Posts Tagged ‘ف م سخن’

آنچه می خوانیم

سخن عزیز لطف کرده و به نوشته کوتاه من درباره مطلب آخر جناب قائد لینک داده است. اشاره ش به این بوده که گاهی اوقات کوتاهی مطلب انگیزه بیماری سو مصرف وبلاگی ست. می دانم که نوشته سخن خودش طرح سوال است تا اینکه جوابی داده باشد. و می دانم که این گفتگو تا حدی دو طرفه میان او و یک خواننده وبلاگ ش بوده است. با همه این حرف ها هیچ دلیلی نمی بینم که وسط بحث شیرجه نزنم.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

تبادل فرهنگی

آقای سخن ( چقدر کیف دارد اکتشاف مان را به رخ دیگران بکشیم ) لطف کرده و نوشته قبلی من را در مورد کشکول صد و یکم در وبلاگ اش منعکس کرده است .

با دفاعی که سخن از نوشته قبلی ش کرده است قانع شدم. گرچه از اول هم سخن را ناسیونالیست نمی دانستم ،‌یعنی تعریف ش از ناسیونالیسم را مضر نمی یابم. لو اشتراوس نظریه پرداز مرموز آمریکایی می گوید که چسب اجتماعی می بایست که از مذهب یا خاک یا زبان یا چیزی انتخاب شود که چتری پوشاننده و هویت دهنده به ملت ها باشد. حالا که قرار است چسب استفاده کنیم بهتر است یک چیزی باشد که امثال من بهش آلرژی نداشته باشند.

از سوی دیگر تجربه شخصی من هم حاکی از این ست که زبان فارسی ،‌محدوده ای به مراتب وسیع تر از خطوط مرزی امروز ایران زمین دارد. اگر قرار ست که کشور های حول ایران تحت تاثیر باشند ،‌به مراتب بهتر است که این مسله در تبادل فرهنگی باشد تا صدور اسلحه و بمب.

دو موردی که خوب به خاطر دارم :

دختری اهل ترکیه که راهنمای تور ما بود سال ها قبل ،‌وقتی که صحبت مولوی شد ،‌به شوخی ازش پرسیدیم که رومی ( با وجود اینکه به فارسی تسلط داشت و دانش اموخته این زبان بود ولی اصرار داشت به این نام صدایش کند ) ایرانی بود یا ترک؟‌ بعد از لبخندی تسلیم شد و گفت که ایرانی. البته که در واقع مفاخر ادب و علم به نظر من متعلق به بشر اند نه ملتی خاص.

دومی دختری پاکستانی الاصل که در دوبی درس خوانده و متوجه شدم که پدرش که اهل مرکز پاکستان هم هست ،‌ به فارسی کاملا مسلط است. ظاهرا زبان ایرانی فقط در هند امروزی ریشه ندوانیده است.

در نظر من آنچه نالازم آمد ، برداشت احتمالی از تعبیر خانه پدری بود.

باز هم از پاسخگویی جناب سخن کمال تشکر را دارم

یکصد و یک امین کشکول سخن

کشکول جناب سخن با کش و قوس فراوان به نسخه صدم رسید و سیل تبریک سرازیر شد. ما از آن بچگی مان هم از این مراسم و یادبود ها خوشمان نمی آمد و استرس می گرفتیم. از سویی به قدری دست توی کار تبریک و نقد نویسی به جهت صدمی زیاد شد که تصمیم ما بر این شد که قضیه به قول جوانان برومند ایران زمین ٫‌خز شده است.

برای همین صبر کردیم تا کشکول صد و یک ام را ببینیم و به مناسبت ش چیزی بنویسیم :

به خواندن ادامه دهید

جایی برای رشد کردن

سخن بعد از برگشت سرزده اش و نوشتن یک خطی که خوب است و نمی تواند توضیح بدهد که چرا غیبت داشته ،یک مطلبی نوشته و در آن در مورد اینکه چطور می شود یک عده که وبلاگ هایشان تنها مجرای ارتباطی شان با یکدیگر است ، این قدر برای همدیگر دل نگران بشوند از خود سئوال پرسیده و به زعم خودش هم پاسخی داده.

به خواندن ادامه دهید

کجاست سخن؟

ظاهراً همه یواش یواش دارند به نتیجه ای که من خیلی وقت پیش رسیدم می رسند : اینکه ف م سخن نیست.

البته آخرین باری که نوشت ، آگاهانه نوشت که به علت مسافرت ، کشکول با تاخیر نوشته خواهد شد.دقیق ش را بخواهید فکر کنم نوشت هفته آینده ( در آن موقع ) منتشر نخواهد شد. البته همه افراد فعلاً دارند به بدترین سناریو ها فکر می کنند. دلیل هم کم نیست ، گویا بدون هیچ توضیحی لینک کشکول را برداشت. خود او از رفتن خبر داده بود . یک مقداری هم سطح فعالیتی مخالفان ش زیاد شده بود.

اما نظر من را می خواهید ؟ من فکر می کنم که از دو حالت خارج نیست ، یا جناب سخن ، به قدری پنهان کاری کرده بود ، که حتی مثلا خانواده ش هم نمی دانستند که او کیست ، و متاسفانه فوت شده اند. یا اینکه به دست ج. ا. افتاده است. می بینید که در قیاس با بدبینی دیگران، گزینه دستگیر شدن ش خیلی هم بد نیست. اقلاً زنده بودن اش تضمین می شود. به نظر من ، احتمال اینکه ایشان فوت شده باشند ( نه زیر شکنجه ، بلکه به دلیل بیماری ) کم نیست.

امیدوارم که سلامت باشند و هر دو پیش بینی من غلط از آب در بیاید. سخن عجیب می نوشت ، اما نبودش باعث دلتنگی ست.

پی نوشت : پیش بینی من خوشبختانه غلط بود ، سخن سالم است و دوباره می نویسد ، در گویا.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: