احمدی نژاد در یک نگاه

کتاب «احمدی نژاد: سرگذشت سری رهبر رادیکال ایران» نوشته کسری ناجی را هفته گذشته به پایان بردم. کتاب در مدتی که نویسنده با عدم صدور کارت خبرنگاری توسط دولت جمهوری اسلامی خانه نشین شده بوده نوشته شده و از این جهت، جمهوری اسلامی طنزگونه در ابتدا کتاب مورد تشکر قرار می گیرد. کتاب نتیجه مصاحبه ها و نظرخواهی ها از مقامات ارشد نظام تا همسایه های دوران نوزادی و نوجوانی احمدی نژاد که همگی افرادی کاملا معمولی اند است. نویسنده به سبک مدرن بیوگرافی نویسی وفادار بوده و مثلا برای فهم بهتر رابطه احمدی نژاد و چاه جمکران، شخصا به آنجا سفر کرده.

اما کتاب تنها سرگذشت احمدی نژاد نیست، بلکه وصف حالی است از جمهوری اسلامی از ابتدای ظهور تا به امروز. که با توجه به توافق بخش مهمی از صاحبنظران بر عصاره جمهوری اسلامی بودن احمدی نژاد، به نظر درست می رسد. کتاب در سال ۲۰۰۷ به پایان می رسد و از جهت، با توجه به اینکه انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران و غوغاهای اطراف ش را دربر نگرفته، بسیار ارزشمندتر است برای ارزیابی احمدی نژاد.

نویسنده در دقتی وسواس گونه تلاش کرده بسیاری از اتفاقات را به خصوص در جهش نجومی احمدی نژاد به قدرت ثبت کند. نکات ارزشمندی که در این زمینه مستند شده شایان توجه است: احمدی نژاد پیش از رسیدن به جایگاه شهرداری تهران، به دلیل ناشناخته بودن انتخابات شورای شهر تهران دور نخست را با نتایج افتضاحی واگذار کرده بود و در دور دوم هم به تیم اش به این نتیجه رسیده بود که او «چهره» بشو نیست! نکات دیگری که به راحتی غبار فراموشی بروی آن می نشیند و در برآوردهای سیاسی، به راحتی جای خود را به افسانه ها می دهند. این کتاب اما از اشارات تاریخی هم بی بهره نیست، مثلا این سند جالب که محمد بهشتی، رییس مقتول قوه قضاییه خمینی، تلاشی نه چندان پنهان را برای دست یابی به بمب اتمی شروع کرده بود. با خواندن سیر حوادث همین طور متوجه می شوید که صحنه سیاست در ایران، در طول کمتر از پنج سال چقدر تغییر کرده است. بخش عمده ای از بازیگران، امروز بازنشسته شده اند یا بر سر جایشان نشانده شده اند!

وجه غالب کتاب برای من اما تحلیل جامعی بود که تلاش شده بود از رفتار رییس جمهور به دست دهد. موضوع ارتباط با مهدی صاحب الزمان، موضوع هولوکاست، و دهها مورد مشابه، به ریشه یابی بی طرفانه پرداخته می شود و تصویری قابل فهم تر از احمدی نژاد ارایه می دهند. در این نگاه، احمدی نژاد از منتها علیه راست سیاسی می آید، طوری که حرف ها و کارهایش برای محافظه کاران هم رادیکال است. او برخلاف تصور عده ای، بسیاری از حرف ها را از هوشمندی به زبان نمی آورد. با این حال بسیار بی تکلف است و به این دلیل می تواند با لایه های بیشتری از اجتماع ارتباط برقرار کند. در عین حال، همانطور که پیشتر هم نوشته بودم، احمدی نژاد بخش عمده توان سیاسی اش را بعد از رییس جمهور شدن به دست آورده، اینکه چطور از رسانه ها استفاده کند و اینکه چطور سئوال را با سئوال پاسخ بدهد نماد های بارزاش است. به یاد بیاورید که در ابتدای ریاست جمهوری، در مصاحبه های ضبط شده هم حرف های نامربوطی مثل عهدنامه گلستان چای می زد.

تحلیل رفتار احمدی نژاد و کسانی که در به قدرت رسیدن اش نقش داشتند هم قابل توجه است. در این تحلیل، آنها مطمئن هستند که برگزیدگان امام غایب اند. کسی که به زودی ظهور می کند. معلوم نیست احمدی نژاد هنوز به این موضوع باور داشته باشد که می بایست حکومت اش را به امام غایب هبه کند و امام غایب کمتر از دو سال وقت دارد که حضور بهم رساند، ولی دست کم می شود فهمید چرا وقتی سفرهای خارجی احمدی نژاد، توسط اکثریت مطلق داخلی ها و خارجی ها شکست تلقی می شد، نماینده رهبری و رییس شورای نگهبان و سران سپاه، به مانند شوالیه ای که از جنگی نفس گیر فاتح برگشته از او در فرودگاه استقبال می کردند.

بخش اختصاص داده شده به انتخاباتی که احمدی نژاد را بروی صندلی ریاست جمهوری پرتاب کرد جالب است. به نظر نویسنده، دلیل اصلی اینکه نظر روحانیت (که باز به نظر نویسنده، معنایی جز خامنه ای ندارد)، نظرش را از قالیباف که در همه نظرسنجی ها از بقیه جلوتر بود، معطوف به احمدی نژاد کرد، جمله ای مخرب بود که قالیباف در یک مصاحبه گفت: او گفت که خودش را یک رضاخان حزب الهی می بیند. خاطره تلخ اصلاحات رضاخان، که به نظر آجودانی قهرمان واقعی مشروطه است (در تحقق آرمان های مشروطه چون عدالتخانه، آموزش و بهداشت و امنیت)، در اذهان روحانیت به عنوان کسی که تلاش می کرد ایرانی غیرمذهبی برپا کند برای روحانیت بیش از حد ترسناک بود ه به متمم حزب الهی ش توجهی کنند.

با این حال منطق توضیحات قتل های کرمان را کتاب متوجه نشدم. این قتل ها که بعدا انگیزه های آدم کشانه مصباح یزدی را آشکار کرد، به تفصیل در کتاب توضیح داده شده. یکی از جملات کتاب هم به نظرم جالب بود: «کنایه آمیز است که شخصی که خود را به عنوان استاد دانشگاهی که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست معرفی می کرد، صدها استاد همکار خودش را با به قدرت رسیدن اخراج و از کار بیکار کرد». یک ارجاع در کتاب به نظرم درست نیامد و آن اینکه خامنه ای توسط آیت اله خمینی به امامت جمعه تهران برگزیده شده بود ، البته ممکن است اشتباه کرده باشم.

در مجموع کتابی مفید و بسیار خواندنی است که فکر نمی کنم به فارسی برگردانده شده باشد. اگر غیر ایرانی می شناسید که علاقه مند به شناخت ساخت قدرت در ایران است، قویا این کتاب را توصیه می کنم.

مصاحبه رادیو فردا با کسری ناجی

مصاحبه فرنگیس محبی با کسری ناجی

NPR

Advertisements

One response to this post.

  1. Posted by 110 on آوریل 27, 2011 at 12:32

    حُرّ امام خمینی پهلوان شاهرخ ضرغام

    روي سينه اش خالكوبي كرده بود:

    فدايت شوم خميني

    http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=146&catid=54

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: