Posts Tagged ‘رکسانا صابری’

قبادی و گربه های ایرانی ش

فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» را دیدم. منتظر یک کار در حد و اندازه های «لاک پشت ها هم پرواز می کنند» بودم که به واقع از شاعرانه ترین فیلم هایی بوده که دیده ام. به همین دلیل در ابتدای کار بازی آماتور اشکان و نگار توی ذوق ام خورد. اما خیلی زود چشمان بیننده به سرگردانی دوربین رضایت می دهد و از این جاست که همراه دوربین قبادی می شوید تا روایتی شیرین و تلخ از ایران امروز ببینید.

داستان فیلم برای همه آشناست ، نوجوانانی که می خواهند از تسلط رو به زوال جامعه شان فرار کنند و آنچه دلشان می خواهد انجام دهند. در وصفی دقیق تر، فیلم نامه تنک است ، شاید انتخاب قبادی این بوده که هویت این فیلم را موسیقی اش به آن بدهد نه  فیلم نامه. این کاری بسیار خطرناک است ، لااقل من بسیار نادر پیش آمده که چنین تلاشی از یک کارگردان ببینم و بپسندم. چیزی همچون موزیکال های قدرتمند سینما. اما قبادی قماری موفق کرده است. نتیجه شگفت انگیز است. از ورای خامی و نابازیگری اشکان و نگار ( که خود قبادی هم در ابتدای فیلم از زبان مدیر استودیو به آن اقرار می کند ) و همین طور بازی بدیع حامد بهداد که گاهی اندکی «زیادی» ست ، یک جشنواره موسیقی جلوی چشمان شماست که علی رغم زبان انگلیسی خوانندگان ش، به شکلی غریب ایرانی ست.

قبادی فیلم را با رعایت خطوط هر روز گسترش یابنده قرمز ارشاد ساخته است ، این در جای جای فیلم واضح است ، با این حال بخت این را نیافت که همچون منی را در ایران از این انقلاب ساکت موسیقیایی ایران با خبر کند. چندی قبل ، ویدیویی منسوب به برادر یک گیتار زن ایرانی در یوتیوب نزدیک به یکصد هزار هیت داشت ، که هیچ نداشت و روی صندلی و در محفل دوستی اجرا شده بود.  روح «چس-ناله» گر ایرانی ام مرتب فغان می زد که سوای  روبناهایی که جمهوری اسلامی تخریب کرد ، زیربنایی چون هنر که بی رحمانه توسط یک رژیم واپسگرا مورد تحقیر و تحدید قرار گرفت لابد نابود شده تا حالا. استدلال هم می آوردم که دهه چهل و پنجاه ایران در تب گوگوش و ابی و ویگن و سیاوش و دهها ترانه خوان و هنرمند می سوزد و سه دهه بعد از انقلاب شوم بهمن ، نهایت زایایی موسیقی ایران «بنیامین» است.

همه اینها با دیدن قبادی و گربه های ایرانی ش رنگ باخت و جایش را به امیدی روشن داد: جشنواره قبادی شما را از میان هزارتوی انقلاب موسیقی رد می کند که احتمالا هرگز از وجود ش خبر نداشته اید و آن استعداد ناب و کشف نشده ای که فکر می کردید دیگر نخواهید یافت را از جلوی چشمان تان رژه می برد. با دیدن این فیلم مطمئن شدم ایران هنوز چشمه جوشان استعداد هنری و موسیقی ست. امیدوار شدم که همه تخریب آگاهانه اسلامیست ها، تنها سطح را خراشیده و به عمق نیامده است. از همه مهم تر دوباره مطمئن شدم که جمهوری اسلامی مدتی طولانی ست که دوران ش به سر آمده ، چه از منظر سیاسی و چه از منظر اجتماعی. حالا روشنفکران دینی بنشیند در لندن و ویرجینیا در حد و مرز های ولایت ( بخوانید حقیر پنداشتن مردمان )  و راهکار های نجات جمهوری «اسلامی» بحث و تبادل نظر کنند.

در کل به نظرم آمد که آنچه توسط جمهوری اسلامی رسمی و غیر رسمی، به عنوان موسیقیدان عرضه می شود ، بدلی ست که از سر اجبار برای از صحنه راندن هنر ناب ، جمهوری اسلامی بر صحنه اش «می گرداند». برای همین از نظر من مهم نیست که نامجو امروز چه می خواند و چقدر «ساختارشکن» شده ، از دید شخصی من او نماینده همین «خوانندگان مجاز» است که برای زمانی دراز حق دیگران را از جمله همین دخترکان و پسرکان زبردست ضایع کرده است. شخصا او و همانند او را نبخشیده و نمی بخشم. أنها بخشی از دلیلی هستند که این گروه دیگر هرگز دیده نمی شوند.

حتما شما هم در جشنواره موسیقی بهمن و گربه هایش شرکت کنید ، خودش گفته که چون ایران اجازه عرضه فیلم ش را نیافته همه حق دارند آن را ببینند ( «سنتوری» ها عبرت بگیرند).

Advertisements

جمهوری ناممکن ها

نمی دانم بدذاتی ام است یا رقت قلب ، ولی برای بهمن خان قبادی بیشتر از رکسانا خوشحالم که آزاد شده است. شاید به خاطر نامه سراسر احساس بهمن بوده. فرصت نمایش احساسات هم حتی از رکسانا دریغ شد.

حالا با این حکم ، چند مسئله جالب اثبات شده :

1. در این مملکت همه چیز چانه ای است ، می شود امیدوار بود که مثلا ً وقتی 4 نفر را به قتل برسانید و مطابق قوانین اسلامی به 4 دیه محکوم شوید ، اگر پافشاری کنید ، یکی دو تایش با ببخشند. به همین قیاس می شود امیدوار بود که وقتی جاسوس کشوری دیگری می شوید ، اگر گرفتار شدید ، یک مقداری چانه بزنیم ، محکومیت مان سبک شود

2.نسبت ها در این مملکت معنا ندارد ، جناب موسویان متهم به فروش اسناد محرمانه می شود ، بعد ش مدعی العموم ش ازش رسما ًعذر خواهی می کند ، رکسانا را اول 8 سال زندان می برند ، بعد آزاد می کنند . قبوض جریمه رانندگی تان نیم میلیون تومان است ، اولین اعتراض نصف ش می کند.

3.قوه قضاییه واقعا  ًمستقل است ، منتها از منطق.

برای رکسانا

از مزایای به زندان افکندن یک جاسوس که این قدر بی عقل بوده که برای مسایل امنیتی مانند حقوق زنان و تبعیض های جنسیتی ، رفته بوده و در مملکتی که برای کارت بسیج هم فیها خالدون ات را می گردند ، درخواست کارت خبرنگاری داده بوده ، یکی اش این است که همه دنیا تصویری مورد نیاز موافقین سیاست اشغال نظامی علیه ایران را در ذهن مجسم می کند :

ایران گروگان گیر

به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: