صراحت سیاسی

در میانه کشمکش مدحی-گیت، یک آقایی به نام جهانشاهی که ظاهرا با او مدتی در ارتباط بوده، یک اعلامیه صادر کرده و داخلش از هر دری سخنی گفته. سوای از اینکه چقدر از اعلامیه جنبه تقویت روحیه همراهان و خالی کردن دل نظام اسلامی باشه، یک بخش اش برای من شایسته توجه بیشتر آمد، اینکه ایشون خیلی روشن و واضح و با ذکر شماره، اولویت هایش رو برای آینده ایران برشمرده. کاری که حتی شازده نیم پهلوی هم از انجام دادن کامل ش طفره می ره. می شود از خواسته های مطرح شده درش عیب و ایراد گرفت. می شود باهاش موافق یا مخالف بود ، ولی نمی شود انکار کرد که بی تعارف و ترس، ایران آینده ای که رو که از نظرش مطلوب هست ترسیم کرده. این بندها را که می خوانم، می بینم بیشترین نزدیکی را با ایده های من با ایران فردا دارد. پس فارغ از شخصیت مطرح کننده اش، که تا به امروز سابقه منفی از او در دست نیست، به نظرم بهترین فرد برای نمایندگی کردن من هست. فکر می کنم تمام کسانی که با این بیانیه (فصول مرتبط به ایران فردا) مخالفت دارند می بایست جستجو کنند و افرادی را که به لحاظ فکری به ایشان نزدیکترین هستند و دارای وجهه اجتماعی هستند مجبور کنند که به همین روشنی آنچه از ایران فردا می خواهند را اعلام کنند. آن وقت است که می شود فهمید وزن هر بخش از اجتماع چقدر است در این شبکه رنگارنگ معترضین.

کاسبکاری و محافظه کاری ایرونی تا به امروز مانع از این شده که هیچ کدام از فعالین ضد نظام بگویند دقیقا برای فردا چه در ذهن دارند. از سوی دیگر، بی اخلاقی بی نهایت نظام در ساختن اپوزیسیون های بدلی و خرید و فروش مخالفین، باعث بی اعتمادی دایمی همه به همه شده است. اما باید از یک جایی شروع کرد. این نمایندگی فکری دادن،‌دایمی نیست، مثل آن روزها نیست که می گفتند بگذارید بروند به احمدی نژاد رای بدهند بعدا پشیمان می شوند بر می گردند سمت ما. این نمایندگی به راحتی قابل سلب کردن است. این نمایندگی دادن فکری اما اولین گام در راه چیزی ست که چهره های پرشماری به عنوان شبکه سازی سبز از آن و ضرورت اش سخن گفته اند. تا شما ندانید که همراهان شما همفکران شما هم هستند نمی توانید دیوار بی اعتمادی که بخشی از ژن ایرانی ست را بشکنید.

 

Advertisements

2 responses to this post.

  1. درود
    من فکر میکنم که اولین گام برای انتخاب نماینده شناخت دقیق آن نماینده از ایران و جامعه ی ایرانی ست به قول شما کاسبکاری و محافظه کاری ایرانی از آنجایست که طرفین حرفهای یکدیگر را نمی فهمند . برای از بین بردن محافظه کاری وترس از آینده از آنجایی میاید که مسئله انصاف نه عدالت تا بحال از هیچ یک از نماینده ها حتی آقای جهنشاهی حل نمی شود وقتی میگویند همراه با تامين نيازمنديهای مالی اتحاديه های کارگری برای اعتصابات سراسری تنها برای من کارگر یک جوک مسخره است زمانی که من رفاه کارگران بخش دولتی که همراه با عافیت طلبی ست میبینم ( برای اعتصاب و فلج کردن چرخه ی صنعتی )متوجه شناخت نداشتن این آقا از جامعه داخل ایران میشوم و احتیاج به هوش سرشار و یا علم روز نیست نمی دونم شما می دانید یا خیر در تمامی شرکت ها و موسسات و کارخانجات دولتی کسی از طبقه یا جنس من کار نمی کند بدلیل همان انصافی که در بالا نوشتم و اگر هم کار میکنند پیمانی و دست به دهان هستند یعنی اگر امروز کار نکنند ندارند که بخورند به همین سادگی میتوانم بگویم من از صحبتهای آقای جهانشاهی چیزی متوجه نمی شوم و اصلن ایشان را هم نمیشناسم تا بتوانم بگویم او هم مرا شناخته و درد مرا هم میداند یا نه تا بحال از تمام حرفها و پست های اپوزیسون ویا موج و یا جنبش های برچسب زده شده بنام سبز و آزادی اینقدر متنفر نشده بودم اگر آن شاهزاده بقول شما نیم پهلوی هم چیزی نمیگوید حتمن بخاطر فاصله ایشان از همین مردم است که باز هم به نظر من محترم تر است دیکته اصول یک اعتصاب رویایی و یا نمادین که اصلن در عنوان شما نمی گنجد از آنجایی میاید که تمام نماینده های مردم ایران باز هم میگویم مردم ایران ازاصولگرا تا احمد نژاد و تمام حامیان جنبش به اصطلاح سبزبا پسوند و پیشوند مرسوم حال و چپی وسلطنت طلب و حزب های دیگر متوجه جدایی دین از سیاست و رشد اقتصادی و ترویج فرهنگ ایرانی و اصلاح قانون اساسی و رعایت قوانین حقوق بشر و… شده اند اما هیچ یک نتوانستند به تفکیک به خواسته های طبقات اجتماعی را بگویند و آماری از این طبقه اجتماعی حتی برای جلب نظر وسیاسی بازی بدهند دلیل ارائه یک تعریف چیست آیا شما میدانید ؟
    آیا سری به صفحه این آقا در فیس بوک زدید ببینید چقدر کفه ی ترازو تغییر میکند . آیا باز هم باید به سراغ تاریخ برویم ؟

    پاسخ

    • سرنگ جان
      تشکر فراوان از این نکات بی نهایت با اهمیتی را برایم نوشتی. بله در نوشته ایشان جای مسایل بسیار مهمی خالی ست. من هم نگفتم که این ایده آل سیاسی من است، تنها آن را از بقیه نزدیک تر به خود دیدم. من صفحه فیس بوک ایشان را ندیده ام، و همانطور که نوشتم، این تفویض نمایندگی، کاملا موقتی ست. وقتی هیچ یک از شاخه های دیگر اپوزیسیون حتی حاضر به همین مقدار «صراحت لهجه» در سیاست نیست، تنها راه این است که اگر رقیبی مثل ایشان ظاهر شد، تقویت اش کنیم تا بلکه بقیه هم از خواب خرگوشی بیدار شوند.
      همین طور من فکر نمی کنم که یک حزب بتواند خواسته های همه طبقات اجتماعی را نمایندگی کند. بسیار خوب خواهد بود که حزبی با مختصات دموکراتیک، برعهده گیرنده حفاظت از منافع کارگران و زحمتکشان بشود، ولی فعلا چنین چیزی موجود نیست، همه حرف من این بود که شاید با این کار، دیگرانی هم قدم پیش بگذارند و به جای حرف های مبهم و دهان پرکن مثل دموکراسی و حقوق بشر، صریح و ساده بنویسند چه چیزهایی در حکومت آینده شان هدف است و چه چیز هایی نیست.
      سپاس

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: