Posts Tagged ‘مجید توکلی’

مجید توکلی در سال نو

دل آدم از دریا دلی مادر مجید توکلی آب می شود و از لطف مجید های دیگر خجل. مادرش می گوید که امسال فرزند ام زندان بود ولی مجید های دیگر آمدند و بازدید عید کردند. درود بر آنها. فراخوانی که در وبلاگ های فارسی منتشر می شد، از وبلاگ های «سبز» دعوت کرده بود که از دلجویی و پیام تبریک عید به خانواده کشته شدگان و همین طور زندانیان این روزها، حمایت کنیم. این وبلاگ سبز نیست، نه اینکه نخواهد باشد، تفسیر سبز بودن ظاهرا این قدر غریب و وسیع شده که نگارنده ترجیح می دهد این نام مبهم را برنگزیند و به جایش وبلاگ معترض به وضع موجود بماند و از این حرکت تحسین برانگیز حمایت کند.

مجید توکلی را آزاد کنید.

شجاعان و دیکتاتور

مجید توکلی نوشته ای جدید از داخل زندان منتشر کرده و نقاط ضعف و قوت این جنبش را بررسی کرده است. اسباب شرمندگی ست که برای آزادی ش جز تمدید نامش بر وبلاگ کار دیگری نمی توانم بکنم

مجید توکلی را آزاد کنید

مجید توکلی را آزاد کنید

یک ماه قبل وقتی نوشته بلند بالای مجید توکلی را خواندم بسیار افسوس خوردم که منتشر کننده ش چرا اقلا نامی برایش انتخاب نکرده و با کمال بی سلیقگی یادداشت منتشر نشده نام گذاری ش کرده ، انگار که دور از جانش ، فوت شده و حالا این یک نوشته آخر باقی مانده. خوشبختانه با توجه به نگاه رسانه های بین المللی که به سوی او برگشته شانس از میان برداشتن ش در زندان بسیار کم است. اما خوب نوشته اش آنطور که باید و شاید خوانده و منعکس نشد یا لا اقل من ندیدم.

در این نوشته جدید مجید توکلی فاجعه کهریزک را در پی تیر۷۸ می شمارد که چندان هم دور از ذهن نیست.او در زندان هم فعال است و سربلند.

توصیه اکیدم این ست که وقت بگذارید و نوشته اصلی ش به تاریخ ۶ خرداد ماه را بخوانید . من اگر قرار باشد عنوانی برایش انتخاب کنم ، می نویسم : مانیفیست انقلاب ،یا دفترچه راهنمای براندازی.  طبیعی ست که کسی مثل آقای مهاجرانی بداند و بفهمد که خارج از چارچوب آپارتایدی ولایت فقیه نمی تواند نقشی مطلوب خودش در ایران فردا داشته باشد. انتظار خلاف این داشتن خوش خیالی و ندیدن واقعیت های تاریخی ست. همین طور قابل درک است که جناب کدیور به دنبال جمع کردن مقلد باشد ، بی شک او نهاد روحانی خود را که نابود نخواهد کرد. بنابراین می بایست برای یافتن نقشه راهی که به ایرانی عادلانه تر و برابر تر برای همه منجر شود در جایی دیگر جستجو کرد ، احتمالا میان جنبش دانشجویی. جنبش دانشجویی در ذات رادیکال است (امیدوارم که لازم نباشد فرق های میان رادیکالیسم و بنیادگرایی یا خشونت گرایی را اینجا یادآوری کنم). اما به شخصه همیشه به دیده شکاک به تئوری های این جنبش ها نگاه کرده ام ، به دلیل خطری همیشگی که ایشان و آرایشان را تهدید می کند : ایده آلیسم. به همین دلیل خط به خط مانیفیست انقلاب توکلی ، در نگاه نویسنده این سطور با کمال بدبینی خوانده شده است. با این حال در پایان نوشته تنها توانستم به نبوغ سیاسی نویسنده درود بفرستم و واقع بینی شجاعانه ش را بستایم. مجید توکلی امروز شباهتی غیر قابل انکار برای شخص من با اکبر گنجی پیدا کرده است. او هم از زندان آنچه را می نویسد که لابد قرار است با اختلاف زمانی مابقی مخالفین این نظام بپذیرند. اکبر گنجی البته این شانس را نداشت که در برهه ای تاریخی مانیفیست ش را خطاب به ایرانیان بنویسد.

مجید توکلی در این نوشته صراحتا از براندازی سخن می گوید و لکنت زبان دیپلماتیک که خصیصه اصلاحات چی های سابقا حکومتی ست را نفی می کند. او علاوه بر به رسمیت شناختن تنوع فکری این جنبش ، بر لزوم حفظ اتحاد انگشت می گذارد. نوشته مجید توکلی یک رویابافی بلندپردازانه نیست و در جزییات ساده ای همچون چگونگی برقراری روابط ارگانیک میان اجزا جنبش هم وارد می شود.

بدیهی ست که نویسنده این سطور با مجید توکلی هم عقیده است که نوشته او در جزییات دارای کاستی ها و نقایصی در استراتژی ست. اما اولا بحث ش می بایست بماند برای وقتی که او از زندان به در بیاید و دوما این کاستی ها و نقایص کلیت استدلال نوشته او را تهدید نمی کند.

با اینکه می دانم برای این کار دیر است به احترام او اولا به مدت یک ماه نام وبلاگ ام را به تیتر این نوشته عوض خواهم کرد و از همه کسانی که نوشته او را واقع بینانه می بینند دعوت می کنم چنین کنند. دوما در فرصت هایی دیگر تلاش خواهم کرد به نوشته او بیشتر بپردازم.

این نوشته پیش تر در خودنویس منتشر شده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: