ستاره بازان

کتاب «The Talent Scout» نوشته رومن گاری ست که خودش به فرانسوی برگردانده و نامش را در فرانسه به ستاره خواران تغییر داده است. این کتاب توسط مهدی نسرین به فارسی برگردانده شده و عنوان بسیار زیباتر ستاره بازان برایش انتخاب شده است. مترجم از انتشارش در ایران مایوس شده و به همین دلیل آن را در یک وبلاگ در اختیار دیگران گذاشته است.

نام کتاب در انگلیسی به بخشی از رمان اشاره دارد که ژنرالی قدرتمند و زورگو در کشور آمریکای لاتین، هم زمان عاشق اجراهای شعبده باز و سیرک است، و در نسخه فرانسوی، به قول مترجم اشاره ای همزمان به مردمان آمریکای لاتین دارد که با جویدن دایمی برگ های مخدر، در ستاره ها سیر می کنند و هم به هنر شعبده بازان و تردستان. رمان در بیست و سه فصل ارایه می شود و خط سیر داستان خطی با فلش بک هایی ست که ما را با شخصیت های نسبتا پرتعداد داستان آشنا می کند. در ابتدا به نظر می رسد که یک دیکتاتور دیوانه خیالی در کشوری آمریکای لاتین نمی بایست ارتباط چندانی با وضعیت امروزین مردمان ایران زمین داشته باشد، اما در واقع برداشتی شاعرانه است از چرایی رفتار خودکامگی. من نسخه انگلیسی یا فرانسوی را نخواندم و مترجم هم صحبتی از سانسور نکرده است ، ولی ترجمه روان، همه فهم و به غایت خواندنی ست.

رمان بار طنز مطبوعی دارد و این در ترجمه به خوبی منتقل شده است. روابط میان شخصیت ها به خوبی قابل پیگیری ست و فضاسازی ها بسیار هوشمندانه است، به جای اینکه توصیفی خسته کننده از هر صحنه از داستان داده بشود، شرایط یک کشور مرتفع، صعب العبور، پر دردسر و به شدت فقر زده را اگر بتوانید تخیل کنید، به خوبی با رمان ارتباط برقرار می کنید. در جایی می خوانید که چطور این سرخپوستان توسط خارجی های مهاجم، خدایان شان را از ایشان گرفته شده ولی خدایان اخته جدیدی به جایشان نشانده شده که نمی توانند علت این همه بدبختی در زندگی را برایشان توضیح بدهد.

سوای از قطعات عمیقا طنزآمیز روایی، که همه پیش بینی های شما را به هم می ریزد (خلاف انتظار، دغل بازی و بی اخلاقی شخصیت ها توسط راوی ستایش می شود)، دیالوگ ها، جان ِ رمان اند. شخصیت هایی که به آرامی با پیش زمینه هایشان آشنا می شوید، از خلال دیالوگ هایشان خودشان را لو می دهند. برخلاف انتظار، ژنرال زورگو و حقه باز، که برای رسیدن به آنچه می خواهد دست به همه کاری زده و می زند، نقشی پر رنگ تر از مابقی شخصیت ها ندارد.

از جمله درخشانی های نوشته، شخصیت عروسک گردانی ventriloquist (کسی که می تواند بدون باز کردن دهان اش حرف بزند، معمولا همزمان به جای خودش و یک عروسک که با خود حمل می کند و معمولا یک شخصیت بداخلاق،رک و کم حوصله است که اسباب خجالت اش می شود) است که چیزهایی را از زبان عروسک می گوید که دیگران بنا به عرف، از آنها پرهیز دارند. کشیش متعصب، همواره حس بدی نسبت به عروسک و صاحب اش دارد، شاید چون ندای وجدانی ست که چندان علاقه ای به شنیدن اش ندارد. دخترکی که عمیقا اعتقاد دارد حرف زدن از شیطان به عنوان یک تجسم این دنیایی توسط کشیش،‌عامل باورمندی سرخپوست های خرافی به عقیده قدیمی شان در احترام گذاشتن به قدرت شیطان است. واکنش زیردستان نظامی ژنرال هم بسیار در توصیف مکانیک قدرت موفق است.

رمان چنین ادعایی ندارد، ولی برای من وسیله ای بود برای فهم اینکه چرا خرافه ابزار کلیدی در حکومت دیکتاتوری است. مردمانی که شیطان را حی و حاضر نبینند، احتمال دارد که سیاه بختی شان را گردن کسانی که به واقع مقصر هستند بیاندازند.

امیدوارم که مترجم وقت بگذارد و کتاب را به فرمت ای بوک که این روزها میان ایرانی ها هم بیشتر جا می اوفتد ارایه کند. همین طور خوشحال می شوم بنا به سنت محمود خان فرجامی، روشی برای پرداخت داوطلبانه مبلغی به عنوان حق الخواندن! پیشنهاد بدهد. معطل چه هستید؟ فصل اول را از اینجا شروع کنید.

Advertisements

2 responses to this post.

  1. Posted by Ana on ژوئیه 27, 2011 at 12:31

    You have an interesting blog. I ike the books you have been introducing here

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: