Posts Tagged ‘آرامش دوستدار’

مباحثه همه با همه

عجب اوضاعی شده ، بعد از نامه دوستدار به هابرماس و یک سری پند و اندرز که در حقیقت نیش و کنایه بود به ایرانیان ، لشکری را هول برداشت که نکند هابرماس یک چیزی بنویسد و واقعا جواب دوستدار را بدهد ، شروع کردند به جوابیه نویسی به دوستدار! حالا هم نامه سه اندیشمند ایرانی ست دوباره به هابرماس ! اسفناک است که ما ایرانیان ترجیح می دهیم به در بگوییم که دیوار بشنود. نامه این گروه هم به قدر کافی از طعنه و کنایه پر است و از همه مهم تر اینکه به مانند دوستدار دارای گاف است : اینها نوشته اند که دوستدار هیچ اثری فلسفی در این سی سال منتشر نکرده است! لابد متر و معیار اینکه چه اثری فلسفی ست هم دست خودشان است.

کار زیاد داریم ظاهرا…

آرامش دوستدار را بشناسیم

زمانی دراز بود که اشتیاق داشتم برای شما از آرامش دوستدار بنویسم و او را به خوانندگان وبلاگ معرفی کنم.

آرامش دوستدار ، نویسنده ایرانی ست که سالیان درازی را در آلمان زندگی کرده است و در چهار کتاب مشهور ش ، موسع نظریه ای ست که احتمالا مهم ترین آنتی تز تفکرات عبدالکریم سروش ، رویزیونیست اسلامی ست.

به خواندن ادامه دهید

داروین این مرد خبیث

لطفا بدون کلیک کردن روی متن حدس بزنید جالی خالی ٫‌جای کیست؟

در گفتگویی با دانشجویان درتبریز، ……… در پاسخ این پرسش که پیدایش آدمی را آدم و حوایی بپذیریم یا داروینی، می‌گوید: «هرکدام را که دلتان خواست […] اما یک نکته را من یادآوری می‌کنم بهتان […] من از مسایل مربوط به تکامل و اصل انواع در همین حدود اطلاع دارم که شماها، شاید هم کمتر. یعنی چهارتا کتاب خوانده‌ام. کتاب‌های ترجمه‌شده […] اما از تمام مطالب آقای داروین و لامارک و دیگران دستگیرم شده که اینها تئوری است رئیس. فرضیه است، نه حتا یک نظریه. و آن دیگری افسانه است. آدم و حوا را می‌گویم. و من بین این دوتا، یعنی بین یک فرضیه یا نظریه و یک افسانه‌، افسانه را دوست دارم. چرا که شعر است […]» و خطاب به پرسش‌کننده: «تو خودت می‌دانی، هرکدام را دلت می‌خواهد قبول کن. می‌خواهی بگویی از نسل میمونی؟ باش. اما من از نسل آدمم که از خاک به‌دنیا آمد و خدا در او دمید تا پا شد و ایستاد.»

می بینید چقدر راه آمده ایم؟

به عبارت دیگر

بی بی سی فارسی یک رسانه حرفه ای ست ، ممکن است بی طرفی ش ( حتی در حد نسبی ) مورد سئوال باشد ، به خصوص با کج دار و مریز های اخیرش ، اما به هر تقدیر حرفه ای ست.

بی بی سی کاری ندارد که شما از کلماتی خوش تان می آید و کلماتی را نمی پسندید ، برای بی بی سی ، شما شنونده هستید و او خبر دهنده ، هر کلمه ای ، نه بار مثبت برایش دارد و نه بار منفی ، بنابراین ، تنها به فکر انتخاب بهترین حامل است.

این مقدمه ها را چیدم که چه بگویم؟

برنامه ای ست در بی بی سی فارسی به نام  » به عبارت دیگر » با اجرای عنایت فانی . عنایت خان ما ، واقعا ً صدای دلنشینی دارد  ، اما فکر می کنم هنر های مجری گری ش به همین جا ختم می شود : او سئوال هایش معمولاً چندان بحث انگیز نیست ، اغلب اوقات به ازای حرف های میهمان ش ، اوهوم تحویل می دهد که البته در فرهنگ فسیل هایی که مصاحبه می شوند شاید اصلاً درست فهمیده نشود. تقسیم زمان ش اصلاً خوب نیست ، تازه این چیزی ست که ما بعد از ادیت می بینیم. بدتر از همه ، اصلاً لحن ش درست نیست ، نه رسمی ست نه خودمانی.

اما ، … ، اما ، این برنامه یک غنیمت ست ، به چه دلیل؟

حالا می گویم ، من همه اجرا ها را ندیده ام ، و چندتایی هم که دیدم ، تقریبا ً نصفه و نیمه شده ( اغلب در خانه ای میهمان بودیم و شاهد بودم ) ولی از دو میهمان لذت کافی بردم

حسن یوسفی اشکوری را آورده بودند ، علاوه بر متانتی که به خرج داد ، یک جمله عالی گفت : عنایت فانی پرسید که شما خود را روشنفکر دینی می دانید؟ اشکوری ، خیلی صادقانه جواب داد : روشنفکر ، دینی و غیر دینی ندارد. اسباب روشنفکری ، کنار گذاشتن تمام پیش فرض هاست. من ترجیح می دهم از لفظی مثل «نو اندیش دینی» استفاده کنیم.

و دیگری ، همین هفته بود که فرج سرکوهی نازنین را به سراغش رفته بود. در یک سئوال که آشکارا مجری ( عنایت فانی ) بی طرفی اش را از دست داده بود و مرتب می پرسید که چرا به بت چپ گرایی ، بیژن جزنی ، القابی مهمچون عوام فریب ، بی فرهنگ و … داده است. فرج هم خیلی آرام به یک یک سئوالات پاسخ داد . بدیهی ست که قانع کننده بودن ش را می بایست که بیننده توصیف کند. اما در پی این قضیه فانی از «یاس و داس» فرج پرسید و سئوال عالی پرسیده شد ، عنایت فانی گفت : تا چه حد فکر می کنید که در راه اندازی جنبش اخیر ایران ، روشنفکری ایران نقش داشته است؟ فرج خواستار روشن تر شدن سئوال شد که عنایت فانی گفت ، روشنفکران دینی ( عنوانی که اقلا یکی از برجسته ترین ایشان معیوب ش می داند ) را که کنار بگذاریم ، شما روشنفکران غیر دینی چه نقشی داشتید؟ فرج با همان صراحت لهجه و صداقت ستایش شده اش ، گفت هیچ. او توضیح داد که روشنفکری غیر دینی ( و نه لزوماً ضد دینی ) هیچ نقش عمده ای نداشته در حالی که روشنفکری دینی در ایران عملاً شروع کننده این جنبش بوده است.

عنایت فانی بیشتر توضیح خواست ، تا اینکه فرج خیلی صادقانه گفت ، روشنفکر غیر دینی ، اصلاً به دلیل محدودیت دولتی رسانه ندارد که حرف بزند ، در ضمن خودش هم در کارش ایرادی نمی بیند و از همه بدتر این ست که دو سه هزار نفری هستند که خواننده کارهایشان هستند و یک عده ای هم طرفدار دارند. مابقی مردم اصلا  ً با ایشان کاری ندارند. این چیزی بود که همیشه مورد شک من بود و خوشحال شدم که فرج که از خودمان ست چنین واضح حرف می زند. در واقع بی رحمانه ترین نقد ها ، به دل من وقتی می نشیند که توسط یک همفکر انجام شده باشد ، چون از همه بهتر به شکستن بت های ذهن کمک می کند.

من البته بسیار قبل تر ، تنها آلترناتیو فاشیسم مذهبی در ایران را ،همین اصلاح طلبان و خاتمی چی ها دانسته بودم ( در وبلاگ قبلی ام ) ، که با توجه به شجاعت یوسفی اشکوری ، مایلم آنها را از این پس نو اندیشان دینی بنامم. در بخش دوم هم ، فکر می کنم که شهامت فرج ، ستودنی ولی متاسفانه ناکاراست. نگاهی به طیف روشنفکران غیر دینی ، با وجود اینکه همگی برجسته و دارای آثار ارزشمند هستند ، نشان می دهد که هیچ یک به جز منتقد نواندیشی دینی بودن ، نتوانسته اند چیز دیگری رو کنند. این شاید مربوط به اوضاع تاریخی ما باشد ، شاید امکان پذیر نباشد یا هزار شاید دیگر ، ولی از این واقعیت چیزی کم نمی کند ، که روشنفکری و به نوعی فلسفه سیاسی ، در ایران بسیار بسیار نحیف است.

همه اینها را حاشیه رفتم که چه بگویم؟ تلویزیون فارسی بی بی سی ، بعد از یکی دو مصاحبه دانلود شده از وب سایت رادیوهای فسیل ، اولین باری ست که تجربه ای دسته اولی به من نوعی ارایه می کند تا بت های فلسفی ایرانی ام را از نزدیک ببینم. از ماشالا آجودانی و فرج سرکوهی بگیرید ، تا حتی شخصیت های پرسروصدایی چون فرخ نگهدار. این رسانه اولین رسانه ای ست که چنین فرصتی را در اختیار ما گذاشته است.

البته فکر نکنم جناب فانی از عهده ش بر بیاید ، ولی آرزو دارم روزی آرامش دوستدار را هم بر آن صندلی بنشانند.

ببین ما روبا کیا آوردن سیزده بدر؟

شاهین نجفی کیست ؟

تا پیش از اینکه به طور اتفاقی به کارهای اخیراً منتشر شده شاهین نگاهی بیاندازم ، می خواستم که در مطلبی با نام «رپ خالص» به معرفی رپرهای برجسته ایران بپردازم ، اما «بامداد» شاهین ، مجبورم کرد که به او اولویت بدهم.

تا پیش از شاهین ، رپ ، سلاح اعتراض بود ، ولی ظاهراً یک جور عربده کشی بی هدف ، شاید نزدیک ترین کار به اعتراض هدفمند ، «بهرام» بود با «نامه ای به رئیس جمهور» یا «شهر هرت» از «پیشوا و آزاد». حتی کار اینها هم ، به مراتب مبتدی تر از کار شاهین بود. به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: