طرح باشکوه

هفته پیش کتاب «طرح باشکوه» اثر استیفن هاوکینگ و لئونادر ملودینوف رو به پایان بردم. این کتاب بعد از کتاب فوق موفق کاشف سیاه چاله ها، «تاریخچه کوتاه زمان»، از این جهت اهمیت دارد که دو سال قبل نویسنده اصلی کتاب، به جهانیان گفت که معمای خلقت، دست کم برای او حل شده است.

همکاری دو نویسنده به کتابی بر می گردد که در سال ۲۰۰۵ از روی کتاب اصلی،‌«تاریخچه کوتاه زمان» ، شد و نام طنز آمیز «تاریخچه کوتاه تر زمان» را گرفت. هر دو نویسنده از صاحب نظرات فیزیک کوانتومی و دارای نظریات قابل توجه در عرصه خود هستند، اگرچه واضح است که هاوکینگ ۶۹ ساله به مراتب شهرتی جهانی تر دارد. او سال ۲۰۰۹ پس از سی سال داشتن کرسی استادی بازنشسته شد و اکنون مدیر یک مرکز تحقیقات کیهان شناسی در کمبریج است. او عضو دایمی انجمن سلطنتی علوم (بریتانیا) و دارای مدال افتخاری دانش از واتیکان، و همین طور موفق به دریافت نشان ریاست جمهوری آزادی از پرزیدنت اوباما شده است. اما شهرت او به کتاب های آسان خوان و البته بسیارمهمی است که برای بردن دانش به میان توده ها به نگارش در آورده است. هاوکینگ واضع تئوری سیاه چاله ها بود و پیش بینی کرد که سیاه چاله ها می بایست از خود تشعشع داشته باشند. ناسا سال ۲۰۰۸ ترتیب یک سفر فضایی و تجربه بی وزنی را برای پرفسور پرآوازه داد، چیزی که برای پولدارترین آدم های دنیا هم تصور کردنی نیست. هاوکینگ از بیست سالگی با یک بیماری اعصاب حرکتی درگیر است که از مدت ها قبل، همه بدن اش را فلج کرده و امروز تنها به کمک یک کامپیوتر که حرکات چشمان او و یک عضله بسیار کوچک در پلک فوقانی اش را رصد می کند، با دنیای بیرون ارتباط برقرار می کند. با این حال منتظر باشید که یکی از روان خوان ترین کتاب هایی که به عمرتان دیده اید را بخوانید.

در ابتدای کتاب، تلاش می شود به سفسطه ای که ظاهرا ذهن هاوکینگ را هم برای مدتی طولانی مشغول خود کرده بود پاسخ داده بشود. تقریبا همان چیزی که در کتب دینی مدارس به نام برهان علیت تدریس می شود. جدای از نحوه مغالطه آمیز برهان علیت در کتاب های دینی مدارس (در میانه راه برهان، یک فرض اثبات ناشده معرفی می شود: تسلسل باطل است(چرا؟چگونه؟) و بعد خدا به عنوان علت العلل نتیجه گیری می شود)، اصل موضوع توسط خداشناسان بسیاری دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. در فاخرترین شکل،‌این سئوال از زبان خود هاوکینگ مطرح می شود: چرا به جای هیچ، چیزی هست؟ هاوکینگ سپس ادامه می دهد که مطرح کردن یک خلق کننده،‌مشکلی از ما حل نمی کند، چون خود خالق نیاز به یک علت دیگر دارد (اگر رابطه علت و معلولی همه گیر در نظر گرفته شود) و اگر هم این خالق را معاف از علت بدانیم، به نظر نمی رسد چیز زیادی پاسخ داده باشیم. خواننده سپس دعوت به یک سفر شگفت انگیز، از اولین زمان که پرسش فهم طبیعت مطرح شد تا به امروز می شود. با یونانیانی که اعتقاد داشتند که طبیعت از قوانینی تبعیت می کند نه اراده خدایان، تا فلاسفه ای که تلاشی خستگی ناپذیر برای فهم ناشناخته داشتند، تا کوپرنیک و گالیله و بعد به احتمالا نابغه ترین دانشمند همه قرون و اعصار، آلبرت اینشتین و نهایتا به گروهی از فیزیک دانان که پیروی تئوری های ریسمانی، فیزیک کوانتومی و دیگر موضوعات پیچیده دانش فیزیک بنیادی هستند.

فصول ابتدایی بسیار خواندنی و دارای مطالب بسیار جالب هستند.از جمله اینکه اولین بار تئوری بیگ بنگ، توسط یک کشیش فرانسوی ابداع شد. خوب است بدانید که این نام برای تمسخر تئوری استفاده می شد، برجسته ترین فیزیک دانان زمان، برای تحقیر این ایده، می گفتند لابد از هیچ، ناگهان جهان با یک انفجار به وجود امده. یا توصیف بسیار دقیقی که از دانشمندان بعد از رنسانس اروپا به دست می دهد. آنها با سرکردگی رنه دکارت و سر آیزاک نیوتون، بر این فرض تکیه می کردند که امکان ندارد این جهان فاقد آفریننده باشد چرا که هر چیزی را که مورد بررسی قرار می دادند، با شگفتی تمام نسبت های دقیق ریاضی و هندسی میان شان برقرار بود. این ایده، نیروی پیشرانه دانش برای بیش از دو سده بود. اما در همین کتاب به موضوع نظم در طبیعت هم به خوبی پرداخته می شود.

در شهری کوچک در ایتالیا، گذاشتن ماهی ها در تنگ های محدب ممنوع می شود، با این توجیه که برداشت ماهی بیچاره را از دنیا دچار اعوجاج می کند. کتاب می پرسد از کجا معلوم که دید ما نگرش صحیح به طبیعیت باشد؟ نکند ما هم در یک تنگ عظیم الجثه گیر افتاده ایم؟ ظاهرا که چنین است، هر گاه که به آسمان بالای سرمان نگاه می کنیم، فکر می کنم هستی را نظاره می کنیم، در حالی که آنچه در معرض دید ماست، بسیار بسیار اندک تر است که حتی بخشی از هستی به حساب بیاید. کتاب سپس وجه دیگری از موضوع را می کاود، اینکه در مقیاس هایی که دانشمندان کلاسیک جهان را مورد بررسی قرار داده بودند، این قوانین که مهم ترین شان قوانین فیزیک بود، ثابت بودند، و از آن نتیجه گرفته بودند که به دلیل بی تغییر بودن این قوانین، پس خالقی آنها را ثابت قرار داده است. می شود برای نقض این موضوع، زمان را به عقب برد (اگر بشود گفت مطابق نظر کتاب، زمان مفهومی واقعی است) و نظاره گر بود که در لحظات اولیه پس از بیگ بنگ، چطور این قوانین بی تغییر، در هم می پیچند و دچار نارسایی می شوند. اما شاید نیازی به این کارها نباشد،‌تجربیاتی که بعدا فیزیک کوانتومی نام گرفت، نشان می داد که برخلاف نظرات دانشمندان کلاسیک، این قوانین آنچنان هم همه گیر نیستند. کافی است به سطح اتم ها یا ذرات ریزتر تشکیل دهنده اتم ها بروید تا ببینید که قوانین دنیای فیزیک، کمترین معنی را می دهند. به همین دلیل‌، کتاب از یک تئوری برای توصیف اوضاع ظاهرا مغشوش استفاده می کند: تئوری واقعیت وابسته به مدل. به زبان ساده، قوانین یک مدل تا زمانی از عهده توصیف پدیده های داخل آن مدل برآیند ارزشمند اند. به این صورت، تئوری های گرانش و الکترومگنتیسم، به خوبی از عهده توصیف واقعیت های دنیای ما بر می آیند و برای واقعیت های اطراف ما کافی هستند،‌در حالی که به سادگی در مقابل آشوب در سطح ریز ذرات بنیادی رنگ می بازند.

نویسنده سپس به دستاورد های اینشتین می پردازد و توضیح می دهد که او چطور با توصیف جهان در چهار بعد، با تئوری نسبیت عام خود، مشکلات پرتعداد بر سر راه توصیف طبیعت را حل کرد. تئوری او، به خوبی از پس توصیف هستی بر می آمد، بیگ بنگ را پیش بینی و با دقتی بالا محاسبه می کرد و پیش بینی های انقلابی در مورد زمان انجام می داد. با این حال، با پرطرفدار شدن تئوری کوانتومی و بخش خاصی از فیزیک دانان که به تفسیر کپنهاگ بعدها معروف شدند، تئوری زیبای اینشتین را فرو ریختند. اینشتین متاثر از نیوتون حاضر نبود قبول کند که این همه دقت و ظرافتی که او در جهان پیدا کرده، همه اش شانسی و بختکی باشد و برای همین به کنایه می گفت:«خدا تاس نمی اندازد» (او در هیچ مقطعی از زندگی اش خداباور نبود)، کنایه اش به کوانتومی ها بود که اساس کار را بر پایه احتمالات ذرات بنیادین می گرفتند. کتاب توضیح می دهد برای آشتی دادن تئوری اش با یافته های غیرقابل انکار آزمایشگاهی فیزیک دانان کوانتومی، اینشتین تا روز آخر زندگی از کار ننشست و با این فکر جان سپرد که قدمی تا متحد کردن دوباره هستی زیر یک تئوری فاصله دارد اگرچه هیچ وقت هم برداشت فیزیک دانان کوانتومی را نپذیرفت.

کتاب سپس در توصیفی نسبتا ساده تلاش می کند فیزیک کوانتومی را توضیح بدهد و بگوید چرا به نظر نویسندگان، احتمالا آنچه اینشتین در تمنایش از این دنیا چشم بست، امروزه در دسترس فیزیک دانان است: تئوری یکپارچه کننده، که همه گیر است و می تواند «تئوری همه چیز» باشد. این تئوری که امروزه با نام «M Theory» شناخته می شود در حقیقت ترکیبی ست از چندین تئوری دیگر، که برای جهان یازده بعد قایل می شود و همین طور وجود نه فقط یک جهان را توضیح می دهد، بلکه امکان وجود جهان های بسیاری دیگر،‌در موازات این جهان را هم پیش بینی می کند. این بخش از کتاب جنجالی ترین بخش کتاب است و بیشترین انتقادات را متوجه کتاب کرده است. پشتیبانی از تئوری ام، باعث شده که فیزیک دان برجسته انگلیسی، سر راجر پنروز بگوید شک دارد این کتاب برای خوانندگان فهم درستی ایجاد بکند، چرا که تئوری ام، بر پایه هیچ مشاهده آزمایشگاهی استوار نیست. دیگران اینطور ایراد کرده اند که پشتیبانی از تئوری که احتمالا صدسال دیگر، می بایست به مبتدیانه بودن اش خندید، به دور از آینده نگری است. البته نویسندگان در خود کتاب، این احتمال را مطرح می کنند که احتمالا شناخت ما از جهان در آینده بسیار دقیق تر خواهد بود و تئوری ام یا بوسیله یافته های آزمایشگاهی تایید می شود یا به دور ریخته می شود. ولی در شرایط حاضر، به نظر می رسد بهترین توصیف از جهان پیرامون و همین طور خود ما است. از این جهت، به نظر شخصی من انتقاد وارده بیشتر به این دلیل است که هدف علم را با اهداف دین اشتباه گرفته اند. علم هیچ وقت کامل نخواهد شد، در این هیچ شکی نیست،‌اما این به معنی این نیست که نمی بایست دست از تلاش علمی کشید، از تئوری هایی که شاید نیم پز به نظر می آیند پشتیبانی نکرد، یا از همه بدتر، خرافات و هذیان گویی های مردمان خاورمیانه در دو هزار سال پیش را فرضیه هایی قابل رقابت برای توصیف کائنات در مقابل نسبیت عام یا تئوری ام دانست.

کتاب به غایت خواندنی است،‌اگر به مانند من از نظر آکادمیک در فیزیک بی سواد به حساب می آیید، احتمالا یکی از شیرین ترین تجربیات عملی تان خواهد بود، و برای بهتر شدن این تجربه کارهای برایان گرین و همین طور کارل سیگن را پیشنهاد می کنم ببینید. زبان کتاب بسیار همه فهم است و هیچ گاه از طنز فاصله نمی گیرد. در عین حال کتاب هیچ تلاشی برای جلب نظر ارباب مذاهب نمی کند، «طراحی هوشمند»‌را به همان نامی می نامد که وقعا هست: خلقت گرایی واپس گرایانه، متکی به متونی عقب افتاده که بیهوده تلاش می شود به جای علم جا زده بشود. از جهت شخصی،‌این کتاب قدمی بزرگ برای یکی از بزرگان دانش معاصر است، هاوکینگ تمام عمرش به یک حقیقت برتر معتقد بود، اگرچه خدای انسانواره و همگی خدایان ادیان را انکار می کرد. با این کتاب او توضیح می دهد که : فرضیه های من، وجود خدا را رد نمی کند، اما آن را ناضروری می سازد. اشاره او به این موضوع است که مثلا گرانش، خود به خود باعث خلقت جهان می شود. سخت است یادآوری کتاب را درباره لاپلاس در مقابل ناپلئون وقتی که تئوری کیهانی اش را توضیح داد و پرسش شنید که پس خدا کجای این قضیه است را نادیده بگیریم. لاپلاس پاسخ داد: والاحضرتا، نیازی به چنین فرضی نیست.

هرطور شده این کتاب را تهیه کنید و بخوانید، اگرچه اگر به فارسی ترجمه بشود بعید است مثل بقیه کتاب ها مثله نشود.

Advertisements

4 responses to this post.

  1. درود
    یونانیان باستان بر این عقیده بودند که جهان واجب الوجود و خدایان ممکن الوجود اما به قول آقای محمد قائد مسلمانان نظر یونانیان را سرو ته کردند و خدایان را واجب الوجود و جهان را ممکن الوجود دانستند .
    ممنون و موفق باشید …امیدوارم به فارسی ترجمه شود تا بتوانم بخوانم .

    پاسخ

    • بله تیزبینی جناب قائد و ایجاز شان بهتر از هر چیزی ایراد ذهنی مسلمانان را نشان می دهد. چیزی که عیان و جلوی چشمان شان بود (طبیعت) را محتمل می دیدند ولی چیزی را که هرگز ندیده و درک نکرده بودند (خدا) مسلم می دانستند. این ایراد را به خوبی در همین کتاب هم بررسی کرده است، از جمله به این موضوع پرداخته می شود که به دید ما این جهان تنها جهان موجود است، در حالی که دلیل این موضوع بیش از هر چیز، محدود بینی ماست.

      پاسخ

      • از آنجا که علاقه ی شما را به کتاب میدانم خواستم ادرس وبلاگ با شگاه کتاب که به تازگی راه اندازی شده را بنویسم شاید شما نیز بتوانید درمعرفی و درخواست کتابهای مورد نظرتان کمکی کرده باشید البته کاربر این وبلاگ آقای امیر عزتی در فیس بوک آرشیو بسیار زیبایی جمع آوری کردند. با تشکر bashgaheketab.blogfa.com
        و در فیس بوک http://www.facebook.com/groups/BashgaheKetab

      • سپاس از معرفی شما. سرویس هایی مثل goodreads.com هم بسیار خوب است برای دنبال کردن علاقه مندی های کتابی دوستان که من در انجا هم فعال هستم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: