زمانی برای خیانت کردن

کتاب «زمانی برای خیانت کردن» نوشته مامور سابق سپاه پاسداران ایران با نام مستعار رضا کهلیلی(خلیلی)، در ماه های بعد از انتخابات پرآشوب ریاست جمهوری دهم، توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.

کتاب حتی بروی جلد هم تلاش کرده از وقایع روز برای بازاریابی هم نهایت استفاده را ببرد، عکسی از احمدی نژاد محصور شده توسط پرچم های ایران و ایالات متحده. کتاب جنبه ای روایی دارد و با نقل خاطرات کودکی رضا در محله ای در تهران شروع می شود. داستان رضا، به تمامه «ایرونی» است،‌با این حال نمی شود توجه نکرد که نوع روایت داستان بسیار غربی و تا حدودی هالیوودی است. اگر جنبه های روایی را از آن بزداییم،‌داستان زندگی یک فرد است که در خانواده ای سنتی اما متمکن به دنیا می آید، برای درس خواندن راهی امریکا می شود، به شدت جذب رویای آمریکایی می شودو ناگهان امواج کوبنده انقلاب از طریق انجمن اسلامی او را در کالیفرنیا می یابد و با خود به تهران می برد. به مانند بسیاری از جوانان به سپاه پاسداران می پیوندد،‌اگرچه به خلاف تمام تبلیغات اطراف کتاب، هیچ نقش اجرایی یا امنیتی مهمی به عهده او گذاشته نمی شود. مجموعه ای از اتفاقات که به نظر می آیند بسته بندی شده خاطره مشترک ایرانیان از واقعه تروماتیک انقلاب است، او را به این نتیجه می رساند که می بایست برای نجات وطن اش، دوباره عوض بشود و این بار، به امریکا می رود که از سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (C.I.A) بخواهد که به او نقش یک جاسوس را بدهند.

همانطور که نوشتم، روایت داستان بسیار صیقل خورده است ،‌اما برای زبان انگلیسی. با اینکه تلاش شده خیلی از محاورات به صورت فارسی هم در متن انگلیسی آورده شود، با این حال به نظر می رسد که اینها هم در متن هستند که حالت غریب و ناشناخته به متن بدهند، آن هم برای خواننده ای که از شرایط ایران مطلقا اطلاع ندارد. روند داستان دست کم در روایت منطقی است، اگرچه بعضی فصل ها به وضوح در متن اصلی نمی گنجند و یک فصل در بهترین حالت، روایتی بی ربط است از پیرشدن راوی داستان. برداشت شخصی من این بود که داستان به زبان انگلیسی نوشته شده ولی به دلیل تاثیر شدید از ادبیات فارسی، قابل انتشار تشخیص داده نشده و یک نویسنده شبح، آن را بازنویسی کرده است. در انتهای کتاب از کسانی تشکر شده توسط نویسنده که این شک را تایید می کند به خصوص از کوتاه کردن هایی گفته می شود که بدون وجود بی رحمانه آنها نوشته به شکل نهایی نمی ماند.

حواشی داستان بسیار ژنریک است، اطلاعاتی که در خلال کتاب به عنوان خبرچینی های رضا برای سیا نقل می شود، همگی اطلاعاتی سوخته اند و روایت رضا از وقایع انقلاب بسیار سرسری است. دست کم در یک جا اشتباه دارد در نقل تاریخ انقلاب و چندین جا به نظر تاکیدات نالازم و گذر کردن های نابجا، باعث می شود که خواننده نا آشنا نتواند سیر انقلاب را طی کند. ولی اگر به کتاب به عنوان یک رمان سرگرم کننده پلیسی و دلهره ای نگاه بشود، چنین خرده ای وارد نیست. واقعیت این است که برخلاف انتظار من، در داخل کتاب هیچ فکت تاریخی یا موضوع با اهمیتی هم وجود ندارد، و اگر منتظر یک کتاب تکان دهنده به مانند «مردی در آینه» هستید می بایست بگویم مثل من اشتباه آمده اید. کتاب بیشتر به یک فیلم هالیوودی می ماند که روایت های تاریخی که در جزییات بسیار مهم می شوند (حرکت سر یک شخص در هنگام شنیدن یک خبر، واکنش مردم به یک خبر، نوع پوشش افراد مهم، روابط پنهانی) را به قاب هایی از پیش تعیین شده و مفهوم برای مخاطبی خاص می ریزد (رضا در شبی که منجر به باردار شدن زن اش با تنها فرزندان شان می شود، بعد از مدتی سردی روابط میان شان، «عاشقانه» می آمیزد).

مشکل اصلی کتاب اما به نظر من چیز دیگری است، کتاب با اینکه استاندارد های یک کتاب غربی را کاملا داراست،‌در زمینه «ایرانی»‌بودن به شدت دچار مشکل است. یک مشکل عجیب، این است که رضا که به ایالات متحده آمده تا از خواهرپدرش مواظبت کند و به آسایشگاه بفرستد اش، او را به زبان فارسی «خاله» می نامد. دقت کنید که در زبان انگلیسی عمه و خاله یک کلمه مشترک اند در حالی که در فارسی تفاوت دارند. امکان اشتباه در برداشت من هم نیست به دلیل اینکه مشخصا در کتاب گفته می شود این همان خواهری است که پدر رضا برای تحصیل در ایالات متحده به نزد او آمده است. همین طور در بخش های دیگر هم مکالمات کمی عجیب اند و انگار به جای اینکه اصلا فارسی باشند از انگلیسی به فارسی برگردانده شده اند. توضیح اینکه در کتاب ، مرتب می بینید که مثلا نقل قول از مادر رضا با این کلمه شروع می شود : Reza joon, get up. یا مثلا یک جمله به فارسی نوشته شده و بعدا توضیح داده می شود. اما به دلیل نامفهوم بودن این ترجمه ها و به خصوص یکی دو ایراد،‌به نظر می رسد که داستان اصلی اول به فارسی گفته شده، بعد به انگلیسی برگردانده شده، سپس توسط کسی که دسترسی به گوینده اصلی داستان نداشته، بخش هایی اش دوباره فارسی شده. چنین چیزی عجیب نمی تواند باشد به دلیل اینکه رضا کهلیلی هنوز هم شخصیتی در سایه است و احتمالا دور از دسترس یک مترجم فارسی و این لزوما کتاب را فاقد هرگونه واقعیتی نمی کند. اما پرسش اینجاست که رضا کهلیلی کیست؟

در ماه های بعد از خیزش مردم در پی انتخابات متقلبانه، گروه های زیادی در خارج از ایران فعال شدند. مثلا نویسنده ای که مدح رهبری را می گفت، در چرخش ۱۸۰ درجه ای تلاش کرد که خود را اپوزیسیون جا بزند. رضا کهلیلی علی رغم اینکه هیچ وقت تصویر اش منتشر نشد، و در مصاحبه ای هم که از او دیدم، به نظر می آمد که به وسیله الکترونیکی صدایش تغییر داده شده تا قابل بازشناسی نباشد، منبع مورد استناد افراد زیادی در کنگره ایالات متحده شد که خواستار برخورد جدی تر با ایران از سوی پرزیدنت اوباما بودند.

رضا کهلیلی در جلسه ای شرکت کرد که به همت Freedom Watch در اکتبر ۲۰۱۰ برگزار شد و میشل بکمن، نامزد بنیادگرای مسیحی حزب جمهوری خواه این روزها هم در آن حضور داشت. او وب سایتی هم برای کتاب راه انداخته و برای مدتی فعال بود. او در کتاب سه بار اشاره می کند که او اعتقاد راسخ دارد که ایران تنها توسط ایالات متحده می تواند آزاد بشود. او توضیح می دهد که از پایان دهه هشتاد میلادی ایران را ترک کرده و دیگر در استخدام سیا نبوده و تقریبا هیچ اطلاعی به سیا نداده است. با این حال در متن کتاب ادعاهای نسبتا بزرگی می کند. دست کم در مورد بمب گذاری ۱۹۸۳ سفارت ایالات متحده در بیروت، می گوید که در همان زمان می دانسته که عاملین، ایرانی بوده اند. در کتاب See no evil که توسط مامور سابق سیا نوشته شده خواندم که او بعد از سالها،‌تنها می توانست با رد دیگر متهمین به این نتیجه برسد، او همین طور در مورد بازه زمانی که رضا مدعی است اطلاعات به سیا می داده، معترف بود که سیا تقریبا هیچ چیز درباره ایران نمی دانسته. البته غیرممکن نیست که رابرت بائر گزارش های او را ندیده باشد ولی نامحتمل است.

در مجموع اگر دوست دارید یک نسخه هالیوودی از زندگی مشترک همه ما از خلال سی سال اخیر را بخوانید، کتاب را تهیه کنید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: