علوم پزشکی مشهد و یک بار هم از اسکاتلند و یک بار هم از ایالات متحده مدرک تخصص ش را اخذ کرده بود، بعد از تقریبا یک دهه طبابت در فلوریدای امریکا، تنها و تنها «به عشق وطن و خدمت» همه چیز را رها کرده و از هیچ فرصتی هم برای یادآوری این موضوع به همکاران و زیردستان نمی گذشت، از کنگره و کنفرانس های پزشکی تا راند های بیماران. همین آقای دکتر مهم ترین متد آموزشی را برای دانشجویان پزشکی یادآوری این نکته می دانست که علم در ایران وجود ندارد و آنچه اینجا آموخته می شود کجا و آنچه در ایالات متحده و به قول خود ایشان «اون ور» آموزش داده می شود کجا. به زبان دیگر ، ایشان معتقد به استفاده از متد «تحقیر» دانشجو به جهت تشویق ش به دانش آموختن بود!

در تمام چند سالی که این آقای دکتر متخصص و البته متعهد مشغول «آموزش» دانشجویان بود، همگی زیردستان به این نتیجه رسیده بودند که آقای دکتر علاقه عجیبی به «آموزش» مسایل و موضوعات به بانوان دارند. البته در دفاع از آقای دکتر، تقریبا همه همکاران ایشان هم تمایلی این چنین دارند. موضوعی که کمی عجیب به نظر می رسد این است که هیچ کسی ظاهرا از خود نپرسیده که آقای دکتر واقعا تنها به خاطر وطن تشریف آورده اند و منت بر سر جامعه پزشکی گذاشته اند؟ جستجویی کوتاه توسط موتور گوگل نام ایشان را به سرعت پیدا می کند البته نه برای افتخارات علمی. وب سایت Healthgrades.com درگاهی ست که به وسیله آن می توان تمامی پزشکان شاغل در ایالات متحده را جستجو کرد و اطلاعات مفیدی از ایشان به دست آورد. مطابق اطلاعات این وب سایت ، جناب دکتر وطن پرست و آموزگار، در ایالت فلوریدا به دلیل « فعالیت غیرقانونی جنسی با فرد زیر سن قانونی و در اختیار داشتن اسنادی که اعمال جنسی را توسط یک فرد زیر سن قانونی نشان می دهد و همین طور اعمالی منجر به انحراف و به بردگی کشیدن یک فرد زیر سن قانونی» از طبابت محروم شده و پروانه پزشکی ش به شماره ME77290 باطل شده است. مطابق اطلاعات بیشتر، آقای دکتر هیچ موضعی در مقابل اتهام نگرفته اند (نه جرم را پذیرفته اند و نه ادعای بی گناهی کرده اند) که البته قابل انتظار بود: آقای دکتر در همان سال برای «خدمت» به وطن ایالات متحده را ترک کرده بودند. ناگفته پیداست که کسی که پروانه طبابت ش به چنین دلایل سنگینی در ایالتی باطل بشود، امکان اینکه هر زمان دیگری بتواند در جایی دیگر از ایالات متحده و حتی در دنیای متمدن به طبابت ادامه بدهد نزدیک به صفر است.

این نتیجه سیستم های «گزینش»ی ست که به جای جستجو در سابقه افراد برای چنین انحرافات خطرناکی، به دنبال تعداد تکه های کفن مرده است. تعهدی که بنیانگذار «جمهوری اسلامی» خواهان ش بود کاری به این «تمایلات خصوصی جنسی» افراد ندارد (برای اطلاع بیشتر کافی ست نظرات «امام» راحل را درباره برقراری ارتباط جنسی با کودکان جستجو کنید)، بلکه برایش سرسپردگی مهم است.

نگارنده از اینکه ایشان همچنان سمت های دولتی متعدد را دارا باشد مطمئن نیست. اگرچه اطلاع از این موضوع برای داخل نشینان بسیار ساده است. سخنی هم با برادران مذهبی اصلاح طلب سابق و لابد اپوزیسون لاحق: قبل از اینکه از نوشته بالا موضوعاتی همچون فساد اخلاقی پزشک منصوب احمدی نژاد را استخراج کنید،‌می بایست به یاد دوستان بیاورم که ایشان در زمان ریاست جمهوری خاتمی و زیر نظر وزیر اسبق بهداشت جناب خاتمی، یعنی دکتر فرهادی در بخش گوش و حلق و بینی مشغول شده است. خوشبختانه هر دوجناح نظام جمهوری اسلامی، بر سر مسئله «مصلحت نظام» و «گزینش خودی ها» توافق دارند. ذهن انسان جستجو گر توسط لفظ کنایه آمیز «خودی» مرتب تحریک می شود تا درباره جناب دکتر و همپالگی هایشان جملاتی را قلمی کند. ایران تنها قرارگاه اوباشی که خود را مدعی حکومت کردن می دانند نیست، «فرارگاه» منحرفان و خطاکاران جنسی هم هست.

 

این مطلب پیشتر با اندکی تغییر در خودنویس منتشر شده است.

Advertisements

11 responses to this post.

  1. سلام
    هسته های گزینش و کارگزینی فقط باید مطمئن شوند التزام عملی داری یا نه.

    پاسخ

    • درود
      ناگفته پیداست که این آقای دکتر «عملا» به رساله امام «راحل» عمل می کرده اند. فقط فراموش کرده بودند که این عمل در بلاد کفر، دست پایین ش ابطال پروانه می آورد. اختلاف فرهنگی که می گویند فکر می کنم همین هاست.

      پاسخ

  2. Posted by یک دوست on دسامبر 26, 2010 at 18:55

    دوست عزیز،
    فکر نمی کنم صرف پیدا کردن سابقه محکومیت برای شخصی خصوصا در رشته پزشکی دلیل یا توجیهی برای یک طرفه به قاضی رفتن آنهم با چنین لحنی باشه. در اینکه ایشون مرتکب قصور حرفه ای یا به زبان فرنگی professional misconduct شده اند شکی نیست اما حتما می دونید که جرایم پزشکی مخصوصا در جوامعی مانند کشورهای آمریکای شمالی که روی این دست مسائل بسیار حساس هستند در برگیرنده طیف وسیعی از اعمال خلاف اصول حرفه ای می تونه باشه چرا که اصولا آستانه تحمل سازمانهای نظام حرفه ای و قضایی پزشکی در این کشورها نسبت به مسائل جنسی نزدیک به صفر هست. برای مثال ممکنه برای قانونگذار خیلی فرقی نکنه که دکتر دست بیمارش رو به منظور غیر متعارفی لمس کرده باشه یا بیمارش رو بوسیده باشه (یا شاید هم خیلی بدتر). هر دو در قانون سواستفاده جنسی تعریف شده اند و اصلا تحمل نمی شن. حالا ممکنه که جرم به اصطلاح بدتر براش محکومیت دیگری هم در نظر گرفته بشه. یه مثال دیگه قانونی جرم DUI یا Driving Under Influence هست. همونطوری که می دونید DUI به معنی رانندگی تحت تاثیر الکل یا هر داروی دیگه تعریف می شه. یعنی فرقی نمی کنه که شما 2 تا آبجو نوش جان کرده باشین یا اینکه کوکائین مصرف کرده باشین طبق تعریف در صورتیکه موجب اختلال در مهارت رانندگی شما بشن هر دو درج جرم DUI در پرونده شما رو به همراه خواهند داشت. و یه حداقل محکومیتی رو برای راننده قانون در نظر گرفته. در حالیکه مصرف الکل کجا و کوکائین زدن کجا؟!! به همین ترتیب اتهامی که برای این آقای دکتر بیان شده هم یک مطلب کلی رو ذکر کرده و وارد جزئیات نشده. معلوم نیست ایشون واقعا چکار کرده و آیا این حداقل برخورد با ایشون بوده یا نه. هزار اتفاق ممکنه افتاده باشه و چنین سرنوشتی رو برای ایشون رقم زده باشه. ضمن اینکه نمی خوام از ایشون دفاع بکنم اما پیشنهاد می کنم که صرفا بر اساس یه سری اطلاعات کلی و شنیده ها به محاکمه افراد نپردازیم. ضمن اینکه اگه همون نتایج موتورهای جستجوگر رو خوب مرور کنیم متوجه می شیم که ایشون از پیشینه علمی خوبی هم برخوردارند. کسی که با داشتن تخصص از ایران خارج میشه دوره فلوشیپ می گذرونه و مجددا وارد دوره تخصص در کشوری مثل آمریکا می شه مطمئنا راه آسونی رو نرفته و متحمل سختی های زیادی شده. فکر می کنم اخلاقی و حرفه ای نیست که اینگونه باز و بی پروا مسائلی از این دست مربوط به یک فرد یا بهتر بگم همکار بیان بشه. شاید بد نباشه حداقل تا زمانی که جواب خود این فرد رو بشنویم صبر کنیم.
    با تشکر

    پاسخ

    • ضمن تشکر از کامنت شما
      می بایست با احترام به نظر شما بگویم که بخش اول کامنت شما پراکنده گویی ست. شما ظاهرا حکم دادگاه ایالت فلوریدا را نخوانده اید. از در اختیار داشتن متریال جنسی از فرد زیر سن قانونی، شما چیزی غیر از یک بیمار روانی استخراج می کنید؟ از قضاوت اخلاقی که در باب الکل و کوکایین کرده اید هم بهتر است درگذریم (کوکایین بدتر است چون دولت آن را ممنوع می داند؟ رانندگی تحت تاثیر کوکایین در سال در جوامع غربی آدم می کشد یا الکل؟ معیار برای بد یا خوب بودن یک ماده اعتیاد آور، مالیات دولتی ست که به آن تعلق می گیرد یا نمی گیرد؟).
      بعید می دانم هیچ انسان عاقلی بخواهد از پزشکی که به اتهام جنسی در ایالات متحده محکوم شده و حتی نمانده تا حکم را بشنود ، بلکه به بهشت «بچه بازان» و «شهوت رانان» فرار کرده، دفاع کند. با این حال ظاهرا شما یکی دو نام برای ایشان را که بی شک در سایه «نخبه» پروری ایرانی در عرصه علمی دست و پا شده، مزیت آقای دکتر می بینید. نگارنده اگر می خواست قضاوت غیر حرفه ای از ایشان داشته باشد، می بایست به دو مورد از همکاران ام در این نوشته اشاره می کرد که مستقیما طعمه آقای دکتر بودند و به هر قول و بهانه ای و درست جلوی چشم دانشجویان و پزشکان، با ایشان هرچه می خواست می کرد.
      همانطور که نوشتید ، بسیار خوشحال خواهیم شد که جواب این فرد را هم بشنویم، ولی دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل، بسم اله . اگر کسی را پیدا کردید که از مصونیت آهنینی که جناب دکتر به دلیل دین فروشی و وطن پرستی از آن برخوردارند توانست گذر کند، شاید حتی توانستیم جزییات حکم را هم از زبان خود دکتر بشنویم. فراموش نکنید آقای دکتر در مملکتی طبابت می کند که کردان نام خانوادگی نیست، یک سبک زندگی ست.
      شاد باشید

      پاسخ

      • Posted by یک دوست on دسامبر 27, 2010 at 10:54

        دوست عزیز ممنون از وقتی که برای پاسخ گذاشتین.
        لازم می دونم که عرض کنم متاسفانه روشی که شما برای پاسخ دادن در پیش گرفتین همون روشیست که رایج در مملکت خودمونه که باعث می شه باب یک گفتگوی سالم هیچ وقت باز نشه. کوبیدن نظر مخاطب در نطفه (اشاره به پراکنده گویی) و بعد از اون سعی در نوعی کج فهم جلوه دادن اون شخص.
        من متن حکم دادگاه رو خوندم و کاملا هم متوجه شدم. بازهم می گم شکی در محکوم بودن چنین فردی نیست. عرض من اینه که مشکل اینجاست که ما همیشه به جای بررسی ریشه ای مسائل با اون بصورت جزء جزء و گاهی شخصی برخورد می کنیم. درست کردن پرونده برای این آقای دکتر در انظار و رسوا کردن اون دردی رو دوا نمی کنه بلکه به نظر من بیان نقایص سیستمی که برای استخدام پزشک طلب کردن گواهی عدم سوءپیشینه درش به یک امر فرمالیته یا فراموش شده (به هر دلیلی) تبدیل شده چاره ساز تر خواهد بود.
        بیان مثالها فقط برای مقایسه بود نه تمیز بد از خوب. برای این عرض کردم که در نگاه عرف و جامعه حتی در ایالات متحده هم بین کوکائین و الکل تفاوت دید وجود داره. نه اینکه چون دولت اونو ممنوع کرده بلکه تصور کنید به بیماری بگن پزشکت گاهی الکل مصرف میکنه یا اینکه به بگن پزشک شما گاهی کوکائین مصرف میکنه.
        ضمنا من از ایشون دفاع نمی کنم (که ذکر هم کرده ام) که اصولا عقیده من اینه که حرمت هر انسانی بایستی حفظ بشه، نه تنها متهم که محکوم هم حق و حقوقی داره حتی از نوع روانیش.
        اگر ما قراره که اون بیمارستان، دانشگاه، شهر یا مملکت رو بسازیم به این روش بعید می دونم به جایی برسیم. با ذکر نام اشخاص و بیمارستان و دانشگاه و امثالهم سیستم پزشکی زخم خورده از بی لطفیها و ندانم کاریهای کهنه و قدیمی رو به قهقرا می بریم بجای اینکه کمکس کنیم. کمترین ضررش اینه که از فردا همه پزشکان اون بیمارستان به چشم «شهوترانان و بچه بازان روانی فراری» دیده می شن.
        باز هم این نکته رو ذکر می کنم که باید با مسائل ریشه ای برخورد کنیم.
        پیروز باشید

      • تشکر. «کوبیدن» شاید لفظ خوبی نباشد ولی نظر مخاطب را مورد انتقاد قرار دادن فکر نمی کنم رفتاری نابجا باشد، هر کسی نظر و عقیده ای دارد و این نظر و عقیده برای خودش معتبر است و آزادی بیان به این معنی ست که هر کسی بتواند نظر شما را نقد کند. فراموش نکنید به محض اینکه نظرتان را منتشر کردید، خود را در معرض نقد دیگران قرار داده اید. به دید شخصی من، رفتار شما در تعبیر انتقاد از «نظر» شما به توهین به شما (کج فهم جلوه دادن شما) بیشتر به رفتار جمهور مردم زندگی کرده در سیستم دیکتاتوری شبیه است اما قضاوت آن را به خوانندگان احتمالی این بحث می سپارم.
        فرمایش شما درباره برخورد ریشه ای با موضوع را نمی فهمم. من مشخصا نوشتم که تنها هدف این نوشته ، نمایش یک مشت نمونه خروار است. از دید من هم راه حل روشن است، لغو سیستم تبعیض و جایگزینی ش با سیستمی متعارف تر. اتهام پرونده سازی برای أقای دکتر هم که آشکار است کار من نیست، ایشان در یک محکمه عادل، محاکمه شده اند. اگر به سیستم پذیرش وزارت خانه ها آشنا باشید متوجه می شوید که اتفاقا همه این مراحل که شما فکر می کنید با حضورشان مشکل حل می شود وجود دارند، منتها این ها تنها ابزاری برای بیرون نگه داشتن «غیرخودی» ها به داخل سیستم است ، به زبان دیگر، تکنوکراسی تبدیل به کاغذ بازی در جهت حفظ منافع کاست قدرت شده است.
        ظاهرا شما علاقه ای ندارید که فیل داخل اتاق را ببینید، این آقای دکتر در زندان نیست که نتواند از خودش دفاع کند و در بیدادگاه های جمهوری اسلامی هم محاکمه نشده، واقعیت این است که کل این بحث ها هم آقای دکتر را از جایش تکان نخواهد داد، به دلیل فیل داخل اتاق (روابطی که بر ضوابط سایه انداخته اند در تمام شئونات زندگی ایرانی)!
        برخلاف شما من اعتقاد دارم که چیزی که آن مملکت را نجات خواهد داد شفافیت است، نه لاپوشانی. اتفاقا بهتر است نام همه مرتکبین چنین تخلف هایی آشکار شود ، چون دغدغه شما مبنی بر بی اعتماد شدن توده مردم از دید من بی پایه است چون اعتمادی باقی نمانده ، ترک های هر روز وسیع شونده جامعه هم به این موضوع گواهی می دهند
        با احترام

  3. Posted by fatemeh on دسامبر 27, 2010 at 04:39

    در پاسخ دوست عزیزی که معتقد هستن شأن علمی این آقابه نوعی باید بر گرایشات خاص ایشون برتری داده بشه می تونم بگم باهاتون موافقم تا زمانی که این گرایشات با نقش حرفه ای فرد به عنوان استاد و پزشک تداخل نداشته باشه که در مورد این فرد خاص به وضوح کیفیت آموزش قربانی اشتغال دایمی با گزایشات خصوصی شده.نقد نویسنده رو به هیچ عنوان غیر منصفانه نمیدونم به خصوص که نحوه جا افتادن در این سیستم بیمار بسیار نخ نماو مزورانه هست همون متدهای قدیمی که مانع از بررسی پرونده چنین افرادی میشه:سر اذان مجامع رو به قصد نماز ترک کنید و مطبتون رو با آیات قرآن تزیین کنید و هرگز بدون وضو سر عمل نرید با پر کردن این کرایتریا دیگه نیازی به بررسی پیشینه حس نمیشه.

    پاسخ

  4. خواندن این نوشته در مورد آموزش پزشکی در ایران از شما که تخصص تان پزشکی است جالب و آموزنده بود. به نظرم نقض حریم خصوصی افراد هم نباشد چون شما گفته اید دادگاه حکم داده و اسمی هم نبرده اید.

    پاسخ

    • تشکر
      واقعیت این ست که موضوعات از این دست در سیستم درمانی ایران بسیار وسیع و فراگیر است، منتها هیچ کسی دوست ندارد از آن صحبت کند.
      موفق باشید

      پاسخ

  5. Posted by tsj on اوت 16, 2011 at 15:24

    کاملا حق با شماست ، لینک زیر درستی ادعای شما رو ثابت می کنه ، ممنون از اطلاع رسانی درست شما

    http://www.mugshots.com/US-Counties/Florida/Miami-Dade-County-FL/Faramarz-Memari.html

    پاسخ

  6. Posted by سلام on مارس 28, 2014 at 19:42

    با سلام،
    در جواب شخصى كه با نام «يك دوست» نظر دادن، كه با كمال تعجب ادبياتى بسيار شبيه خود آقاى دكتر دارن بايد بگم كه به لمس كردن دست يا بوسيدن يك بيمار teen-sex case گفته نميشه.
    ضمنا جهت يادآورى به كسافت كاري هاي اين آقا در نيوزلند اشاره ميكنم، و موارد بسيار ديگه كه اگه لازم باشه به اين «يك دوست» كه خيلي شبيه اون آقا حرف ميزنه يادآوري ميكنم،
    تا شايد تمام دنيا اينقدر تجاوز رو با لمس كردن دست و بوسيدن ساده اشتباه نگيره!!!!!
    شخصي كه خودت رو يك دوست معرفي ميكني،
    اينقدر ديگران رو نادان فرض نكن و خودتو به نادانى نزن.
    ممنون

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: