Posts Tagged ‘خاتمی’

…هم الغالبون

رییس جمهوری که ۶۳درصد رای آورده باشد قاعدتا می بایست آخرین نگرانی ش تحزب باشد ، به زبان ساده این مقدار رای یعنی یک بلوک کامل سیاسی. با این مقدار رای می شود هم مجلس را گرداند و هم می شود هر گونه مخالفت سیاسی را ساکت کرد. با این حال کشوری هست که ریاست جمهوری ش با ادعای ۶۳ درصد رای ، مهم ترین موضوع ش تک حزبی کردن مملکت است. در همین کشور ، رییس جمهوری که با تقریبا همین مقدار آرا قبل تر بر سر کار بوده ولی صندلی را وقت نشستن از زیرش کشیده اند ، ناراحت شده و نصیحت کرده که شاه مخلوع این کشور که او هم از قضا مخالفین خودش را در ردیف «خس و خاشاک» می خواند هم در سالهای منتهی به سقوط ش ، از همین ساز ها کوک می کرد. این رییس جمهور سابق به نظرم موضوع را اشتباه فهمیده ، چون اصلا ایشان مخاطب بحث رییس جمهوری کنونی نبوده اند ، احزاب حامی ایشان مدتی ست که درو شده اند  و رییس جمهوری کنونی همه شان را یک جا خرید و فروش می کند. حرف های بحث برانگیز ریاست جمهوری کنونی بیشتر اعلام برنامه بوده : با قانون تجمیع انتخابات تا سال ۹۰ خورشیدی انتخابات نداریم ، بعد هم انشالا مصداق «هم الغالبون» را نشان همه شان می دهیم.

قبل تر هم نوشتم که انتخابات ریاست جمهوری دهم ، پایان صندوق رای در جمهوری اسلامی بود ، اما نه فقط برای اصلاح طلب چی های سابقا حکومتی ، بلکه برای همه. عده ای دوست ندارند چنین چیزی را باور کنند. ایرادی ندارد ، اگر جمهوری اسلامی برپا بود (با دعای خیر وزرای سابق خارج نشین ش) ، فرصتی می شود که ببینیم مخاطب تک حزبی کردن ،ریاست جمهوری سابق بوده است یا محافظه کاران و شرکای کودتاچی. دلیلی ندارد وقتی شلوغی رفع شده و فتنه خاموش شده ، همه برای گرفتن سهم شان صف بکشند. این رییس جمهور به اندازه دو سه انتخابات بروی هم رای از مردم گرفته است. در جمهوری اسلامی همه چیز کیلویی ست ، حتی رای.

این نوشته پیشتر در خودنویس منتشر شده است.

سکولاریسم سیاسی

محمد رضا خاتمی نامه نوشته به احمد خاتمی ازش گله کرده که چرا اونها رو متهم به براندازی کرده. جالب هست که در تمام نامه اش ، هشدار و انذار بر مبنای عقوبت دنیوی است و بعد اخروی:

«امیدواریم شما به اندازه کافی مدرک و سند برای پاسخگویی در آینده ای نه چندان دور در محکمه همین دنیا که باید حاضر شوید داشته باشید و امید واریم در آنجا به آیه 67 سوره 33 قرآن مجید تمسک نجوئید . البته محکمه عدل الهی که جای خود دارد .»

ظاهرا خاتمی چی ها دیگر امیدی به برگشت به پارادایم عقوبت و پاداش اخروی ندارند. آبروریزی به حدی شده که بی خیال همه ادعاهای برتری آن دنیا به این دنیا شده اند. این سکولاریسم سیاسی که می گویند مقبول هست از سوی روشنفکری دینی و با سکولاریسم فلسفی تومنی صنار فرق دارد همین هست؟

جان لاک و مردی که از بردن نامش شرمنده بود

آقای خاتمی  در جمع اقلیت های مجلس ، از انتخابات آزادتر سخن گفته اند. اگر در این سرای کس است ، بدین یک اشارت بس است. اما برای من جالب بخش دفاعیه خاتمی از خودش هست:

ایشان فرموده اند که بنده در نقد لیبرال دموکراسی در کتاب ام نوشته ام. بعد هم ملتمسانه گفته اند که می شود فلسفه سیاسی نوشت و نام لاک را نبرد؟

حالا اینکه لیبرال دموکراسی را نقد کردن لابد وظیفه اسلامی ست را خودتان از لابلای خطوط می توانید بخوانید ولی جالب خواهد بود که دقت کنید که ایشان بابت بردن نام لاک در کتاب اش عذرخواهانه می گوید نمی شد نبرم! برای کسانی که تفریح ذهن می خواهند خوب خواهد بود که جستجو کنند که این جان لاک کیست که بیش از صد سال از مرگ ش ، آوردن نام ش هم اسباب ترس و وحشت می شود.

خط اغتشاش

برای ثبت در تاریخ : نتیجه سخنان خاتمی مبنی بر جدا کردن خط خود از خط اغتشاشگران :  دو بخت برگشته را به دار آویخته اند.

امیدوارم که جناب خاتمی خوشحال شده باشد که خط ها دارد جدا می شود.

کسانی را گرفته اند و احتمالا هیچ کس ، حتی دادستان جلاد یا رهبر هم دقیقا نمی داند چند نفرشان را اعدام خواهند کرد. قطعا همه را اعدام نخواهند کرد ، چند تایی ابد می گیرند تا معلوم شود که سازش بی نتیجه هم نبوده. در عین حال هیچ کسی هم نباید از خود بپرسد که اگر یکی مجازات ش اعدام است ، چرا بقیه نباشد. البته اگر مدتی در ایران زنده بوده باشید (شرم ام می آید نام ش را زندگی بگذارم ) ، می دانید که همه چیز به خواب شب قبل میرغضب بستگی دارد.

از این فضای هولناک فاصله بگیرید و در ذهن تان تصورش بکنید : یک عده ای در بند اند ، خود حاکم قادر مطلق هم نمی داند چند تایی شان عمرشان به دنیا نیست. شما را یاد کجا می اندازد؟ حکومت های سلطانی قرون میانی؟ اشتباه نیامده اید ، اینجا حکومت اسلامی ایران است.

معما

برای من یکی تقریبا مسجل شده که تا پایان هفته یکی از سران فتنه رو دستگیر می کنند. خاتمی مصونیت داره به دلیل اینکه از اول هم توی دستشویی سازمان ملل حسابی آشنا و رفیق پیدا کرده. کروبی هم تیم محافظاش قاتی اند ، نزدیک بشن تبدیل به فیلم های هالیوودی می شه ، می مونه نخست وزیر جنگ که هرچی آدم نگاه می کنه می بینه ایده آل دستگیر شدن و محاکمه هست.

شما چه فکر می کنید؟

داشتم با خودم فکر می کردم ، برای اینکه در نگاه جامعه ایرانی ، دارای منزلت بمانید ، لازم نیست که مثلاً همواره دادخواه بشریت باشید ( احمدی نژاد سنگ بشریت را به سینه می زند ، خاتمی هم هرگز سخن از نجات بشریت نگفت ، هر دو هم کار خود را کردند ) ، یا مثلاً لازم نیست که پولدار یا بی پول باشید ( هاشمی رفسنجانی مثال گروه اول و احمدی نژاد مثال گروه دوم ) و اصلا ً حتی لازم نیست که ناطق خوبی باشید ( خاتمی بهترین ناطق تاریخ جمهوری اسلامی ست و احمدی نژاد ، احتمالاً بد ترین ایشان ) . تنها شرط لازم برای حفظ چهره ای مثبت از خود لازم است ، نوعی خصلت پهلوانی ست. فرمی تنزل یافته از سلامت نفس ، یک تعبیر سنتی از پاکدامنی سیاسی. نمی دانم نام ش چیست. ولی می توان توضیح ش بدهم: به خواندن ادامه دهید

کیش و مات شطرنج سیاسی ایران

صفحه شطرنج سیاسی ایران ، با خروج خاتمی به مراتب واضح تر شده است. خاتمی در یک حرکت ناپلئونی حریف ، کیش و مات صحنه را ترک کرد ، گرچه خودش هم چندان از اوت شدن ناراحت نبود : در ایران رییس جمهور شدن هم با تعارف و بفرما همراه است.

محتمل است که خاتمی با خلف وعده و ورود به عرصه انتخابات میر حسین ، متوجه گاوبندی شده و مختصر آبروی باقی مانده را خرج تنور سیاسی نظام نکرده باشد ، یا شاید هم اساساً به قول پدرمان به دنبال یک در-رو بوده است.

واکنش رمانتیسیست های خاتمی چی بسیار جالب توجه است : امثال بابک داد که تا دیروز صبحت از تقسیم پست و مقام ها و استراتژی برای دولت خاتمی می کرد ، امروز هم بدون آوردن خم به ابرو ، صبحت از فعالیت انتخاباتی خاتمی می زند و از سیاست وقاحت یا وقاحت سیاسی استفاده می کند. نورسیدگان روزنامه نگار این طیف ، حسابی آب و روغن قاطی کرده به حال قهر به نزد عبداله نوری رفته اند ، فراموش کرده اند که تا دیروز صبحت از عبداله نوری ، باعث ناله و فغان و اتهام زنی خود ایشان می شد ، از این باب ، نشان دادند که انصافاً از بسیاری از سیاستمداران نظام «سیاسی» تر اند.عده ای هم عاقلانه به صحنه می نگرند و بی رو دربایستی سخن از معامله میر حسین با بیت برای تضمین سلامت انتخابات در قبال حذف نامزدی که رهبری صریحاً بارها از کاندیداتوری منع اش کرده بود ( خاتمی ) می زنند و توصیه به کنار کشیدن از این مهلکه سیاسی-اخلاقی می کنند ، یا بی تعارف ، یا با کاندیدا کردن نوری که روشن است از صافی رد نمی شود.

البته برای این نتیجه گیری بسیار زود است و تقریباً برای من هم مسلم است که صحنه انتخابات ، هنوز کاندیداهای جدید تری به خود خواهد دید ، ولی خیال می کنم که جمهوری اسلامی از یک نبرد دیگر هم پیروز بیرون آمد : اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، شورای نگهبان مجبور به حذف کاندیداهای دو حزب مجاهدین انقلاب و مشارکت شد ، این بار یک مرحله جلوتر ، خود فعالین سیاسی این گروه ها ، با دخیل بستن به میر حسین و ندانم کاری بی پایان و رویاپردازی بلاهت بارشان ، به دست خود تمامی کاندیداهای اصلاح طلب را حذف کردند.

کروبی به وضوح صبحت از تابعیت از رهبری زده است. احمدی نژاد نیاز به توضیح ندارد ولی ، میر حسین هم ظاهراً در توافقی وارد صحنه شده که در صورت جذب آرا ، امکاناتی برابر احمدی نژاد ( صدا و سیما ، تیم وزارت ) به او تفویض شود. به زبان ساده ، رای دهندگان ، تنها و تنها حق انتخاب از یکی از کاندیداهایی را دارد که حتی قبل از شورای نگهبان ، خودشان علنی و واضح صبحت از تبعیت از ولی فقیه کرده باشند. شما خودتان به ته لیست امثال قالیباف و رضایی یا هر سرداری با همین قد و قواره را اضافه کنید.

رهبری ایران ، نشان داده که به هیچ وجه ، در شرایط حساس کنونی ، تمایلی به بازی کردن ندارد و ریاست جمهوری ثابت قدم و «همراه» می خواهد تا روز های سخت پیش رو را بی سروصدا بگذرانند. اگر نارضایتی انباشته شده طبقه شهری که خواسته هایی عموماً سیاسی دارند را به حساب نیاوریم ( آنطور که تاریخ نشان داده می شود به حساب نیاورد ) می شود گفت تصمیم ، کاملاً به جا و در جهت منافع رهبری ایران بوده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: