Posts Tagged ‘اسلام’

مجازات اعدام، زخم کهنه

از چپ و راست خبر اعدام می رسد و شایعه ای دهان به دهان می گشت که رییس قوه قضاییه برای ۱۲۰۰ اعدام کسب تکلیف کرده است. حالا یک خبر دیگر حکایت از اجرای ۳۰۰ حکم اعدام مخفیانه و ۲۰۰۰ اعدام در راه دارد . اول بار نیست که در وبلاگستان این موضوع اهمیت پیدا می کند. سال ۲۰۰۵ یک مقاله برای مسابقه وبلاگ نویسی آماده کردم که برنده آن مسابقه شد . موضوع  ش اعدام بود و خواندن ش بعد از پنج سال چندان بی ربط نبود. لااقل میزان پیشرفت مان را به ما گوشزد می کند. ضمنا برای آمادگی ذهنی خوانندگان یک مقاله طولانی را در ۳ بخش ترجمه کردم ۱ ۲ ۳ که خواندن ش برای تازه واردین به بحث مجازات اعدام توصیه می کنم.

دوگانهء مجازات ،اصلاح ؛ دوقطبی برغوتی-مَگی

طرح مسئله مجازات حداکثر؛ بحثی همپای مدرنیته است.همان قدر که لزوم تشکیل سندیکاهای کارگری و حفظ وصیانت حقوق اقشار
جامعه در اروپای پیش از رنسانس بلاموضوع بود،صحبت از حفظ حق بنیادی حیات،حتی برای مجرمین،توسط حکومت دور از ذهن می نمود.با موج نویسندگان عصر روشنگری – ولتر،منتسکیو ،روسو ،کانت و…-انسان گرائی و کرامت انسانی پس ازافلاطون و ارسطو جانی دوباره گرفت.محصول این حیات دوباره،اقبال روشنفکری به مباحثی چون : لزوم وجود میثاق میان دولت-ملت، لزوم ارزش گذاری انسان به دلیل شخصیت انسانی اش -فارغ از متغیر های نژادی ،جنسیتی ،زبانی ،فرهنگی- و دههامورد دیگر بود.از میان این مباحث بود که تردید در کارا و اخلاقی بودن مجازات اعدام به عنوان سقف مجازات انسان های خاطی، راهی به میان افکار عمومی باز کرد.نیمهء دوم قرن نوزدهم زمان تولد یکی دیگر از تظاهرات مدرنیته بود:لغو مجازات اعدام در بسیاری از کشورها از اروپا تا امریکای لاتین و ایالات متحده.

گرچه تئوری موثربودن خشونت در تنبیه بدنی خاطی امروزه نقیض های فراوانی در علوم روان شناسی و جرم شناسی دارد، اما نباید فراموش کرد که علی رغم تصریح تمام کشورهای صنعتی و عمده دیگر کشورهای جهان بر غیر قانونی بودن هر مجازاتی که «بی رحمانه ،خشونت بار و غیر معمول باشد»(1)،هستند کشورهایی که هنوز بر اجرای «احکام آسمانیِ» شلاق، قطع عضو و در آوردن اعضاء اصرار می کنند.به زبان دیگر جهان بر سر این موضوع – منسوخ بودن استفاده از خشونت در مجازات متخلفین اجتماعی- به دو گروه سیاه و سفید تقسیم می شود.بسیاری از کشورهای اسلامی در گروه متمردین از پیمان منع شکنجه و الحاقیه هایش هستند.

مجازات اعدام اما داستان دیگری ست.در برخورد با مجازات اعدام ،کشورها طیفی را می سازند که از ایالات متحده با پیشرفته ترین سیستم قضایی و موافق اعدام ،تا عربستان سعودی دارای قانون مجازات اسلامی و موافق اعدام، تا اروپای متحد مخالف اعدام را در خود دارد.مناقشه بر انگیز ترین مجازات تاریخ بشری اعدام است.در شروع سال جاری میلادی بیش از هشتاد کشور مجازات اعدام را غیر قانونی می دانند،در بسیاری کشور ها جنبشی زیر پوستی در جریان است تا اعدام ها را متوقف کند و صدور حکم اعدام را منوط به شرایط ویژه کند.عده ای دیگر به قیمت تغییر قانون اساسی ، به جرگه ناسخین مجازات اعدام در آمده اند.نورسیدهء این جمع مکزیک است در آوریل سال جاری.

میان چهار کشور فعال در زمینه اجرای احکام اعدام(2) ،ایالات متحده وضعیتی به کل متفاوت دارد،ویتنام و چین سعی در سرکوب فساد گستردهء مالی با حربه اعدام دارند.اما در ایران وضعیت به گونه ای دیگر است : بر خلاف سه کشور دیگر که اعدامی ها ، به فرض مجرمیت، جرائمی منطبق بر تعریف مدرن «جرائم آسیب رسان به اجتماع» دارند (3)،در ایران« احمد باطبی» و« دکتر هاشم آغاجری» به جرائم خیالی ، محکوم به مرگ شدند.این جاست که حساسیت مسئله اعدام در ایران ،که در دوگانهء سنت و مدرنیته در رفت و آمد بوده است ، میان اقشار بالایی جامعه مورد توجه قرار می گیرد.در بعد حقوق مدنی ،بحث امروز جامعه ایران سبُعانه بودن مجازات اعدام نیست،محتمل بودن اش برای یکایک شهروندان ، به خصوص «دگر اندیشان»-به معنای کسانی که مشی سیاسی حاکمیت را قبول ندارند- به شکل هر روزه است.
در پی اعدام دونوجوان مشهدی ، شادی صدر وکیل دادگستری دستگاه قضایی ایران ، در یادداشتی ، به نکته ای اساسی اشاره کرد. خانم صدر آورده است :«…شاید تک تک ِ سربازان ِ کلانتری های ِ ایران روزانه با صدها مورد ِ منکراتی ِ مشابه روبرو باشند،که البته بسیاری از این موارد بدون هرگونه تشکیل پرونده ای رتق و فتق می شوند… ضمن آنکه ماهانه ده ها پروندهء قتل ِ عمددر دادگستری های ایران تشکیل می شود و در انتظار ِ اجازه ی ِ اعدام از دیوان ِ عالی کشور ،خاک خورده و گاه هرگز به اجرا در نمی آیند….».کدخدامنشی ِ پلیس قضایی ایران ،آحاد جامعه را از درک این نکته که چه قدرت ِ بالقوه مخربی را برای نابودی حق مسلم ِ زیستن ، به دست حاکمیت سپرده اند ، غافل کرده است. از گفتهء خانم صدر می شود حدس زد که در صورت قطعیت مجازات اعدام برای همهء مجرمین – بنا به تعریف قانون مجازات اسلامی – ایران رکورد اعدام سالیانه را از چین می ربود.

با این حال ،به نظر می رسد که «مجازات اعدام» هنوز تنها در حلقهء بستهء روشنفکری و این روزها در وبلاگستان فارسی بحثی داغ محسوب می شود.با اعدام« بیجه» قاتل بیست کودک و معترف به تجاوز جنسی به آنها در شهر وقوع جنایات ،جعیت چند ده هزار نفری گرد آمده بودند و از هیاهویشان تنها چیزی که استنباط نمی شد مخالفت با مجازات اعدام بود.(4)

مطالبات انباشتهء اجتماعی اقشار مختلف جامعه ظاهراً جایی برای بحث های بشر دوستانه مثل مجازات اعدام در افکار عمومی ایران نمی گذارد: به دلایلی؛ روزنامه ها مقاله ای در مخالفت با حکم اعدام چاپ نمی کنند،رادیو تلویزیون دولتی ایران وجود چنین بحثی را انکار می کند و بر «آسمانی»بودن ِ حکم اعدام پافشاری می کند.مردم کوچه و خیابان ، برای کسب امنیت نسبی ،ظاهراً حاضرند جان عده ای از شهروندان را فدا کنند.برای مخالفین اعدام احتمالاً خوشایند نخواهد بود که نظر دکتر زیمرینگ استاد دانشگاه برکلی را بدانند:«چین و دول اسلامی آسیا و خاورمیانه ،محتملاً اعدام ها را ادامه خواهند داد.»(5) «هدف محدود ،مقاومت نامحدود»(6) ،شاید عملی ترین راهبرد برای مخالفان اعدام است که در اکثر کشورهایی که امروز مجازات اعدام را لغو کرده اند در پیش گرفته شد: اعتراض به خشونت بار و بی رحمانه بودن ظاهر اعدام ها و تلاش برای برای انتقال اعدام ها از میادین و ملاء عام به پشت درهای بسته زندان، وشاید تلاش برای بهداشتی کردن اعدام ها- تبدیل از سنگسار به اتاق گاز و یا« تزریق های مرگ»(7)-و نهایتاً درخواست اختصاص مجازات اعدام به جرائم خاص.انجام همین ها هم چندان آسان نمی نماید.مطابق عرف ، برای سنجش آمادگی افکار عمومی به پذیرش یک تحول اجتماعی ، از پیمایش های میدانی استفاده می شود ، کاری که انجام اش بر روی مسئله حساس دیگری در افکار عمومی – نگاه مردم ایران به ایالات متحده – برای موسسه تحقیقاتی« آینده» لغو مجوز فعالیت و برای صاحبان اش محکومیت های سنگین به بار آورد.
همهء اینها اما، نمی تواند نافی آرمان لغو مجازات اعدام برای تحول خواهان ایرانی باشد.تجربهء متجاوز از هشتاد کشور لغو کنندهء مجازات اعدام ، حساسیت رسانه های بین المللی بر مسئله اعدام و از همه مهم تر نکات مثبت در لغو مجازات اعدام که قابلیت جذب افکار عمومی را دارد،سوخت موتور فکری همیشه روشن اما نحیف مدرنیتهء ایرانی ست.
برای موافقین مجازات اعدام ذکر دو مثال شاید خالی از فایده نباشد : «عبدالله برغوتی» مرد شمارهء دو«حَمَس» ؛جنبش مسلحانهء فلسطینی ، پس از دستگیری توسط ارتش اسرائیل ، به دادگاه سپرده شد . او به خاطر محوریت یک رشته بمب گذاری در مناطق اسرائیلی که منجر به قتل 67 نفر و زخمی شدن بیش از 500 نفر شد ، به 67 بار حبس ابد محکوم شد.در دیدار آخری(8) که خبرنگار «بی بی سی»در سال 2004 در سلول انفرادی امنیتی اش با وی داشت ، «برغوتی» هنوز معتقد بود که کار او جرم نبوده ،آشکارا از حملات تروریستس سال های بعد از دستگیری اش حمایت می کرد و اصرار داشت که روزی آزاد خواهد شد.
در جایی دیگر دنیا ، سال ها قبل ، در اوج «آشفتگی»های ایرلندی (9)، هتل« گراند» در «برایتون» ،محل برگزاری کنفرانس حزب محافظه کار بریتانیا ،هدف بمب گذاری قرار گرفت که باعث مضروب شدن دبیر کل حزب و وزیر وقت صنعت و بازرگانی و همسر وی شد.در کل ، بمب گذاری پنج کشته و سی زخمی به جای گذاشت.اسکاتلند یارد ،«پاتریک مَگی» ، یک محکوم قبلی ایرلندی را که جوانی پر شر و شور و یک هرج و مرج طلب بود را در پی تعقیب و گریزی طولانی دستگیرکرد.او به خاطر محوریت اش در بخش بمب گذاری های ارتش آزادی بخش ایرلند و عاملیت انفجار «برایتون» ،به سی و پنج سال زندان محکوم شد. وقتی بر اساس توافق «جمعهء پیش ازعید پاک» این جوان «بی رحم ِ» پیشین ،در حالیکه تنها چهارده سال مدت محکومیت را گذرانده بود،از زندان «بلفاست» آزاد شد ، با یک امریکایی ازدواج کرده بود و تز دکترای خود را به پابان برده بود. او حالا« دکتر مَگی» بود که با بازماندگان حادثه و خانواده قربانیان دیدار می کرد.گرچه او در ابتدای آزادی گفت به آنچه انجام داده پایبند است ،اما در این دیدار ، او بابت از دست رفتن جان انسان ها عمیقاً ابراز تاسف کرد.او پروژه ای دارد که تلاش می کند روبرو شدن عاملین و قربانیان و بازماندگان شان را تسهیل کند ،تا گذشته را فراموش کنند.(10)
موافقین اعدام ، با فرض اینکه از هر صد محکوم به اعدام تنها یکی «دکتر مَگی» باشد و دیگران «برغوتی» ،اعدام هر صد نفر را صواب می دانند؟این پرسشی ست که پاسخ اش شاید گامی به جلو در این زمینهء بحث انگیز باشد.

پانوشت:
1.برگرفته ازمتن ِ اصل هشتم قانون اساسی ایالات متحده امریکا
2.به موجب گزارش «عفو بین الملل» در سال 2003 ،چین ، ایالات متحده ، ایران و ویتنام بیشترین تعداد اعدام ها را داشته اند.
3.اغلب اعدامی های ایالات متحده ،قاتلین زنجیره ای اند.اعدامی های چین رشوه خوارانی اخلال گر سیستم مالیاتی،شریان حیاتی نوسازی دولت اند.ویتنامی ها از ستیزه جویان مسلح تا قاچاق چیان عمده را در لیست اعدامی های خود دارند.
4.مقایسه کنید با پرونده متجاوز و آزار دهندهء جنسی ِ کودکان؛«دوترو» که علی رغم هولناک بودن جرائم اش، هیچ بحثی برای لزوم احیاء مجازات اعدام بر نیانگیخت.
5.نگاه کنید به اصل مقاله و ترجمه نگارنده از مقاله
6.نگاه کنید به نوشتار حسین باستانی در «روز آن لاین»
7.تزریق مواد مرگ آور سریع الاثر
8.نگاه کنید به برنامه «این دنیا»ی بی بی سی
9.نا آرامی های شبه جزیرهء بریتانیا که به «اغتشاشات ایرلندی» هم معروف شد.
10.نگاه کنید به رسالهء مَگی «افسانهء آشفتگی های ایرلند»

پیوند ها:
2.
4.
5.
6.
8.
9.

زمین صفر

مسلمانان ایالات متحده تصمیم گرفته اند در محل برج های دوقلوی فروخته به خشم اسلامی، یک مسجد بنا کنند. داد و هوار از زمین و زمان در آمده و تقریبا همه را مجبور به جبهه گیری کرده است.

در تازه ترین واکنش ها ، فرید زکریا ستون نویس نیوزویک و مجری یک برنامه از CNN جایزه ای که سال ۲۰۰۵ از «اتحاد علیه بدنام کردن» که موسسه ای یهودی برای از میان بردن یهودستیزی و تعصب مذهبی ست را پس داده به همراه ده هزار جایزه مالی . او توجه داده که ADL نمی بایست مخالف صدای «میانه رو» در اسلام باشد و ساختن مسجد می بایست حتی توسط دولت ایالات متحده حمایت شود. رییس ADLمی گوید که دلیل مخالفت تنها محل اجرایش هست. زکریا پاسخ داده که تعصب تنها به دلیل اینکه شما قربانی خشونت بوده اید توجیه پذیر نیست ، در این صورت ساکنین غزه هم بابت رفتار ضدانسانی شان نباید ملامت بشوند.

گونه انسان غربی ظاهرا تنها نوع انسان هست که راه حل نظامی را همراه با راه حل آشتی امتحان می کند.

حالا این همه گیر و دار را فراموش کنید یک لحظه تصور کنید در «زمین صفر» قرار است یک مسجد برپا شود که پنج نوبت هم اذان بخواند وسط منهتن. بعد خودتان را بگذارید جای نیویورکی ها .

منافع ملی

میر حسین موسوی در اخرین مطلبی که از وی منتشر شده پیشنهاد همه پرسی ( رفراندم ) بر سر مسئله اتمی کرده است. در شرایطی که  مناقشه اتمی  به مهم ترین بهانه دنیا در مقابله با ایران و رویارویی نظامی تبدیل می شود ، میر حسین هوشمندانه ترین موضع را گرفته است. او نه مستقیم نظر شخصی ش را معیار عمل به این پرونده قرار داده که متهم به رفتن به راه احمدی نژاد و خودخواهی شود و نه موضع بی تفاوت گرفته است . رفراندم به خصوص در این مقطع که اثرات سیاست خارجی دولت احمدی نژاد مشخص شده بهترین وسیله گزینش «منافع ملی» ست.

به احترام به شجاعت او به یاد بیاوریم که محمد خاتمی در تمام سالیان ریاست جمهوری ش حاضر به مداخله در پرونده اتمی نشد و از اختیارات ریاست جمهوری ش استفاده نکرد و نهایتا در زمان ریاست جمهوری او (در اخرین روزها) بود که غنی سازی از تعلیق در آمد. تصوری که میرحسین از «منافع ملی» دارد ، روز به روز به آرمان های جمهوری خواهان ایران نزدیک تر می شود و از امثال خاتمی فاصله می گیرد.

از دید نویسنده این سطور ، آنچه تا امروز از اصلاح طلبان سابقا حکومتی و بسیاری متحدین شان در رسانه های برون مرزی شنیده می شد، نوعی دلیل تراشی برای توضیح علت پنهان شدن پشت منافع بالقوه انرژی هسته ای و دست یابی به موقعیتی استراتژیک میان کشور های منطقه بود. اوضاع امروز ایران در میان همسایگان ش اسف بار تر از آن ست که نیازی باشد از مدافعین سابق این تئوری امروز توضیحی بخواهیم اما می شود از این تجربه تلخ ، به مفهومی تازه از «منافع ملی» رسید. اینکه «منافع ملی» از آرمان های هر حزبی ، چه دینی و چه غیر دینی بالاتر است ظاهرا نباید نکته ای پیچیده باشد ولی تا امروز این پذیرش عقب افتاده است. از دیدگاهی قابل بحث ، دلیل پافشاری ایران بر هسته ای شدن  را در حفظ مدل جمهوری اسلامی در مقابل فشار های روز افزون غرب برای «دموکراتیزه شدن» بیان می کردند. امروز بعد از طوفان پسا انتخاباتی ، می بایست معلوم کرد که غرب بر سر این خواسته مصمم تر است یا جمهور مردم ایران ؟

شاید مدل ساده شده معضل منفعت ملی این باشد که عده ای معتقند که جمهوری اسلامی بالاتر از منافع ملی ست یا به نحوی خود منفعت ملی ست ( مدل خمینی ) و عده ای دیگر معتقدند در شرایطی می شود بر خلاف نص قانون اساسی این نظام را به نفع ملت معلق یا منحل کرد. انتخاب میان این خط کشی نمی بایست چندان سخت باشد. بدبینان می توانند این مدل را به جدال پایان ناپذیر میان ایران و اسلام تقلیل دهند ولی از اهمیت و فوریت موضوع کاسته نخواهدشد

ضمن احترام به درایت سیاسی نشان داده شده از سوی میرحسین موسوی ، منتظر خواهیم نشست تا دیگر فعالان سیاسی ایران هم موضعی به روشنی او اتخاذ کنند.

این مطلب پیش تر در خودنویس منتشر شده است.

کاسبی

این نوشته محمود فرجامی را بخوانید

داستان تازه نیست ، خیلی هم جالب دیگر نیست از بس که نخ نما شده است.اما به نظرم هنوز شایسته توجه است. ادیان هرچه در ظاهر متفاوت و غیر قابل همرنگی باشند در یک نقطه به هم می رسند : ادعای بهترین بودن.به ظن صحیح می شود حدس زد ادیان اولین فرم اقتصاد کاپیتالیستیک بوده اند. چیزی مانند محصولات امروزین. می بینید که هیچ برندی ، حاضر نیست قبول کند از دیگران پایین تر است. و برای اثبات خلاف ش عجیب ترین کارها را انجام می دهد. ادیان هم مطلقا اقرار نخواهند کرد که در کارکرد شان سرآمد بقیه نیستند. بزرگترین درگیری های هزاره جدید مربوط به ادیان ابراهیمی ست . و این هیچ جای تعجب ندارد: بازار مصرف مشترک توجیه کننده اغلب این درگیری هاست . ادیان ابراهیمی بازاری مشترک دارند به دلیل اینکه جامعه هدف شان را یکی انتخاب کرده اند :بشریت. البته برای پیروان این ادیان این یک نکته قوت به حساب می آید.استدلال ایشان این است که این نشان از بلندنظری پردازنده این آیین دارد. اما در عمل نتیجه چیز دیگری ست : اگر نسل کشی رواندا را استثنا کنیم ، در تمامی نسل کشی های دیگر سده گذشته ( ارمنیان به توسط ترک های عثمانی در پایان جنگ جهانی اول ، یهودیان به توسط آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم ، کشتار مسلمانان توسط صرب های بوسنی و … ) می شود رد پای ادیان ابراهیمی را جستجو کرد.

دلیل تنفر انسان ها از همدیگر به خصوص با بیداری غرب در مقابل اسلام ( که به دید من به اشتباه بیداری اسلام در مقابل غرب خوانده می شود ) به شکل روز افزونی روشن تر می شود. بر خلاف همه تلاش ها و فشار تبلیغاتی که اردوگاه های رسانه ای هر سه دین ابراهیمی انجام می دهند تا افکار واپسگرایانه را بازتولید کنند و همچنان جنس خود را اصل جا بزنند ، هر روز می بینید که عده ای بیشتر و بیشتر به این تشابه پی می برند.این موضوع در جهان اسلام که به دلیل تسلط دیکتاتور های فرسوده اغلب افراد دارای بینشی سیاسی از اوضاع هستند قابل توجه تر است. در غرب به دلیل رفاه نسبی و رقابت بازار آزاد کمتر این فرصت دست می دهد که مردم به این موضوعات توجهی نشان بدهند.

ذکر دو نکته خالی از لطف نخواهد بود : اول اینکه ادیان هیچ کدام اصل نیستند . در دید یک تاریخ شناس بی طرف متون«آسمانی» تنها یک دفترچه پروپاگاندای دین خاص اند. تعجبی ندارد که تاریخ دانان توانسته اند شباهت های بیشماری میان این سه دین پیدا کنند و اجزا اعتقادی شان را مشتق از یکدیگر بدانند.

دوم اینکه جناب فرجامی نوشته اند و احتمالا منظور را هم رسانیده اند که دعوا بر سر چیست. محدودیت های داخل ایران برای کسی که با نام خود می نویسد هم قابل درک است. چیزی که فهم ش برای من آسان نیست ساختگی خواندن اعتقادی ست که چند صد هزار پیرو دارد که هرگز علیه دیگر ادیان اعمال خشونت نکرده اند و در موضع ضعف هستند.

از دید نگارنده لزوم دین در دنیای مدرن به شدت محل تردید است ، بنابراین بهایی و غیر بهایی ، ظاهرا همه به راهی اشتباه رفته اند. ولی آیا در قیاس میان دو شر ، اسلام قرآن بهتر است یا بهاییت؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: