Posts Tagged ‘اکبر گنجی’

میراث خمینی

برنامه اخیر پرگار را بعد از مدت ها فرصت کردم ببینم. این قسمت را اختصاص به میراث آیت اله خمینی اختصاص داده اند. به نظرم جمع بندی پایانی داریوش کریمی در این باره که سایه خمینی هنوز بر سر جامعه ما سنگینی می کند باریک بینانه است. اما چیزی که به نظرم هیچ زمانی برای بحث برویش پیدا نشد، این موضوع بود که آیت اله خمینی روح زمانه خودش بود. سال های پایانی قرن بیستم برای ایرانیان بدون تصویری از خمینی ناقص خواهد بود.

از اینها هم که بگذریم، انگلیسی قاطی کردن خانم محجبه پنل مخاطبان و همین طور آکروبات فلسفی اش برای فرار از نتیجه گیری طبیعی واقعیات تاریخی ست. خسته نباشید خانم.

Advertisements

بازرگان مذبذب

اکبر گنجی در نوشته اخیرش که به رد نظریه «فقهای خوب/بد» مطروحه توسط کدیور اختصاص یافته ، نکات جالبی مطرح کرده. ظاهرا لب کلام ایشان است : فقیه خوب ، فقیه مرده است.

اما جایی گنجی ادعا می کند که مهدی بازرگان که در پیش از انقلاب صحبت از فیزیک و شیمی اسلامی می کرد ، در آخر عمر به این نتیجه رسید که دین و خدا تنها برای آن دنیاست ( نقل به مضمون ). من بازرگان شناس نیستم و حتی یک نوشته هم از او نخوانده ام و تنها از روایت تاریخی می شناسم اش. اما اگر چنین ادعایی هم درست باشد ، چندان ارزش و توجهی برای خواننده آثار بازرگان ندارد. در توضیح باید به این نکته توجه کنیم که یکی از افسانه های مورد علاقه دین داران ، این ست که فلان متفکر بی خدا در بستر مرگ ، وجود خدا را تصدیق کرد! طرفداران نظریه بازنشسته کردن خدایان ادیان سامی ، بر این عقیده اند که حتی اگر چنین شایعاتی درست هم باشد ، چندان موضوع جالبی نیست که دم آخری ، برای حفظ دین و دنیا باهم ، یک اعترافکی هم بکنیم ، اما از آن بدتر ، جلال و جبروت خدای مورد ادعا هم به شدت زیر سوال است ، که عظمت ش در طول زندگانی اصلا هویدا نمی شود. بر همین وزن ، به نظرم مرحوم بازرگان هم اگر چنین ادعایی کرده باشد ، بیشتر در جهت شستن اشتباهات گذشته بوده.

بچه مسلمان

اکبر گنجی در حال نوشتن سلسله مقالاتی ست به اسم سلطانیسم فرهنگی. اینجا قصد بررسی ش را ندارم ولی وقتی مجموعه یادداشت ها و خاطراتی که از سال های ابتدایی انقلاب جمع آوری کرده و به قلم امثال هاشمی و خامنه ای و لاجوردی و بهشتی و اینهاست را می خوانم ، یک نکته جالب به ذهن ام رسید:

همگی این افراد ، اهل برچسب زنی هستند ، یعنی مثلا طرفداران بازرگان را لیبرال می خوانند ، چیزی که بیچاره هزار بار ازش اعلام برائت کرد و واقعا هم خط فکری ش نبود . یا مجاهدین را کمونیست می دانند ، که کم ترین ربط را به کمونیست ها دارند. با این روند برچسب زنی می توانید حدس بزنید که دیگر کسی از یاران انقلاب در میان نمی ماند به جز عمله استبداد خمینی و حزب جمهوری اسلامی. اما لفظ مورد استفاده برای اینها هم به نوع خودش جالب است : بچه مسلمان !

آیا بچه مسلمان هم نوعی فحش است؟ در دستور زبان افرادی که در بالا نام بردم که ظاهرا چنین است ، آنها می گویند دانشجویان و چریک ها و استادان و دولتی ها و … مخالف بودند و اگر «بچه مسلمان» ها نبودند انقلاب بر باد رفته بود. این یعنی بچه مسلمان ها هیچ یک از مشاغل و رده های اجتماعی را نداشتند.

سی دهه بعد لفظ بسیجی ظاهرا جای ش را گرفته است چون اکثر بچه مسلمان ان دیگر تمایلی به حمایت از انقلاب و داد فریاد کردن و قمه کشی ندارند و اکثرا کت شلواری شده اند یا توی ایران با سپاه بیزینس می کنند یا از کشور خارج شده اند.

از چشم هایمان حفاظت کنیم

ببینید دافعه جناب مخملباف زیاد هست که تا امروز حتی رغبت نکرده بودم ویدیویی که برای حمایت از روزنامه نگاران تهیه شده بود را نگاه کنم به خاطر اینکه یوتیوب در صفحه اولیه ش تنها عکس او را نشان می داد من فکر کردم متولی کار اوست. باز گلی به گوشه جمال آرش خان که نوشته ای هم پایین ویدیو گذاشته بودو تایید کرده بود این گروه را. ویدیو را که باز کردم چهره های قابل اعتماد کم داخل شان نبود ولی خوب انتخاب آنها نبوده که محسن بره روی صفحه اول که ، یک کمک ناقابلی کردیم با پی پل . شما هم اگر می توانید دریغ نکنید. بیایید از چشم های جامعه حفاظت کنیم. حتی اگر نتوانند تا مدتی به ایران برگردند. اما شک ندارم با جذب شدن در شبکه های فارسی به غنایشان می افزایند.

اینجا می توانید کمک کنید. ( وبلاگ آرش نداره لینک رو )

باز هم اکبر

هرچند اظهار نظر در مورد اینکه تحریم های اقتصادی به نفع رژیم است یا به ضرر ش خیلی راحت نمی شود چیزی گفت ، ولی می شود اقلا به یک نکته دلخوش بود :

اکبرگنجی مخالف سرسخت تحریم بوده است از ابتدای کار. نتیجه فعالیت او چه بوده است؟ گنجی حتی انتخابات اخیر را هم تحریم کرده بود. اما یک تصمیم او به وضوح به ضرر ایران بوده است ( اکنون که به گذشته می نگریم) و یک تصمیم به وضوح به نفع ایران: اگر مردم با مشارکت سیل آسا حکومت را ناگزیر از کودتا نمی کردند امروز این همه خطوط واضح نبود. در حالت دیگر ، اگر تحریم های سخت تری نسبت به ایران اعمال شده بود آیا بروز این جنبش ممکن بود؟

همانطور که اول نوشتم امکان تصمیم در مورد این مسله اصلا آسان نیست. ولی می بایست روی حرف های گنجی به شکل جدی فکر کرد

گشتی در خبر ها

«جمهورى اسلامى، نظامى استبدادى و سركوبگر است، اما نظامى فاشيستى و توتاليتر نيست. يعنى نمى تواند باشد، نه اينكه نخواهد باشد. ساختن نظامى توتاليتر و فاشيستى در ايران ناممكن است.»

این بخشی از خبر رادیو فرداست ، که حاوی پاسخ های اکبر گنجی به خوانندگان است. من یکی که به این نظر شک دارم.اصولا ً اختلاط نظام توتالیتر و فاشیست ( که دومی در حقیقت فرمی از اولی ست ) را کمی تا قسمتی غلط می دانم.اگبرخان با این همه غور و تفحصی که در فلسفه کرده اند باید به این مسئله آشنا باشند.

به قول خود نیما راشدان ، آسان نگری ، بعضی وقت ها ، از همه روش های استنتاجی بهتر به مقصد می رسد:

«اين رقابت کودکانه، تباه کرده است زندگی ميليونها انسان ساکن اين منطقه را. به روز سياه نشانده است همه مسلمانان و مسلمان زادگان، که همه خاورميانه ای ها و حتی آنها که قيافه شان شبيه خاورميانه ای هاست.»

«موفق الربيعی نزديکترين دولتمرد عراقی به ايران است. دوئل خامنه ای – بن لادن در عراق، کار را به جايی رسانيد که حتی موفق به فغان آيد که : «متوقف کنيد صدور مرگ را به عراق، جناب آقای خامنه ای!»»

«يچاره دهها و صدهاهزار شهروند ايرانی که کليه می فروشند تا نان بخرند. بيچاره شهروند ايرانی . بيچاره سيد علی خامنه ای. »

سخنی مشابه آنچه در آخر مقاله آمده است را پدر در پی مشاهده گزارشی که بی بی سی از فروش کلیه در ایران آماده کرده بود دلیل می آورد ، می گفت که هیچ در کَتم نمی رود کسی کلیه بفروشد که هزینه تحصیل در بیاورد. من هرچه کردم که بدبختی جماعت نیازمند کلیه را هم یادآوری کنم ، موفق نیوفتاد ، مرتب اصرار داشت که «می دانم اینها را، بدبختی این یکی را نمی شود با آن یکی مقایسه کرد».

هرچی از نوشته قبلی نیما راشدان که در مسلمانی جناب خامنه ای تشکیک کرده بود بدم آمد، این یکی را پسندیدم. همیشه به توجیه کنندگان سیستم فاسد ج. ا. ا. ، گفته ام که برای فهمیدن اینکه چرا یک سیستمی به این حد ناعادلانه مردود است ، نیاز به تفسیر فلسفی نیست. در حقیقت ، تلاشی بسیار می خواهد که چیزی را که عقل یک نوجوان هم متوجه می شود را نادیده بگیریم.(در این مورد بعداً خواهم نوشت)

کار جناب کردان دارد به جاهای باریک می کشد.ظاهراً دانشگاه آکسفورد تحمل گلاب پاشی دارو دسته کردان را به اعتبارش ندارد.

آمریکا با اسرائیل اسلحه برای حمله به ایران نمی فروشد. یعنی حتماً باید این خبر منتشر می شد تا ما بفهمیم یک عده ای این قدر عاشق جنگ هستند؟

نوشته قبلی فرهاد جعفری را ، توصیه می کنم بخوانید.با تمامیت ش موافق نیستم ، ولی به این فکر می کنم که تنها کسی که قادر است دست دایناسور های قم را از حکومت مرکزی کوتاه نماید ، همین پاسدار های «محافظ ارزش ها و اندیشه امام» هستند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: