Posts Tagged ‘بحران’

حقوق انسان

کتاب «حقوق انسان اثر تامس پین» نوشته کریستوفر هیچنز فقید، از سری کتاب هایی است که با عنوان «کتاب هایی که دنیا را تغییر دادند» منتشر شده است و به نوعی بیوگرافی تامس پین، آزادی خواه ایرلندی و از معمارین امریکای نوین است.

این کتاب یکصد و شصت صفحه ای می بایست خلاصه ای باشد آسان خوان برای آشنایی با یکی از بزرگترین آزادیخواهان تاریخ، اما از آنجا که نویسنده کریستوفر هیچنز است، بسیار فشرده و پر مغز از آب در آمده است. کتاب سرشار است از اشارات تاریخی و مقایسه هایی با گذشته. به عنوان مثال در بخش آشنایی با زندگی پین ما قرار است درباره همسرش و زندگی اش در ایرلند بدانیم، اما سر از تمایلات جمهوری خواهانه ملاحانی در می آوریم که به قول هیچنز «اگرچه بروی آبها، به طمع غنیمت سلطنت طلب بودند، ولی بروی خشکی صدای جمهوری خواهی از ایشان شنیده می شد». از این جهت کتاب به غایت خواندنی است.

کتاب با اشاره ای به سرود معروف My Country Tis of Thee که در وصف ایالات متحده خوانده می شود شروع می شود. سرودی که در واقع اولین سرود ملی کشور نوپا شد، در حقیقت ارثیه از انقلاب ژاکوبن های فرانسوی بود. بازگویی تاریخ این سرود در واقع پیگیری تاریخ انقلاب های پی در پی است که سلطنت های هزارساله را در اروپا بر انداخت و آرزوی پی ریزی یک کشور آزاد را در سرزمین های نو در دلها انداخت. در اشاره به شعری دیگر که به صورت پرسش و پاسخ است، انقلاب به را به شاخه ای تشبیه می کند که در امریکا رشد کرده، در فرانسه جوانه زده و صاحب اش امیدوار است آن را در انگلستان بکارد. از همین جاست که به Rights of Man، جزوه ای که موضوع کتاب است اشاره می شود: این جزوه در ابتدا در پاسخ به ادموند برک، فیلسوف ایرلندی که مخالفت خود را با انقلاب فرانسه اعلام کرده بود نوشته شد. تام پین اما دل بسته انقلاب کبیر فرانسه بود و وقتی به آنجا سفر کرد، خود را نماینده مردم امریکا معرفی می کرد. در کتاب به تفصیل به اختلاف آرا برک و پین پرداخته می شود: در یک سو، پین همه گونه تلاشی برای ساقط کردن پادشاهی ها را درست می دانست و در سوی دیگر، ادموند برک در حالی که انقلاب را در بریتانیا واجب می دانست، از انقلاب در فرانسه ابراز ناراحتی می کرد. شاید دلیل ش گرفتن مقرری از ملکه فرانسه بود. برک معتقد بود که انقلابیون فرانسه عوام اند. پین می گفت در سیستم پادشاهی نقصی اساسی وجود دارد به شکلی که حتی فرزندان اضافه پادشاه، سرریز به حساب می آیند و قربانی یک سیستم ناعادلانه می شوند. برک معتقد بود ارتش ها وظیفه شان حفاظت از پادشاهی است. پین معتقد بود حتی پادشاه خوش خیم فرانسه هم یکی از قربانیان سیستم پادشاهی است که نیات خوب او را بی اثر می کند. برک معتقد بود انگلستان به شکل نهایی حکومت رسیده است، پین تا به روز آخر، رویای جمهوری در بریتانیا در سر داشت.

عاقبت کسی با چنین عقاید انقلابی روشن است. پین متهم به اقدامات تحریک آمیز در برابر پادشاهی بریتانیا شد در حالی که دادستانی که به این کار گماشته شده بود به خواهرزاده اش گفته بود پین بیگناه است! در زندگی خصوصی، پین زمانی به نیروی دریایی ملکه پیوسته بود ولی خیلی زود متوجه شد که جای او روی دریا نیست. یک کوئکر از ایرلند، بی شک نمی توانست در انگلستان معاصرش، انقلابی به حساب نیاید. در جوانی یک بار وکالت عده ای از همکاران اش را در مقابل پارلمان بریتانیا به عهده گرفت ولی به دلیل حکمی که بعدا علیه او صادر شد، تصمیم به مهاجرت به ایالات متحده گرفت و در این راه، توصیه نامه ای از بنجامین فرنکلین گرفت. با اینکه از بریتانیا گریخته بود با این حال در مقابل حکم صادره استدلال کرد که حق آزادی بیان فراتر از حیطه قانونگذاری هر شاه یا مجلس است.

به خاطر اوضاع نامناسب بهداشت سفر دریایی، بروی برانکار به فیلادلفیا رسید. تامس پین در سرزمینی که بعدا به ایالات متحده تبدیل شد، یک نیروی قدرتمند برای تغییر اجتماعی بود. طرفدار پروپاقرص لغو برده داری بود، اگرچه هیچ وقت به حمایت از حقوق زنان مشهور نشد. در آن زمان دولت بریتانیا، ایده ساکنین امریکا را مبنی بر «بدون نمایندگی داشتن در دولت، مالیات دهی معنا ندارد»‌را مکررا رد می کرد. عده ای از آوردن نام «جمهوری خواهی»‌ ابا داشتند ولی پین، همه را تهییج می کرد که از فرصت بدست آمده استفاده بکنند.  اعتقاد داشت منتظر زمان مناسب ایستادن برای تغییر، بیهوده است. «عقل سلیم»، جزوه ای که در ۱۷۷۶ با نام مستعار «یک انگلیسی» نوشت، موفق ترین تاریخ کتاب ایالات متحده است. در کلونی دو میلیون نفری، این کتاب با احتساب نسخه های غیرمجاز بیش از نیم میلیون فروخت. هیچنز اشاره می کند که او ایده های انقلابی تازه نداشت و گه گاه برای تقویت خطابه اش، از زبانی انجیلی استفاده می کرد. کاری که برای یک مخالف سرسخت مذهب مسیحی نمی توانست شریف باشد. در جزوه بعدی «بحران» که منبع الهام ملاحان در زمان جنگ با بریتانیا بود، او نوشت «صلح در زمان ما، نمی تواند به هزینه جنگ در زمان فرزندان مان بدست بیاید».

با شروع خواهر دوقلوی انقلاب امریکا، یعنی انقلاب فرانسه که او را در تقابل مستقیم با برک قرار داد، به آن کشور رفت و با استقبال گرم انقلابیون، در مجلس به عنوان نماینده مردم حضور پیدا کرد.  در مجلسی که سرنوشت سران رژیم سقوط کرده را تعیین می کرد، محلی که افراد برای نشستن انتخاب کردند، مبنای نامگذاری سیاسی شد که تا به امروز تکرار می شود: او در سمت راست مجلس نشست و ژاکوبن ها در سمت چپ. در مقابل تقاضاهای اعدام، چنین استدلال کرد که تمایل داشتن به مجازات کردن، برای آرمان آزادی مضر است. با این حال از موافقان محاکمه پادشاه فرانسه بود، اگرچه مخالفت صریح اش را با شکنجه و اعدام اعلام کرده بود. به عنوان عضو بعدی مجلس فرانسه، درخواست فدرالیسم را داشت که باعث خشم انقلابیون جمهوری خواه شد، آنها او را بابت آنچه در «عقل سلیم» نوشته بود، یک نفوذی می دانستند. با جمع آوری ۲۲۰ امضا از اعضای مجلس علیه اعدام پادشاه، هدف خشم ژاکوبن ها قرارگرفت و وقتی «حکومت وحشت» روبسپیر با دستگیری خارجی ها گسترده تر شد، او هم سرانجام به زندان افتاد. برای درک میزان نزدیکی میان دو انقلاب هیچنز یادآوری می کند که تامس جفرسون، رییس  جمهور سوم ایالات متحده، در دفترش در یک سمت اعلانیه استقلال ایالات متحده را نصب کرده بود و منتظر بود که قانون اساسی جدید فرانسه را به سمت دیگر بیاویزد. با این حال، تام پین در زندان کمترین فاصله را با مرگ پیدا کرد. در اتفاقی عجیب، علامتی که با گچ بروی در سلول های کسانی که قرار بود اعدام بشوند می کشیدند، به جای بیرون، بر داخل در کشیده شد و او جان به در برد. بعد از صعود بناپارت، با او ملاقات کرد. بناپارت متملقانه از «حقوق انسان»، جزوه دیگر اش تمجید کرد و گفت می بایست مجسمه هایش را از طلا بسازند. با این حال، پین که در ابتدا از اوحمایت کرده بود، او را فردی خطرناک یافت. کمی بعد تر، پین دوباره به امریکا بازگشت و در این سفر، از سمت راست طیف سیاسی به سمت چپ نقل مکان کرد (درباره هیچنز همواره می گفتند در طول زندگی اش، مسیر عکس را طی کرد).

در بخش های بعدی کتاب، هیچنز در تحلیل روابط میان برک و پین می گوید که پین معتقد بود که به مانند افراد دیگری که از دولت بریتانیا حقوق می گرفتند تا علیه او بنویسند، برک هم یک قلم به مزد بود. اما واقعیت این بود که پادشاهی بریتانیا به دلیل حمایت برک از انقلاب امریکا این قدر به او مطمئن نبود که برای این کار به وی نزدیک بشود. هیچنز در گریزی به آرای مارکس می گوید که تمایلی میان رادیکال ها وجود دارد که برای هر کار افراد، به بدترین انگیزه ها فکر می کنند. با نگاهی به آنچه پین درباره موضوعات اجتماعی نوشت او را یک مساوات خواه می داند که اولین طرح های یک سیستم تامین اجتماعی را پی ریزی کرد. با این حال او را سوسیالیست نمی داند از آنجا که او برابری را در همه حالات تجویز نمی کرد. او مرد دانش هم بود و طرح یک پل را برای فیلادلفیا ریخت. به روایت هیچنز، پل نماد عصر روشنگری است: هم از رنج سختی انسان ها می کاهد و هم روشی برای داد و ستد و ارتباط است. در نگاه تام پین، دولت تنها مجموعه ای قرارداد های تجاری نیست و وظایفی دیگر هم دارد. او همینطور، به درستی پیش بینی کرد که در میانه انقلاب، خطر برکشیده شدن یک ژنرال، که ضد شاه ها را شاهی می کند وجود دارد. رزا لازمبرگ هشداری مشابه را به لنین در نامه ای با نام مستعار داد. بعد ها در مجادلات میان جفرسون و مدیسون، او مخالف عبارت معروف «زمین به زنده ها تعلق دارد» بود. ظاهرا هیچ وقت با ایده «سال صفر» میانه ای نداشت.

از نظر پین، انقلاب انگلستان که مشروطه را برقرار کرد، سرنوشتی تیره داشت به این دلیل که مردم، سرنوشت فرزندان شان را به شاه حبه کرده بودند. برک اما در پیش بینی اش درباره انقلاب فرانسه موفق تر بود. اما این چیزها پین را از همدردی با انقلاب فرانسه باز نداشت، طوری حرف از «محدود» بودن اعدام های انقلاب می زد که انگار خشونت را تجویز می کرد. با این حال، با الهام از سنت جدایی مذهب و حکومت، در فرانسه خواستار جدایی مذهب از سیاست شد که کاملا بر خلاف روند جاری در اروپا برای داشتن کلیساهای حکومتی بود.

در مسایل روحانی، پین مخالف هر گونه مداخله دولت بود. به نظر او دخالت دولتی باعث شرارت بود، انسان ها را به حال خود بگذارید و خودشان به روحانیات شان می رسند. از سخنان نغز خود هیچنز: وجه مشخصه همه مذاهبی که از حمایت قانون برخوردارند (منبع قانون گذاری اند)، آزار و شکنجه اقلیت ها است. حق قانونگذاری را از آنها بگیرید و در چشم بهم زدنی هر مذهبی به نظر معصوم می آید. هیچنز در جایی دیگر به لطیفه ای اشاره می کند: یونیتارین ها، حداکثر به یک خدا معتقدند. البته آنها به سمت عدد صحیح در حال حرکت هستند.

تام پین نقشی اساسی در پی ریزی قانون اساسی ایالات متحده ایفا کرد. قانونی که به شکلی طعنه آمیز و علی رغم تلاش های او، ارزش برده را سه پنجم انسان می شمرد. با این حال، ایده پین را به خوبی منعکس می کرد: قانون اساسی، میثاقی میان همه مردم  است، نه مردم با حاکم. در «حقوق انسان» به تفصیل می نویسد چه قانون اساسی را مد نظر دارد. از منظر اقتصادی او تا حدودی یک یوتیلیتارین بود و از منظر فایده گرایانه می گفت نگاهداری کلونی ها پر هزینه است. موافقت ش با گسترش داد و ستد میان ملت ها او را دشمن امپریالیسم می کرد. در رویای آینده نگرانه، سازمانی با حضور ملل مختلف همچون سازمان ملل را تصور کرد.

در بازگشت به ایالات متحده، با انتشار «عصر خرد» بسیاری را از خود رنجاند. جان ادمز، دومین پرزیدنت ایالات متحده، او را  به خاطر نفی انجیل، غیر قابل اعتماد می دانست. پین در جزوات اش، مکررا نوشت که هیچ کدام از ادیان  را قبول ندارد و عقل خود را، مذهب خود معرفی می کرد. ادیان ابراهیمی را دروغ هایی می دانست که برای سرکوب و کلاهبرداری از مردم ساخته اند. در تمامی عمر، یک دئیست (Deist) باقی ماند. اما او انسان ها را تجلی خدا می دانست. مکررا «وحی» را به عنوان روش شناخت رد کرده و معجزات و متون مقدس را قلابی می دانست. به گفته هیچنز سخنان او زمانی ارزشمند می شود که دقت کنیم کلیسای انگلیکن (کلیسای رسمی بریتانیا) تا همین چند دهه پیش، شکاف بین فقیر و غنی را خواست و اراده خداوند معرفی می کرد و در سرودهای کلیسا به کودکان آموزش می داد. اما این حرف های صریح دوستان اش را رنجاند. بنجامین راش معتقد بود اگر او درباره مسیح و انجیل چنین فکر می کرده، نبایستی از اوتوریته انجیل برای پیشبرد جزوات انقلابی اش استفاده می کرد.

سالهای پایانی، سلامت اش به شدت افول کرد و شایعات مبنی بر الکلی بودن اش را دامن زد. در آخرین رای گیری عمرش از رای دادن محروم شد چون مسئول صندوق اعتقاد داشت نویسنده «عقل سلیم» نمی تواند یک امریکایی واقعی باشد! به مانند دیوید هیوم، در مقابل اخاذی اخلاقی کشیش ها تسلیم نشد و وقتی در روزهای اخر عمر، دو کشیش برای ملاقات اش آمدند تا از او بخواهند آنچه درباره مسیح گفته را پس بگیرد و تقاضای آمرزش کند گفت « من با شما هیچ کاری ندارم. بفرمایید بروید. روزتان بخیر.» با اینکه از مناسک و مراسم تنفر داشت، جسد ش توسط ویلیام کوبت به انگلستان بازگردانده و در مراسمی به خاک سپرده شد.

این ایرلندی پر شور، با اینکه نامش میان پدران پایه گذار نیست، بیش از همه شان، توسط پرزیدنت های ایالات متحده از او نقل قول شده است. پرزیدنت روزولت پس از حمله به پرل هاربر، در نقط اش از جملات معروف «بحران» شروع کرد: این ایام زمان آزمایش روح انسان با دشواری هاست.بعد تر حتی ریگان هم از متن او کش رفت.

 

با خواندن روایت برانگیزاننده هیچنز از پین، دشوار است از ایده بگذریم که سرنوشت انقلاب امریکا، با کمک افرادی چون او، از سرنوشت خواهر دوقلویش در فرانسه بهتر شد. اما از این فراتر، لزوم ظهور شخصیتی برای انقلاب است که بی تکیه بر منابع رایج، ایده های دموکراتیک را به عامه منتقل بکند. مقایسه میان انقلاب ناکام مشروطه با انقلاب امریکا، عبرت آموز است. شاید ما می بایست بیش از همه چیز، یک تام پین داشته باشیم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: