دورنمای اخلاقی

امروز بعد از تقریبا یک سال، کتاب «دورنمای اخلاقی: چطور دانش می تواند تعیین کننده ارزش های انسانی باشد» را از سم هریس به پایان بردم. می بایست اعتراف کنم بخش عمده این کاهلی بر عهده خودم هست اگرچه نویسنده هم با دادن لکچرهای رنگارنگ و توضیح بخش هایی از کتاب در کنفرانس ها و مناظره ها، کمک چندانی به افزایش میل ام برای پایان بردن اش نکرد، با این حال می بایست بگویم که کتاب، بسیار بیشتر از ارایه خود سم هریس مثلا در TED است.

نویسنده، یکی از چهار چهره برجسته جریان نو-الحادی (new atheism) است که ابتدا طنز گونه به «چهار اسب سوار» معروف شدند (دلیل ش شرکت در یک گفتگوی ۲ ساعته با دنیل دنت، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز بود و اشاره اش به یک داستان بسیار معروف اخلاقی منبعث از انجیل با نام چهار اسب آخرالزمان است). او که در حال حاضر مشغول تحقیق بروی مغز انسان و دارای مدرک دکترای نوروساینس است و همین طور پایه گذار بنیاد Project Reason است، پیشتر کتاب های به شدت بحث برانگیز علیه هر دو دین اصلی ابراهیمی با نام «پایان ایمان» (انتقاد به بنیادگرایی اسلامی و گریزناپذیر بودن نبرد با اسلام) و «نامه ای به ملتی مسیحی» (جزوه ای صد صفحه ای در انتقادی رادیکال به مردم ایالات متحده به عنوان مردمی با اکثریت مسیحی) منتشر کرده بود که هر دو در لیست پرفروش های نیویورک تایمز قرار داشتند. این کتاب ها بود که او را به جمع سه نفره اضافه کرد و از این نظر، او جوانترین عضو گروه و صدالبته جالب ترین است: او پایان نامه دکترایش را به قدری طول داد که در جلسه ای که در دانشگاه اش سخنرانی می کرد ریاست دانشکده به کنایه گفت او قول داده امسال به اتمام اش برساند، همین طور او مدت ۶ سال گیاهخوار بوده ولی متوجه شده که نمی تواند بدون خوردن پروتئین حیوانی درست فکر کند، یا این موضوع که چیزی حدود ۴ سال را در میان مانک های بودیست و انواع میستیک ها گذرانده تا وجه «روحانی» انسان را بیشتر بکاود.

انتشار دورنمای اخلاقی اما به واقع گامی بسیار بلند، حتی برای نویسنده ای پرسروصدا همچون سم هریس است.هریس تا پیش از این، تنها انرژی اش را معطوف به عامه مردم و مقامات دولتی کرده بود و با نشان دادن بی منطقی ها و باورهای غلط تلاش داشته تا منطق را بر صدر امور بنشاند. حال، او ادعای بسیار گزاف در مقابل خواننده قرار می دهد: او می گوید بر خلاف تصور اکثریت جامعه علمی، و جمیع فلاسفه قدیم و جدید، اختلاف انداختن میان واقعیات (facts) و ارزش ها(values) از اساس اشتباه است. او اشاره به مقاله ای از معتبرترین نشریه علمی ، نیچر، می کند که در آن ادیتور ها نوشته بودند که تلاش برای استخراج باید ها و نباید ها از یافته های علمی عبث و بلکه غلط است. هدف این کتاب، این بار درسخوانده های به ظاهر همنظر با هریس اند.

استراتژی هریس البته حمله مستقیم است، او می گوید این حرف در خوشبینانه ترین حالت، ساده لوحانه است. او می گوید که ارزش ها، منتج از نوع نگاه ما به دنیاست و چون این نگاه میان همه انسان ها مشترک نیست، نیازمند به داشتن یک نگاه بی طرفانه برای تفسیر درست و غلط هستیم. او از این جهت، یک نمودار فرضی سه بعدی ترسیم می کند که قله های آن را به قله های بهروزی انسانی مرتبط می کند و قعر ها را زجر انسانی تجسم می کند. او سپس ادعایی ساده می کند: اگر کسی بگوید که در این نمای سه بعدی، تمام تلاش ما می بایست حرکت از این قعر ها به قله ها،‌برای تعداد هرچه بیشتری از انسان ها باشیم، چطور می توانید با او مخالف باشید. اگر فکر می کنید هریس آماده شنیدن انتقاداتی از جنس اینکه: چه کسی تعیین خواهد کرد چه چیزی ارزش است؟ یا «بی طرفی علمی» تنها یک توهم است! نبوده، سخت در اشتباهید، او خود را آماده شنیدن تمامی اینها کرده است و سخت است به ضد-استدلالی فکر کنید که او در کتاب نگنجانده باشد.

به طور مثال، او می گوید که در کنفرانسی با یکی از ۱۳ نفری که در کمیته عالی اخلاق سلامت پرزیدنت ایالات متحده حضور دارد نشسته بوده و وقتی سرسختی او را برای به رسمیت شناختن باورهای مذهبی یا فرهنگی مردم ، پیش از سلامتی واقعی افراد می بیند، سئوالی ساده مطرح می کند، او می پرسد: فرض کنید اقلیتی در امریکا زندگی می کنند که مطابق باور مذهبی شان و دستورات دینی شان، سومین فرزند ایشان نباید بینایی داشته باشد، مثلا در کتاب مذهبی شان نوشته «باشد که سومین خلف، در تاریکی قدم بگذارد»، آیا این افراد حق دارند بچه شان را کور کنند؟ پاسخ این مقام علمی و سیاسی وحشت آفرین است: باید ببینیم دلیل این باور شان چیست؟ وقتی هریس اصرار می کند که آنها هیچ دلیلی به جز پیروی از دین و مذهب شان ندارند، پاسخ این خانم حتی هراسناک تر می شود: بنابراین به عنوان دولت ما هیچ حقی در مداخله یا قضاوت کردن ایشان نداریم! هریس تاکید می کند که این خانم، شخصیت علمی بسیار برجسته ایست و صدالبته که از نظر مدرک علمی شاید شایسته ترین فرد برای حضور در این کمیته حساس، با این حال وقتی به تصمیم گیری درباره ساده ترین امور اخلاقی می رسیم، به نظر می رسد برای او هیچ چیزی نزول اخلاقی محسوب نمی شود.

هریس در ادامه به مطالب متنوعی از جمله اخلاقیات و نحوه کسب آن، رفتارشناسی ما انسان ها، دلایل نوع دوستی انسان ها، و طیف گسترده ای از یافته های اخیر علمی می پردازد. اودر خلال کتاب، سئوال های اخلاقی چالش برانگیزی می پرسد که هر کدام، اگرچه امروز شاید بی ربط به نظر برسند، ولی از دشوارترین ها هستند: به عنوان موجوداتی اخلاق گرا، ما همواره در صدد کاهش دادن رنج و آلام هستیم، اما آیا کاهش دادن همه رنج ها مطلوب اند؟ او می پرسد اگر قرصی اختراع شده باشد که با خوردن یک دانه اش، تمام رنج و افسردگی انسان آنی حذف بشود، آیا درست ست که آن را به مادری که فرزند اش را امروز از دست داده است بدهیم؟ دشواری این پرسش ها که تعدادشان هم کم نیست در کتاب برای مشغول نگاه داشتن ذهن خواننده تا زمانی قابل توجه کافی ست.

در بخشی دیگر هریس می نویسد که وقتی می خواهیم درباره بهروزی نوع بشر سخن بگوییم، لاجرم به این حقیقت بر می خوریم که بعضی نظرات و آرا، اصلا به حساب نمی آیند: او مثالی از قاتلی سریالی می زند که ۱۷ کودک را مورد تجاوز قرار داد و اجساد شان را مثله کرد و با خود حمل می کرده، اگر از او سئوال کنیم بهروزی ات در چیست، او بی شک پاسخ می دهد که آزاد باشد تا هرچقدر بیشتر بکشد و بدرد. اگر فکر می کنید که او از استدلالی معیوب استفاده می کند تا بحث تعیین اخلاقیات را به گروگان بگیرید ، باز هم اشتباه می کنید: مطابق آمار، نرخ بیماران اجتماعی و ضد اجتماعی ها (pyschopaths and sociopaths) در جوامع مختلف بین ۱ تا ۵ درصد است! به قول خودش در طول روز از هر بیست نفر که می بینید، احتمالا یکی شان این چنین است. توضیح لازم است که این افراد، به دلیل اینکه از فهم رنج دیگران و قرار دادن خودشان در وضعیت دیگران ناتوان اند، توان همدردی ندارند و از این جهت، اعمالی که از نظر عامه مردم ضداخلاقی ست، در این افراد کمترین واکنشی، حتی در حد تغییرات قابل مشاهده در اسکن مغز هم رخ نمی دهد.

کتاب به واقع یکی از برانگیزاننده ترین نوشته هایی ست که تا به حال خوانده ام، بسیار دشوار است که بتوان برای استدلال هایی که به میان می آيد، ضد-استدلالی تصور کنید و با نتیجه گیری هایی که همگی متناسب با پیش فرض ها و منطقی اند شاید نکته به نکته موافق باشید، با این حال، کاری ست بس دشوار که ایده رادیکال نوشته را قبول کنید. شخصا یک سال اخیر را گاه و بیگاه در حال کلنجار رفتن با این ایده بودم ام: اینکه به جز علم، ما هیچ وسیله ای دیگری برای قضاوت برای بهروزی مان در زندگی نداریم. هریس می گوید که با توجه به پیشرفت های شگفت آوری که در دهه اخیر در مطالعه مغز و نحوه کارکردش به مدد روش هایی از جمله F-MRI حاصل شده، روزی خواهد رسید که ما بتوانیم با قطعیت بگوییم فردی دروغ می گوید یا راست می گوید، و یا تعیین کنیم به واقع بهروزی از چه چیزی نتیجه می شود. بخش هایی از کتاب، اختصاص به موضوعاتی نه چندان مستقیما مرتبط به بحث می رسد و دست کم در یک جا کاملا نامرتبط است. نویسنده همین طور در جاهایی دین باوران را مورد انتقادی قرار می دهد که اگرچه ناموجه نیست، ولی به نظر نمی رسد که مرتبط به خوانندگانی که انتظار می رود پیش زمینه ای علمی داشته باشند باشد.

خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم.

Advertisements

4 responses to this post.

  1. بسیار جالب و خواندنی است؛ با این همه فکر می کنم شکاف بین «بایدها و نباید ها» با «است ها» سهمگین تر و عمیق تر از آن است که سم هریس تصور کرده است. ای کاش به اصل ترجمه دسترسی داشتم و می توانستم نقدی بر آن بنگارم. من نه تنها باید ها و نبایدها را مبتنی بر است ها نمی دانم که به طور وارونه است ها را قایم بر بایدها می دانم. این نگاه را در چند مقاله قلمی کرده ام.

    پاسخ

    • متوجه منظور شما نشدم، اگر منظورتان متن انگلیسی کتاب هست، علاوه بر فروشگاه های مجازی همچون آمازون، نسخه های الکترونیکی اش در اینترنت فراوان است.
      درباره باید ها و است ها، تصور می کنم هم در متن کتاب هریس پاسخی به این جدل هیومی داده و هم اینکه در یک مناظره که لینک اش در یوتیوب بود، پاسخی مفصل ارایه می کرد.

      پاسخ

  2. درود
    سپاس از کتابی که در چند سطر به توضیح آن پرداختید اما نسخه فارسی آن را من در فضای مجازی پیدا نکردم و سئوالی داشتم که آیا به فارسی ترجمه شده و میتوان آن را دریافت کرد . من معرفی و نقد های کوتاه از کتابهای زیادی در وب شما دیدم و خواندم به عنوان مثال پندار خدا یکی از کتابهایی بود که شما به من معرفی نمودید و توضیح دادید که میتوان ترجمه فارسی آن را دریافت کرد که بعد از خواندن بسیار لذت بردم اما لطف بفرمایید بعد از پایان پست توضیحی کوتاه در مورد برگردان کتابهای مورد نظر بدهید و چگونگی تهیه ی کتاب با تشکر
    شاد و خرم باشید .

    پاسخ

    • درود
      من تا آنجا که جستجو کردم ، این کتاب ترجمه نشده و تنها اثر فارسی ازش، همین ارایه خود سم هریس در برنامه تد است که زیر نویس فارسی دارد. متاسفانه کتاب های اینچنینی که بحث اصلی عرصه عمومی اند فعالانه توسط روشنفکران ایرانی سانسور می شوند.
      امیدوارم کسانی به این کار همت بگذارند و این کتاب را به فارسی برگردانند

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: