Archive for آوریل 2012

مردی که زیاد نمی دانست

در جلسه پرسش و پاسخی که در دانشگاه تورانتو برگزار شده است، کسی یا کسانی نظر عبدالکریم سروش را درباره همجنس گرایی پرسیده اند. ویدیو پاسخ او حاوی نکاتی قابل تامل است.

از مغلطه های رایجی که در سخنان نوگرایان دینی فراوان است، از جمله اشاره او به اینکه از گذشته ها همجنس گرایی گناه شمرده می شده (قدمت یک باور نشان از صحت اش نیست)، و بی صداقتی او در عدم اعلام عقیده اش در مقابل پدیده همجنسگرایی، و اشاره تحقیر آمیز وی که با لغزشی فرویدی (Freudian slip) با گفتن «همجنس بازی» بیرون می جهد که بگذریم، به نکته ای حیرت آور می رسیم:

سروش می گوید بر خلاف گذشته که زنای با محارم، امری اخلاقا مذموم شمرده می شد، امروزه این رفتار یک «حق» شمرده می شود. خوشبختانه سروش از کلمه ای انگلیسی استفاده می کند، و راه را به تفسیرهای متفاوت که شگرد شعبده بازان زبانی است می بندد. او می گوید امروزه Incest، یا همان زنای با محارم، یک حق است و هیچ کسی حق گرفتن گریبان مرتکبین را ندارد.  سروش روشن نمی کند در کجای دنیا چنین عملی «حق» انسان ها شمرده می شود. امروز اما به لطف پدیده اینترنت، نبایستی یافتن اش دشوار باشد. جستجوی گوگل برای کلمات Incest و Legal در همان گام اول ما را به پاسخ می رساند. از کشوری که سروش در حال سخنرانی در آن هست شروع می کنیم. در مدخل ویکی می خوانیم «مطابق قانون کانادا، زنای با محارم به معنای ارتباط  جنسی داشتن با خواهران و برادران (تنی یا ناتنی)، فرزند/والد، و نوه/جد با آگاهی از ارتباط خونی ممنوع می باشد. مجازات این عمل می تواند تا ۱۴ سال زندان باشد.» اما نمی بایست زود قضاوت کرد، شاید در بخشی دیگری از جهان صنعتی یا به اصطلاح مورد علاقه سروش، غرب، زنای با محارم «حق»‌ است.  مطابق مدخل ویکی،  زنای با محارم در تمامی ایالات متحده ممنوع و قابل مجازات می باشد، البته همانطور که معمول این کشور است، هر ایالتی مجازات متفاوتی را اعمال می کند. در بریتانیا، آلمان، فرانسه، لهستان، ایرلند، سوئد، دانمارک و سوئیس، قوانین مصرحی برای مجازات مرتکبین زنای با محارم وجود دارد. ظاهرا منظور سروش از کشورهایی که «حق» زنای با محارم را به رسمیت می شناسند، ترکیه، اسرائیل و برزیل است. این وارونه سازی چه دلیلی دارد؟ این دروغ بافی آشکار با چه هدفی صورت می گیرد؟

سروش ارتباط با رضایت میان دو انسان بالغ را به صرف اینکه از یک جنس هستند، در کنار زنای با محارم می نشاند و نالان است که اعتراض کسی به این «حق» داشتن ها حتی به اندازه یک جریمه رانندگی هم بلند نمی شود. با اینکه تعارف می کند که «پیش داوری نمی کند» ولی لحظه ای قبل تر، همراه  با تکان دادن دستان، با نگرانی می گوید که اگر این حقوق به رسمیت شناخته بشوند، چه چیزی از اخلاق باقی می ماند؟ انتظار نمی رود که سروش بداند چرا زنای با محارم، حتی میان افراد با سن قانونی هم در همه مغرب زمین ممنوع و مستوجب مجازات است، او متخصص دین است نه دانش. این وظیفه شنوندگان و خوانندگان اوست که دروغ گویی اش را آشکار کنند، هرچه باشد مکان سخنرانی، دانشگاه است نه حسینیه.

سروش ظاهرا درکی درست از تفاوت میان «حق» و «مسئولیت» ندارد. در جایی می گوید حق درختان و حق محیط زیست. بر خلاف تصور او، حقوق چیزهایی اعطا کردنی به اطراف ما نیستند. ما انسان ها نسبت به محیط زیست مان، «مسئولیت» داریم. ما انسان ها نسبت به انسان های دیگر «مسئولیت» داریم. اما این مسئولیت، به دست گرفتن ذره بین و داخل شدن در تختخواب انسان های بالغ نیست. سروش همچنین مدعی می شود که حتی خارج از باور مذهبی، قضاوت درباره همجنسگرایی به عنوان یک حق، آسان نیست. سروش از چه دشواری سخن می گوید؟ در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۱ شمسی)، انجمن روانپزشکان امریکا، همجنس گرایی را از رده بیماری های جنسی خارج کرد. از آن زمان تاکنون قوانین ایالات متحده به صورت دایمی در حال آزاد سازی و در عین حال حمایت از حقوق همجنسگرایان بوده است. امروزه اکثریت قاطع متخصصین بیماری های جنسی، همجنسگرایی را پدیده ای «طبیعی» و «مثبت» می دانند. یعنی خبر این تحولات به سروش نرسیده است؟ چه کسانی امروز در ایالات متحده، بنا به گفته سروش، نمی توانند به آسانی با همجنسگرایی کنار بیایند؟ بنیادگرایان مذهبی مسیحی، محافظه کاران و دست راستی ها. انگیزه عموم این افراد در مخالفت با همجنسگرایی، درست به مانند سروش، مذهبی است. آنها هم به مانند سروش، «هوموفوب» یا همجنسگرا هراس به شمار می آیند. هوموفوبی، نوعی تبعیض است که علیه همجنسگرایان اعمال می شود. سروش با دروغ هایش به همفکران هوموفوب اش اطمینان خاطر می دهد که دیگران هم به اندازه ما دگم هستند و کار همجنسگرایان با متجاوزین به محارم یکی است و همه می توانند به خوردن ماست شان مشغول باشند و از افرادی که جرم شان عشق ورزیدن است متنفر باشند.

شاید بهتر می بود سروش به جای دخالت درباره چیزهایی که درباره شان اطلاعی ندارد، وقت بیشتری به احکام لواط اختصاص می داد و به گفتن اینکه در باور مذهبی تکلیف همجنس گرایی روشن است اکتفا نمی کرد. بسیار شنیدنی تر می بود نظر ایشان را درباره احکام قرآن در این باره بدانیم.

این نوشته با تغییر تیتر، پیشتر در خودنویس منتشر شده است.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: