Posts Tagged ‘انتخابات’

هزینه های مصالحه جویی

نوشته قبلی این قلم با عنوان «خط قرمز مصالحه جویان» در خودنویس واکنش جالب توجهی را بر انگیخت. سوای از آمار نسبتا بالای بازدیده کننده از نوشته، این نوشته از میان ۳۸ نوشته این قلم برای خودنویس، کمترین امتیاز را از خوانندگان دریافت کرد، یعنی متوسط یک امتیاز (کمترین امتیاز ممکن). نکته قابل توجه تر اما تعداد رای دهندگان بود، کسانی به خود زحمت داده بودند تا با دادن حداقل امتیاز، عدم موافقت شان را با نوشته ابراز کنند. پای همان مطلب نظراتی منتشر شد که سوای از حملات شخصی به نگارنده، نشان از برداشت هایی مغایر با نظر این قلم بود. از حملات شخصی به دلیل مفید فایده نبودن برای بحث می گذرم ولی بهتر دیدم برای روشن شدن موضوع توضیحاتی را اضافه کنم.

ظاهرا برداشت خوانندگان نوشته این بود که نگارنده به مصالحه جویان، نزدیکی به حاکمیت یا مشارکت سیاسی را تجویز می کند. این خرده وارد نیست، چرا که در همان ابتدای نوشته آمد که بر اساس سخنان صریح سران مصالحه جویان، آنها از پیش بر این امر مصمم شده اند. اینکه کسی در رسانه ای با خوانندگان عموما برانداز(مراجعه کنید به آرای پای نوشته) به مصالحه جویان توصیه به عملی بکند که شواهد نشان از عزم انجام اش را دارد، خنده دار به نظر می رسد. نوشته تنها تلاش می کند ناظر بر تصمیم از پیش گرفته شده مصالحه جویان برای ورود به بازی، و با در نظر گرفتن تعطیل ناپذیری سیاست، شعاری منطبق با واقعیت های سیاسی برای این گروه پیشنهاد دهد. خواننده ای دیگر ظاهرا این متن را تشویق کننده به مشارکت مردم در این فرآیند ارزیابی کرده بود. نگارنده اولا برای قلم خود چنین توانایی قایل نیست. دوما، این دید مکانیکی که افراد وفاداری سیاسی شان را با یک نوشته تغییر بدهند، نه ناظر به واقعیت های اجتماعی است و نه متناظر با تجربه جمهوری اسلامی. در نوشته روی توصیه تنها به سیاست مداران مصالحه جویان است و هیچ سخنی با حامیان مردمی شان در میان نیست.  از سوی دیگر، نگارنده کمابیش با ترکیب خوانندگان خودنویس آشناست و با انگیزه ای جنبی نیز این موضوع را طرح کرد. همانطور که مصالحه جویان برای «سیاست بازی» می بایست بپذیرند که نماینده همه معترضین نیستند، براندازان نیز به همین سان بپذیرند که در اکثریت بودن ایشان میان معترضین، می تواند محل بحث باشد.

ممکن است این ایراد به نگارنده وارد باشد که مشی مصالحه جویانه را بیش از وزن واقعی اش جدی گرفته باشد. در پاسخ می بایست گفت برای سنجش وزن مصالحه جویان به درشت گویی های رهبران اش و سخنان تحقیرآمیز رقبایش استناد نشده است، تنها با تکیه بر «وضع موجود» تلاش شده برآوردی واقعی از مقبولیت مردمی این مشی ارایه شود. در پی فروکش کردن اعتراض خیابانی، معترضین ظاهرا در حال برآورد هزینه و فایده اند. ادامه عدم حضور مردمی به دو معنی می تواند باشد، یا عقب کشیدن و دل بستن به مصالحه جویان، یا در انتظار حوادث پیش بینی نشده نشستن. تنها یک کارزار سیاسی با شعار مصالحه جویی (و نه دموکراسی خواهی یا شعار های مشابه) است که به حامیان این نگرش فرصت مشارکت می دهد و به منتقدین اش تخمینی از میزان مقبولیت این استراتژی می دهد.

ورود مصالحه جویان با شعارهای حداقلی، و پرهیز از گنده گویی هایی مثل دموکراسی و جامعه مدنی، هم ایشان را از شر زیاده خواهی های براندازان خلاص خواهد کرد و هم براندازان را به درستی فاقد نامزد در جمهوری اسلامی می کند. ذکر این نکته که براندازان، نمی بایست انتظار داشتن نماینده ای در ساختار جمهوری اسلامی را داشته باشند شاید بدیهی به نظر برسد، ولی ظاهرا در معادلات براندازان نادیده گرفته شده است. تجربه شکست اصلاحات سیاسی برای براندازان واجد این پیام است که تاکتیک رای دادن با هدف براندازی، نقض غرض بود و تنها به دلیل مسئولیت ناپذیری و عدم تمایل به هزینه دهی براندازان انتخاب شد. محروم کردن مصالحه جویان از رای براندازان، نقطه آغازی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های سیاسی است. تاریخ تکرارکنندگان اشتباهات را به سختی مجازات می کند.

جدی ترین ایراد به نوشته بعد از انتشاری در وبلاگ شخصی نگارنده در قالب یک نظر منتشر شد. «…مصالحه هر چه باشد بهتر از مباهله ما بین اصلاح طلبان و محافظه کاران است .اما آیا این خواسته از طرف حاکمیت قابل اجراست و اصلن چرا باید اجابت کند ؟ در زمانی که نفعی برایش ندارد مگر شما ننوشتید که : در شرایطی که جناح صاحب قدرت، حضور بخش قابل توجهی از الیت سیاسی کشور را ناضروری می داند».  پاسخ به این پرسش البته وظیفه رهبران مصالحه جویان است که برای خود در جمهوری اسلامی شانسی قایل هستند. اما همانطور که در پاسخ نوشتم: انتخابات ۸۸ بهتر از هر توضیح تئوریک دیگری نشان داد ادعای اصلاح طلبان سابق مبنی بر کاهش احتمال تقلب در صورت مشارکت حداکثری (از طریق جذب آرای براندازان) افسانه ای بیش نبوده است. حاکمیت در صورتی که تمایلی به بیرون ریختن ایشان از صحنه، بعد از شرکت دادن نمایشی ایشان در شبه انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری بعدی داشته باشد، بی شک تعلل نخواهد کرد و مشارکت یا عدم مشارکت حداکثری، تاثیری در این تصمیم نخواهد داشت. نفس تصمیم مصالحه جویان مبنی بر شرکت در چنین شرایطی،‌الزام می کند که ریسک چنین رخدادی را پذیرفته باشند. مصالحه جویان به جای طرح شعارهای غیرعملی (پذیرش ولایت فقیه از سوی مصالحه جویان،باز هم به تصریح رهبران اش)، می توانند داوی برای حضورشان تعیین کنند که بنا به توضیحات نوشته پیشین، بیشترین مقبولیت عمومی و میان نخبگان را داشته باشد و درعین حال دست یافتنی هم باشد. در صورت رد این درخواست از سوی حاکمیت، مصالحه جویان با انتخابی واقعی روبرو خواهند بود: یا مشارکت را نمی پذیرند که برآورد نگارنده این است که در مشارکتی که تضمین امنیتی برای نامزدهای مصالحه جویان هم بنا به سابقه وجود ندارد، نزدیک به خرد است. یا مشارکت را می پذیرند و خود را فدای نظامی می کنند که مدعی پاسداری اش هستند.

این هشدار اما ضروری است که مصالحه جویان با عدم شفافیت سیاسی و گاها به کمک بی صداقتی حامیان شان، در حال وارد کردن ایران به عرصه ای بس خطرناک هستند. مشارکت انتخاباتی آنها در صورتی که با پیام های روشن و اهداف  حداقلی ،و سوا کردن خط خود از براندازان همراه نباشد به راحتی می تواند زمینه ساز یک شورش پسا انتخاباتی دیگر و مرگ ناخواسته عده ای دیگر از ایرانیان باشد. اما خطرناک تر از آن، این عدم شفافیت می تواند به کسانی که امروز در راهروهای کاخ سفید در رفت و آمدند بهانه لازم را به دست بدهد تا سناریوی لیبی را که بی شک خلاف خواسته مصالحه جویان واقعی و البته رای دهندگان واقعی به ایشان است کلید بزند. یک انتخابات مناقشه برانگیز دیگر در شرایطی که حاکمیت سیگنالهایی مبنی بر عدم تمایل به مشارکت حداکثری نشان می دهد (آقای خامنه ای هشدار داده که انتخابات نباید امنیت ملی را در مخاطره قرار بدهد) بهترین دلیل برای مداخله محدود یا نامحدود را به جهان می دهد و مردمی که رای می دهند حق دارند از این احتمال باخبر باشند. امروز بخش هایی از اصلاح طلبان سابق خارج نشین، از مدتی پیش در تلاش اند تا خود را نمایندگان مردم ایران معرفی کنند،‌ در حالی که مطابق عرف دموکراتیک، وکالت مردم مدت دار است و ایشان دوره وکالت شان به سر آمده است. این گروه با توجه به کنار گذاشتن تابوهای سی ساله و دادن درخواست رسمی به دولت ایالات متحده برای خارج نکردن سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریسم، در فردای یک انتخابات مناقشه برانگیز دیگر، دلایل کافی برای بدست گرفتن نمایندگی مردم و ارائه درخواست مداخله غرب به نفع ایشان و برای به قدرت رسیدن ایشان را دارند. این احتمال، بی شک خیانت به آرای مصالحه جویان واقعی است که به امید تغییر از درون به مصالحه جویان وکالت داده اند و همین طور نشانه ای شوم است از نزول امر سیاسی در میان رهبران مصالحه جویان.

مصالحه جویان می بایست صادقانه با مردم سخن بگویند و فعالین سیاسی حامی شان نیز بی صداقتی را کنار بگذارند تا چنین احتمالی مرتفع بشود.

این نوشته پیشتر در خودنویس منتشر شده است.

دمی از انتخابات

بنا نداشتم در مورد انتخابات بیشتر بنویسم ، ولی دموکراسی فصلی ست دیگر ، الان از میوه ش استفاده نکنیم ، کی بکنیم؟

دو مطلب تا به اینجای کار ، از میان نوشته های تحلیلی برای من بسیار جالب بوده است ، یکی نوشته رضا خجسته رحیمی ، در گویا ست که به دفاع از سروش پرداخته ، یکی هم سلسله مطالبی ست که نیما راشدان قول ش را داده و اولین نوشته ش را به تحریمی ها ایراداتی وارد کرده است.

رضا خجسته رحیمی ، نویسنده ای که چهارسال پیش در همین ایام در مصاحبه ای جنجالی ، از زیر زبان سروش بیرون کشید که او حامی کاندیدای خاتمی چی ها نیست ، این بار به دفاع از سروش برخاسته که :

«سخن سروش بسيار روشن است. او به سخن آمده است تا با سخن متفاوت خود نشان دهد که در اين زمانه غريب، چگونه روشنفکران که بايد فضاساز باشند، فضازده عمل می‌کنند و متاثر از فضای غالب سخن می‌گويند که چگونه روشنفکران پيشرو، پيرو می‌شوند که پيشرو بودن ضرورتا به مفهوم همراهی با آنانی نيست که خود را پيشرو می‌خوانند که شرط انصاف، آن نيست که همراهی با جمع را بر دفاع از حقيقت و مظلوم ترجيح دهيم.»

کسانی که در میان دانشجویان و فعالین سیاسی به استقلال سیاسی و فکری مشهور هستند ، یک به یک به اردوی شیخ الیگودرزی تمایل پیدا می کنند ، حتی تا همین جا هم اسامی پر آوازه ای همچون عباس عبدی ، کدیور و زید آبادی ، که از قضا همگی پرونده سازی برایشان شد و مصونیت آهنین در دوران اصلاحات نداشتند ، اعلام حمایت کرده اند.

به نظر می آید این افراد ، دلیل اصلی رجحان شان را در این مسئله خلاصه کرده اند که شیخ ، توافق پنهانی با رهبری نکرده است ، کاری که میرحسین موسوی بعد از خروج زورکی خاتمی و به نعل و میخ زدن هایش در سخنرانی ها ، قویا ً به آن متهم است. پاشنه آشیل میر حسین ، همین مسئله است که عموم مردم ، او را به عنوان کاندیدای رهبری بشناسند ، تمام تلاش ستادهایشان می بایست بر این باشد که تا زمان انتخابات ، فاصله وی را با راس هرم زیاد کنند.

یک حکم حکومتی ، معین را برای آحاد مردم بلا موضوع کرد ، چنین اتفاقی اینجا هم دور از ذهن برای شیخ ، نیست ، گرچه بسیار نا محتمل است. به نوعی ، حاکمیت ، از نظر احساس خطر برای  اوتوکراسی ش ، شیخ را در جایگاه خاتمی 76 می بیند.

در نگاهی وسیع تر ، تقریبا ً چند چیز تا امروز روشن شده است :

.هیچ طیف فعال سیاسی ، انتخابات را تحریم نخواهد کرد ، سیاست تحریم در دوره قبل شکست نخورده است ، بلکه شرایط امروز به شدت با دوره قبل تغییر کرده است. پیش بینی اینکه حاکمیت از بی عقلی احمدی نژاد بر سر عقل می آید ، درست نبوده است و مردم ظاهراً تصمیم دارند که از کوچک ترین فرصت باقی مانده ، شبه انتخابات هم برای کمک به ماندن این حکومت استفاده کنند.

.میر حسین کاندیدای رهبری ست ، او به هیچ وجه از شرایط موجود سهمی برای وی قایل نیست. اما به خوبی می داند نزدیکی به راس هرم ، او را به عنوان نیمچه اصلاح طلب هم بلا موضوع می کند.

.شیخ ، اصلاً سخنران خوبی نیست ، حتی سیاست مدار خوبی هم نیست ولی شرط اول مبارزه سیاسی را داراست : او به یاران ش پشت نمی کند. او پشت پرده زدو بند نکرده است و اعتقاد دارد حتی در شرایط نابرابر هم ، قادر به شکست اقتدار سیاسی ست.

نکته آخر: کسانی که آینده خود را در این سرزمین جستجو نمی کنند ، بهتر است که محترمانه در این انتخابات ساکت بمانند. برای خانه اجاره ای که قصد ترک ش را دارید ، تصمیم نگیرید که سقف ش را بلند کنیم یا کوتاه. اجازه بدهید  ، وفق منش دموکراتیک ، کسانی که تصمیم به ماندن در این سرزمین را دارند ، برای آینده خود تصمیم بگیرند ، در غیر این صورت هیچ تفاوتی میان شما با اقتدار سیاسی حاکم ، در بی اعتمادی به نظر اکثریت نیست.

نامه به رییس جمهوری بعدی

حالا که همه در حال مطرح کردن درخواست هستند از رییس جمهور احتمالی ، من هم فکر کردم اگر که یک نامه بنویسم و درخواست هامو برای اینکه در صورت تضمین به انجام ش ، رای ام را به کاندیدا بدهم مطرح کنم.

کاندیدای ریاست جمهوری دهم ،

با سلام و تحیات و آرزوی موفقیت برای شما و رقبای تان ، به عنوان یکی از دانش آموختگان ایرانی ، درخواست های خود را صریح و بی پرده با شما در میان می گذارم. در صورتی که بتوانید سازوکاری معرفی کنید ، که خواسته ها من را بعد از انتخاب شما ، تضمین کند ، رای من یک نفر را خواهید داشت.

من به عنوان دانش آموخته دانشگاه سراسری ، درخواست روشن و واضحی دارم : رفع هر گونه مانع قانونی و اداری ، برای ادامه تحصیل و مهاجرت به خارج از کشور.

در جریان تلاش برای نیل به این هدف ، متوجه وجود انواع و اقسام موانع قانونی و حقوقی بر سر این راه شدم . البته که خواسته از شما می بایست منطقی باشد ، مثلا ً اینکه از شما بخواهم دید کارکنان وزارت خانه ها و کارمندان دانشگاه ها را نسبت به کسانی که تلاش می کنند از مملکت خارج شوند را عوض کنید و مانع شوید با انواع و اقسام توهین ها و بی توجهی ها ، هرگونه تردیدی در رفتن را از بین ببرند، خواسته ای یکسره غیر منطقی ست. با این حال ، منآمادگی دارم در صورتی که موانع قانونی و دولت ساخته ء این راه برداشته شود ، همه گونه تحقیر و بدرفتاری افراد مذکور را به جان بخرم.

واضح است که خطاب این نامه نمی تواند ریاست کنونی جمهوری ، محمود احمدی نژاد باشد ، که بخش عمده این مشکلات را دولت وی ساخته و پرداخته است و آزموده را آزمودن خطاست. وضع به گونه ای ست که بخش مهمی از همراهان من در این مسیر ، اعتقاد دارند دولت وی مسئول این مهاجرت سیل آساست ( من این گونه نمی اندیشم ) .

آقای کاندیدای ریاست جمهوری ( خانم که مطمئناً نمی توانید باشید ) ، لطفاً پیش از گفتن هرگونه سخنی که لحن ملامت و موعظه یا تشویق به «ساختن وطن» داشته باشد ، لحظه ای درنگ کنید و به من به عنوان انسانی با قوه تشخیص بنگرید ، در صورتی که چنین کنید ، حتم دارم که تصدیق خواهید کرد ، سخن از جنس موعظه اگر می خواست اثر کند ، در این بیست و چند سال کار خود را کرده بود.

در صورت موافقت شما ، آماده شنیدن برنامه شما برای تسهیل مهاجرت دانش آموختگان خواهم بود.

ارادتمند

( دوستان دانش آموخته ( از بس رفته ایم در ادارات ، دیگر زبان مان نمی چرخد بگوییم فارغ التحصیل ) دیگر هم اگر می خواهند می توانند این متن را امضا کنند یا به کاندیدا ها ارسال کنند . به قول یک وبلاگ بچه های در تلاش برای مهاجرت ، اندکی صبر ، سحر نزدیک است.)

گل کوچیک

خوب میر حسین هم می آید. خاتمی که گفته بود یا من می آیم یا میرحسین ، در تیریپی کاملاً جوادیه ای ، گفت که دلیل اینکه زیر حرفش زده به خودش مربوط است. با توجه به حضور تایید شده کروبی و خاتمی و از آن جایی که از اون سمت ، صبحت از حسن روحانی و عماد افروغ و سیدباقر ( قالیباف ) است و نمک انتخابات ، یعنی محسن رضایی هم بی شک خواهد امد ، من پیشنهاد می کنم دو تا 5 تایی وایسن ، گل کوچیک بزنن. تیم برنده از بین خودشون رییس جمهور انتخاب کنه ، قبل از اینکه همدیگر رو از هم بدرند. داور هم شیش تا می گذاریم ، فقهای شورای نگهبان. هزینه ها هم اساسی صرفه جویی می شه. مملکت هم عمراً گلکاری نمی شه. ولی گل باران می شه.

یک تفریح اساسی هم باسه استادیوم رو ها فراهم می شه.

نظر شما چیه؟

اضافه کردن یا نکردن ، مسئله این است

با توجه به میانه های فصل دموکراسی بودن ، اضافه کردن آدرس Facebook و Flickr به Bookmark ها ، مسئله اصلی زندگی ست. چه سخت است دل کندن از وب سایت هایی اینچنینی بعد از موسم انتخابات

انتخاباتی برای همیشه

سایت یوتیوب حدود یک ماه قبل ، از فیلتر در آمد ، هرچند مسئولین نابغه ، تنها آدرس روت را فیلتر کرده بودند.

هفته قبل ، فیس بوک ، بزرگترین شبکه اجتماعی آنلاین ، از فیلترینگ در آمد.

این هفته ، فلیکر ، محبوب ترین سیستم شراکت عکس ، زیر مجموعه گوگل از فیلترینگ در آمد.

تا قبل از این قضایا ، دلیل فیلترینگ این سه سایت که متعلق به گوگل هستند را ، یک عده ای خوش باور ، تحریم ایران می دانستند که از سال ها قبل توسط گوگل اجرا شده است. شما نمی توانید حتی برنامه ساده گوگل مپز را هم از سرور گوگل دریافت کنید وقتی آی پی تان ایران است.

حالا که تنها چیزی که تغییر کرده ، ما هستیم که به پیشواز انتخابات می رویم ، و گوگل همچنان اعتقاد دارد که سرویس های مجانی وجهانی ش ، برای مصرف ما نیست .

پس از صمیم قلب آرزو داریم که مادام العمر در انتخابات بمانیم.

گرد و خاک کردن

خوب ظاهراً زمزمه هایی هست که میرحسین موسوی ، از اینکه خاتمی پشت سرش با رهبری دیدار و احتمالاً توافقاتی کرده ناراحت است.

او که راه چاره را مانند شیخ کروبی ، یکه تازی در میدان دیده است ، احتمال بسیار زیاد ، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد. که اگر چنین کند ، دو چیز روشن خواهد شد :

.طیف مخالف خاتمی چی ها ، به شدت در انداختن تفرقه موفق بوده اند ، به طوری که احتمالاً بردن خاتمی پیش رهبری و همینطور حمایت غیر مستقیم از کروبی ، تنها دو کاری بوده که مستقیم انجام داده اند و مابقی را به گردن رذالت اخلاقی و جاه طلبی خاتمی چی ها گذاشته اند. به نظر هم می آید که اصلاً در محاسبات شان دچار اشتباه نشده اند.

.اگر که همینطور پیش برویم ، تنها هاشمی رفسنجانی را کم داریم که جمع شان ، جمع شود : یک طیف گسترده از بازیگران گذشته انقلاب که شاید اگر هر یک ، «تنها»کاندیدای طیف خاتمی چی ها باشد ، بی شک احمدی نژاد را جا خواهد گذاشت . ولی در صورتی که همگی با هم شرکت کنند ، یک اتفاق قابل پیش بینی خواهد افتاد : رای همگی خرد خواهد شد.

دور از انتظار نیست که فکر کنیم ، عده ای از دوران هاشمی خاطرات خوشی دارند ، و دنبال آن رای شان که احتمالاً در صورت توافق کامل بروی یک کاندیدا ، برای اجتناب از 4سال احمدی نژاد بیشتر ، وی خواهد بود ( صرف نظر از نقاط ضعف شخصی همان کاندیدا) ، در صندوق بیاندازند.همینطور افرادی که خاتمی را انتخاب خواهند کرد ، ولی اگر مثلاً میر حسین می آمد ، و تنها کاندیدا بود ، رای شان میر حسین بود.به همین شکل آرا کروبی هم می تواند خرد شود.

خالی از لطف نیست که بنویسم که اوج «بداخلاقی» سیاسی را تااینجا مخترع این اصطلاح نشان داده : خاتمی در زبان مردم کوچه و بازار ، صبحانه ش را با میر حسین خورده ولی شام بیت دعوت داشته.

از سوی دیگر ، میر حسین در صورتی که به تنهایی وارد کارزار انتخاباتی شود ، یک اشتباه اساسی مرتکب شده است. او هیچ بازتابی میان نسل جوان ، یعنی نیروی اصلی که به صورت گزینشی و تنها در صورتی که اعتماد ش جلب شود وارد انتخابات می شود ، ندارد. ذهن نسل جوانان از خاطره او کاملاً خالی ست. اصلاً اگر قرار به شرکت این شکلی باشد ، شاید حضور عبداله نوری به مراتب عاقلانه تر باشد.

اما نباید فراموش کرد که همین اتفاق می تواند در سر دیگر طیف کارگزاران جمهوری اسلامی رخ بدهد ، کسانی که به اشتباه به نام راست خوانده می شوند. هنوز هیچ دورنمایی از حضور ایشان به شکل تک کاندیدایی یا چند کاندیدایی وجود ندارد. حتی اگر هم که با چند کاندیدا شرکت کنند، ممکن است تنها خاصیت ایشان ، «رای شکنی» ایشان برای حریف باشد. دقت کنید که از کاندیداهای ریاست جمهوری ، هرکدام که از این اردو آمدند ، علی رغم وزن خجالت بار کم سیاسی ایشان ، همگی به مناصب عالی رسیدند (بهترین نمونه علی لاریجانی است) . در حالی که معین و مهر علیزاده مرخصی اجباری رفته اند.

شاید این پست های حساس ، به نوعی پاداش انجام وظیفه در قبال «نظام» بوده است. کسی اهمیت نمی دهد که به همین اندازه معین و مهر علیزاده هم «خدمت» کرده اند. به هر حال ؛ وقتی بازار زیادی رنگارنگ بشود ، تحزب هم تعطیل باشد ، فهم تفاوت میان کاندیدا ها بسیار بسیار مشکل ، اگر نه ناممکن می شود. به من بگویید که چه فرقی میان شعار های انتخاباتی معین با مثلا مهر علیزاده یا لاریجانی بود؟ به این شکل ، تنها مصرف چند کاندیدای عموماً «خاک شیر»  راستگرا ، شکستن آرای عمومی ست که می تواند موفقیت طیف مقابل را تضمین کند. این اتهام حتی به شکلی متوجه قالیباف هم است. قالیباف هم علی رغم خصومت شخصی -که به اشتباه رقابت نامیده می شود- با شخص پرزیدنت ، مطمئناً در صورتی که «امر» شود ، یک دوره دیگر در شهرداری»خدمت» خواهد کرد.

نتیجه این انتخابات ، با این تغییرات به نظر من ، دیگر یک  دو قطبی خوب بد ( احمدی نژاد – هر کس دیگر ) نخواهد بود . ازین جهت می بایست به هوشمندی «مهندسین اجتماعی» ش تبریک گفت و بر حماقت از پیش شکست خوردگان ش تاسف خورد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: