خواهرم حجابت، برادرم نگاهت

کتاب «خواهرم حجابت را محافظت کن،و برادرم نگاهت را» مجموعه مقالاتی ست به قلم هنرمندان و ادیبان ایران که به کوشش و ویراستاری لیلا اعظم زنگنه گردآوری شده است.

تنها استثنا، داریوش شایگان است که با مقاله «دنیاهای عقب رونده» در میان نقاشان و بازیگران و فیلم سازان و نویسندگان قرار گرفته اند. وجه مشترک افراد انتخاب شده، به گفته ویراستار، ارایه چهره ای متفاوت از ایران امروز بوده است با این حال به نظرم می توان متواضعانه گفت که پیش شرط، تسلط به زبان انگلیسی هم بوده است. در این میان، گوی رقابت توسط نویسندگان حرفه ای انگلیسی ربوده می شود ، با این حال اشتباه است اگر فکر کنیم دیگران نقشی جانبی در ارایه این تصویر داشته اند.

بی اغراق می بایست گفت درخشان ترین نثر، متعلق به خانم آذر نفیسی ست که با «لولیتا خوانی در تهران» اش، نگاه جامعه جهانی را به ادبیات ایرانی (و نه فارسی) متمایل کرده است. خانم نفیسی با بخشیدن تکه ای از لولیتا خوانی در تهران به دیباچه این کتاب هم، نقشی پر رنگ ایفا کرده اند :

«این نسل گذشته ای ندارد. خاطره اش از تمنایی نیم گفته است، چیزی که هرگز نداشته است. این کمبود، باعث شده که عطش داشتن زندگی معمولی که قدرش دانسته نشده، به کلمات اش کیفیتی درخشان، در مقام شعر بدهد.»

خانم زنگنه در معرفی آغازین کتاب، فشرده ای از دلایل نگارش این کتاب را می نویسد. او می گوید که امروز، ایرانیان چهره ای جایگزین از هویت ایرانی ساخته اند که همه عرصه های اجتماعی را فتح کرده و تلاش دارد تا روایتی بدل آنچه نظام سیاسی ارایه می کند از خود به جای بگذارند. برای این کار از همه ابزارها، از جمله کتاب و بازیگری و فیلم استفاده می کنند.

«مواد تشکیل دهنده رویا» عنوان مقاله خانم نفیسی است که بی تردید بهترین نوشته از لحاظ ظرافت های ادبی ست. خانم نفیسی در سفری خیال انگیز، از مهر آباد به لنکستر انگلستان و دوباره به تهران آشوب زده و انقلاب گرفته، ما را با خود به شب های طولانی می برد که در «جمهوری رویابافی» اش کتاب های ادبی زبان انگلیسی را می خوانده و آرام می گرفته، زمانی که در آستانه بلوغ با فروغ آشنا شده، روزهایی که در دانشگاه تهران از مارک تواین و اسکات فیتزجرالد برای دانشجویان می گفته و پایین پنجره کلاس عده ای حجره می دریدند که «مرگ بر امریکا»، از روزهایی که آیت اله پرنفرت شمشیر را بر حقوق زنان از رو بست ،عبور می دهد. او خود می پرسد که ارتباط فلنری او کانل یا فیتزجرالد با رابطه غرب و شرق چیست؟ و با نقل قسمتی از هاکلبری فین پاسخ می دهد: هاک در مدرسه مذهبی خوانده است که کسانی که برده ای را فراری می دهند، آتش جهنم را به جان می خرند. بروی کلک و شناور در رودخانه، ذهن اش در حال کلنجار رفتن با حکم الهی است، هر وقت که عطوفت و رفاقت جیم برده را می بیند، بیش از هر چیز، انسانیت او برایش برجسته می شود. در نهایت هاک تصمیم می گیرد : خیلی خوب، اصلا می روم جهنم! خانم نفیسی هم از خوانندگان (انگلیسی) اش می خواهد که در رویابینی اش با او شریک بشوند برای آینده ای روشن تر.

جای تعجب خواهد بود که وقتی دو نویسنده دیگر، شاگردان پیشین خانم نفیسی هستند، دومین مقاله برتر از دید من «مرگ یک مانکن» است به قلم خانم مهرانگیز کار (که همسر ایشان به تازگی از دنیا رفتند). خانم کار، روایتی از روزهای بعد از انقلاب به دست می دهد در رابطه با محروم کردن زنان از حقوق اجتماعی ایشان، با پی گرفتن مانکن های داخل ویترین مغازه ها که چطور یک روز مینی ژوپ شان را به زور پارچه وصل کردن بلند کردند، روز دیگر صورت شان را بی آرایش کردند، فردایش بر سرش لچک انداختند و پس فردا، دست و پایش که از لباس بیرون می ماند را کندند. با این حال، خانم کار زنان را قربانی صرف نمی بیند، آنها را کنشگرانی فعال معرفی می کند که در همه سال ها، تلاش کردند با این جنون اسلامی بجنگند. برای من به غایت شاعرانه بود روایت خانم کار.

مرجانه ساتراپی، تصویرگر «پرسپولیس» مقاله ای کوتاه با عنوان «چطور می شود ایرانی بود؟» دارد. عکس روی جلد هم کار ایشان است. رضا اصلان، مفسر و ستون نویس سیاسی از سفرش به قم می گوید در «از اینجا تا ملاکراسی» و تجربه دو عموزاده اش که یکی تورلیدر خارجی هاست و دیگری به کسوت آخوندی در آمده. رویا حکاکیان از تجربه های نوستالژیک ایرانیان کلیمی می گوید که چطور ناگزیر از ترک وطن واقعی شان شده اند در «آخرین فصل کتاب تبعید». گلاره آسایش از اینکه بعد از سالها زندگی در ایالات متحده فهمیده که «سفید» نیست صحبت می کند.  آزاده معاونی از روابط جنسی زیر نگاه ملایان می گوید و نغمه زربافیان از اثرات زیانبار سانسور ادبی در «اشتباه خوانی کوندرا در تهران» می گوید. سه گفتگو با شهره آغداشلو، عباس کیارستمی و شیرین نشاط برای خواننده ایرانی شاید به شدت دوست داشتنی باشد ولی برای خواننده انگلیسی زبان که با هنر ایشان آشنایی ندارد نمی دانم چقدر مفید واقع شود.

در مجموع ، این سری مقالات که با ویراستاری عالی خانم زنگنه آماده شده، یک نگاه متفاوت به ایران و فرهنگ «ایرانی» است. با این حال نوع این تفاوت برای من مهم است، در کشوری که سه دهه از جهان بیرون ایزوله شده، تجربه دوطرفه با دنیا وجود نداشته و «بیرون» دشمن فرض شده، فهم کردن همدیگر آن هم از طریق نویسندگانی که اغلب دو دهه است که در ایران حضور نداشته اند، حضورشان در ایران در حد تعطیلات دو هفته ای بوده و در مواردی که چنین نبوده هم، قلم ویراستار، متن را برای خواننده انگلیسی زبان ویرایش کرده، کمی اغراق است. بی شک این کتاب متفاوت است، ولی شاید در فهم عمیق تر «ایرانی»بودن به انگلیسی زبان ها همانقدر کمک کند که مسافرت های یکی دو هفته ای ایرانیان به جهت تفریح به ممالک خارجه. بی شک مفید است، ولی آیا انقلابی به راه خواهند انداخت؟ من چنین نمی اندیشم.

کتاب به نظرم بهترین هدیه ای ست که می توانید به دوستان غیر ایرانی تان بدهید. برای ایرانیان هم که علاقه مند به ادبیات انگلیسی زبان اند، بغایت مفید است.

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by محمود on مه 25, 2011 at 19:39

    ممنون بابت معرفی. بهترین معرفی و نقد کتابهای وبلاگی را اینجا می خوانم. حتما کتاب را تهیه می‌کنم.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: